◄ تهران در مسیر فرسودگی شهری | وقتی بی نظمی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می شود
توسعه شهری تنها با ساخت بزرگراه و افتتاح پروژههای جدید محقق نمیشود؛ شهری که از نگهداری زیرساختهای موجود ناتوان باشد، بهتدریج کیفیت زندگی شهروندان خود را از دست میدهد.
توسعه شهری تنها با ساخت بزرگراه و افتتاح پروژه های جدید محقق نمی شود؛ شهری که از نگهداری زیرساخت های موجود ناتوان باشد، به تدریج کیفیت زندگی شهروندان خود را از دست می دهد.
به گزارش سرویس اقتصادی تین نیوز، تهران، پایتخت ایران، با وجود برخورداری از زیرساخت های گسترده شهری، شبکه بزرگراهی، خطوط مترو و ظرفیت های اقتصادی قابل توجه، با نشانه هایی نگران کننده از فرسودگی کالبدی، آشفتگی ترافیکی و کاهش کیفیت خدمات عمومی مواجه است؛ نشانه هایی که این پرسش اساسی را مطرح می کند: آیا تهران در مسیر توسعه پایدار حرکت می کند یا به تدریج به الگوی کلان شهرهای پرتراکم، فرسوده و کم نظم نزدیک می شود؟
سهیل مهدیخانی، فعال و کارآفرین حوزه حمل ونقل و اقتصاد دیجیتال، در یادداشتی تحلیلی با اشاره به وضعیت معابر، تجهیزات ترافیکی و حمل ونقل عمومی پایتخت، نسبت به عادی شدن بی نظمی شهری هشدار داد.
وی معتقد است مسئله امروز تهران صرفاً ترافیک، آلودگی هوا یا کمبود امکانات نیست؛ بلکه مجموعه ای از نارسایی های به ظاهر کوچک، در کنار یکدیگر، تصویری نگران کننده از کیفیت مدیریت و نگهداری شهر ایجاد کرده اند.
از خیابان های فرسوده تا تجهیزات شهری رهاشده
مهدیخانی با اشاره به وضعیت بخشی از معابر پایتخت اظهار داشت: «وقتی شهروند هر روز با آسفالت آسیب دیده، خط کشی های محوشده، تابلوهای فرسوده راهنمایی و رانندگی، پیاده روهای نامناسب و تجهیزات شهری معیوب مواجه می شود، طبیعی است که نسبت به کیفیت مدیریت شهر پرسش داشته باشد. مسئله فقط ظاهر شهر نیست؛ این وضعیت مستقیماً بر ایمنی، آرامش و کیفیت زندگی مردم اثر می گذارد.»
به اعتقاد وی، یکی از مهم ترین شاخص های توسعه یافتگی شهرها، نه تعداد پروژه های افتتاح شده، بلکه کیفیت نگهداری و بهره برداری از زیرساخت های موجود است.
وی افزود: «شهری که برای احداث یک پروژه هزینه های سنگین می کند اما برای نگهداری اصولی همان پروژه برنامه مؤثری ندارد، در واقع سرمایه عمومی را به تدریج مستهلک می کند.»
موتورسیکلت ها؛ نشانه یک مسئله بزرگ تر
یکی دیگر از موضوعات مورد توجه در این تحلیل، افزایش حضور موتورسیکلت ها در معابر و گسترش فعالیت های حمل مسافر و کالا با این وسیله نقلیه است.
مهدیخانی در این باره گفت: «موتورسیکلت به یکی از ابزارهای اصلی جابه جایی در تهران تبدیل شده است. حضور گسترده موتورسیکلت ها در خیابان ها، پیاده روها و حتی برخی مسیرهای ممنوعه، صرفاً یک مسئله انتظامی نیست؛ بلکه باید آن را نشانه ای از مشکلات ساختاری در حمل ونقل، اقتصاد شهری و پاسخ گویی به نیازهای واقعی شهروندان دانست.»
وی تأکید کرد که برخورد انتظامی بدون ایجاد جایگزین مناسب، نمی تواند به تنهایی این وضعیت را اصلاح کند.
به گفته وی، زمانی که حمل ونقل عمومی نتواند خدمات سریع، منظم، ایمن و در دسترس ارائه دهد، بخشی از تقاضای جابه جایی به شیوه های غیررسمی یا کم ضابطه منتقل می شود.
متروهای شلوغ، اتوبوس های فرسوده و ایستگاه های نامناسب
این فعال حوزه حمل ونقل با اشاره به تجربه روزمره مسافران در استفاده از ناوگان عمومی اظهار داشت: «نمی توان از توسعه حمل ونقل عمومی سخن گفت، اما نسبت به ازدحام مسافران، فرسودگی بخشی از ناوگان اتوبوسرانی، کیفیت نامناسب برخی ایستگاه ها و دشواری دسترسی شهروندان به خدمات مطلوب بی تفاوت بود.»
وی افزود: «حمل ونقل عمومی زمانی موفق است که شهروند با اختیار و رضایت آن را انتخاب کند، نه اینکه صرفاً به دلیل نداشتن گزینه دیگر مجبور به استفاده از آن باشد.»
مهدیخانی معتقد است افزایش تعداد خطوط و ایستگاه ها بدون ارتقای کیفیت خدمات، نظم بهره برداری و نگهداری تجهیزات، نمی تواند به تنهایی معیار موفقیت مدیریت حمل ونقل باشد.
تهران و تجربه کلان شهرهای جنوب آسیا
مهدیخانی در بخش دیگری از این تحلیل، با اشاره به برخی شباهت های ظاهری تهران با مناطق پرتراکم کلان شهرهایی در هند و پاکستان گفت: «موضوع مقایسه کشورها یا قضاوت درباره شهروندان آنها نیست. بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، از جمله در جنوب آسیا، هم زمان با رشد اقتصادی و توسعه زیرساخت ها با چالش هایی مانند تراکم جمعیت، حمل ونقل غیررسمی، آشفتگی ترافیکی و فرسودگی خدمات شهری مواجه اند. نگرانی این است که تهران نیز بدون اصلاح شیوه مدیریت و نگهداری شهر، با مشکلات مشابهی روبه رو شود.»
وی تأکید کرد که تهران از ظرفیت های انسانی، اقتصادی و زیرساختی قابل توجهی برخوردار است و نباید اجازه داد این ظرفیت ها زیر سایه ضعف نگهداری و بی نظمی روزمره کم اثر شوند.
خطرناک تر از خرابی خیابان ها؛ عادی شدن بی نظمی است
به اعتقاد مهدیخانی، یکی از مهم ترین تهدیدهای مدیریت شهری، تبدیل نارسایی های روزمره به وضعیتی پذیرفته شده است.
وی تصریح کرد: «وقتی عبور موتورسیکلت از پیاده رو، توقف دوبله، بی توجهی به علائم راهنمایی و رانندگی، خرابی تجهیزات شهری و فرسودگی معابر به اتفاقاتی عادی تبدیل می شوند، مسئله دیگر صرفاً نقص زیرساخت نیست؛ بلکه نظم عمومی و اعتماد شهروندان نیز تحت تأثیر قرار می گیرد.»
وی افزود: «قانون مداری فقط وظیفه شهروندان نیست. مدیریت شهری نیز باید در نگهداری زیرساخت ها، اجرای عادلانه مقررات و پاسخ گویی نسبت به مشکلات شهر، الگوی نظم و مسئولیت پذیری باشد.»
توسعه شهری را باید با کیفیت زندگی مردم سنجید
مهدیخانی با تأکید بر ضرورت بازنگری در شاخص های ارزیابی عملکرد مدیریت شهری اظهار داشت: «موفقیت مدیریت شهری نباید صرفاً با تعداد پروژه ها، میزان بودجه عمرانی یا طول بزرگراه ها و خطوط مترو سنجیده شود. باید مشخص باشد چه میزان از معابر در وضعیت استاندارد قرار دارند، چند درصد تجهیزات ترافیکی سالم هستند، متوسط عمر ناوگان عمومی چقدر است و شهروندان تا چه اندازه از کیفیت خدمات رضایت دارند.»
وی خواستار تدوین و انتشار منظم شاخص های قابل اندازه گیری برای وضعیت نگهداری معابر، ایمنی ترافیک، کیفیت حمل ونقل عمومی و زمان رسیدگی به خرابی های شهری شد.
به اعتقاد وی، شفافیت در انتشار این شاخص ها می تواند زمینه نظارت عمومی، اصلاح اولویت های بودجه ای و افزایش پاسخ گویی دستگاه های مسئول را فراهم کند.
پایتخت به بازآفرینی نظم شهری نیاز دارد
مهدیخانی در پایان این یادداشت تأکید کرد: «تهران بیش از آنکه به نمایش پروژه های جدید نیاز داشته باشد، به بازآفرینی نظم شهری، نگهداری اصولی زیرساخت ها، نوسازی حمل ونقل عمومی و بازگرداندن اعتماد شهروندان نیازمند است.»
وی خاطرنشان کرد: «توسعه واقعی زمانی اتفاق می افتد که شهروند آثار آن را در زندگی روزمره خود احساس کند؛ در خیابانی ایمن، پیاده روی سالم، اتوبوسی مناسب، ایستگاهی تمیز و نظام حمل ونقلی که به وقت، امنیت و کرامت انسان احترام می گذارد.»
تهران هنوز ظرفیت تبدیل شدن به الگویی موفق از مدیریت هوشمند شهری را دارد؛ اما تحقق این هدف نیازمند تغییر نگاه از توسعه صرفاً عمرانی به مدیریت یکپارچه، نگهداری مستمر و ارتقای واقعی کیفیت زندگی است.