◄ درسهای انتخابات آمریکا برای صاحبان رأی و سیاستورزان ایران
انتخابات میاندورهای آمریکا حامل پیامهای مهمی درباره رابطه مردم و حاکمیت، مسئولیتپذیری سیاستمداران و قدرت تعیینکنندگی رأی شهروندان بود و نشان داد که تمسک به بحران و جنگ نمیتواند مانع واکنش انتخاباتی جامعه به عملکرد دولت شود.
این انتخابات را میتوان از چند منظر بررسی کرد؛ اما شاید مهمترین درس آن برای ایران، توجه به این واقعیت باشد که رأی مردم فقط ابزاری برای انتخاب صاحبان قدرت نیست، بلکه میتواند وسیلهای برای کنترل، محدودسازی و متعادل کردن قدرت نیز باشد.
ضرورت توجه سیاست ورزان به نقطه حساس تلاقی سفره و سیاست
یکی از مهمترین عوامل شکست جمهوریخواهان، افزایش هزینههای زندگی و نارضایتی اقتصادی شهروندان آمریکایی بود. گزارشهای انتخاباتی رویترز نشان میدهد نزدیک به ۹۰ درصد رأیدهندگان، هزینه زندگی را عاملی مهم یا بسیار مهم در تصمیم انتخاباتی خود دانستهاند. همچنین حدود دو سوم رأیدهندگان، ترامپ را مسئول افزایش قیمتها میدانستند.
در این میان، افزایش قیمت سوخت، بهخصوص گازوئیل، اهمیت ویژهای داشت. گازوئیل در اقتصاد آمریکا فقط سوخت کامیونها نیست؛ بخش مهمی از زنجیره حملونقل کالا، کشاورزی و توزیع مواد غذایی به آن وابسته است. افزایش قیمت این فرآورده، هزینه فعالیت رانندگان کامیون، شرکتهای حملونقل و کشاورزان را بالا میبرد و در نهایت آثار خود را در قیمت کالاهای مصرفی نشان میدهد. گزارش واشنگتنپست در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز نشان میداد که افزایش شدید قیمت گازوئیل، حتی در میان رأیدهندگان سنتی جمهوریخواه در مناطق روستایی و کشاورزی، نارضایتی ایجاد کرده است. این اتفاق یک پیام روشن دارد: سیاستمداری که نتواند از معیشت شهروندان محافظت کند، نمیتواند انتظار داشته باشد وفاداری سیاسی مردم برای همیشه تضمینشده باقی بماند. این موضوعی است که سیاست ورزان ایرانی نیز باید به آن توجه کنند.
طبقه متوسط نیروی تعیینکننده در معادلات انتخاباتی
یکی از درسهای مهم انتخابات آمریکا، نقش طبقه متوسط در تصمیمسازی سیاسی است. طبقه متوسط به دلیل ارتباط مستقیم با بازار کار، هزینه مسکن، حملونقل، آموزش، سلامت و آینده اقتصادی خانواده، معمولاً نسبت به تغییرات شرایط زندگی حساسیت بالایی دارد. این طبقه زمانی که احساس کند سیاستهای دولت به کاهش قدرت خرید، نااطمینانی اقتصادی و محدود شدن فرصتهای اجتماعی منجر شده است، میتواند در ارزیابی سیاسی خود تجدیدنظر کند.
البته نمیتوان بدون دادههای تفکیکی، تمام نتیجه انتخابات آمریکا را به تصمیم طبقه متوسط نسبت داد؛ اما اهمیت این گروه در شکلدهی به فضای عمومی و تغییر موازنه سیاسی انکارناپذیر است. این موضوع برای ایران نیز آموزنده است. طبقه متوسط ایران، با وجود تفاوتهای ساختاری اقتصاد و نظام سیاسی، و با وجود کاهش حجم آن در سال های اخیر، یکی از گروههای مهم در شکلدهی به مطالبه عمومی است. هرگاه فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده زندگی افزایش پیدا کند، فاصله میان مطالبات جامعه و تصمیمهای سیاستگذاران نیز میتواند بیشتر شود.
رأی به مثابه ابزار مهار قدرت
شاید مهمترین پیام سیاسی انتخابات آمریکا، نحوه استفاده رأیدهندگان از سازوکارهای دموکراتیک برای ایجاد توازن در قدرت باشد. بخشی از رأیدهندگان آمریکایی در شرایطی پای صندوق رفتند که نسبت به تمرکز قدرت در کاخ سفید، برخورد دولت ترامپ با نهادهای نظارتی و آنچه از نگاه منتقدان او فاصله گرفتن از هنجارهای دموکراتیک بود، نگرانی داشتند. بر اساس نظرسنجیهای خروجی انتخابات، ۷۰ درصد رأیدهندگان خواهان نظارت و مهار بیشتر قدرت رئیسجمهور از سوی کنگره بودند.
در چنین شرایطی، رأی به دموکراتها را میتوان برای بخشی از جامعه آمریکا تلاشی آگاهانه برای ایجاد موازنه در ساختار قدرت تفسیر کرد. شهروندان به جای آنکه صرفاً به انتخاب رئیسجمهور یا ارزیابی محبوبیت یک حزب بسنده کنند، از انتخابات پارلمانی برای تقویت نهاد نظارتی در برابر قوه مجریه استفاده کردند. این همان کارکردی است که انتخابات در یک نظام سیاسی متکی بر تفکیک قوا میتواند داشته باشد و بهتر است در ایران نیز این رویکرد تقویت شود.
بازتاب مخالفت با جنگ در صندوقهای رأی آمریکا
جنگ ایران نیز در انتخابات اخیر به یکی از موضوعات اثرگذار تبدیل شد. گزارشهای رویترز و آسوشیتدپرس نشان میدهد نارضایتی از جنگ و پیامدهای اقتصادی آن، در کنار افزایش هزینه زندگی، از عوامل مهم واکنش انتخاباتی علیه دولت ترامپ بوده است. از این منظر، پیروزی دموکراتها را میتوان تا اندازهای بیانگر مخالفت بخشی از رأیدهندگان با ادامه سیاستهای جنگی دولت ترامپ و هزینههای انسانی و اقتصادی آن دانست. البته این نتیجه به معنای آن نیست که همه رأیدهندگان دموکرات مخالف هرگونه مداخله نظامی آمریکا هستند؛ بلکه نشان میدهد جنگ ایران برای دولت مستقر به یک مسئله سیاسی و انتخاباتی پرهزینه تبدیل شده است.
شکست جمهوریخواهان شکست سیاسی در برابر مردم ایران است
در این میان، یک برداشت سیاسی قابل تأمل نیز وجود دارد: شکست جمهوریخواهان در انتخابات اخیر را میتوان از زاویه پیامدهای مقاومت ایران در برابر جنگ و تحریمها بررسی کرد. ایران در مواجهه با جنگ و فشارهای اقتصادی، هزینههای سنگینی متحمل شده است. با این حال، ادامه مقاومت و ناتوانی آمریکا در تبدیل فشار نظامی و اقتصادی به نتیجه سیاسی مورد انتظار، هزینههای این تقابل را برای دولت ترامپ نیز افزایش داده است. از این منظر، میتوان شکست انتخاباتی جمهوریخواهان را بهصورت نمادین نوعی شکست سیاسی در برابر اراده مردم ایران نیز تفسیر کرد؛ مردمی که حاضر نشدند صرفاً تحت فشار جنگ و تحریم، نتیجه سیاسی مورد نظر واشنگتن را بپذیرند.
درس انتخابات آمریکا برای سیاستورزان ایران
انتخابات آمریکا، با همه تفاوتهای ساختاری و نهادی آن با ایران، چند پیام قابل تأمل برای سیاستورزان ایرانی دارد: معیشت مردم را نمیتوان در حاشیه تصمیمگیریهای سیاسی قرار داد؛ طبقه متوسط را نمیتوان از معادلات اجتماعی حذف کرد؛ رأی شهروندان را نباید صرفاً تأیید یکباره قدرت تلقی کرد و هیچ دولتی نباید تصور کند که برخورداری از قدرت سیاسی، به معنای مصونیت از ارزیابی و اعتراض عمومی است.
برای صاحبان رأی نیز این انتخابات یادآور یک واقعیت مهم است: ارزش رأی تنها در انتخاب یک فرد یا حزب خلاصه نمیشود. رأی میتواند ابزار مطالبهگری، نظارت و ایجاد توازن در ساختار قدرت باشد. شاید مهمترین درس انتخابات ۲۰۲۶ آمریکا همین باشد: سیاستمداران ممکن است برای کسب قدرت برنامهریزی کنند، اما در نهایت این شهروندان هستند که میتوانند درباره ادامه مسیر آنها تصمیم بگیرند. قدرت واقعی صندوق رأی نیز دقیقاً در همین امکان نهفته است؛ امکان تغییر موازنهها، بدون آنکه جامعه ناچار باشد از ابزارهای مدنی و قانونی خود دست بکشد.