◄ دیپلماسی «ونس رضایی» و افق پیش روی جنگ آمریکا با ایران
گزارشهای واصله از منابع معتبر حکایت از آن دارد که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، در مکاتبهای راهبردی با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نقشه راهی نوین برای مدیریت تنشها ترسیم کرده است.
سید حسین موسویان دیپلمات سابق و تحلیل گر سیاسی در این باره نوشته است؛ محورهای چهارگانه این نامه، نشان دهنده تغییر پارادایم در نگاه بخشی از حاکمیت آمریکا به پرونده ایران است. ونس در این مکتوب، ضمن تأکید بر ضرورت «مذاکرات مستقیم و فوری میان نمایندگان عالی رتبه»، چهارچوبی از «منافع ملی متقابل» را ترسیم کرده است. او در اقدامی کم سابقه، بازسازی اقتصاد و حفظ حاکمیت ایران را هم ردیف با منافع ملی آمریکا (اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای) قرار داده است. این ادبیات، فراتر از بلوف های سیاسی مرسوم، نشان از به رسمیت شناختن دغدغه های امنیتی و اقتصادی جمهوری اسلامی در چارچوب یک معامله برد-برد دارد.
اما چرا تهران باید از این پنجره دیپلماتیک استقبال کند؟ برای پاسخ به این پرسش باید به «کارنامه ونس» نگریست. او برخلاف تندروهای حزب جمهوری خواه، نه تنها از مخالفان دیرین جنگ با ایران بوده، بلکه نقش آفرینی او در تفاهمنامه اسلام آباد، نشان داد که به دیپلماسی واقع گرایانه باور دارد. ونس امروز نماد عقلانیت در جریان «ماگا» (MAGA) و صدای معتدل جمهوری خواهانی است که هزینه های جنگی جدید را برنمی تابند.
در این برهه تاریخی، اگر روزنه ای برای خروج از بحران وجود داشته باشد، آن روزنه در دستان «ونس» از یک سو و «محسن رضایی» یا «محمدباقر قالیباف» از سوی دیگر است. این چهره ها که وزن سیاسی بالایی در ساختار تصمیم گیر ایران دارند، دارای اقتدار لازم برای پیشبرد مذاکراتی هستند که به نتیجه ملموس بینجامد.
نکته پایانی و حیاتی، «زمان بندی» است. برگزاری دور نخست این مذاکرات پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت راهبردی است. دیپلماسی، هنر استفاده از فرصت ها در لحظه است؛ تهران نباید اجازه دهد که پنجره ای که توسط یک جریان واقع گرای آمریکایی گشوده شده، زیر چرخ دنده های تبلیغات انتخاباتی و فرصت سوزی ها بسته شود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند رویکردی هوشمندانه برای تبدیل تهدیدها به فرصت های اقتصادی و امنیتی است. دیپلماسی شجاعانه، تداوم قدرت است.