◄ اعلام جنگ بنزین 10 هزار تومانی علیه سفرهای شمال
اصلاح قیمت بنزین پرسشی اساسی درباره عدالت یارانه ای را برجسته می کند و آن این که آیا باید هزینه مصرف بالای بنزین برای سفرهای تفریحی را نیز مانند مصرف ضروری خانوارها از منابع عمومی پرداخت کرد؟
اظهارات محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور، درباره قیمت بنزین بار دیگر بحث قدیمی اصلاح قیمت سوخت را به صدر اخبار آورده است. عارف معتقد است وقتی بخشی از بنزین مورد نیاز کشور با قیمت بالاتری وارد می شود، نمی توان آن را برای مدت طولانی با فاصله ای بسیار زیاد از قیمت تمام شده در داخل عرضه کرد.
ناترازی خوساخته و غیرضروری با تنظیم گری اشتباه قیمت بنزین
اگر نخواهیم سفرهای تفریحی را جزو ضروریات زندگی آن هم در شرایط جنگی و اقتصادی کنونی در نظر بگیریم اصل این استدلال قابل دفاع است. اقتصادی که برای تأمین بخشی از نیاز سوخت خود هزینه سنگین ارزی پرداخت می کند اما همان سوخت را با قیمت بسیار پایین در اختیار مصرف کننده ای قرار می دهد که آن را به مصرف غیرضروری می رساند، با ناترازی شدیدی مواجه می شود که اصولا لزومی برای شکل گیری آن نیست.
نکته مهم این که دربحث اصلاح قیمت حامل های انرژی مسئله فقط «گران شدن بنزین» نیست چرا که مسئله مهم تر، نحوه توزیع یارانه بنزین است. این موضوع روشن است که در شرایط فعلی، یارانه سوخت به صورت یکسان در اختیار همه مردم قرار نمی گیرد. فردی که خودرو ندارد یا از حمل ونقل عمومی استفاده می کند، عملاً سهم بسیار کمتری از یارانه مستقیم بنزین دریافت می کند، در حالی که فردی که خودروی پرمصرف دارد و روزانه یا هفتگی مسافت های طولانی را طی می کند، از یارانه بیشتری بهره مند می شود.
این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که مصرف سوخت نه برای فعالیت اقتصادی یا رفت وآمد ضروری، بلکه برای سفرهای تفریحی و مصرف بالاتر از الگوی معمول باشد.
چه کسی باید هزینه بنزین سفرهای تفریحی را بپردازد؟
یکی از قابل تأمل ترین بخش های استدلال درباره اصلاح قیمت بنزین، همین تفاوت میان مصرف ضروری و مصرف تفننی است. تصور کنیم خانواری با درآمد بالا هر آخر هفته با خودروی شخصی از تهران یا شهرهای بزرگ به سمت جاده های شمال حرکت می کند. این سفر برای بسیاری از خانواده ها بخشی از سبک زندگی و تفریح است و فی نفسه هیچ اشکالی ندارد.
سؤال اینجاست که آیا باید بنزین مورد نیاز چنین سفرهایی همچنان با همان سطح یارانه ای تأمین شود که برای رفت وآمد روزمره یک کارمند، کارگر یا خانواری با درآمد متوسط در نظر گرفته شده است؟ اگر هدف اصلاح نظام یارانه سوخت باشد، پاسخ قطعا منفی است.
قرار نیست کسی به دلیل درآمد بالا از سفر رفتن محروم شود اما منطقی است کسی که توان مالی بیشتری دارد و مصرف سوخت بیشتری نیز دارد، سهم بیشتری از هزینه واقعی مصرف خود را بپردازد. به بیان ساده تر، بنزین ارزان برای سفر ضروری به محل کار با بنزین ارزان برای سفر تفریحی چندصد کیلومتری در آخر هفته، از منظر عدالت اجتماعی یکسان نیست.
از این زاویه، اصلاح قیمت بنزین می تواند یک ابزار برای اصلاح توزیع یارانه نیز باشد؛ به شرط آنکه مصرف پایه خانوار حفظ شود و قیمت مصرف مازاد افزایش پیدا کند.
بیشتر بنزین را مصرف کن ولی بیشتر هم بپرداز!
مدلی که در آن سهمیه پایه با نرخ یارانه ای باقی بماند و مصرف بالاتر با قیمت بیشتری محاسبه شود، از نظر عدالت اقتصادی قابل دفاع تر از افزایش یکسان قیمت برای تمام مصارف است. در چنین مدلی، خانواری که مصرف معمولی دارد الزاماً با شوک بزرگی مواجه نمی شود اما فردی که چند خودرو دارد، خودروهای پرمصرف استفاده می کند یا مسافت های طولانی را برای سفرهای تفریحی طی می کند، باید هزینه بیشتری بپردازد. این همان نکته ای است که می تواند اصلاح قیمت بنزین را از یک سیاست صرفاً درآمدی به یک سیاست اصلاح یارانه تبدیل کند.
البته اجرای این سیاست نیازمند طراحی دقیق است. نمی توان صرفا گفت هر مصرف بالایی متعلق به افراد ثروتمند است. برخی افراد به دلیل شغل خود ناچار به پیمودن مسافت های طولانی هستند و برخی نیز در مناطقی زندگی می کنند که حمل ونقل عمومی مناسبی ندارند. بنابراین نظام جدید باید میان مصرف ضروری، مصرف حرفه ای و مصرف تفریحی و غیرضروری تا حد امکان تفکیک ایجاد کند.
بنزین ارزان به افزایش مصرف منجر شده است؟
یکی از استدلال های اصلی موافقان اصلاح قیمت سوخت، رشد مصرف است. وقتی قیمت یک کالا بسیار پایین تر از هزینه اقتصادی آن باشد، طبیعی است که انگیزه برای صرفه جویی کاهش پیدا کند. این مسئله درباره خودرو نیز خود را نشان می دهد. وقتی هزینه سوخت پایین باشد، تفاوت میان خودروی کم مصرف و پرمصرف برای مصرف کننده کمتر احساس می شود. در نتیجه، بخشی از هزینه واقعی خودروهای پرمصرف عملاً از طریق یارانه عمومی پرداخت می شود.
از این منظر، اصلاح قیمت بنزین می تواند رفتار مصرف کنندگان را نیز تغییر دهد اما این تغییر زمانی عادلانه خواهد بود که مردم امکان انتخاب داشته باشند. اگر یک شهروند بتواند بین خودروی کم مصرف و پرمصرف انتخاب کند، افزایش قیمت سوخت می تواند او را به سمت خودروی کم مصرف سوق دهد اما اگر خودروهای کم مصرف و باکیفیت گران یا کمیاب باشند، افزایش قیمت بنزین فقط هزینه خانوار را بالا می برد.
چرا مردم باید هزینه ناکارآمدی صنعت خودرو را بدهند؟
عارف تأکید کرده است که اصلاح قیمت سوخت باید همراه با تحول در صنعت خودروسازی باشد و نمی توان از یک طرف خودروی پرمصرف و فرسوده در اختیار مردم قرار داد و از طرف دیگر قیمت بنزین را افزایش داد. این بخش از سخنان معاون اول رئیس جمهور یکی از مهم ترین نقاط قابل دفاع سیاست جدید است.
سال هاست بخش قابل توجهی از مشکل مصرف سوخت ایران به کیفیت خودروها، فناوری قدیمی برخی محصولات و حضور خودروهای فرسوده مربوط می شود. در چنین شرایطی، اگر دولت قیمت بنزین را افزایش دهد اما خودروساز همچنان محصولاتی با مصرف بالا تولید کند، بخشی از هزینه ناکارآمدی صنعت خودرو مستقیماً به مصرف کننده منتقل خواهد شد. بنابراین اصلاح قیمت سوخت باید با افزایش استاندارد مصرف خودرو، اسقاط خودروهای فرسوده، توسعه خودروهای کم مصرف و اصلاح حمل ونقل عمومی انجام شود اما در شرایط فعلی تا چه حد می توان به تحقق این موارد امید بست؟
قاچاق سوخت یک انگیزه اقتصادی واقعی
مسئله قاچاق نیز یکی دیگر از محورهای مهم سخنان عارف است. اختلاف شدید قیمت سوخت ایران با کشورهای همسایه، انگیزه قابل توجهی برای قاچاق ایجاد کرده است. هرچه فاصله قیمت داخلی با قیمت کشورهای اطراف بیشتر باشد، سود بالقوه قاچاق نیز افزایش پیدا می کند. به همین دلیل، اصلاح قیمت می تواند بخشی از جذابیت اقتصادی قاچاق را کاهش دهد. با این حال، افزایش قیمت به تنهایی کافی نیست.
قاچاق سوخت علاوه بر اختلاف قیمت، با ضعف نظارت، شیوه تخصیص سهمیه، امکان انتقال سوخت و کنترل مرزها ارتباط دارد. بنابراین اگر دولت واقعاً قصد دارد از طریق اصلاح قیمت با قاچاق مقابله کند، باید همزمان سامانه های هوشمند توزیع و رصد مصرف را نیز تقویت کند. ضمن آنکه درباره ارقام اعلام شده درباره قاچاق روزانه سوخت نیز باید میان «برآورد قاچاق» و «قاچاق قطعی کشف شده» تفاوت گذاشت. انتشار روش محاسبه این ارقام می تواند به شفاف تر شدن بحث کمک کند.
تجربه کرمان چه چیزی را نشان می دهد؟
عارف درباره تجربه کرمان نیز از کاهش ۱۱ درصدی مصرف سوخت در مدت حدود ۲۰ روز سخن گفته است. اگر این آمار بر اساس داده های دقیق و قابل راستی آزمایی باشد، تجربه قابل توجهی برای سیاست گذار محسوب می شود. این کاهش مصرف باید دقیقاً تحلیل شود. آیا این کاهش ناشی از جلوگیری از قاچاق بوده؟ آیا سفرهای غیرضروری کاهش پیدا کرده؟ یا بخشی از آن ناشی از تغییر رفتار مصرف کنندگان بوده است؟ پاسخ به این سؤالات برای تصمیم گیری درباره اجرای سراسری طرح اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، ماجرای اجرای نرخ چهارم در کرمان و تأکید عارف بر اینکه چنین نرخی قرار نیست در نظر گرفته شود، نشان می دهد که دولت باید درباره ساختار جدید قیمت گذاری بنزین با شفافیت بیشتری اطلاع رسانی کند.
آیا افزایش قیمت بنزین باعث تورم می شود؟
هرگونه افزایش قیمت سوخت می تواند از طریق هزینه حمل ونقل بر قیمت کالاها و خدمات اثر بگذارد. بنابراین حتی اگر دولت سهمیه پایه را حفظ کند، مصرف کنندگان و فعالان اقتصادی باید بدانند اثرات جانبی این تغییر چگونه مدیریت خواهد شد.
از سوی دیگر، اگر افزایش قیمت به شکل ناگهانی انجام شود، احتمال ایجاد شوک تورمی و افزایش انتظارات تورمی نیز وجود دارد. به همین دلیل، تأکید عارف بر «تدریجی بودن» اصلاح قیمت از نظر اقتصادی قابل دفاع تر از آزادسازی ناگهانی است.تدریجی بودن فقط به معنای افزایش قیمت در چند مرحله نیست. باید اصلاح خودرو، حمل ونقل عمومی، اسقاط خودروهای فرسوده و کنترل قاچاق نیز همزمان و مرحله به مرحله انجام شود.
اصلاح قیمت بنزین نباید به «گران سازی» محدود شود
واقعیت این است که ادامه وضع موجود در بازار سوخت نیز هزینه سنگینی به اقتصاد ایران تحمیل می کند. واردات بنزین، رشد مصرف، قاچاق و یارانه پنهان، مشکلاتی نیستند که بتوان برای همیشه آنها را نادیده گرفت. اصلاح قیمت تنها زمانی می تواند یک سیاست موفق باشد که با اصلاحات دیگر همراه شود.
دولت باید همزمان با واقعی تر کردن قیمت سوخت، خودروهای فرسوده را از چرخه خارج کند، خودروسازان را به سمت کاهش مصرف واقعی سوق دهد، حمل ونقل عمومی را توسعه دهد، قاچاق سوخت را کنترل کند و سهمیه پایه خانوار را به شکلی عادلانه حفظ کند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت مصرف مازاد می تواند معنای متفاوتی پیدا کند: نه افزایش هزینه زندگی برای همه، بلکه حرکت به سمت پرداخت عادلانه تر هزینه سوخت بر اساس میزان مصرف و توان پرداخت.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که آیا بنزین باید ارزان بماند یا گران شود. پرسش اصلی این است که چه کسی باید یارانه بنزین را دریافت کند؟ اگر پاسخ این باشد که یارانه باید بیشتر به مصرف ضروری خانوارها برسد و نه به مصرف بی حد و پرهزینه، آن گاه دریافت قیمت بالاتر از کسانی که مصرف بیشتری دارند، از جمله مصرف کنندگان پرمصرف و سفرهای تفریحی مکرر، می تواند بخشی از یک اصلاح اقتصادی قابل دفاع باشد. اگر قرار باشد فقط قیمت بنزین بالا برود و در مقابل، کیفیت خودروها، حمل ونقل عمومی و خدماتی که مردم دریافت می کنند تغییری نکند، آنگاه افکار عمومی حق دارد بپرسد: چرا باید مردم هزینه اصلاح ناکارآمدی های چندین ساله اقتصاد سوخت را بپردازند؟