◄ تاریخ شفاهی راه آهن ایران؛ روایت منصور عرب یارمحمدی از سه دهه خدمت در صنعت ریلی کشور
روایت زندگی حرفه ای منصور عرب یارمحمدی، بخشی از تاریخ شفاهی راه آهن ایران است؛ روایتی از مسیری که از فعالیت به عنوان لوکوموتیوران آغاز شد و به مسئولیت های مدیریتی در سطوح مختلف راه آهن جمهوری اسلامی ایران رسید.
در ادامه پروژه «تاریخ شفاهی راه آهن ایران؛ فرازها و فرودها»، سلسله گفت وگو با پیشکسوتان و مدیران باسابقه صنعت ریلی کشور، این بار روایت زندگی حرفه ای و مدیریتی منصور عرب یارمحمدی ، از لوکوموتیورانان باسابقه راه آهن جمهوری اسلامی ایران، منتشر می شود؛ مدیری که مسیر خدمت خود را از کابین لوکوموتیو آغاز کرد و در ادامه به مسئولیت هایی همچون مدیرکلی راه آهن، معاونت ناوگان، معاونت هماهنگی امور مناطق، معاونت مسافری و عضویت در هیات مدیره راه آهن رسید.
به گزارش تین نیوز، آنچه امروز در شبکه حمل ونقل ریلی ایران مشاهده می شود، حاصل مجموعه تصمیم ها، سیاست ها و اقداماتی است که در دوره های مختلف تاریخی، متناسب با شرایط، امکانات و محدودیت های هر دوره شکل گرفته است.
تاریخ شفاهی به عنوان یک حوزه علمی مورد توجه دانشگاه ها و مراکز پژوهشی قرار گرفته و ثبت تجربه مدیران و متخصصان حوزه های مختلف، به ویژه صنعت حمل ونقل، اهمیت بیشتری یافته است.
در همین راستا تاکنون با تعدادی از پیشکسوتان راه آهن جمهوری اسلامی ایران گفت وگو شده و این روایت ها به تدریج در تین نیوز منتشر خواهد شد.

گفت وگو با منصور عرب یارمحمدی؛ آغاز مسیر حرفه ای در راه آهن؛ از لوکوموتیورانی تا مدیریت ارشد
لطفاً خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید و درباره سوابق کاری خود در صنعت ریلی توضیح دهید.
منصور عرب یارمحمدی هستم. پس از پایان دوره متوسطه، در سال ۱۳۶۱ به عنوان لوکوموتیوران به استخدام راه آهن جمهوری اسلامی ایران درآمدم و فعالیت خود را در منطقه شمال شرق راه آهن، مستقر در شاهرود، آغاز کردم.
پس از استخدام، دوره های آموزشی تخصصی را پشت سر گذاشتم؛ از جمله آموزش های تئوری در مشهد که حدود ۹ ماه به طول انجامید و دوره های عملی تعمیرات جاری و اساسی لوکوموتیو در تهران که حدود سه ماه ادامه داشت.
از سال ۱۳۶۲ فعالیت رسمی خود را به عنوان کمک لوکوموتیوران در اداره کل راه آهن شمال شرق آغاز کردم و به تدریج مسیر حرفه ای خود را تا رسیدن به جایگاه لوکوموتیوران پایه یک قطارهای مسافری طی کردم.
هم زمان با فعالیت در حوزه لوکوموتیورانی، در بخش های مختلف راه آهن از جمله حراست، امور ورزشی و سوانح نیز مسئولیت هایی برعهده داشتم و به عنوان کارشناس سوانح، مسئول ورزشی و مدیر در حوزه های مختلف فعالیت کردم.
در ادامه مسیر خدمت، مسئولیت های مدیریتی متعددی را تجربه کردم؛ از جمله:
- معاون حراست اداره کل راه آهن شمال مازندران
- رئیس اداره امور رفاهی راه آهن شمال شرق
- معاون اداره کل امور رفاهی راه آهن جمهوری اسلامی ایران
- معاون فنی مدیرکل راه آهن شمال شرق
- مدیرکل راه آهن شمال
- مدیرکل راه آهن شمال شرق
- مدیرکل حفاظت ایمنی راه آهن
- عضو هیات مدیره راه آهن جمهوری اسلامی ایران
- معاون ناوگان راه آهن
- معاون هماهنگی و امور مناطق راه آهن
- نخستین معاون مسافری راه آهن جمهوری اسلامی ایران
در نهایت، در سال ۱۳۹۱ پس از بیش از سه دهه خدمت در راه آهن جمهوری اسلامی ایران، به افتخار بازنشستگی نائل شدم.
شما مسیر پیشرفت خود را از لوکوموتیورانی آغاز کردید و به مسئولیت های مدیریتی در سطح عالی راه آهن رسیدید. در میان مسئولیت های مختلف، کدام دوره برای شما جذاب تر و ماندگارتر بود؟
در طول سال های خدمت، در بخش های مختلف راه آهن فعالیت داشتم و هر دوره خاطرات و تجربه های خاص خود را داشت. اما دوران لوکوموتیورانی، به ویژه هم زمان با سال های دفاع مقدس، یکی از مهم ترین و ماندگارترین دوره های زندگی حرفه ای من بود.
در آن سال ها، راه آهن نقش مهمی در پشتیبانی از جبهه ها و انتقال نیرو، تجهیزات و امکانات نظامی داشت. جابه جایی لشکر ۷۷ خراسان، نیروهای بسیجی و ارتش استان های خراسان و سمنان از طریق شبکه ریلی، یکی از مأموریت های مهم راه آهن در آن دوران بود.
فعالیت در چنین شرایطی باعث شد با انسان های بزرگی آشنا شوم؛ افرادی که با روحیه ایثار و مسئولیت پذیری برای دفاع از کشور تلاش می کردند.
کار لوکوموتیورانی حرفه ای دشوار و همراه با مسئولیت سنگین است. فعالیت شبانه روزی، شرایط سخت کاری و حساسیت حفظ ایمنی قطار، تجربه ای ارزشمند برای من ایجاد کرد و همین تجربیات بعدها در مسئولیت های مدیریتی کمک زیادی به من کرد.
در این مسیر باید از استادان و پیشکسوتانی یاد کنم که با دانش و تجربه خود ما را تربیت کردند و نقش مهمی در رشد نیروهای جوان راه آهن داشتند.
پروژه دوخطه تهران ـ مشهد؛ نقطه عطفی در توسعه زیرساخت ریلی کشور
من در بخشی از دوران خدمتم، هم زمان با فعالیت های اجرایی، در پروژه های مهم توسعه ای راه آهن نیز حضور داشتم. یکی از ماندگارترین طرح هایی که در آن دوره انجام شد، پروژه دوخطه کردن مسیر تهران ـ مشهد بود؛ پروژه ای که از نظر افزایش ظرفیت حمل ونقل ریلی، ارتقای ایمنی، کاهش زمان سیر قطارها و بهبود خدمات مسافری و باری، اهمیت ویژه ای برای راه آهن کشور داشت.
پیش از اجرای این طرح، زمان سیر قطارها در محور تهران ـ مشهد حدود ۱۴ تا ۱۵ ساعت بود. در آن زمان بنده به عنوان رئیس اداره و در مقاطعی به عنوان مدیر فنی اداره کل فعالیت می کردم و از نزدیک در جریان مسائل و چالش های این محور قرار داشتم.
پیش از توسعه زیرساخت ها و اجرای طرح دوخطه سازی، وقوع سوانح متعدد یکی از دغدغه های اصلی این مسیر بود. اجرای پروژه دوخطه تهران ـ مشهد، در کنار توسعه سیستم های سیگنالینگ، نقش مهمی در کاهش سوانح، افزایش ظرفیت جابه جایی مسافر و بار و کاهش زمان سفر داشت.
همچنین با بهره برداری از مسیر ریلی سرخس ـ بندرعباس، بخشی از جریان حمل بار به این محور منتقل شد که این موضوع نیز در بهبود عملکرد شبکه ریلی کشور مؤثر بود.
در این پروژه، مدیران و متخصصان بسیاری نقش داشتند که لازم است از تلاش های آنان یاد شود. مرحوم صابری و آقای حاجتی، مدیران وقت راه آهن شمال شرق، از جمله افرادی بودند که نقش مهمی در پیشبرد پروژه دوخطه تهران ـ مشهد ایفا کردند. همچنین مهندس افشار نیز از مدیرانی بود که در اجرای این طرح تلاش های ارزشمندی داشت و باید از خدمات ایشان به نیکی یاد کرد.
خاطرات مدیریتی در راه آهن شمال و شمال شرق
در دوران مدیریت در راه آهن شمال و شمال شرق نیز تجربیات ارزشمندی برای من رقم خورد. یکی از خاطرات ماندگار من، بازسازی و بهسازی ایستگاه های راه آهن شمال بود که در دوره مسئولیت من در این منطقه انجام شد.
در کنار فعالیت های تخصصی ریلی، توجه به حوزه های رفاهی و فرهنگی کارکنان و خانواده های آنان نیز از اهمیت زیادی برخوردار بود. در دوران خدمت، احداث سالن ورزشی در ایستگاه ساری برای فرزندان کارکنان و همچنین ساخت مجموعه ورزشی چندمنظوره شامل سالن سرپوشیده و زمین چمن در شهر شاهرود، از جمله اقداماتی بود که به عنوان یادگار آن دوره باقی مانده است.
در راه آهن شمال شرق نیز با همکاری کارکنان و مدیران منطقه، اقدامات مختلفی انجام شد که حاصل تلاش جمعی مجموعه همکاران بود.
در خصوص اقدامات انجام شده در حوزه ناوگان راه آهن توضیح دهید.
زمانی که وارد ستاد راه آهن شدم، مسئولیت معاونت ناوگان را برعهده داشتم. یکی از اقدامات مهمی که در آن دوره با همکاری مجموعه کارکنان و مدیران حوزه ناوگان انجام شد، افزایش ظرفیت آماده به کاری لکوموتیوها و رشد شاخص «دیزل معادل» در راه آهن بود.
در سال های ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸، با وجود شرایط دشوار ناشی از تحریم ها و محدودیت های تأمین قطعات، یکی از بالاترین میزان های آماده به کاری لکوموتیو در تاریخ راه آهن ثبت شد.
در آن دوره، تأمین لکوموتیو مورد نیاز بخش مسافری و باری یکی از مهم ترین دغدغه های راه آهن بود. حدود ۹۰ درصد لکوموتیوهای GM و GE مورد استفاده در شبکه ریلی کشور، ساخت شرکت های آمریکایی بودند و شرایط تحریم، تأمین قطعات و نگهداری این ناوگان را با دشواری های جدی مواجه کرده بود.
با این حال، تلاش متخصصان داخلی، شرکت های قطعه ساز و کارکنان فنی راه آهن موجب شد بسیاری از این مشکلات مدیریت شود و شبکه ریلی بتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
نقش متخصصان داخلی در حفظ ناوگان ریلی در شرایط تحریم
در آن دوره، همکاران بخش های مختلف از جمله اداره کل نیروی کشش، ناوگان باری، ناوگان مسافری، کارخانجات تعمیرات و شرکت رجاء تلاش گسترده ای برای حفظ ظرفیت عملیاتی راه آهن انجام دادند.
از جمله مدیرانی که در این مسیر نقش مؤثری داشتند می توانم به مرحوم عباس نقاشی، مدیرکل وقت ناوگان باری، مهندس حمزه مرند، مدیرکل دفتر مهندسی و نظارت ناوگان، مهندس سلمانی، مدیرکل کارخانجات بازسازی کرج و مهندس مطهری، مدیرکل وقت نیروی کشش، اشاره کنم.
در آن شرایط، با حمایت دولت و تلاش مجموعه مدیران و کارشناسان، منابع قابل توجهی برای توسعه زیرساخت و ناوگان ریلی اختصاص یافت؛ به گونه ای که سالانه حدود ۲۵۰ میلیون دلار برای بخش زیربنایی و ناوگان راه آهن تأمین بودجه شد.
واقعیت این است که مدیریت در شرایط عادی چندان دشوار نیست؛ هنر مدیریت زمانی مشخص می شود که سازمان با محدودیت، کمبود منابع و فشارهای بیرونی مواجه باشد.
فعالیت در دوران تحریم، با وجود همه مشکلات، باعث شد ظرفیت های داخلی صنعت ریلی بیشتر شناخته شود و توان متخصصان ایرانی در نگهداری و بهره برداری از ناوگان به نمایش گذاشته شود.
کاهش سوانح ریلی و ارتقای ایمنی؛ یکی از اولویت های مدیریتی
در دوره ای که مسئولیت اداره کل حفاظت ایمنی راه آهن را برعهده داشتم، با همکاری مدیران مناطق و کارکنان حوزه های مختلف، اقدامات متعددی برای ارتقای ایمنی انجام شد که نتیجه آن کاهش حدود ۲۵ درصدی سوانح بود.
پس از آن نیز در جایگاه معاون هماهنگی و امور مناطق راه آهن و دبیر شورای مدیران، مسئولیت هماهنگی میان مناطق مختلف و پیگیری برنامه های مدیریتی راه آهن را برعهده داشتم.
در دوران بازنشستگی نیز ارتباط خود را با دوستان، همکاران و کارکنان راه آهن حفظ کرده ام و دیدار با آنان همچنان برایم خاطرات ارزشمندی ایجاد می کند.
شما در معاونت مسافری راه آهن نیز فعالیت داشتید. تشکیل این معاونت چگونه انجام شد؟
معاونت مسافری راه آهن از اواخر سال ۱۳۸۹ شکل گرفت و بنده به عنوان نخستین معاون مسافری راه آهن منصوب شدم. در آن دوره، تلاش اصلی بر ایجاد ساختار جدید، ساماندهی وظایف حاکمیتی و برقراری ارتباط منظم با شرکت های فعال در بخش مسافری متمرکز بود.
راه اندازی یک معاونت جدید طبیعتاً با چالش هایی همراه است؛ از ایجاد ساختار سازمانی گرفته تا تعیین حدود وظایف و هماهنگی میان مجموعه های مختلف.
در آن زمان، شرکت رجاء متولی اصلی بخش مسافری بود و با شکل گیری معاونت جدید، بخشی از وظایف حاکمیتی باید منتقل می شد. این فرآیند با مقاومت هایی از سوی برخی مدیران همراه بود و مشکلاتی ایجاد کرد.
با وجود این چالش ها، با تلاش همکاران و اعضای هیات مدیره راه آهن، ساختار جدید شکل گرفت و امروز شاهد فعالیت این معاونت در مسیر توسعه خدمات مسافری ریلی هستیم.
در صحبت های خود به نقش استادان و مدیرانی که در مسیر رشد حرفه ای شما تأثیرگذار بودند اشاره کردید. لطفاً درباره این افراد و نقش آنان در شکل گیری مسیر کاری خود توضیح دهید.
در طول سال های خدمت، افراد زیادی در رشد و پیشرفت من نقش داشتند و از تجربیات، راهنمایی ها و دانش آنان بهره بردم. طبیعی است که نمی توان نام همه این عزیزان را ذکر کرد، اما از برخی افراد که تأثیر ویژه ای در مسیر کاری من داشتند یاد می کنم.
در حوزه لوکوموتیورانی، آقای آموزگار از استادانی بودند که نقش مهمی در آموزش و شکل گیری تجربیات حرفه ای من داشتند. همچنین آقای عباسعلی خورشیدیان، رئیس اداره جریه، آقای عسگری، رئیس دپوی شاهرود و مرحوم آقای افضلی، مدیرکل پیشین راه آهن شمال شرق، از جمله افرادی بودند که در مسیر پیشرفت کاری من تأثیرگذار بودند.
من همواره از مرحوم افضلی به نیکی یاد می کنم؛ مدیری توانمند، منضبط و اثرگذار که تجربیات ارزشمندی از ایشان آموختم.
در حوزه لوکوموتیورانی نیز آقای رمضانی، از استادکاران و افراد خبره این حوزه، نقش مهمی در رشد مهارت های تخصصی من داشتند و از دانش و تجربه ایشان بهره فراوان بردم.
در بخش اداری نیز باید از مرحوم آقای میرحسنی، رئیس امور اداری راه آهن شمال شرق، و آقای کرمی، معاون اداری ـ مالی اداره کل راه آهن شمال شرق، یاد کنم که همواره حمایت و راهنمایی های ارزشمندی داشتند.
همچنین مرحوم صابری و آقای حاجتی از مدیرانی بودند که نقش مهمی در توسعه راه آهن شمال شرق و اجرای پروژه های مهمی مانند دوخطه سازی محور تهران ـ مشهد ایفا کردند.
آقای حاجتی مدیری بسیار فعال، دقیق و توانمند بودند. به اعتقاد من، تجربیات و دانش مدیریتی چنین افرادی باید بیشتر مورد استفاده قرار گیرد، زیرا سرمایه انسانی راه آهن یکی از مهم ترین دارایی های این صنعت است.
ضرورت انتقال تجربه پیشکسوتان راه آهن به نسل جوان
یکی از موضوعاتی که همواره بر آن تأکید دارم، اهمیت انتقال تجربه میان نسل های مختلف کارکنان راه آهن است. بسیاری از پیشرفت هایی که امروز در صنعت ریلی کشور مشاهده می شود، حاصل تلاش و تجربه مدیران، کارشناسان و کارکنانی است که سال ها در این مجموعه خدمت کرده اند.
ما نیز وظیفه داریم همان گونه که استادان و پیشکسوتان ما مسیر رشد را برایمان هموار کردند، زمینه حضور و پیشرفت جوانان مستعد را فراهم کنیم. تجربه، دانش تخصصی و انگیزه نسل جوان باید در کنار یکدیگر قرار گیرد تا راه آهن کشور بتواند مسیر توسعه خود را با قدرت بیشتری ادامه دهد.
قدردانی از همکاران و مدیران تأثیرگذار راه آهن
در بخش های مختلف خدمت خود، از حمایت و همکاری افراد زیادی بهره مند شدم. در حوزه فنی، آقای ریگی، معاون وقت راه آهن شمال شرق، از جمله مدیرانی بودند که همکاری ارزشمندی با مجموعه داشتند. در حوزه حراست نیز آقایان استاد حسین، معتضدی و تیموری از همکارانی بودند که همواره حمایت و همراهی آنان برای من ارزشمند بود.
در ستاد راه آهن نیز آقای دکتر زیاری، مدیرعامل وقت راه آهن جمهوری اسلامی ایران، نگاه ویژه ای به استفاده از نیروهای باتجربه و متخصص راه آهن داشتند. در دوره مدیریت ایشان، حضور نیروهایی با سابقه عملیاتی و تجربه میدانی در جایگاه های مدیریتی مورد توجه قرار گرفت و بنده نیز به همراه آقای دهقان در جایگاه عضو هیات مدیره و مسئولیت های مدیریتی راه آهن منصوب شدیم.
اعتقاد من این است که مدیریت در صنعت ریلی نیازمند شناخت عمیق از ساختار، عملیات و چالش های این حوزه است و تجربه میدانی می تواند نقش مهمی در تصمیم گیری های مدیریتی داشته باشد.
تاریخ شفاهی، پلی میان گذشته و آینده راه آهن ایران
روایت زندگی حرفه ای منصور عرب یارمحمدی، بخشی از تاریخ شفاهی راه آهن ایران است؛ روایتی از مسیری که از فعالیت به عنوان لوکوموتیوران آغاز شد و به مسئولیت های مدیریتی در سطوح مختلف راه آهن جمهوری اسلامی ایران رسید.
این تجربه نشان می دهد که توسعه صنعت ریلی تنها وابسته به زیرساخت، تجهیزات و سرمایه گذاری نیست؛ بلکه دانش، تجربه و سرمایه انسانی نقش تعیین کننده ای در موفقیت آن دارد.
پروژه «تاریخ شفاهی راه آهن ایران؛ فرازها و فرودها» با هدف ثبت همین تجربه ها تلاش می کند بخشی از حافظه تاریخی صنعت ریلی کشور را برای نسل های آینده حفظ کند؛ حافظه ای که مجموعه ای از موفقیت ها، چالش ها، تصمیم ها و تلاش های هزاران متخصص و خدمتگزار راه آهن ایران را در خود جای داده است.
* این مصاحبه در سال 97 انجام شده است.
واقعا تاسف انگیزه که شما بیایی از راه آهن بگی......