◄ نقض حاکمیت سرزمینی از طریق هواپیمای نظامی بیگانه برای رهگیری هواپیمای کشوری
وبلاگ تین نیوز، علیرضا منظری | در هوانوردی کشوری بین المللی رهگیری هواپیمای کشوری به وسیله هواپیماهای نظامی یکی از حساس ترین قواعد هوایی به شمار می رود زیرا در عرف بین الملل و معاهدات بین المللی اجتناب از به کارگیری اسلحه علیه هواپیمای کشوری در حال پرواز و ایجاد عدم مخاطره برای ایمنی هواپیما و حیات انسان های داخل آن به رسمیت شناخته شده است.
جامعه بین المللی در مورد اصل حاکم بر ماهیت فضای هوایی، مرزهای آن و قواعد قابل اجرا در آن مباحثات زیادی داشت که نتیجه آن وجود دو مکتب است. یکی دکترین آزادی هوا است که حامی جریان آزاد هواپیمای خارجی با محدودیت های معین در فضای هوایی بر فراز سرزمین هر یک از کشورها بوده و دیگری دکترین اصل حاکمیت در فضای هوایی بالای سرزمین است که حاکمیت کامل و انحصاری فضای هوایی بر فراز سرزمین کشورها را مورد توجه قرار می دهد.
در کنوانسیون پاریس (1919) حاکمیت یک کشور بر فراز سرزمین آن به رسمیت شناخته شد و مقرر گردید هیچ هواپیمای نظامی کشور متعاهدی نباید بدون اجازه ویژه در فضای هوایی بالای سرزمین کشور دیگر پرواز کند و یا در آن سرزمین فرود آید. در واقع چنین اجازه ای برای هواپیمای نظامی از اصل عرفی در مورد کشتی های جنگی بیگانه منتج شد. برای تعیین نحوه ورود هواپیمای نظامی ترتیبات ویژه ای میان کشورها برقرار شده است.
در سال 1944 کنوانسیون شیکاگو نیز حاکمیت کامل و انحصاری هر کشور بر فضای هوایی بالای سرزمین آن کشور را به رسمیت شناخت. بنابراین فضای هوایی آزاد برای تمامی ملل وجود ندارد و فقط فضای هوایی آزاد یا بین المللی بر فراز دریاهای آزاد با شرایط خاص قابل بهره برداری می باشد. در چارچوب اصل شناخته شده حقوق بین الملل و سایر مفاد کنوانسیون شیکاگو هیچیک از هواپیماهای کشوری و نظامی کشورهای متعاهد حق ندارند بدون اجازه به فضای هوایی سایر کشورها وارد شوند که در غیر این صورت نقض حاکمیت کشور مستقل تلقی خواهد شد مگر خلاف آن اثبات گردد. چنانچه آن هواپیماها اجازه ورود دریافت دارند باید با
رعایت مفاد آن در فضای هوایی بر فراز سرزمین کشور دیگر پرواز کنند و یا در آن فرود آیند. در ضمن کشورهای متعاهد تعهد نموده اند تا در زمان وضع مقررات برای هواپیمای نظامی خود "توجه لازم" به ایمنی هوانوردی هواپیمای کشوری داشته باشند.
به دنبال سانحه هواپیمای کره ای در حال پرواز (سال 1983) که بنا بر ادعایی هواپیما بدون اجازه به فضای هوایی سرزمین کشور شوروی سابق ورود داشته و آن کشور نیز بدون هیچ علایم اولیه ای با پرتاب دو موشک هواپیما را سرنگون می نماید مجمع عمومی سازمان ایکائو اصلاحیه کنوانسیون شیکاگو با عنوان ماده 3 مکرر را تصویب می کند. مفاد این ماده تاکید دارد هر کشوری باید از توسل به استفاده از اسلحه در مقابل هواپیمای کشوری در حال پرواز اجتناب کند و در صورت رهگیری جان اشخاص داخل هواپیما و ایمنی هواپیما نباید دچار مخاطره گردد.
در این ماده همچنین "کشورهای متعاهد به رسمیت می شناسند که هر کشوری در اعمال حق حاکمیت خود در صورتی که یک هواپیمای کشوری در فضای هوایی آن سرزمین بدون اجازه پرواز نموده یا چنانچه زمینه های معقولی برای نتیجه گیری از این که هواپیما جهت منظوری مغایر با اهداف این کنوانسون بکار گرفته شده است حق دارد مقرر دارد تا هواپیما در یک فرودگاه معین فرود آید." البته برای فعالیت در فضای هوایی و ارتقای ایمنی هوانوردی هماهنگی میان سامانه های ارتباطی نظامی و کشوری و همچنین نهادهای نظامی و مسئولان کنترل ترافیک هوایی از الزامات بشمار می رود.
علاوه بر آن شورای سازمان ایکائو در بند 1-8-3 ضمیمه شماره 2 کنوانسیون شیکاگو به عنوان یک استاندارد هوانوردی بین المللی مقرر می دارد که "رهگیری هواپیمای کشوری باید از طریق مقررات مقتضی و بخشنامه های اداری صادره بوسیله کشورهای متعاهد منطبق با کنوانسیون هوانوردی کشوری بین المللی و بویژه ماده 3 (د) اعمال گردد که بر مبنای آن کشورهای متعاهد تعهد دارند تا هنگام صدور مقررات برای هواپیماهای نظامی خود "توجه لازم" را برای ایمنی ناوبری هواپیمای کشوری داشته باشند. به هر ترتیب در نوشتن مقررات مناسب و بخشنامه های اداری باید "توجه لازم" به مواد پیوست شماره 1 بخش 2 و
پیوست شماره 2 بخش 1 بشود."
در پیوست 2 ضمیمه شماره 2 کنوانسیون شیکاگو مقررات رهگیری به تعیین شناسایی هواپیما محدود خواهد شد مگر تغییر جهت هواپیما به مسیر مندرج در طرح پرواز، راهنمایی برای دور شدن از منطقه ممنوعه و محدود شده و خطر، هدایت هواپیما به خارج از مرزهای فضای هوایی ملی و یا دستور برای فرود در فرودگاه معین لازم باشد.
با لحاظ این مقررات یک کشور متعاهد می تواند برای اعمال حق حاکمیت در فضای هوایی بالای سرزمین خود با "توجه لازم" به ایمنی هوانوردی و به منظور شناسایی اقدام به رهگیری هواپیمای کشوری نماید. بنابراین شرط لازم اعمال حق حاکمیت در فضای هوایی بالای سرزمین همان کشور می باشد و یک کشور نمی تواند با هواپیمای نظامی خود در فضای هوایی سرزمین یک کشور دیگر اقدام به رهگیری هواپیمای کشوری کند زیرا در این صورت حاکمیت آن کشور مستقل را نقض نموده و با ایجاد ناهماهنگی میان نهادهای نظامی این کشور و مقامات هوانوردی کشوری و ترافیک هوایی کشور دیگر موجبات عدم ایمنی هوانوردی را در فضای
هوایی آن کشور فراهم آورده است بویژه چنانچه هواپیمای کشوری کاملا در جهت رعایت مقررات هوانوردی کشور مربوطه تحت کنترل مقامات هوانوردی بوده و شناسایی شده است و نیازی به شناسایی از طرف هواپیمای نظامی بیگانه ندارد.
در قضیه پرواز هواپیمای کشوری متعلق به جمهوری اسلامی ایران به عنوان پرواز هلال احمر برای رساندن دارو و پزشک که با ارسال طرح پروازی و دریافت اجازه از مقامات هوانوردی کشور یمن پس از ورود به فضای هوایی بالای سرزمین کشور یمن به عنوان یکی از کشورهای متعاهد کنوانسیون شیکاگو طبق مقررات هوانوردی آن کشور آماده فرود در فرودگاه صنعا بود هواپیماهای نظامی یک کشور بیگانه (نه هواپیماهای نظامی کشور یمن) با ورود غیرقانونی به فضای هوایی کشور یمن و بدون هماهنگی با مقامات ترافیک هوایی آن سرزمین اقدام به رهگیری هواپیمای کشوری نموده و اصرار بر فرود هواپیما در یک کشور بیگانه
داشتند.
حال با این توصیف چنانچه فرض گرفته شود که فضای هوایی بالای سرزمین کشور یمن منطقه جنگی تلقی نمی شود تا مفاد ماده 89 کنوانسیون شیکاگو اعمال گردد باید اذعان نمود هواپیمای کشوری در چارچوب مقررات هوانوردی کشوری یمن به فضای هوایی آن کشور وارد شده و تحت کنترل مقامات هوانوردی در مسیر تعیین شده به سمت فرود در فرودگاه مقصد در حرکت بوده و نیازی به شناسایی هم ندارد.
در این هنگام هواپیمای نظامی یک کشور دیگر با نقض حاکمیت کشور یمن وارد فضای هوایی شده و بدون توجه به مقررات هوانوردی یمن زمینه عدم ایمنی هوانوردی را برای هواپیمای کشوری فراهم آورده است زیرا در این فضای هوایی برای خلبان پرواز هواپیما تحت کنترل مقامات هوانوردی کشور یمن در مقابل توجه به رهگیری یک هواپیمای نظامی بیگانه و ناقض حاکمیت کشور یمن اولویت دارد اگر چه علیرغم وجود تخلف هواپیمای نظامی او در کمال خونسردی به منظور شناسایی اطلاعات کافی را در اختیار آنها قرار داده است و تنها دستور آنها مبنی بر فرود در یک فرودگاه خارج از آن سرزمین را نپذیرفته است که خلاف مقررات
کشور یمن بشمار می آمد.
به هر ترتیب این اقدام طبق مفاد کنوانسیون شیکاگو و مقررات ایکائو رهگیری قانونی تلقی نگردیده زیرا برای اعمال حاکمیت در فضای هوایی بالای سرزمین کشور عربستان انجام نشده و به نوعی شبیه هواپیماربایی و یا راهزنی هوایی بوده که خلبان توانسته با تدبیر صحیح از یک هواپیماربایی و یا راهزنی هوایی رهایی یابد و ممکن بود با فرود در فرودگاه یک کشور دیگر با توجه به انجام پرواز در منطقه تخاصم اشخاص آن را تحت عنوان اسیر جنگی نگه می داشتند.
ـ حتی برخی از نویسندگان قانونی بودن رهگیری هواپیمای کشوری یک کشور متعاهد از طرف هواپیمای نظامی کشور دیگر در فضای هوایی بر فراز دریای آزاد که یک فضای هوایی بین المللی به شمار می رود را مورد تشکیک قرار داده و آن را مداخله در استقلال یکپارچه و سیاسی هواپیمای ثبت شده در کشور مربوطه می شناسند.
به این دلیل رهگیری هواپیمای مصر به وسیله هواپیمای نظامی آمریکا در سال 1985 و رهگیری هواپیمای لیبی بوسیله هواپیمای نظامی اسراییل در سال 1986 به حاکمیت کشورهای مصر و لیبی گره خوردند. آن به جهت رای دیوان بین المللی لاهه در قضیه لوتوس بود که دادگاه به منظور تایید ادعای صلاحیت جزایی کشور بیان کرد کشتی یک کشور در دریای آزاد با قسمتی از سرزمین آن کشور یکسان محسوب می شود.
به همین لحاظ یک هواپیما نیز بطور مشابه با قسمتی از سرزمین کشورثبت یکسان به حساب می آید و هر مداخله ای در پرواز هواپیما از جمله رهگیری آن در فضای هوایی بالای دریای آزاد بوسیله هواپیمای نظامی سایر کشورها نقض حاکمیت کشور تابعیت آن هواپیما تلقی خواهد شد.
در هر حال باید نقض حاکمیت یک کشور متعاهد کنوانسیون شیکاگو و ورود غیرقانونی هواپیمای نظامی یک کشور بیگانه به فضای هوایی بالای سرزمین یمن و بویژه رهگیری هواپیمای کشوری در جهت ایجاد خلل در ایمنی هوانوردی کشوری به عنوان یک قضیه جدید در سازمان ایکائو مورد بررسی قرار گرفته تا نتایج آن بتواند در آینده برای کشورها بازدارندگی ایجاد نموده و در صورت ضرورت نسبت به اصلاح مقررات اقدام نماید.