|
کد خبر
۶۱۵۸۲
کپی شد
جذب سرمایه، شرط لازم برای توسعه کشورها
تین نیوز | سرمایهگذاری مبنای افزایش تولید کالا و خدمات است. طبیعی است تا سرمایهگذاری انجام نگیرد، هیچ انتظاری برای افزایش کالا و خدمات نخواهیم داشت. مبنای کار همه کشورهای درحالتوسعه و کشورهایی که به توسعه دست پیداکردهاند، افزایش سرمایهگذاری بوده است.
از طرفی دیگر سرمایهگذاری در کشورها دارای دستهبندی است و مهمترین نوع دستهبندی سرمایهگذاری در زیرساختهاست که یکی از این زیرساختها، موضوع حملونقل است. ما در جنوب دارای مرز آبی هستیم، طبیعی است که هرچقدر زیرساختهای ما افزایش پیدا کند، سرمایهگذاری در کشور ما موفقتر خواهد بود؛ چراکه ایران در مسیر کریدور شمال-جنوب و غرب به شرق واقعشده است. هرچهقدر ما بتوانیم بنادر، راهآهن، آزادراهها و همچنین سیستم حملونقل هواییمان را گسترش و توسعه دهیم، منجر به این میشود که از این مسیر و پیشرفت نسبی که خداوند به کشور ما داده است، کالاها سریعتر به مقصد برسد و ایران به نحو بهتری از این مزیت برخوردار شود.
پیشرفت بنادر شمالی ایران پس از انقلاب اسلامی
از سوی دیگر به نظر میرسد با توجه به مجموعه تغیر و تحولات سیاسی که در شوروی سابق اتفاق افتاده و با توجه به نگاه جدید روسیه که در سالهای اخیر نسبت به غرب پیداکرده است، بنادر ما در شمال کشور از اهمیت استراتژیک بیشتری برخوردار باشند. تا پیش از انقلاب، ما در شمال کشور تنها دو بندر داشتیم: یکی انزلی بود و دیگری نوشهر. مجموع تخلیه و بارگیری این دو بندر تا اوایل دهه 1360 بهندرت به 300 هزار تن میرسید اما در سال 1390 یعنی درست 30 سال بعد، مجموع تخلیه و بارگیری در بندرهای انزلی، نوشهر و امیرآباد نزدیک به 10 میلیون تن رسید. یعنی طی 30 سال این آمار30 برابر شده است. از سوی دیگر به این دلیل که ایران در باریکهای از جنگل و محیطزیست قرارگرفته است، به نظر میرسد دولت بهزودی سیاست خود را بر مبنای واردات چوب از کشورهای آسیای میانه قرار دهد؛ همچنان که در دورههای گذشته بخش زیادی از چوب و کاغذ را از روسیه و کشورهای دیگر وارد میکردیم.
موضوع بعدی، بحث غلات است؛ سالانه نزدیک به 20 میلیون تن غلات در قزاقستان تولید میشود. در سالهای گذشته نیاز کشور ما گاهی به 10 میلیون تن هم رسیده است. با توجه به نرخ رشد جمعیت کشور به نظر میرسد ایران یکی از واردکنندههای عمده غلات باشد، که باز هم مثل گذشته این نوع کالاها را از آسیای میانه وارد خواهیم کرد.
نکته سوم بحث انواع آهنآلات است که با توجه به وضعیت نسبی که در کشورهای حاشیه دریای خزر وجود دارد، این کالاها از بنادر شمالی وارد کشور میشود. لذا کالاهایی مثل آهنآلات، چوب و غلات که از کشورهای دیگر وارد میکنیم، برای کشور ما یک مزیت نسبی محسوب میشود. همچنین ما کالاهایی هم داریم که صادرات آنها از ایران به دیگر کشورها میتواند برای دو طرف سودمند باشد. کالاهایی همچون مرکبات، میوهها، و همچنین مواد معدنی مثل سیمان و امثال اینها که اگر روی این کالاهای صادراتی هم سرمایهگذاری صورت بگیرد، به سود کشور خواهد بود.
بحث دیگر ما صادرات فراوردههای نفتی است که به کشورهای ترکیه، افغانستان، عراق و حتی بنادر جنوبی انتقال پیدا میکند. صادرات این فراوردهها هم از مزیتهای نسبی کشور ماست. چون در برخی از سالهای گذشته از این مزیت استفاده کردیم و در برخی از سالها هم متاسفانه استفاده نکردیم. بههرحال این دادوستدها هم به نفع آسیای میانه است و هم خلیجفارس.
سرمایهگذاری بخش خصوصی در بنادر عامل سودزایی است
در حال حاضر دولت ما کمبودهایی در زمینه درآمدزایی دارد، چون از طرفی با افزایش سریع و زودهنگام هزینههای جاری روبرو هستیم و از طرفی دیگر بودجه دولت سیر نزولی پیداکرده است و به عبارتی میتوان گفت سهم دولت از اقتصاد بهناچار در حال کم شدن است و سهم بخش خصوصی در اقتصاد طبق برنامه افزایش پیدا میکند. یکی از قسمتهایی که میتوان سهم آن را بیشتر کرد، همین سرمایهگذاری بخش خصوصی در بنادر ایران است چراکه مزیتهای نسبی در سودزایی بنادر ما وجود دارد.
لذا فکر میکنم همایشی که قرار است در بندر امیرآباد برگزار شود، نخست اجتنابناپذیر بودن و فناناپذیر بودن سرمایهگذاری در کشور را نشان خواهد داد و دوم به نفع اقتصاد کشور ماست که واردات و صادرات کالاهایمان در دریای خزر صورت گیرد. بهطورکلی جمعبندی من از این سخنان این است که هم ما و هم دیگر کشورها موافق ترانزیت فراوردههای نفتی و کالاهای وارداتی هستیم و هم اینکه بحث ترانزیت و کریدور شمال به جنوب و حمل کالاهای آنها از کشورهای آسیای شرقی به بنادر جنوب و شمال اجرایی بشود، اینها جز مهمترین محورهایی است که دیر یا زود انجام خواهد شد و شرط انجام آنهم این است که ما بندرهایمان را هرچه سریعتر به لحاظ زیرساختی و تجهیزاتی مجهز کنیم.
از طرفی دیگر سرمایهگذاری در کشورها دارای دستهبندی است و مهمترین نوع دستهبندی سرمایهگذاری در زیرساختهاست که یکی از این زیرساختها، موضوع حملونقل است. ما در جنوب دارای مرز آبی هستیم، طبیعی است که هرچقدر زیرساختهای ما افزایش پیدا کند، سرمایهگذاری در کشور ما موفقتر خواهد بود؛ چراکه ایران در مسیر کریدور شمال-جنوب و غرب به شرق واقعشده است. هرچهقدر ما بتوانیم بنادر، راهآهن، آزادراهها و همچنین سیستم حملونقل هواییمان را گسترش و توسعه دهیم، منجر به این میشود که از این مسیر و پیشرفت نسبی که خداوند به کشور ما داده است، کالاها سریعتر به مقصد برسد و ایران به نحو بهتری از این مزیت برخوردار شود.
پیشرفت بنادر شمالی ایران پس از انقلاب اسلامی
از سوی دیگر به نظر میرسد با توجه به مجموعه تغیر و تحولات سیاسی که در شوروی سابق اتفاق افتاده و با توجه به نگاه جدید روسیه که در سالهای اخیر نسبت به غرب پیداکرده است، بنادر ما در شمال کشور از اهمیت استراتژیک بیشتری برخوردار باشند. تا پیش از انقلاب، ما در شمال کشور تنها دو بندر داشتیم: یکی انزلی بود و دیگری نوشهر. مجموع تخلیه و بارگیری این دو بندر تا اوایل دهه 1360 بهندرت به 300 هزار تن میرسید اما در سال 1390 یعنی درست 30 سال بعد، مجموع تخلیه و بارگیری در بندرهای انزلی، نوشهر و امیرآباد نزدیک به 10 میلیون تن رسید. یعنی طی 30 سال این آمار30 برابر شده است. از سوی دیگر به این دلیل که ایران در باریکهای از جنگل و محیطزیست قرارگرفته است، به نظر میرسد دولت بهزودی سیاست خود را بر مبنای واردات چوب از کشورهای آسیای میانه قرار دهد؛ همچنان که در دورههای گذشته بخش زیادی از چوب و کاغذ را از روسیه و کشورهای دیگر وارد میکردیم.
موضوع بعدی، بحث غلات است؛ سالانه نزدیک به 20 میلیون تن غلات در قزاقستان تولید میشود. در سالهای گذشته نیاز کشور ما گاهی به 10 میلیون تن هم رسیده است. با توجه به نرخ رشد جمعیت کشور به نظر میرسد ایران یکی از واردکنندههای عمده غلات باشد، که باز هم مثل گذشته این نوع کالاها را از آسیای میانه وارد خواهیم کرد.
نکته سوم بحث انواع آهنآلات است که با توجه به وضعیت نسبی که در کشورهای حاشیه دریای خزر وجود دارد، این کالاها از بنادر شمالی وارد کشور میشود. لذا کالاهایی مثل آهنآلات، چوب و غلات که از کشورهای دیگر وارد میکنیم، برای کشور ما یک مزیت نسبی محسوب میشود. همچنین ما کالاهایی هم داریم که صادرات آنها از ایران به دیگر کشورها میتواند برای دو طرف سودمند باشد. کالاهایی همچون مرکبات، میوهها، و همچنین مواد معدنی مثل سیمان و امثال اینها که اگر روی این کالاهای صادراتی هم سرمایهگذاری صورت بگیرد، به سود کشور خواهد بود.
بحث دیگر ما صادرات فراوردههای نفتی است که به کشورهای ترکیه، افغانستان، عراق و حتی بنادر جنوبی انتقال پیدا میکند. صادرات این فراوردهها هم از مزیتهای نسبی کشور ماست. چون در برخی از سالهای گذشته از این مزیت استفاده کردیم و در برخی از سالها هم متاسفانه استفاده نکردیم. بههرحال این دادوستدها هم به نفع آسیای میانه است و هم خلیجفارس.
سرمایهگذاری بخش خصوصی در بنادر عامل سودزایی است
در حال حاضر دولت ما کمبودهایی در زمینه درآمدزایی دارد، چون از طرفی با افزایش سریع و زودهنگام هزینههای جاری روبرو هستیم و از طرفی دیگر بودجه دولت سیر نزولی پیداکرده است و به عبارتی میتوان گفت سهم دولت از اقتصاد بهناچار در حال کم شدن است و سهم بخش خصوصی در اقتصاد طبق برنامه افزایش پیدا میکند. یکی از قسمتهایی که میتوان سهم آن را بیشتر کرد، همین سرمایهگذاری بخش خصوصی در بنادر ایران است چراکه مزیتهای نسبی در سودزایی بنادر ما وجود دارد.
لذا فکر میکنم همایشی که قرار است در بندر امیرآباد برگزار شود، نخست اجتنابناپذیر بودن و فناناپذیر بودن سرمایهگذاری در کشور را نشان خواهد داد و دوم به نفع اقتصاد کشور ماست که واردات و صادرات کالاهایمان در دریای خزر صورت گیرد. بهطورکلی جمعبندی من از این سخنان این است که هم ما و هم دیگر کشورها موافق ترانزیت فراوردههای نفتی و کالاهای وارداتی هستیم و هم اینکه بحث ترانزیت و کریدور شمال به جنوب و حمل کالاهای آنها از کشورهای آسیای شرقی به بنادر جنوب و شمال اجرایی بشود، اینها جز مهمترین محورهایی است که دیر یا زود انجام خواهد شد و شرط انجام آنهم این است که ما بندرهایمان را هرچه سریعتر به لحاظ زیرساختی و تجهیزاتی مجهز کنیم.