◄ جنگ، فرسایش قطارهای اقتصادی را تشدید کرده است
جنگ آثار اقتصادی سنگینی نیز بر صنعت حملونقل ریلی مسافری بر جای گذاشت، آثاری که بهویژه قطارهای اقتصادی را با چالش های جدی مواجه ساخت.
جنگ، صرفاً یک رخداد نظامی نیست بلکه پدیده ای است که آثار آن در تمامی ساحت های اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی کشور نمایان می شود. صنعت حمل ونقل ریلی نیز در جریان این بحران، همزمان دو تجربه متفاوت را پشت سر گذاشت؛ از یک سو نمایش کم نظیری از انسجام، ایثار و مدیریت جهادی در مجموعه و از سوی دیگر، تشدید فشارهای اقتصادی بر شرکت های حمل ونقل ریلی مسافری، به ویژه فعالان حوزه قطارهای اقتصادی.
کارنامه راه آهن در ایام جنگ، حقیقتاً فراتر از انتظار بود. در روزهایی که برخی زیرساخت ها و مراکز حمل ونقلی در معرض تهدید و حمله قرار داشتند، مجموعه راه آهن با آرامش، انسجام و دوری از هرگونه هیجان زدگی، مدیریت بحران را در دست گرفت. اهمیت این عملکرد زمانی آشکارتر می شود که بدانیم بخشی از زیرساخت های ریلی نیز در معرض تهدید مستقیم قرار داشت. در این میان، آنچه بیش از همه شایسته توجه است، روحیه مسئولیت پذیری و فداکاری مدیران و کارکنان راه آهن بود. در روزهایی که احتمال حمله وجود داشت، برخی مدیران پس از تخلیه نیروها، خود در محل باقی می ماندند تا فرآیند مدیریت بحران و هماهنگی های عملیاتی دچار اختلال نشود.
با این حال، در کنار این عملکرد موفق، جنگ آثار اقتصادی سنگینی نیز بر صنعت حمل ونقل ریلی مسافری بر جای گذاشت؛ آثاری که به ویژه قطارهای اقتصادی را با چالش های جدی مواجه ساخت.
با آغاز جنگ و توقف پروازها، در نگاه نخست چنین تصور می شد که حمل ونقل ریلی بتواند بخشی از تقاضای سفر را جذب کند؛ اما فضای نااطمینانی و نگرانی عمومی، موجب کاهش محسوس میل به سفر شد. نتیجه این وضعیت، افت قابل توجه تقاضا برای سفرهای ریلی و شکل گیری موج گسترده استرداد بلیت ها بود؛ مسئله ای که فشار کم سابقه ای بر نقدینگی شرکت های ریلی وارد کرد.
این بحران دقیقاً در مقطعی رخ داد که شرکت های ریلی از ماه ها قبل خود را برای ایام نوروز آماده کرده بودند؛ دوره ای که مهم ترین فصل درآمدی صنعت حمل ونقل ریلی مسافری به شمار می رود. شرکت ها با اتکا به درآمد پیش بینی شده نوروز، هزینه های سنگینی برای آماده سازی ناوگان، نوسازی تجهیزات، تامین اقلام خدماتی، خرید البسه پرسنل، بازسازی واگن ها و پرداخت تعهدات پایان سال متحمل شده بودند.
در بسیاری از شرکت ها، ستادهای نوروزی از ماه های پایانی سال فعالیت خود را آغاز می کنند و مجموعه ای گسترده از اقدامات خدماتی و فنی برای ارتقای کیفیت سفرهای نوروزی انجام می شود. اما ناگهان با کاهش سفرها و استرداد گسترده بلیت ها، بخش مهمی از نقدینگی صنعت از بین رفت و شرکت ها با بحران مالی روبه رو شدند. در شرکت مهتاب سیر جم، تنها در اسفندماه نسبت به مدت مشابه سال قبل، حدود ۴۳ درصد کاهش جابه جایی مسافر ثبت شد و درآمد نیز نزدیک به ۲۰ درصد کاهش یافت. این روند در فروردین و اردیبهشت نیز ادامه پیدا کرد؛ به گونه ای که در فروردین ماه حدود ۴۵ درصد کاهش مسافر و نزدیک به ۳۰ درصد افت درآمد را تجربه کردیم. این در حالی بود که ناوگان شرکت توسعه یافته و واگن های جدید نیز به چرخه بهره برداری اضافه شده بود و پیش بینی می شد نوروز و ایام پس از آن، به ویژه همزمان با دهه کرامت، از دوره های پرتقاضای سفرهای ریلی باشد. بیشترین فشار اقتصادی این شرایط بر قطارهای اقتصادی وارد شد. بسیاری از شرکت های دارای قطارهای پنج ستاره برای حفظ سهم بازار خود، تخفیف های گسترده ای ارائه کردند و طبیعی بود که بخشی از تقاضا به سمت این قطارها سوق پیدا کند. در نتیجه، قطارهای اقتصادی که اساساً با حاشیه سود محدود فعالیت می کنند، بیش از سایر بخش ها از رکود سفرها آسیب دیدند.
از سوی دیگر، شرکت های ریلی مسافری، بنگاه هایی درآمد-هزینه ای هستند و برخلاف برخی بخش ها، یارانه مستقیمی دریافت نمی کنند. کاهش شدید درآمد در کنار رشد مداوم هزینه ها، شرکت ها را ناچار به اتخاذ سیاست های انقباضی از جمله کاهش هزینه های جاری و محدود کردن اضافه کارها، کنترل مصرف اقلام و پرداخت های حداقلی به کارکنان، کرد.
مهم ترین پیامد این وضعیت، فرسایش سرمایه انسانی در صنعت ریلی است. بیش از ۴۰ درصد بهای تمام شده خدمات ریلی مربوط به نیروی انسانی است و در شرایطی که درآمد شرکت ها کاهش یافته، افزایش هزینه های حقوق و دستمزد فشار مضاعفی بر شرکت ها وارد کرده است. تداوم این روند، به تدریج موجب کاهش انگیزه نیروی انسانی، افت کیفیت خدمات، خروج نیروهای متخصص و کاهش جذابیت اشتغال در صنعت ریلی خواهد شد.
واقعیت آن است که هزینه قطعات، تجهیزات وارداتی، مواد اولیه، اقلام مصرفی و خدمات تعمیراتی متناسب با نرخ تورم و افزایش نرخ ارز رشد کرده، اما نرخ بلیت همچنان با تاخیر و فاصله ای قابل توجه نسبت به واقعیات اقتصادی اصلاح می شود. شرکت ها از ابتدای سال هزینه های جدید را پرداخت می کنند، اما فرآیند اصلاح نرخ بلیت معمولاً ماه ها بعد محقق می شود و همین مسئله، زیان انباشته را در صنعت افزایش می دهد.
صنعت حمل ونقل ریلی مسافری امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمات سریع، واقع بینانه و حمایتی است. چنانچه قرار باشد حمل ونقل ریلی همچنان به عنوان شیوه ای ایمن، اقتصادی و پایدار در نظام حمل ونقل کشور ایفای نقش کند، ضروری است سیاست گذاری ها نیز متناسب با واقعیت های اقتصادی این صنعت صورت گیرد. در غیر این صورت، قطارهای اقتصادی که نقش مهمی در جابه جایی اقشار متوسط و کم درآمد ایفا می کنند، بیش از گذشته در معرض فرسایش و حذف تدریجی قرار خواهند گرفت. رخدادی که پیامدهای آن صرفاً متوجه شرکت های ریلی نخواهد بود، بلکه کل نظام حمل ونقل عمومی کشور را متاثر خواهد ساخت.
*عضو هیات مدیره انجمن شرکت های ریلی مسافری