◄ آسیب صنعت ریلی از قیمتگذاری غیر اصولی بلیت قطار
کارشناسان صنعت ریلی تأکید می کنند بحران اصلی این بخش نه گرانی بلیت، بلکه « قیمت گذاری تکلیفی» طی ۱۵ سال گذشته است. سیاستی ظاهراً مردم پسند که با فراری دادن سرمایه گذاران، نیمی از ناوگان مسافری کشور را نابود کرده و مردم را از دسترسی کافی به قطار محروم ساخته است.
فرآیند قانونی اصلاح قیمت بلیط قطار طی شده و با وجود دریافت مجوزهای لازم، شرکت های حمل و نقل ریلی مسافری به دلیل شرایط اقتصادی کشور و در راستای وظایف اجتماعی خود تصمیم گرفتند همچنان بلیت ها را با تخفیف به بازار عرضه کنند و همین کار را انجام دادند.
به گزارش سرویس ریلی تین نیوز، بر اساس آمارهای رسمی، قیمت تمام شده هر بلیت قطار بین شهری حدود ۳.۱ میلیون تومان در700 کیلومتراست که مابه التفاوت آن تا نرخ های فعلی که متوسط 3/1 میلیون تومان است، از سوی دولت سوبسید داده می شود؛ و نرخ بلیت حومه نیز تنها معادل ۳ درصد قیمت تمام عرضه می شود. در بسیاری از مسیرها بهای بلیت قطار با وجود سرمایه گذاری سنگین، همچنان به مراتب پایین تر از اتوبوس تعیین می شود، در حالی که هزینه های سرمایه ای و نگهداری این دو بخش قابل مقایسه نیست.
انتقاد به افزایش قیمت بلیت اگرچه از منظر ضرورت اطلاع رسانی شفاف کاملاً قابل دفاع است، اما آدرس غلط دادن به مسئله اصلی به شمار می رود. سال هاست که به اسم سیاست های حمایتی، افزایش قیمت بلیت قطار به شدت کنترل شده و حاصل آن چیزی جز کاهش ظرفیت، فرسودگی ناوگان و محرومیت روزافزون مردم نبوده است.
آمارها در این زمینه تکان دهنده است؛ تعداد واگن های مسافری بین شهری از حدود ۲۲۰۰ دستگاه در سال ۱۳۸۹ به حدود ۱۲۰۰ دستگاه در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است؛ یعنی طی ۱۵ سال اخیر، نزدیک به ۴۵ درصد ناوگان مسافری کشور از دست رفته است. دلیل این افت فاحش روشن است: رشد تعرفه ها بسیار کمتر از نرخ تورم بوده و درآمد شرکت های ریلی حتی کفاف جبران استهلاک سرمایه را نمی دهد، چه رسد به خرید واگن های جدید.
غیرواقعی نگه داشتن قیمت ها نه تنها به توسعه ریلی کمکی نکرده، بلکه تقاضای پاسخ داده نشده را به جاده ها روانه کرده است؛ با تبعات تلخی همچون افزایش مصرف سوخت، تصادفات مرگبار و آلودگی هوا مواجه شدیم. تقاضای اصلی روی گرانی بلیت نیست بلکه «محدودیت عرضه بلیت و محرومیت از سفر ایمن» است.
از سوی دیگر، ظرفیت کل سفرهای ریلی بین شهری کشور سالانه حدود ۲۰ میلیون سفر است که در کشوری با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، معادل تنها یک سفر یک طرفه به ازای هر ۴ الی ۵ ایرانی در سال است. این یعنی سیاست قیمت گذاری تکلیفی بلیت قطار، عملاً تنها به کام بخش کوچکی از جامعه تمام شده و اکثریت مردم به دلیل کمبود شدید ظرفیت، از قطار محروم می مانند.
در خصوص قطارهای پنج ستاره نیز که عموماً توسط اقشار متوسط به بالا یا گردشگران و زائران استفاده می شوند، هزینه یک سفر نزدیک به هزار کیلومتری به همراه اقامت و پذیرایی باکیفیت، در مواردی حتی از یک شب اقامت در هتلی معمولی کمتر است. با این حال، تمام هزینه های گزاف نگهداری، لکوموتیو و نیروی انسانی باید از همین درآمد محدود تأمین شود.