◄ خلاصه کتاب قانون گذاران و قانون شکنان (فرهنگ های سفت و شل)، اثر میشل گلفاند
گلفاند در این اثر می کوشد توضیح دهد چرا بعضی جوامع در حفظ نظم و رعایت قواعد اجتماعی سخت گیرند و برخی دیگر به آزادی، انعطاف و نوآوری گرایش دارند. او این تمایز را با سفتی-شلی فرهنگی (Tight–Loose Culture) توصیف کرده و می گوید هیچ کدام بد یا خوب مطلق نیستند، بلکه پاسخ های تاریخی و کارکردی به شرایط محیطی اند.
دکتر میشل گلفاند (Michele J. Gelfand) استاد روان شناسی دانشگاه استنفورد و از پژوهشگران برجسته روان شناسی فرهنگی و علوم رفتاری است. کتاب ۲۰۱۸ وی (قانون گذاران و قانون شکنان: فرهنگ های سفت و شل چگونه جهان ما را شکل می دهند) (Rule Makers, Rule Breakers: How Tight and Loose Cultures Wire Our World)، نتیجه دو دهه پژوهش تجربی درباره رفتارهای فرهنگی در ده ها کشور است. گلفاند در این اثر می کوشد توضیح دهد چرا بعضی جوامع در حفظ نظم و رعایت قواعد اجتماعی سخت گیرند و برخی دیگر به آزادی، انعطاف و نوآوری گرایش دارند. او این تمایز را با سفتی-شلی فرهنگی (Tight–Loose Culture) توصیف کرده و می گوید هیچ کدام بد یا خوب مطلق نیستند، بلکه پاسخ های تاریخی و کارکردی به شرایط محیطی اند.
در یک سوی این طیف، فرهنگ های سفت (Tight) قرار دارند؛ جوامعی که قوانین روشن و کنترل اجتماعی قوی دارند و تخطی از هنجارها با واکنش سریع مواجه می شود. نظم، وقت شناسی، و رفتار منضبط ارزش محسوب می شوند. در سوی دیگر، فرهنگ های شل (Loose) دیده می شوند که آزادی فردی در آنها بیشتر است و رفتارهای متنوع یا حتی نامعمول تحمل می شود.
گلفاند تأکید می کند تفاوت میان این دو سبک، نه ناشی از اخلاق یا عقلانیت متفاوت، بلکه حاصل میزان تهدید و ناامنی تاریخی در جوامع است. او با بررسی داده های گسترده نشان می دهد میزان تهدید جمعی (مثل جنگ، بیماری، قحطی یا بلایای طبیعی) در طول تاریخ موثرترین عامل بر شکل گیری الگوی فرهنگی هر ملت بوده است. جوامعی که برای بقا نیازمند نظم و همکاری شدید بوده اند، هنجارهای سخت گیرانه تری ایجاد کرده اند؛ در مقابل، جوامع امن تر که با تهدیدهای کمتری روبه رو بوده اند، ارزش بیشتری برای تفاوت و خلاقیت قائل شده اند. از این نظر، فرهنگ نه فقط پدیده ای نمادین بلکه سازوکار تطبیقی انسان برای بقا و هماهنگی جمعی است.
گلفاند سپس ویژگی های رفتاری هر نوع فرهنگ را شرح می دهد. در جوامع سفت، افراد تمایل دارند هنجارها را جدی بگیرند، رفتارهای قابل پیش بینی داشته باشند و به قانون جمعی وفادار بمانند. چنین فرهنگی ثبات و امنیت اجتماعی بالا می آورد ولی آزادی فردی و خلاقیت را محدود می کند. در جوامع شل، در مقابل، انعطاف رفتاری، نوآوری و پذیرش گوناگونی بیشتر است، اما احتمال بی نظمی، اختلاف و تأخیر در واکنش به بحران ها نیز افزایش می یابد. در واقع، هر دو سبک هم مزیت دارند هم کاستی: سفتی موجب انسجام و ایمنی است ولی مانع تغییر می شود، و شلی سرچشمه خلاقیت است ولی خطر آشفتگی دارد. گلفاند با مثال های زیاد از کشورها و فرهنگ ها نشان می دهد این تفاوت ها چگونه در عمل نمود پیدا می کنند.
او نمونه هایی چون سنگاپور، کره جنوبی و ژاپن را فرهنگ های نسبتا سفت می داند که قوانین اجتماعی و انضباط در آنها نقش اساسی دارد، در حالی که هلند، برزیل و نیوزیلند در شمار فرهنگ های شل قرار می گیرند؛ جوامعی بازتر و متنوع تر که آزادی رفتار بیشتری در آنها وجود دارد. حتی درون هر کشور نیز تفاوت مشاهده می شود؛ برای مثال در ایالات متحده، ایالت های جنوبی سفت تر و مناطق ساحلی شل ترند. همین تنوع درونی نشان می دهد مفهوم سفتی و شلی مقیاسی نسبی و سیال است. نویسنده نظریه خود را فقط به کشورها محدود نمی کند و آن را به سازمان ها، خانواده ها و حتی روابط میان فردی تعمیم می دهد.
هر سازمان می تواند در بخش هایی سخت گیر و در بخش هایی آزادتر باشد. مثلاً در حوزه ایمنی یا رعایت مقررات «سفت» باشد، ولی در پژوهش و طراحی محصول «شل» عمل کند تا نوآوری تشویق شود. از دید او، رهبران و مدیران موفق کسانی هستند که این توازن را درک و درست تنظیم می کنند. مدیری که در محیطی فرهنگی شل، سیاست های قاطع و شدید اعمال کند یا در سازمانی با فرهنگ سفت آزادی بی حد بدهد، معمولا شکست می خورد. تطابق ساختار فرهنگی با میزان آزادی و کنترل، کلید موفقیت هر نظام اجتماعی یا سازمانی است.
گلفاند همچنین ابعاد فردی و روان شناختی نظریه را می کاود و توضیح می دهد چرا حتی در سطح اشخاص، تفاوت در حساسیت نسبت به هنجارها قابل مشاهده است. افرادی که در محیط های سفت پرورش یافته اند، معمولا دقیق تر و نظم محورترند و در برابر انحراف رفتاری واکنش سریع نشان می دهند، در حالی که افرادی از فرهنگ های شل تحمل بیشتری نسبت به تفاوت و خطا دارند، همین ویژگی ها ممکن است منشاء سوءبرداشت و تعارض شوند.