عبور از برزخ خیابان ها
وبلاگ تین نیوز، کامران نرجه | عبور سالم و بی سانحه از عرض خیابانی که در آن، خودروها با سرعت در حال حرکتند، تقریباً برای همگان مشکلی بزرگ و اضطراب آور است. البته قوانین بین المللی راهنمایی و رانندگی برای ایمنی افراد، محلهای ویژهای را با نمایش خطوط سفید موازی در بستر خیابانها تعیین کرده است تا هر عابر پیادهای با امنیت کامل از روی این خطوط بگذرد و تمامی خودروها موظف به توقف در پشت این خطوط باشند.
قوانین راهنمایی و رانندگی به رانندگان انواع خودروها اخطار میکند تا به محض مشاهده این خطوط سفید و موازی، باید از سرعت وسیله نقلیه خود بکاهند، زیرا در این نقاط همواره اولویت رفت و آمد با عابران پیاده است. با این وجود برای حفظ حقوق رانندگان نیز چراغهای راهنمایی کوچکی در محلهای خط کشی شده، وجود دارد که زمان عبور از خیابانها را به شکل عادلانه، بین رانندگان و عابران پیاده تقسیم میکند.
اجرای این قانون در ایران همانند سایر نقاط دنیا موضوع جدیدی نیست و تقریباً از ۸۰ سال پیش تاکنون یکی از شروط اصلی اعطای گواهینامههای رانندگی به متقاضیان، آگاهی از مقررات این حوزه و تعهد به رعایت آنهاست. با این حال عبور از این خطوط سفید در خیابانهای شهرهای ایران به دلایل گوناگون فرهنگی و اجتماعی، هنوز ازامنیت لازم برخوردار نیست و حتی گاهی استفاده از محدوده آن به ویژه برای سالمندانِ و بیماران، مخاطراتی دارد که کاربرد رفت و آمد از مناطق خط کشی شده را کاهش و ضریب احتمال بروز سوانح رانندگی را افزایش میدهد.
به گفته کارشناسان، مجموعهای از رفتارهای فردی و اجتماعی در ایران باعث شده است رنگ سفید خط کشی عابر پیاده که قانوناً نماد امنیت و سلامت رهگذران است، چندان جدی تلقی نشود و هرکس هر زمان که تصمیم بگیرد، از هر نقطه عرض خیابانها عبور کند؛ یا رانندگان تمایزی بین محل تردد عابران با سایر نقاط خیابان، قائل نشوند.
قربانیان سوانح رانندگی شهری
گاهی این واقعیت تلخ در فرهنگ آمد و شد ما چنان بروز میکند که محصول آن، چیزی جز هرج و مرج ترافیکی در خیابانها نیست. رفتار برخی از عابران پیاده سبب شده است تا تصور شود این عده از شهروندان، متاسفانه درک درستی از خطر برخورد با خودروها ندارند و یا احترامی برای حقوق رانندگان قائل نیستند و درمقابل، عبور آزادانه بیمحابا از هر نقطه خیابان به سمت دیگر، جزو حقوق آنهاست که رانندگان موظف به رعایت آن هستند. از طرف دیگر در میان برخی از رانندگان هم بی توجهی به خطوط سفید موازی، به گونهای دیگر دیده میشود. برای برخی رانندگان (بدون آنکه مشکل بینایی داشته باشند) فواصل
سیاه میان این خطوط سفید، اهمیت بیشتری دارد و به همین دلیل محدوده تردد عابر پیاده را نیز امتداد خیابانی فرض میکنند که میتوانند با سرعت از روی آن بگذرند! در همین حال تعداد رانندگانی که توقف بر روی خط کشی عابر پیاده و اشغال کامل مسیر برای مسافرکشی را حق خود میدانند، کم نیست. این اقدام عابران را ناچار به استفاده از محدوده خارج از خطکشی میکند که موجب افزایش خطر تصادف آنان میشود.
بررسی آمار سازمان پزشکی قانونی نشان میدهد که از مجموع ۱۶ هزار و ۸۷۲ نفر تلفات سوانح رانندگی ایران در سال ۱۳۹۳، حداقل یک سوم افراد در معابر شهری جان خود را از دست دادهاند و عابران پیاده ۴۵ درصد از آنها را تشکیل میدهند.
بر اساس آماری دیگر، سالانه حدود ۲۵۰۰ نفر از عابران پیاده در مناطق شهری ایران در برخورد با خودرو و موتورسیکلتها جان خود را از دست میدهند که این رقم با کل تلفات سوانح رانندگی ۸ کشور اروپایی در سال ۲۰۱۴ میلادی برابر است. تحلیل آین آمار نشان میدهد که در کشور ما به طور متوسط هر روز ۶ نفر قربانی بی احتیاطی خود و رانندگان در شهرها و نادیده گرفتن حقوق یکدیگر میشوند.
اقدامات کم اثر
رشد روزافزون و ناهمگون کانونهای جمعیتی در ایران و توسعه کلانشهرها، باعث شده است علیرغم تلاش مدیریت شهری برای افزایش نمادهای هشدار دهنده و ارتقای ایمنی عبورو مرور، از شدت رشد تلفات عابران پیاده در خیابانها کاسته نشود.مسئولان راهنمایی و رانندگی استفاده از محلهای خط کشی شده را بهترین چاره کاهش تلفات عابران پیاده میدانند و در برنامههای ترویجی از طریق رسانهها، بر اهمیت استفاده از این مکانها تاکید دارند. ولی در شهری که خط کشی عابران پیاده آن، معمولاً توسط رانندگان تاکسی و مسافربرها برای توقف و مسافر گرفتن اشغال میشود و یا کمتر
رانندهای با دیدن این محلها از سرعت وسیله نقلیه خود میکاهد، چگونه میتوان به امنیت خطوط سفید امیدوار بود؟
محمدرضا مقدسی ـ کارمند یکی از ادارات دولتی در این رابطه میگوید: برای رفت و آمد میان منزل و محل کارم، ناچارم روزانه حداقل ۲ بار از عرض خیابان حافظ – تقاطع بلوار کریمخان زند بگذرم، اما دراغلب موارد هنگامی که چراغ راهنمایی برای حرکت رهگذران سبز میشود، تعداد زیادی موتورسیکلت و خودرو بدون توجه به ممنوعیت تردد در مسیرخود و بی اهمیت به هشدارهای پلیس، با سرعت از روی خط کشی عابر پیاده میگذرند و همیشه از این میترسم که با یکی از آنها تصادف کنم!
فاطمه اسحاقی، یکی از سالمندان ساکن شرق تهران نیز میگوید: ترس از خودروهایی که با سرعت از روی خط کشی عابر پیاده عبور میکنند، باعث شده است هیچوقت بدون کمک دیگران از تقاطع خیابان پیروزی ـ چهارراه ابوذرعبور نکنم. اینجا حتی اگر چراغ راهنمایی برای عابران سبز باشد، هیچ رانندهای پایش را روی ترمز خودرو نمیگذارد.
علیرضا دهقان ـ راننده تاکسی خط میدان آزادی ـ میدان امام حسین(ع) نیز از بی توجهی اغلب عابران پیاده به حقوق رانندگان گلایه دارد و میگوید: کمتر عابری را دیدهام که برای رفت و آمد از عرض خیابان، از روی خط کشی عبور کند یا به چراغ راهنما توجه داشته باشد. اغلب مردم به ناگهان وارد حریم خیابانها میشوند و بدون توجه به سرعت خودرویی که به آنها نزدیک میشود، از عرض خیابان به صورت کج و موّرب میگذرند. این کار باعث میشود تا زمان عبور آنها از عرض خیابان و احتمال تصادف آنان با خودروها، بیشتر شود.
رضا حسن نژاد، راننده اتوبوس خطوط «بی. آر. تی» در خیابان ولیعصر(عج) تهران نیز معتقد است: مردم برای عبور از عرض خیابانها حتی از پریدن از روی نردههای محافظ خطوط ویژه اتوبوسها هم واهمه ندارند و به ناگهان وارد حریم آنها میشوند که در چنین شرایطی، کنترل اتوبوس و جلوگیری از تصادف با عابران متخلف، بسیار دشوار است.
این دیدگاهها نشان میدهد که اغلب شهروندان اعم از عابران پیاده و یا رانندگان خودروها، هنوز درک درستی از ضرورت رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی برای حفظ ایمنی عبور و مرور در شهرها را ندارند و به همین دلیل متاسفانه آمار فوت و جرح عابران پیاده در تصادفات شهری بالاست.
مشکلات روانی
شهرداریها سالانه مبالغ هنگفتی را صرف تجهیز و نوسازی علائم راهنمایی و رانندگی و بهسازی معابر عمومی میکنند که نوسازی خط کشی محلهای ویژه رفت و آمد عابران پیاده بخشی از این هزینههاست. با این وجود هنوز فرهنگ استفاده از این علائم و تجهیزات برای حفظ ایمنی شهروندان، متاسفانه فراگیر نشده است و حتی گاهی انضباط ترافیکی و احترام به قوانین یاد شده، نوعی رفتار غیرمتعارف تلقی میشود!
مرضیه سلیمانی ـ روانشناس اجتماعی با اشاره به بی نظمی رفتارهای ترافیکی شهروندان در خیابانها میگوید: این که در شهرها مقررات راهنمایی و رانندگی به درستی رعایت نمیشود و یا ایستادن پشت خط کشی عابر پیاده هنوز یک عادت عمومی نیست، ناشی از نوعی اختلال روحی در برخی از شهروندان است که همیشه خود را صاحب حق میدانند. آنان تصور میکنند که همواره دیگران باید حقوق ترافیکی شان را رعایت کنند و خودشان هیچ وظیفهای در قبال رعایت حقوق ترافیکی دیگران ندارند. در واقع نوعی غرور و خودپسندی در این عده باعث شده است تا به حقوق اطرافیانشان بی توجه باشند و به راحتی آن
را زیر پا بگذارند.
عابری که ناگهان وارد حریم خیابان میشود و بدون توجه به حقوق رانندگان خودروها از آنها میگذرد، مغرورانه به سایر شهروندان نگاه میکند و آنان را لایق حقوق برابر خود نمیداند! همین فرد هنگامی که رانندگی میکند، برای هیچ عابری ترمز نمیگیرد و احترام به دیگران را نوعی سرافکندگی و بی لیاقتی میپندارد. این دسته از افراد آنقدر جاه طلب هستند که به کسی به غیر از خود فکر نمیکنند و احترام به حقوق دیگران را شکست خود میدانند. بنابر این، هر کاری را انجام میدهند تا در یک محیط ترافیکی، از حریف خود شکست نخورند و حتی اگر شده خطر تصادف و عواقب ناگوار آن را
به جان میخرند، تا به حریف خود به اصطلاح امتیاز ندهند. مسلماً این رفتار یک اختلال روانی است که متاسفانه در برخی از رانندگان به چشم میخورد.
خانم سلیمانی همچنین میگوید: باید با ریشههای بروز این قبیل رفتارها در جامعه مقابله کرد و به مردم اطمینان داد که پیروز میدان کسی است که به حقوق ترافیکی دیگران احترام میگذارد و سالم به مقصد میرسد.وی میافزاید: اغلب این افراد در گذشته حداقل یک مرتبه شاهد عدم برخورد قاطع پلیس با متخلفان ترافیکی بودهاند و تلخی این خاطره باعث شده است تا نسبت به رعایت حقوق خود اطمینان نداشته باشند، و به همین دلیل مترصدند تا با رویههای خلاف، حقوق ترافیکی خود را از دیگران بگیرند. سلیمانی معتقد است که رفتارهای مغایر با مقررات راهنمایی و رانندگی هنوز آنقدر در کشور ما
قبیح و زشت نشده است که یک ناهنجاری تلقی شود و از آنجا که تعداد متخلفان در این مورد بسیار زیاد است، خلافکاران از عملکردشان احساس شرم و خجالت نمیکنند.این روانشناس اجتماعی میگوید: اگر با رانندگانی که حریم خط کشی عابر پیاده را محترم نمیشمارند و یا عابرانی که حقوق ترافیکی خودروها را نقض میکنند، قاطعانه برخورد شود، این حریم،ارزشی عمومی پیدا میکند و تمامی شهروندان خود را ملزم به حفاظت از این ارزش میدانند و به این ترتیب یک یک شهروندان به ضابطین مقررات ترافیکی تبدیل میشوند که هرگز از قوانین سرپیچی نمیکنند و اجازه تخطی از قانون را نیز به هیچ
کسی نمیدهند.
وی معتقد است که جنبههای روانی و آموزشی تنبیه خاطیان رانندگی بسیار مهمتر از توسعه بی هدف خطکشی عابران پیاده در خیابانهاست. چه فایده دارد که در خیابانها نقاط بسیاری برای رفت و آمد عابران خطکشی شود، ولی کسی به ضرورت رعایت مقررات آن، پایبند نباشد. اما اگر در همین تعداد محدود از محلهای خط کشی شده، همگان موظف به رعایت قانون باشند و برخورد قاطع پلیس با خاطیان را با چشم خود ببینند، حتماً تعداد رعایتکنندگان قانون افزایش مییابد و به تدریج عبور از خط کشی عابر پیاده و احترام به این محل، یک ارزش فراگیر میشود.
تخریب اجتماعی
ابراهیم مدرس ـ جامعه شناس فرهنگی در مورد رفتارهای ضداجتماعی میگوید: برخی از خلافکاران برای توجیه رفتارهای خلاف خود، عمل به قانون را مسخره میکننند. به عنوان مثال بسیار دیده شده است اگر کسی تا زمان سبز شدن چراغ راهنما پشت خطکشی عابر پیاده بایستد، افرادی که اعتنایی به مقررات ندارند، به رفتار او میخندند و چهره اجتماعی او را که موظف به رعایت قانون است، تخریب میکنند. همین برخوردهای تحقیرکننده باعث میشود تا او نیز به جرگه خلافکاران بپیوندد، در حالی که باید وضعیت برعکس این باشد و خاطیان مورد نکوهش عمومی قرار گیرند. باید همدیگر را برای رعایت
قانون دعوت و تشویق کنیم.به گفته وی، رسانههای عمومی و به ویژه صدا و سیما در این مورد وظیفه حسّاسی دارند، زیرا باید کسانی را که قوانین راهنمایی و رانندگی را با جدیت رعایت میکنند، معرفی و تشویق کنند، ولی متاسفانه در برخی از برنامههای به اصطلاح طنز تلویزیونی از کسانی که به مقررات احترام میگذارند، به عنوان انسانهایی ترسو، فاقد اعتماد به نفس، هالو و دارای شخصیت شکننده یاد میشود که همین مساله ممکن است مقاومت افراد در برابر رعایت قانون را افزایش دهد.
این جامعهشناس اعتقاد دارد: هنوز میان آموختههای فرهنگی ما با مقررات و ضوابط راهنمایی و رانندگی تفاوتهای زیادی وجود دارد. فرهنگِ منبعث از زندگی در نقاط روستایی که مشکلی به نام تردد از خیابانهای پرخطر را ندارد، سبب شده است تا برخی از مهاجران روستایی در شهرها اهمیت رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی را به درستی درک نکنند و برای خود و دیگران خطر آفرین باشند. این مسأله به طول مدت زندگی در شهرها ارتباطی ندارد، زیرا دیده شده است شماری از مهاجران روستایی حتی پس از سالها شهرنشینی، با آداب و مقررات ایمنی تردد از خیابانها آشنایی ندارند.
مشکلات مهندسی ترافیک شهرها
مهندس حسین فتحی، یکی از کارشناسان حمل و نقل درون شهری نیز به این مشکل از زاویهای دیگر نگاه میکند و معتقد است که بخشی از دلایل بالابودن تخلفات رانندگی، ناشی از مشکلات مهندسی ترافیک در شهرهای ماست.
به گفته وی در بیشتر معابر فقط در تقاطع خیابانها خط کشی عابر پیاده وجود دارد و در طول مسیر، محلی برای رفت و آمد عابران ایجاد نشده است. اگر کسی قصد عبور از عرض خیابان را داشته باشد، باید مسافت زیادی تا تقاطع خیابانها برود و سپس از عرض آنها رد شود. از سوی دیگر تعداد زیادی از محلهای خطکشی شده فاقد چراغ راهنما برای عابر پیاده است و یا زمان تعریف شده برای عبور از عرض خیابان در این چراغها بسیار کم است. باید در نظر گرفت که سالمندان قدرت حرکت کمتری دارند و نمیتوانند به سرعت از چراغ سبر عبور کنند.
وی میگوید: عملیات ترمیم و بازسازی خطکشی خیابانها نیز گاهی آن چنان دیرهنگام صورت میگیرد که رنگ سفید خطوط کاملاً از بین میرود، به نحوی که نمیتوان بین محلهای خطکشی شده و بستر خیابانها، تمایزی قائل شد.
نماد امنیت رفت و آمد شهروندان
رنگ سفید خط کشی عابر پیاده که قانوناً باید نماد امنیت رفت و آمد شهروندان باشد، فقط در صورتی دارای ارزش است که اولاً به همگان آموزش دهند از این محل برای عبورو مرور استفاده کنند و رانندگان را نیز به ایستادن پشت خطوط سفید، ملزم سازند. به یقین احترام به قانون از سوی افراد بزرگسال، بهترین شیوه آموزش نسلهای آینده است.از سوی دیگر باید قدرت بازدارندگی متجاوزان به امنیت خطوط سفید عابران پیاده را با تشدید تنبیهات و قاطعیت در اعمال قانون، افزایش داد. زیرا هرگونه مماشات با متخلفان در این حوزه، به مرور زمان قبح قانونشکنی را از بین میبرد و هرج و مرج را جایگزین نظم
ترافیکی میکند.
فراموش نکنیم که رنگ سفید خط کشی عابر پیاده همانند تمامی کالاها، دارای طول عمر مفید و محدود است و از اینرو باید به دفعات منظم در طول سال، آنها را مرمت کرد و حتی میتوان در بازسازی آنها از فناوریهای نوین برای انعکاس بهتر نور چراغ خودروها به هنگام شب، بهره گرفت تا ضریب امنیت این خطوط در تاریکی شب افزایش یابد. همچنین ضرورت دارد در فواصل کوتاه از یک مسیر، تعداد محلهای خط کشی شده افزایش یابد تا عابران پیاده ناچار به شکستن حریم رانندگان نشوند.فقط با اعمال روشهایی از این دست میتوان امیدوار بود که آمار تلفات عابران پیاده در سوانح رانندگی شهری کاهش
یابد.