◄عوامل استبدادزدگی جامعه ایران

وبلاگ تیننیوز، هادی خانیکی | تمرکز قدرت سیاسی و ضعف جامعه مدنی منجر به نوعی خودکامگی در کشور ما شده است.
دکتر هادی خانیکی در برنامه گپ اجتماعی رادیو صدای امید با موضوع «عوامل استبدادزدگی جامعه ایران» گفت: یک ضعف بنیادین و تاریخی در فرهنگ ما که به شکل «ناتوانی در گفتوگو» بروز و ظهور پیدا کرده، در سطحی کلان و به شکل «ضعف نهادهای مدنی» ملموس است و در یک لایه بالایی که معمولا بیشتر مورد دقت قرار میدهیم که همان لایه سیاسی است، به صورت «ضعف تحزب» خودش را نشان داده است و این سه گانه، یک دیگر راتقویت میکنند.
او با تاکید بر بهوجود آمدن نوعی انسداد گفتوگویی در فرهنگ ما و نوعی فروبستگی و نهانکاری شکل گرفته، افزود: در طول تاریخ هر چهقدر فرد به بیرون اعتماد کرده و نظراتش را بیان کرده، ناگزیر به تحمل هزینههای گزاف شده و در نهایت شکلی از درون گرایی ایجاد شده است.
خانیکی گفت: جامعه ما به دلیل درگیریهایی که برای نیل به آرمانهایش داشته، جامعهای فوق العاده سیاسی است؛ به این معنا که هرنوع کنش اقتصادی، فرهنگی و یا اجتماعی معنای سیاسی و نتیجه سیاسی پیدا میکند. بررسیهای تاریخی نشان میدهد که نوعی بدبینی نزد نخبگان وجود داشته که کنش را در یک فضای بدبینانه و مبتنی بر سوءظن تعبیر میکردند و در این فضای توام با بدبینی، حزب و رقابت مبتنی بر رفاقت شکل نمیگیرد و رقیب در واقع از این منظر تبدیل به دشمنی میشود که باید از صحنه حذف شود.
وی تاکید کرد: این یک مسئله تاریخی در ایران است که به دلیل خودکامگی قدرت، اساساً شهروند کمتر فرصت نشو و نمو داشته و به حقوق او کمتر توجه شده و او بهعنوان عنصری مکلف دیده شده، رعیت سلطان بوده و رعیت بودن یعنی اینکه نه تنها حکومت حقی برای فرد چنان که باید قائل نبوده، بلکه به حقوق خودش هم آشنا نبوده است.
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات اظهار داشت: شناخت جامعه سنتی از یک نظر آسودهتر است، زیرا «سنتراهبر» است و عرف خیلی ساده تعیین تکلیف می کند. اما در یک جامعه مدرن، گونههای مختلف عقلانیت، اعم از عقلانیت معطوف به هدف یا عقلانیت معطوف به کنش باعث ایجاد تردید در افراد میشود.
دکتر خانیکی تمرکز قدرت سیاسی و ضعف جامعه مدنی را دو مسئلهای دانست که منجر به نوعی خودکامگی در کشور ما شده است.
وی افزود: تمرکز قدرت از یک سو و بی قدرتی جامعه مدنی از سوی دیگر موجب استبدادزدگی میشود که این دو متغیر خود تحت تاثیر دو عامل مهم دیگر قرار دارند. فرهنگ سیاسی مشارکتگریز و سیاستگریز نخبگان در ایران که تضعیف عرف و عدم تقویت قانون را در پی داشته است، در نهایت موجب ضعف جامعه مدنی و تمرکز روزافزون قدرت سیاسی شده است.
مدیرگروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی گفت: وقتی مسئلهای به ماهیت انسان یا جامعه نسبت داده شده و برتغییرناپذیری آن تاکید میشود، عملا راه بر هر تغییر و تحولی بسته میشود. تجربه مطالعه تاریخی نشان می دهد یک جامعه از بافت و ماهیت واحدی برخوردار هستند و در شرایطی که جامعه کنشگر بوده، دیده شده در آنجا چهقدر جامعه با قبل از خودش متفاوت میشود.
او گفت: زندگی ایرانی به لحاظ تاریخی در «لفاف استبداد» پیچیده شده و تکاپوی ایرانیان برای رهایی از این لفاف بوده است. انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی تجلی این خواسته است و تاکیدی که بر شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی صورت می گیرد، نفی خودکامگی تاریخی است.
خانیکی با اشاره به نگاه تاریخی و بررسی سیر مطالبات که از زمان مشروطه آغاز شده اظهار داشت: استبدادزدگی از واحدهای کوچک جامعه که فرد و خانواده هست، آغاز میشود و تا واحدهای بزرگ اجتماعی از جمله نهادهای حکومتی، نهادهای سیاسی و نهاد فرهنگی رسوخ کرده است.
استبداد در ذات و ماهیت ایرانیان وجود ندارد و تحت شرایط پیچیدهای بر آنها عارض شده است و حاکمیتیافتن استبداد سبب میشود اندیشه، توانمندیهای فردی، سرمایههای فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی محدود شده و به بند کشیده و تضعیف شود.
وی در پایان گفت: از بس تجربه استبدادزدگی تکرار شده است، پذیرش استبداد یا کنش استبدادی به یک عادت تبدیل شده و در فرهنگ عامه هم به چشم میخورد که گویی وجود یک قدرت سرکوبگر نیاز است که به اعتبار آن میل به قانون، نظم و آزادی بهوجود بیاید و هر وقت جامعه از وضعیت نابهسامان اقتصادی به امان میآید، دنبال قدرتی میگردد تا گرانفروش را در تنور مجازات بیندازد.