پهنه شرقی ایران؛ محور راهبردی تاب آوری معدنی و تجاری در شرایط بحران
ترکیب ظرفیت های معدنی گسترده شرق کشور، ایجاد یک محور بندری مکمل در سواحل مکران، تعریف هویت صنعتی متمایز برای این منطقه و گسترش همکاری های اقتصادی با شرکای منطقه ای مانند عمان، می تواند به تدریج یک کریدور جدید معدنی و تجاری در سواحل دریای عمان شکل دهد.
تحولات امنیتی و تنش های اخیر در خاورمیانه بار دیگر نشان داد که تجارت جهانی مواد معدنی و فلزات تا چه اندازه به چند گلوگاه محدود ژئوپلیتیکی وابسته است. کاهش تردد کشتی ها در تنگه هرمز، افزایش هزینه های بیمه جنگ برای کشتی ها و رشد قابل توجه کرایه های حمل ونقل – که در برخی مسیرها تا بیش از هزار دلار به ازای هر کانتینر افزایش یافته – تنها بخشی از نشانه های این آسیب پذیری است. پیامد این وضعیت نیز به سرعت در بازارهای جهانی دیده شد؛ از نگرانی فعالان بازار فولاد در چین و هند گرفته تا اختلال در جریان تجارت مواد اولیه معدنی و محصولات فلزی.
این تجربه یک پیام روشن دارد: وابستگی بیش از حد به یک مسیر محدود دریایی می تواند تجارت مواد معدنی و صنعتی را در برابر بحران های ژئوپلیتیکی بسیار آسیب پذیر کند. در چنین شرایطی، متنوع سازی مسیرهای صادراتی و ایجاد زیرساخت های جایگزین به یکی از مهم ترین ارکان تاب آوری اقتصادی تبدیل می شود.
در این میان، پهنه شرقی ایران یکی از مهم ترین ظرفیت های راهبردی کشور در حوزه معدن و صنایع معدنی به شمار می رود. این پهنه از نظر زمین شناسی یکی از غنی ترین مناطق معدنی کشور محسوب می شود. وجود ذخایر قابل توجهی از مس، طلا، کرومیت، منیزیم و سایر مواد معدنی فلزی و غیرفلزی در این محدوده نشان می دهد که شرق ایران می تواند به یکی از قطب های اصلی توسعه معدنی کشور تبدیل شود.
در عین حال بخش قابل توجهی از این ظرفیت هنوز به طور کامل شناسایی و فعال نشده است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند که پهنه شرقی ایران علاوه بر برخورداری از غنای معدنی بالا، تشنه پروژه های گسترده اکتشافی است. تمرکز تاریخی سرمایه گذاری های معدنی در مناطق مرکزی کشور باعث شده بخش مهمی از ظرفیت های معدنی شرق ایران همچنان در مراحل اولیه شناسایی باقی بماند. توسعه برنامه های اکتشاف سیستماتیک در این پهنه می تواند در سال های آینده ذخایر جدید و قابل توجهی را به سبد معدنی کشور اضافه کند و زمینه شکل گیری قطب های صنعتی جدید را فراهم آورد.
با این حال، فعال سازی این ظرفیت عظیم معدنی بدون ایجاد زیرساخت های مناسب حمل ونقل و صادراتی امکان پذیر نیست. در حال حاضر بخش قابل توجهی از صادرات مواد معدنی و محصولات صنایع معدنی ایران از طریق بنادر خلیج فارس انجام می شود. در این میان بندر پارسیان به درستی به عنوان یکی از محورهای مهم صادرات و واردات مواد معدنی و صنایع معدنی کشور تعریف شده و تمرکز اصلی آن نیز بر پشتیبانی از صنایع بزرگ فولاد، آلومینیوم و زنجیره های صنعتی مرتبط است.
تجربه بحران های اخیر نشان می دهد که برای افزایش تاب آوری اقتصادی کشور، تکیه بر یک محور بندری کافی نیست. وابستگی شدید تجارت به مسیرهای محدود می تواند در شرایط بحران به یک ریسک جدی تبدیل شود. از این منظر، ایجاد یک بندر معدنی مکمل در شرق کشور و در سواحل مکران می تواند به عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح شود؛ بندری که بتوان آن را به نوعی نسخه تاب آور و مکمل بندر پارسیان در شرق کشور دانست.
چنین بندری می تواند در شرایط عادی نقش تکمیل کننده شبکه صادراتی کشور را ایفا کند و در شرایط بحران نیز به عنوان مسیر جایگزین عمل کند. در عین حال، برای جلوگیری از همپوشانی کامل سرمایه گذاری ها، لازم است رویکرد صنعتی این بندر با پارسیان تفاوت هایی داشته باشد. در حالی که پارسیان بیشتر بر صنایع فولادی و آلومینیومی تمرکز دارد، بندر معدنی شرق کشور می تواند با تمرکز بر زنجیره هایی مانند مس، منیزیم و سایر مواد معدنی شاخص پهنه شرقی توسعه یابد.
این رویکرد چند مزیت مهم به همراه دارد. نخست آنکه با ایجاد تقسیم کار صنعتی میان بنادر و مناطق توسعه ای کشور، از شکل گیری زیرساخت های موازی و پرهزینه جلوگیری می کند و سرمایه گذاری ها را هدفمندتر و اقتصادی تر می سازد. دوم آنکه استقرار صنایع فرآوری و پایین دستی در نزدیکی منابع معدنی پهنه شرقی می تواند فاصله حمل مواد اولیه را کاهش داده، هزینه های لجستیکی را به شکل محسوسی پایین آورد و در نهایت مزیت رقابتی تولید را تقویت کند. در عین حال، این رویکرد به معنای حذف یا محدود کردن صنایع فولاد و آلومینیوم در شرق کشور نیست؛ بلکه هدف آن تعریف یک هویت صنعتی متمایز و در عین حال مکمل برای این منطقه است تا ساختار توسعه صنایع معدنی کشور به شکلی متوازن تر و کارآمدتر شکل گیرد.
یکی دیگر از مزایای این رویکرد افزایش و ایجاد همکاری های منطقه برای توسعه زیر ساخته های این پهنه مهم کشور می باشد.
از این رو عمان می تواند برای ایران به عنوان یک شریک قابل اتکا در معادلات اقتصادی و تجاری منطقه مطرح شود؛ کشوری که در بسیاری از تحولات و تنش های منطقه ای رویکردی متوازن و عمل گرایانه در پیش گرفته و همین ویژگی، آن را به یکی از بازیگران قابل اعتماد در تعاملات اقتصادی منطقه تبدیل کرده است. این ویژگی در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می کند که ایران برای کاهش ریسک های ژئوپلیتیکی و تنوع بخشی به شرکای منطقه ای خود ناگزیر است بخشی از اتکای سنتی خود به برخی مسیرها و شرکای تجاری را بازتنظیم کند.
در سال های اخیر، تحولات سیاسی و اقتصادی منطقه نشان داده است که اتکای بیش از حد به برخی گره های تجاری در جنوب خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی، می تواند آسیب پذیری هایی برای تجارت خارجی ایران ایجاد کند. از این رو، حرکت به سمت ایجاد مسیرها و شرکای جایگزین در سواحل دریای عمان و اقیانوس هند، می تواند بخشی از راهبرد ایران برای متنوع سازی مسیرهای تجاری و کاهش ریسک های سیاسی در مبادلات اقتصادی باشد. در این چارچوب، عمان به دلیل روابط متوازن منطقه ای و موقعیت جغرافیایی خاص خود، یکی از گزینه های طبیعی برای توسعه این همکاری ها به شمار می رود.
در کنار این ملاحظات سیاسی و ژئوپلیتیکی، عمان خود نیز طی سال های اخیر توجه ویژه ای به توسعه بخش معدن و صنایع معدنی داشته است و امروز در میان کشورهای عربی به عنوان یکی از کشورهای دارای ظرفیت و فعالیت قابل توجه در این حوزه شناخته می شود. سرمایه گذاری در توسعه معادن و صنایع معدنی متعدد، در کنار گسترش زیرساخت های بندری و صنعتی، باعث شده این کشور به تدریج جایگاه مهم تری در زنجیره مواد معدنی منطقه به دست آورد.
ترکیب این عوامل می تواند زمینه ساز شکل گیری یک الگوی جدید همکاری اقتصادی و معدنی میان ایران و عمان در سواحل دریای عمان باشد. توسعه منطقه مکران و فعال سازی ظرفیت های معدنی پهنه شرقی ایران، در کنار همکاری با عمان در حوزه سرمایه گذاری معدنی، صنایع فرآوری و زیرساخت های بندری و لجستیکی، می تواند به شکل گیری یک محور تازه از همکاری های اقتصادی منطقه ای منجر شود؛ محوری که ضمن تقویت پیوندهای اقتصادی دو کشور، به متنوع سازی مسیرهای تجارت مواد معدنی و افزایش تاب آوری اقتصادی ایران در برابر تحولات ژئوپلیتیکی نیز کمک خواهد کرد.
در مجموع، مجموعه تحولات اخیر نشان می دهد که آینده تجارت مواد معدنی بیش از گذشته به تاب آوری زیرساختی، تنوع مسیرهای صادراتی و شبکه ای از شرکای اقتصادی قابل اعتماد وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، توسعه پهنه شرقی ایران صرفاً یک پروژه منطقه ای یا بخشی از برنامه های توسعه معدنی کشور نیست، بلکه می تواند به یک راهبرد کلان برای تقویت امنیت اقتصادی و تجاری ایران تبدیل شود.
ترکیب ظرفیت های معدنی گسترده شرق کشور، ایجاد یک محور بندری مکمل در سواحل مکران، تعریف هویت صنعتی متمایز برای این منطقه و گسترش همکاری های اقتصادی با شرکای منطقه ای مانند عمان، می تواند به تدریج یک کریدور جدید معدنی و تجاری در سواحل دریای عمان شکل دهد. کریدوری که نه تنها امکان بهره برداری مؤثرتر از ذخایر معدنی شرق ایران را فراهم می کند، بلکه با متنوع سازی مسیرهای صادراتی و تقویت پیوندهای اقتصادی منطقه ای، سطح تاب آوری اقتصاد معدنی کشور را در برابر بحران ها و تحولات ژئوپلیتیکی به شکل قابل توجهی افزایش خواهد داد.