تحلیلی بر بویینگ ۷۳۷ سری NG
وبلاگ تین نیوز، آرمان بیات | مناسب ترین هواپیماها برای ایران نسبت به شبکه پرواز داخلی و بین المللی با لحاظ فرکانس 7/7 چیست ؟ چرا ؟
هواپیمایی بویینگ 737 سری 800 یک طیاره برد متوسط با ظرفیت متوسط 170 صندلی است.
آیا با چنین طیاره ای می توان فرکانس روزانه یا حداقل 4 پرواز هفتگی به شهرهایی همچون سبزوار، زابل، شهرکرد، گرگان، بجنورد، طبس، یزد، جیرفت، لنگه، خوی، نوشهر، بیرجند، سنندج، رامسر، رفسنجان، رشت، ایرانشهر و دیگر شهرهایی که از نظر بافت اجتماعی و اقتصادی ضعیف هستند و متوسط این شبکه که حدود 70 دقیقه است، برقرار نمود؟ ضریب اشغال صندلی چه مقدار تحت تاثیر قرار خواهد گرفت؟
پس اصل مبنا حمل و نقل هوایی ما باید پوشش به این شهرها قرار بگیرد. در نتیجه متوجه خواهیم شد کشور به طیاره برد کوتاه به متوسط و برد کوتاه نیاز دارد. یعنی طیاره هاییاز 70 تا 120 صندلی. فوکر 100 و ام دی هم 2 کتگوری متفاوت هستند. حال آیا 737 سری 800 با قیمت چند ده میلیون دلاری، آیا با اقتصاد ایران و درآمدهای ریالی و تکلیفی قابل توجیه است؟
من بخش خصوصی هستم. خزانه دولت در دسترس من نیست. از طرفی شرکت ها درآمد به هزینه اداره می شوند.
سوالم را اصلاح می کنم.
با توجه به قیمت بالا 737 و هزینه های ارزی و درآمد ریالی ، آیا قابل توجیه است؟ پس نتیجه گیری ساده است،
737 با توجه به دلایل ذیل توجیه پذیر نیست.
1.قیمت گران نسبت به اقتصاد ایران
2.برد متوسط بودن آن
3.ظرفیت بالا آن نسبت به متوسط شبکه پرواز کشور و محدود بودن مقاصدی که ضریب اشغال را در نقطه امن اقتصادی نگه دارد (85 درصد)
اما راهکار هم وجود دارد
1.خرید از طریق فاینانس با بازپرداخت 10 ساله
2.بهره برداری در شبکه پرواز با مقاصد اقتصادی و توریستی ( اهواز ، کیش ، مشهد و ..)
3. تمرکز در پروازهای بین المللی با فرکانس روزانه با درآمدهای ارزی
اما برای ایرلاینی که این هواپیما را خریداری می کند باید مکمل ناوگان برای شبکه پرواز یکپارچه به کل کشور هم وجود داشته باشد.
منطق مدیریت حاکی از یکنواخت بودن ناوگان با هدف کنترل هزینه است.
پس برای 737 سری 800 ، 737 سری های 600 و 700 نیاز است.
به عبارتی به ازای هر مجموع 5 فروندی باید 2 فروند 800 ، 2 فروند 700 و 1 فروند 600 باشد که در مجموع ناوگان 30 فروندی ، 12 فروند 800 ، 12 فروند 700 و 6 فروند 600 خریداری شود تا شرکت به توجیه اقتصادی برسد.
و تنها با خرید اعتباری و باز پرداخت 10 ساله.
737 سری 600 با توجه با اقتصاد ایران از امبرائر و بمباردیر نیز توجیه پذیرتر است. به غیر از 737 سری 800 باقی مدل ها دست دوم خواهند بود با سر شکن شدن قیمت و سن کم.
این تعریف برای شرکت های خصوصی است.
امبرائر و بمباردیر 2 کمپانی تولید کننده طیاره های منطقه ای هستند که بهترین جایگزین برای طرح مشکوک سوخو 100 است و بهترین نمونه جهت جایگزینی با ناوگان فوکر و آرجی کشور.
اما سوال اینجاست.
مکمل این هواپیما در 2 رده باریک پیکر برد متوسط و پهن پیکر برد متوسط/بلند و برد بلند انتخابی از ایرباس و بویینگ خواهد بود.
حال برای یکپارچگی ناوگان باید بررسی شود بمباردیر و امبراءر کدامیک نزدیک تر به بویینگ و ایرباس است.
از طرفی قیمت گران بمباردیر و امبراءر برای اهداف داخلی ، جهت توجیه اقتصادی ، شرکت ها را به دردسر خواهد انداخت مگر
1.خرید با فاینانس و بازپرداخت طولانی
2.مکمل یک ایرلاین کلاسیک که ظرفیت پروازهای بین الملل را با ناوگان متوسط و بلند دارد.
در نتیجه شرکت های خصوصی که تمرکزشان داخلی و بخشی بین المللی منطقه ای است توان استفاده اقتصادی از این ناوگان را ندارند.
برای شرکت های خصوصی که قطعا قدرت خرید ناوگان نو ندارند، باید روی هواپیماهای کوتاه برد منطقه ای، کوتاه/ متوسط ، متوسط ، متوسط/ بلند و بلند کار شود.
حال خط ارتباطی و یکپارچه این ناوگان از نظر عملیاتی و فنی با رویکرد مسیر و سیاست بازرگانی و بازاریابی شرکت ها و ساختار و نظام مدیریتی باید بررسی شود.
البته بمباردیر از امبرائر از نظر اقتصادی به صرفه تر است. از نظر تجهیزات خدمات فرودگاهی کمترین وابستگی را دارد.