| کد خبر ۳۱۷۲۳۲
کپی شد

«اینترنت» و اختلال جدی در درک زیرساخت های توسعه

در شرایطی که کشور درگیر جنگ تحمیلی سوم و بحران های امنیتی ناشی از آن شد، ملی سازی اینترنت و قطع ارتباط با شبکه جهانی به عنوان یک راهکار اضطراری و موقت برای حفظ زیرساخت های حیاتی در برابر حملات سایبری توجیه پذیر است.

«اینترنت» و اختلال جدی  در درک زیرساخت های توسعه
تین نیوز |

در شرایطی که کشور درگیر جنگ تحمیلی سوم و بحران های امنیتی ناشی از آن شد، ملی سازی اینترنت و قطع ارتباط با شبکه جهانی به عنوان یک راهکار اضطراری و موقت برای حفظ زیرساخت های حیاتی در برابر حملات سایبری توجیه پذیر است. اما اکنون که سه ماه از آن شرایط حاد گذشته است، تداوم این وضعیت و جایگزینی آن با طرح هایی نظیر اینترنت پرو یا اینترنت طبقه ای، دیگر یک اقدام پدافندی نیست بلکه می تواند به یک سد ساختاری در برابر توسعه تبدیل شود.
به گزارش تین نیوز به نقل از اقتصاد سرآمد، بحث اینترنت فقط درباره سرگرمی، شبکه های اجتماعی یا ارتباطات روزمره نیست. اینترنت امروز زیرساخت یادگیری، پژوهش، کار، تجارت، آموزش، مهارت، همکاری حرفه ای، دسترسی به داده، توسعه محصول و مدیریت صنعتی است. بنابراین وقتی کیفیت اتصال پایین است، دسترسی ناپایدار است، یا بهره مندی از خدمات دیجیتال به شکل نامتوازن توزیع می شود، آسیب فقط متوجه راحتی کاربر نیست، این وضعیت مستقیماً به فرسایش فرصت های علمی، اقتصادی و فناورانه منجر می شود.

بحران در آکادمی با قطع شریان های پژوهش و ارتباطات بین المللی
یکی از اثرات ضربه این انزوای دیجیتال بر پیکره علم وارد می شود. علم مدرن در خلا شکل نمی گیرد. پژوهشگران برای پیشبرد مرزهای دانش نیازمند دسترسی بلادرنگ به پایگاه های استنادی نظیر Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMed دارند.
واقعیت این است که در دنیای امروز، جامعه فقط از دانشجویان و استادان تشکیل نشده است. افراد زیادی بیرون ساختار رسمی دانشگاه، به دلایل شغلی، فکری یا مهارتی نیازمند تحقیق هستند. یک برنامه نویس خودآموخته، یک مترجم، یک روزنامه نگار مستقل، یک تحلیلگر بازار، یک معلم، یک طراح صنعتی، یک کارآفرین یا حتی یک شهروند کنجکاو که می خواهد درباره موضوعی تخصصی مطالعه کند، همگی به اینترنت با کیفیت نیاز دارند.
محدود کردن مسئله مشابه طرح فعلی که از سوی نهادهای مربوطه با عنوان اینترنت پرو و طبقه ای و دسترسی نابرابر شهروندان به اینترنت اجرا شده است، فهمی ناکارآمد و خطرناک است. باید توجه داشت که امروز دانش در انحصار نهادهای رسمی نیست، در بستر شبکه جریان دارد، توزیع و بازتولید می شود. هر اختلالی در این بستر، به معنای محدود شدن ظرفیت یادگیری و رشد در کل جامعه است.

اینترنت ضعیف فقط آزار دهنده نیست، ضد توسعه است
باید این را صریح گفت، اینترنت ناپایدار فقط یک مشکل فنی کوچک نیست، بلکه یک مانع توسعه است. وقتی دسترسی به منابع علمی، ابزارهای آموزشی، داده ها، سرویس های ابری و بسترهای همکاری دیجیتال نامطمئن باشد، خروجی طبیعی آن کاهش بهره وری است. جامعه ای که برای ساده ترین فعالیت های دانشی باید زمان، انرژی و تمرکز اضافی صرف کند، در رقابت علمی و اقتصادی عقب می ماند، نه به این دلیل که استعداد ندارد، بلکه چون زیرساخت لازم برای استفاده از استعداد را به درستی فراهم نکرده است.
در چنین وضعیتی، هزینه اصلی فقط هزینه مالی نیست. هزینه مهم تر، اتلاف زمان و فرسایش تمرکز است. پژوهش، یادگیری و نوآوری به تمرکز عمیق نیاز دارند. قطع و وصل، کندی مزمن، اختلال در دسترسی به پلتفرم ها و ناتوانی در اتکا به یک مسیر ارتباطی پایدار، ذهن را از حل مسئله به سمت مدیریت مانع می برد. این یعنی کاهش کیفیت فکر، افت سرعت یادگیری و در نهایت پایین آمدن کیفیت خروجی است. جامعه ای که ذهن هایش به جای اندیشیدن، مشغول کنار آمدن با اختلال باشند، به تدریج مزیت رقابتی خود را از دست می دهد.

نابرابری دسترسی فقط اقتصادی نیست  دانشی هم هست
یکی از مسائل کمتر بیان شده اما بسیار مهم، نابرابری در کیفیت بهره مندی از اینترنت است. این نابرابری فقط به تفاوت میان مناطق شهری و محروم یا شکاف میان طبقات درآمدی محدود نمی شود. شکل عمیق تر آن، نابرابری در دسترسی موثر است. یعنی همه شاید ظاهراً متصل باشند، اما همه به یک اندازه قادر به استفاده واقعی از ظرفیت اینترنت نیستند.
برای کسی که فقط مصرف کننده محتوای سبک است، اینترنت ملی و کیفیت پایین شاید صرفاً ناراحت کننده باشد. اما برای کسی که می خواهد مقالات پژوهشی معتبر اولیه و ثانویه دریافت کند، در دوره های تخصصی شرکت کند، به پایگاه داده دسترسی داشته باشد، از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کند، کد و داده جابجا کند، یا در نشست های علمی آنلاین حضور یابد، اینترنت ملی به یک سد واقعی تبدیل می شود. اینجا دیگر مسئله بر سر راحتی نیست، مسئله بر سر محرومیت از فرصت است.
باید با صداقت بیان کرد که نابرابری دیجیتال، فقط نابرابری در اتصال نیست، نابرابری در امکان رشد است. چنانچه بخشی از جامعه بتوانند به راحتی به اینترنت بین الملل دسترسی داشته باشند و از آن بهره ببرند و بخشی دیگر محروم باشند، نتیجه آن اندوه بار است. این شکاف بسیار خطرناک است، چون آرام و بی صدا شکل می گیرد. در ظاهر همه آنلاین هستند، اما در عمل فقط گروهی می توانند از اینترنت برای پیشرفت واقعی استفاده کنند.

شهروند عادی هم حق تحقیق  و کسب درآمد دارد
یکی از خطاهای رایج این است که گمان می شود نیاز به اینترنت بین المللی برای تحقیق فقط مربوط به دانشگاه است. یا کسب وکار و درآمد صرفاً منوط به شرکت ها است. این تصور دیگر با واقعیت جامعه هم خوانی ندارد. به طور مثال امروز مرز میان آموزش رسمی و غیررسمی شکسته شده است. افراد زیادی خارج از دانشگاه، از طریق منابع آنلاین مهارت می آموزند، کار پژوهشی انجام می دهند، گزارش می نویسند، ایده تجاری توسعه می دهند یا مسیر شغلی خود را تغییر می دهند.
فردی که می خواهد وارد حوزه هوش مصنوعی شود، لزوماً دانشجوی دانشگاه نیست. کسی که روی بازارهای مالی و برنامه نویسی کار می کند، الزاماً کارمند شرکتی نیست. اما او هم برای پیشبرد اهدافش نیازمند منابع است. زمانی که دسترسی به این امکانات دشوار یا بی ثبات می شود، در واقع بخشی از ظرفیت جامعه خاموش می شود.

فشار واقعی بر استارتاپ ها، کسب و کارهای کوچک و اکوسیستم اقتصاد دیجیتال
در مورد کسب و کارها هم باید صریح بود. ناپایداری اینترنت به کسب و کارهای کوچک و نوپا ضربه می زند. شرکت های بزرگ شاید بتوانند با شبکه های اینترانت تا حدی امور پایه خود را مدیریت کنند یا راه حل جایگزین پیدا کنند یا هزینه اختلال را بهتر جذب کنند اما استارتاپ ها و کسب و کار کوچک چنین ظرفیتی ندارند. برای آنها هر اختلال، یعنی از دست رفتن مشتری، بر هم خوردن عملیات، کاهش اعتماد، افت درآمد و افزایش هزینه ها.
استارتاپ ها برای توسعه محصول، پشتیبانی مشتری، بازاریابی، تحلیل داده، استقرار سرویس، هماهنگی تیم های دورکار و ارتباط با بازار به اینترنت وابسته هستند. اینترنت برای آنها ابزار جانبی نیست، محیط زنده کسب و کار است. هرچه این محیط بی ثبات تر باشد، رشد کندتر و ریسک شکست بیشتر می شود. بعد هم همه از ضعف نوآوری، مهاجرت نیروی متخصص و کوچک ماندن بازار دیجیتال گلایه می کنند. بی آنکه بپرسند آیا زیرساخت لازم برای رشد اصلاً فراهم بوده است یا نه؟!

بن بست هوشمند سازی. صنعت بدون ارتباط پایدار، فقط شعار دیجیتال سازی می شنود
در حوزه صنعت هم وضع به همین اندازه جدی است. بسیاری از هوشمندسازی، اینترنت اشیاء، دوقلوهای دیجیتال، داده محوری و لجستیک هوشمند سخن می گویند، اما باید پرسید این مفاهیم روی چه زیرساختی قرار است عملی شوند؟ تحول دیجیتال با شعار پیش نمی رود. اگر ارتباط پایدار، سریع و قابل اتکا وجود نداشته باشد، سامانه های صنعتی داده محور یا درست کار نمی کنند یا فقط به صورت نمایشی باقی می مانند.
صنعتی که نتواند داده های خود را روان منتقل کند، بنگاهی که به سامانه های ابری یا به بروزرسانی های ضروری دسترسی با ثبات نداشته باشد و مجموعه ای که ارتباطش با شرکای فناور و زنجیره تأمین دچار اختلال باشد، عملاً از مزایای واقعی دیجیتال سازی محروم می ماند. در چنین شرایطی، هزینه سرمایه گذاری بالا می رود و بازده کاهش می یابد. نتیجه هم روشن است، صنعت از رقابت عقب می افتد و فاصله با استانداردهای جهانی بیشتر می شود.
بحران فقط با محدود سازی فهمیده نمی شود، با تاب آوری فهمیده می شود
در شرایط بحرانی، کشور ناگزیر است به امنیت و پایداری توجه کند، این واقعیتی انکارناپذیر است. اما نگاه حرفه ای به بحران، فقط به محدود کردن یا قطع کردن ختم نمی شود، بلکه در تاب آوری شبکه و ایجاد مسیرهای پشتیبان تجلی می یابد.نگاه درست، تقویت تاب آوری است. مسیرهای پشتیبان، مراکز داده مقاوم، سناریوهای تداوم خدمت و طراحی هوشمند شبکه. هرچه این بلوغ کمتر باشد، هزینه بحران بیشتر روی دوش شهروندان، پژوهشگران، کسب و کارها و صنعت احساس می شود.

جمع بندی
باید صریح و بدون تعارف گفت، اینترنت بی کیفیت، ناپایدار و نابرابر فقط یک ضعف فنی نیست. نشانه یک اختلال جدی در درک زیرساخت توسعه است. وقتی جامعه برای یادگیری، تحقیق، کار، نوآوری و تولید به بستر دیجیتال وابسته شده، دیگر نمی توان با معیارهای قدیمی درباره کیفیت این بستر قضاوت کرد. مسئله اصلی، حق جامعه برای دسترسی موثر به ابزار رشد است.
پژوهش فقط کار دانشگاه نیست. یادگیری فقط در کلاس رخ نمی دهد. نوآوری فقط در شرکت های بزرگ شکل نمی گیرد. یک شهروند عادی هم ممکن است بخواهد پژوهش کند، مهارت بیاموزد، داده تحلیل کند، کسب و کار راه بیندازد یا با جهان حرفه ای خود در ارتباط باشد. اگر کیفیت دسترسی او پایین باشد، در واقع فرصت رشد او محدود شده است.
این همان جایی است که نابرابری دیجیتال به مسئله ای جدی تبدیل می شود. نه فقط نابرابری در مصرف، بلکه نابرابری در امکان پیشرفت. جامعه ای که در آن دسترسی موثر به دانش، ابزار و ارتباطات پایدار به صورت نامتوازن توزیع شود، دیر یا زود هزینه آن را در علم، اقتصاد و صنعت خواهد پرداخت. این هزینه هم واقعی است، هم سنگین و هم غالباً دیر فهمیده می شود.
حق اتصال پایدار به اینترنت بین المللی، امروز معادل حق برخورداری از سوخت و انرژی در قرن بیستم است، بدون آن چرخ دنده ها در ماشین اقتصاد و علم این کشور با مشکل روبرو می شوند.

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.