◄ بلوف شاعرانه ترامپ/ ناو هواپیمابر آمریکایی دیگری در راه ایران است؟
ترامپ در تازه ترین اظهارات خود با بیانی شاعرانه گفته است: ناوگان دیگری هم هست که در حال حاضر با زیبایی شناور است و به سمت ایران می آید! آیا گفته های وی یک بلوف شاعرانه است یا هشداری جدی و تهدید آمیز؟
در روزهایی که تنش میان تهران و واشنگتن در صدر اخبار جهان قرار دارد، سخنان اخیر ترامپ از اعزام احتمالی یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکایی به آب های اطراف ایران، این پرسش کلیدی را مطرح کرده است: آیا با یک بلوف شاعرانه - به گفته ترامپ که حرکت ناوگان خود به سوی ایران را زیبا توصیف کرده است توجه کنید! - و جنگ روانی به سبک دونالد ترامپ مواجه ایم، یا باید این تحرکات را هشداری واقعی برای ورود به مرحله ای جدید از تقابل نظامی دانست؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند بررسی هم زمان سیاست داخلی آمریکا، موازنه قوا در منطقه و سابقه رفتاری کاخ سفید است.
تهدید ایران با ناو هواپیمابر چقدر جدی است؟
بحث اعزام ناوهای هواپیمابر آمریکایی به آب های ایران، موضوعی تازه نیست. طی دو دهه گذشته، هر بار که تنش میان دو کشور افزایش یافته، حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس یا دریای عمان به عنوان نماد «قدرت نمایی بازدارنده» مطرح شده است. با این حال، آنچه امروز این خبر را حساس تر می کند، هم زمانی آن با بازگشت احتمالی دونالد ترامپ به مرکز معادلات سیاسی آمریکا و تشدید گفتمان تهدیدآمیز علیه ایران است.
ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری خود نشان داد که به استفاده از زبان اغراق آمیز، تهدیدهای نمایشی و توییت های پرطمطراق علاقه مند است؛ سبکی که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «بلوف شاعرانه» یاد می کنند. تهدید به «نابودی کامل»، «پاسخ بی سابقه» و «قدرتی که جهان مانندش را ندیده» در عمل، اغلب به اقدام نظامی مستقیم منجر نشد، اما فضای روانی بازارها، افکار عمومی و تصمیم گیران منطقه ای را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
از منظر تحلیل راهبردی، باید پرسید: آیا اعزام ناو هواپیمابر جدید به ایران نشانه آمادگی برای جنگ است؟ پاسخ کوتاه این است: نه لزوماً. ناو هواپیمابر بیش از آنکه ابزار آغاز جنگ باشد، ابزار پیام رسانی است. آمریکا با این اقدام چند پیام هم زمان ارسال می کند؛ به ایران، به متحدان منطقه ای خود مانند اسرائیل و عربستان، و حتی به رقبایی چون چین و روسیه.
نخست، پیام به ایران روشن است، واشنگتن می خواهد نشان دهد گزینه نظامی همچنان روی میز است، حتی اگر قصد استفاده فوری از آن را نداشته باشد. این پیام در آستانه هرگونه مذاکره احتمالی یا فشار دیپلماتیک، نقش اهرم چانه زنی را ایفا می کند. دوم، متحدان منطقه ای آمریکا که نسبت به کاهش تعهدات امنیتی واشنگتن نگران اند، با دیدن ناو هواپیمابر، احساس اطمینان بیشتری می کنند. سوم، در سطح کلان تر، این تحرکات بخشی از رقابت ژئوپلیتیک آمریکا برای حفظ هژمونی نظامی در خاورمیانه است.
با این حال، باید به محدودیت ها نیز توجه کرد. ورود آمریکا به یک جنگ مستقیم با ایران، هزینه ای به مراتب بالاتر از جنگ های گذشته دارد. ایران نه عراق ۲۰۰۳ است و نه افغانستان ۲۰۰۱. توان موشکی، شبکه متحدان منطقه ای و تجربه سال ها جنگ نامتقارن، هرگونه درگیری را برای آمریکا پرهزینه و غیرقابل پیش بینی می کند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اعزام ناو هواپیمابر بیشتر جنبه بازدارندگی و جنگ روانی دارد.
نکته مهم دیگر، مصرف داخلی این تهدیدها در سیاست ترامپ است. ترامپ و جریان نزدیک به او، از «ایران» به عنوان یک دشمن آشنا برای بسیج پایگاه رأی خود استفاده می کنند. نمایش قدرت نظامی، به ویژه در قالب تصاویر ناوهای عظیم و جنگنده ها، در شرایطی که نظرسنجی ها از کاهش محبوبیت ترامپ حکایت دارد و فضای سیاسی داخلی ایالات متحده نیز به دلیل وقاعی رخ داده در مینیاپولیس تا حدی علیه ترامپ شده است، خوراک مناسبی برای رسانه ها و کمپین های انتخاباتی است بدون آنکه الزاماً به تصمیم برای شلیک اولین گلوله منجر شود.
کوتاه سخن این که اعزام ناو هواپیمابر آمریکایی به نزدیکی ایران، بیش از آنکه نشانه آغاز جنگی قریب الوقوع باشد، بخشی از یک بازی پیچیده روانی، دیپلماتیک و رسانه ای است. قطعا نادیده گرفتن این تهدید از سوی نیروی های مسلح کشور خطاست اما بزرگ نمایی بیش از حد نیز می تواند دقیقاً همان هدفی را محقق کند که طراحان این تهدیدها به دنبال آن هستند یعنی ایجاد فشار روانی و تغییر محاسبات طرف مقابل بدون پرداخت هزینه واقعی جنگ.
انتهای پیام
این رو مسئول آگاه و با سواد میخواهد که بفهمد که متاسفانه ...