◄ کامیون داران در دام یک تصمیم؛ چرا رانندگان باید تاوان قاچاق سوخت را بدهند؟
غیرفعالسازی کارت سوخت کامیون هایی که سابقه توقیف به اتهام قاچاق سوخت داشتهاند، حالا به معضلی تازه برای بخشی از فعالان حملونقل جادهای تبدیل شده است؛ تصمیمی که ظاهراً قرار بوده راه سوءاستفاده از سهمیه سوخت را ببندد، اما در اجرا کامیونهایی را نیز گرفتار کرده که سالها از زمان توقیف آنها گذشته و حتی از پارکینگ ترخیص شدهاند.
گزارش ها از درگیر شدن بیش از هزار کامیون با این مشکل حکایت دارد و این موضوعیست که پرسش های جدی درباره مبنای حقوقی تصمیم، مسئولیت دستگاه های اجرایی، حقوق مالکان و هزینه های اقتصادی زمین گیر شدن ناوگان حمل ونقل جاده ای مطرح می کند.
به گزارش تین نیوز، مبارزه با قاچاق سوخت در ایران، به ویژه با توجه به فاصله قابل توجه قیمت سوخت داخلی و کشورهای همسایه، ضرورتی انکارناپذیر است. با این حال، مسئله از جایی آغاز می شود که ابزارهای مقابله با قاچاق، بدون تفکیک شرایط و وضعیت حقوقی افراد و وسایل نقلیه به کار گرفته می شوند. غیرفعال سازی کارت سوخت کامیون هایی که در سال های گذشته به اتهام قاچاق سوخت توقیف شده اند، نمونه ای از همین چالش است؛ تصمیمی که اگر بدون بررسی پرونده هر خودرو و تعیین تکلیف وضعیت مالکیت و مسئولیت راننده اجرا شود، می تواند به تنبیه کسانی منجر شود که لزوماً مرتکب تخلف نشده اند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این طرح، از ۲۴ آبان ۱۴۰۵ کارت سوخت وسایل نقلیه ای که در جریان مقابله با قاچاق سوخت توقیف شده اند، غیرفعال می شود. با این حال، دامنه اجرای تصمیم به خودروهایی نیز رسیده که در سال های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ توقیف شده و پس از مدتی از پارکینگ خارج شده اند. گزارش ها حاکی از آن است که بیش از هزار کامیون با مشکل غیرفعال شدن کارت سوخت مواجه شده اند. همین موضوع ضرورت بررسی دقیق تر ابعاد اجرایی و حقوقی این تصمیم را دوچندان می کند.
توقیف خودرو اثبات جرم نیست
نخستین پرسش اساسی این است که آیا توقیف یک کامیون به اتهام قاچاق سوخت، به تنهایی می تواند مبنای محرومیت طولانی مدت آن از سهمیه سوخت باشد؟
توقیف، اقدامی برای نگهداری خودرو در جریان رسیدگی به یک پرونده است و نباید با اثبات جرم یا صدور حکم قطعی محکومیت یکسان تلقی شود. ممکن است راننده ای به ظن قاچاق سوخت بازداشت یا خودروی او توقیف شده باشد، اما در نهایت پرونده به برائت، منع تعقیب یا مختومه شدن منجر شود. در چنین شرایطی، ادامه محرومیت خودرو از کارت سوخت چه توجیهی دارد؟
موضوع زمانی پیچیده تر می شود که مالکیت خودرو تغییر کرده باشد. کامیونی که چند سال قبل به اتهام تخلف توقیف شده، ممکن است امروز در اختیار مالک دیگری باشد که هیچ ارتباطی با پرونده قبلی ندارد. آیا منطقی است مالک جدید نیز به دلیل سابقه ای که به او ارتباطی ندارد، از سهمیه سوخت محروم شود؟
در واقع، اگر قرار است کارت سوخت وسیله نقلیه به عنوان ابزار مقابله با قاچاق محدود شود، باید میان وضعیت حقوقی خودرو، مسئولیت مالک، عملکرد راننده و نتیجه رسیدگی قضایی تفکیک روشنی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، مجازات یک تخلف احتمالی از شخص متخلف فراتر می رود و به خود وسیله نقلیه و مالکان بعدی آن تسری پیدا می کند.
سامانه هایی که جزیره ای عمل می کنند
بخش دیگری از این ماجرا را باید در ضعف هماهنگی میان دستگاه های اجرایی و سامانه های اطلاعاتی جست وجو کرد.
در یک طرف، سامانه های مربوط به توقیف و ترخیص خودرو قرار دارند؛ در طرف دیگر، مراجع قضایی مسئول رسیدگی به پرونده های قاچاق سوخت هستند و در نهایت، سامانه های مدیریت و تخصیص سهمیه سوخت نیز درباره فعال یا غیرفعال بودن کارت ها تصمیم می گیرند.
پرسش این است که اگر یک کامیون از پارکینگ ترخیص شده یا پرونده قضایی آن تعیین تکلیف شده باشد، چرا این اطلاعات به موقع در سامانه تخصیص سوخت منعکس نمی شود؟
آیا سامانه مدیریت سوخت صرفاً فهرستی از خودروهای توقیف شده را دریافت می کند، بدون آنکه از سرنوشت قضایی و وضعیت فعلی آنها اطلاع داشته باشد؟ اگر چنین باشد، مشکل صرفاً یک خطای فنی نیست؛ بلکه نشانه ای از ضعف حکمرانی داده و نبود ارتباط مؤثر میان دستگاه هایی است که تصمیمات آنها مستقیماً بر فعالیت اقتصادی هزاران نفر اثر می گذارد.
در نظام اداری کارآمد، اطلاعات مربوط به توقیف، ترخیص، صدور حکم و تغییر مالکیت باید به صورت منسجم و به روز در دسترس مراجع تصمیم گیر باشد. نمی توان از راننده انتظار داشت برای اصلاح اطلاعاتی که دستگاه های دولتی در اختیار دارند، ماه ها میان اداره ها و سازمان های مختلف سرگردان شود.
مبارزه با قاچاق سوخت یا زمین گیر کردن ناوگان؟
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می شود که اثر اقتصادی آن بر حمل ونقل جاده ای را در نظر بگیریم.
کامیون برای فعالیت اقتصادی به سوخت نیاز دارد و سهمیه گازوئیل یکی از مؤلفه های اصلی محاسبات هزینه ای در حمل بار است. غیرفعال شدن کارت سوخت، حتی اگر به معنای توقف کامل فعالیت کامیون نباشد، می تواند هزینه تأمین سوخت را افزایش دهد و حاشیه سود فعالیت حمل ونقلی را کاهش دهد.
برای راننده ای که درآمدش به تعداد سفرهای انجام شده و میزان بار جابه جا شده وابسته است، محرومیت از سهمیه سوخت می تواند به معنای کاهش درآمد، ناتوانی در تأمین هزینه های جاری و حتی توقف فعالیت باشد. از سوی دیگر، کامیونی که از چرخه حمل خارج می شود، فقط یک دارایی شخصی نیست؛ بخشی از ظرفیت جابه جایی کالا در کشور را نیز با خود از دسترس خارج می کند.
بنابراین، سیاست مقابله با قاچاق سوخت باید به گونه ای طراحی شود که ضمن جلوگیری از سوءاستفاده، فعالیت ناوگان سالم و قانونی را مختل نکند. نمی توان از یک طرف بر ضرورت افزایش بهره وری حمل ونقل جاده ای و تأمین ظرفیت جابه جایی کالا تأکید کرد و از طرف دیگر، بدون ارزیابی پیامدهای اجرایی یک تصمیم، کامیون ها را با محدودیت هایی مواجه ساخت که ممکن است ماه ها ادامه پیدا کند.
استفاده از کارت سوخت به عنوان ابزار مجازات بی محاکمه
یکی از مهم ترین ابهام های این تصمیم، مبنای حقوقی غیرفعال سازی کارت سوخت است. باید مشخص شود این اقدام یک محدودیت موقت و پیشگیرانه برای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی از سهمیه سوخت است یا در عمل به مجازاتی تبدیل شده که بدون تعیین تکلیف قضایی اعمال می شود.
اگر مبنای تصمیم، جلوگیری از تکرار تخلف باشد، لازم است شرایط و مدت اعمال محدودیت، معیارهای رفع آن و مرجع رسیدگی به اعتراض مالکان به روشنی مشخص شود. همچنین باید میان کامیونی که در یک پرونده قاچاق سوخت محکومیت قطعی داشته و خودرویی که صرفاً در جریان یک عملیات توقیف شده اما پرونده آن به نتیجه دیگری رسیده است، تفاوت قائل شد.
حتی در مواردی که تخلف اثبات شده باشد نیز باید تناسب میان تخلف و محدودیت اعمال شده رعایت شود. محرومیت طولانی مدت از سهمیه سوخت، بدون تعیین مدت و شرایط بازگشت به وضعیت عادی، می تواند به محدودیتی فراتر از هدف اولیه مقابله با قاچاق تبدیل شود.
مسئول خسارت خواب کامیون ها کیست؟
وجه مغفول دیگر ماجرا، مسئولیت جبران خسارت مالکان و رانندگانی است که به دلیل غیرفعال شدن کارت سوخت، امکان فعالیت عادی ندارند.
اگر کامیونی به اشتباه مشمول این تصمیم شده باشد، مالک آن باید به کدام دستگاه مراجعه کند؟ چه مرجعی موظف است در کوتاه ترین زمان کارت سوخت را فعال کند؟ اگر رفع مشکل به دلیل ناهماهنگی اداری چند هفته یا چند ماه طول بکشد، خسارت ناشی از توقف فعالیت خودرو بر عهده چه نهادی خواهد بود؟
نمی توان مسئولیت تصمیم را میان چند دستگاه تقسیم کرد، اما در زمان پاسخگویی، هیچ نهادی مسئولیت نهایی را نپذیرد. دستگاهی که دستور غیرفعال سازی را صادر می کند، سامانه ای که آن را اجرا می کند و مرجعی که اطلاعات توقیف و ترخیص را در اختیار دارد، باید در برابر پیامدهای این تصمیم نیز پاسخگو باشند.
ضروری است یک مسیر مشخص برای اعتراض مالکان، بررسی فوری پرونده ها، اصلاح اطلاعات سامانه ای و فعال سازی مجدد کارت سوخت خودروهای فاقد منع قانونی ایجاد شود. همچنین باید امکان پیگیری خسارت در مواردی که اشتباه دستگاه های اجرایی موجب توقف فعالیت کامیون شده است، پیش بینی شود.
مبارزه هوشمند با قاچاق، نه تصمیم گیری یکسان برای همه
مقابله با قاچاق سوخت زمانی اثربخش خواهد بود که به جای اعمال محدودیت های یکسان و گسترده، بر شناسایی دقیق متخلفان و جلوگیری از تکرار تخلف متمرکز شود. غیرفعال سازی کارت سوخت می تواند یکی از ابزارهای این سیاست باشد، اما نه زمانی که وضعیت حقوقی خودرو، نتیجه پرونده قضایی، هویت مالک فعلی و امکان اعتراض به تصمیم نادیده گرفته شود.
اکنون که گزارش ها از گرفتار شدن بیش از هزار کامیون در این فرایند حکایت دارند، انتظار می رود ستاد مبارزه با قاچاق سوخت، وزارت نفت، سازمان راهداری و مراجع قضایی درباره مبنای تصمیم و نحوه اجرای آن شفاف سازی کنند.