◄ بحران در گردشگری ایران/ ایرلاین ها فقط بخشی از پول بلیت های کنسل شده را برگرداندند
صنعت گردشگری ایران پس از ماه ها تنش و جنگ با بحران جدی در زنجیره خدمات سفر مواجه شده است؛ لغو گسترده تورها و بازنگرداندن کامل هزینه بلیت های کنسلشده از سوی برخی ایرلاین ها، فشار مالی سنگینی بر آژانس های مسافرتی و مسافران وارد کرده و اعتماد در بازار سفر را تضعیف کرده است.
بیش از سه ماه از برقراری آتش بسی شکننده در «جنگ تحمیلی سوم» میگذرد؛ جنگی که نه تنها زیرساختهای شهری، بلکه روح سفر و مهمان نوازی در ایران را نشانه رفت. سیامک شاه منصوری، فعال گردشگری و مدیر آژانس مسافرتی و هتلدار در تهران، در گفت و گویی با تین نیوز، تصویر روشنی از آشفتگی زنجیره تأمین گردشگری، لغو گسترده تورهای نوروزی، اسکان آوارگان در هتلها، بن بست مالی با ایرلاین ها و تغییر عمیق الگوی تقاضا ارائه می دهد و از میدان کار در این صنعت، چالش های احیای گردشگری داخلی و خروجی پس از جنگی بی سابقه روایت می کند.
در بحبوحه جنگ؛ تعطیلی اجباری و تبدیل هتلها به پناهگاه
به گزارش تین نیوز، شاه منصوری از روزهای اول جنگ می گوید: «در اطراف ما چند جا مورد حمله هوایی قرار گرفت، از میدان انقلاب تا خیابان وصال.ما ۲۰-۳۰ روز تعطیل کردیم.» با کاهش شدت درگیری ها، هتل های منطقه به دو دسته تقسیم شدند: برخی از هتل یک بخشی از اتاق ها و فضای خود را برای اسکان جنگ زدگان منطقه اطراف خود در اختیار شهرداری گذاشتند و برخی هتل ها را تعطیل کردند.
شاه منصوری می گوید: شرایط پیشنهادی شهرداری (اجاره اتاق دونفره برای خانوادههای چهارنفره بدون رعایت استانداردهای بهداشتی) برای هتل امکانپذیر نبود. او تأکید می کند: «پیشنهادشان خوب نبود و عملکرد هتل از روتین شرایط هتلی خارج می شد.» نتیجه اسکانهای اجباری در برخی هتلها، تخریب اموال و ملحفه ها، حوله ها و وسایل داخل اتاق ها بود: «لحاف و ملحفه را باید کلاً میریختی دور.»
در همین حال، بیمارستانهای تخصصی اطراف هتل (از الهام تا ساسان و مصطفی خمینی) با لغو جراح یهای غیرضروری مواجه شدند و بیمارانی که از دیگر شهر ها برای درمان به تهران می آمدند، سفرهای درمانی خود را به تعویق انداختند. دانشگاه تهران نیز تعطیل شد و مستاجران بلندمدت هتل - که برای کار ویزا یا تحصیل اتاق گرفته بودند - واحدها را ترک کردند. مجموع این عوامل، هتل را درست در زمانی که به پنل های فروش آنلاین متکی بود، به سوی ورشکستگی کشاند.
بحران لغو تورها و بن بست مالی؛ از بلیت هواپیما تا تهاترهای نافرجام
مهمترین ضربه، لغو گسترده تورهای نوروزی بود. شاه منصوری می گوید: «۲۵۰-۳۰۰ نفر را ثبتن ام کرده بودیم که تور نوروز ببریم.» با شروع جنگ، مسافران در مقاصد میانی (دبی، گرجستان، ترکیه، ژاپن و جنوب شرق آسیا) سرگردان شدند. هزینه های اقامت گزاف و تغییرات لحظه آخری مسیر، فشار سنگینی به آژانس وارد کرد: «ما فقط چند صد میلیون تومن پول آب، غذا، اسکان و ایاب و ذهاب دادیم تا بتوانیم مسافران سه تا از تورهایمان را که در زمان وقوع جنگ بدلیل بسته شدن فرودگا های کشور، در خارج از مرزها مانده بودند را از راه هوایی و زمینی از طریق ترکیه وارد کشور کنیم. این شکلی درگیر شدیم و همه برنامه های نوروزی مان دگرگون شد.»
اما گره اصلی، پس از جنگ ظاهر شد: شرکتهای هواپیمایی تنها ۶۰ تا ۷۰ درصد بهای بلیتهای کنسل شده را پرداخت کرده اند. مابقی به دلیل آسیب دیدن ناوگان یا زیان انباشته، حتی پاسخگوی تماسها نیستند. او از پیشنهاد تهاتر از سوی ایرلاین ها می گوید: «پولتان پیش ماست، بیایید سفرتان را با پروازهای دیگر اجرا کنید… اما تعداد هواپیماهایمان کم شده، پروازها محدود است.» وضعیت در هتلهای خارجی (مالزی، کنیا و حتی جنوب ایران) نیز بحرانی بود: برخی هتلها اعلام کردند پول دریافتی هزینه شده و امکان عودت وجود ندارد. تنها هتل های ترکیه به دلیل دسترسی زمینی، همکاری بهتری در جابه جایی تاریخ اقامت داشتند.
تغییر الگوی سفر؛ تورم دلار، ترس از آینده و مهاجرت نیروهای حرفه ای
پس از جنگ، شاه منصوری شاهد تحول بنیادین در نگرش مشتریان است: «خیلی از مسافران می گویند، بدلیل تجربه ناگهانی جنگ و دردسرهای لغو سفر و عودت وجوه آن، دیگر به سفر خارجی نرویم، یک سفر داخلی کوتاه مدت هم می تواند، حالمان را عوض کند.» اما تورم و جهش دلار، سفر داخلی را نیز برای یک خانواده چهار نفره بسیار بالا برده است، در عین حال باید احتساب مخارج پیش بینی نشده را هم در نظر داشت. از نظر او، «یک کارمند اصلاً نمیتواند این هزینه ها را بدهد.» در نتیجه، تقاضای مؤثر به اقلیت مرفه محدود شده و بازار گردشگری راکد مانده است.
در سوی عرضه، راهنماها و لیدرهای تور بیکار شده اند. او با اشاره به تهدیدهای اقتصادی اپراتورهای بزرگ گردشگری و تعدیل نیرو در این صنعت می گوید: «خیلی از راهنماهای گردشگری بیکار شدند. مدام می پرسند الان چه کار کنیم؟ بعنوان مدیر آژانس یا اپراتور تور، نمی توانیم حتی قول سفر هفته آینده را بدهیم.»
او توصیه کرد که نیروها به سمت دانش افزایی و خلاقیت بروند، اما مدیران آژانس ها از پذیرش مسئولیت تورهای جدید هراس دارند: «اگر به امید تور از شهر دیگری بیایید و سفر کنسل شود، دوباره آن چرخه کنسلی و عودت وجوه، پیش می آید. اینکه چند روز آینده چه اتفاقی می افتد، اصلا قابل پیش بینی نیست.»
چشم انداز احیا؛ همکاری های اضطراری و اعتبار ازدست رفته
تنها خبر امیدوارکننده، استارت مجدد برخی تورها از الان تا شهریور است. شاه منصوری میگوید: «ما چهار-پنج تور اعلام کردیم، منتظر ثبت نام گردشگران هستیم.» اما هر مشتری بالقوه اولین سوالی که میپرسد، این است که: «پولمان را پس میدهید؟ ایرلاین تضمین میدهد؟» این بحران اعتماد، به گفته او، «خودش باعث رکود میشود.»
در واکنش به شرایط، چند آژانس گردشگری که تصمیم به تجمیع توان خود گرفته اند: «بیایید ده تا سفر را بصورت جمعی اجرا کنیم، سفرهایی که مطمئنیم امکان اجرا دارد.»
شاه منصوری بر لزوم تفکیک نقش اپراتور و لیدر تور تأکید دارد: «مدلی که ما اجرا میکنیم اشتباه است. ما همه وظایف یک تور را گردن یک تور لیدر می اندازیم. وظیفه تور اپراتور را نباید تور لیدر انجام دهد. این فشار مضاعف به تور لیدر است.»
در این روزهای پرالتهاب پس از آتش بسی شکننده، گردشگری ایران نه به شرایط پیشاکرونا و نه حتی به روزهای عادی قبل از جنگ رسیده است. انباشت ضررهای مالی، بدعهدی برخی ایرلاین ها و هتل های خارجی، و مهمتر از همه، ترس از تکرار جنگ، اعتماد را در حلقه مسافر-آژانس-ایرلاین از بین برده است. احیای این صنعت نیازمند ضمانت های دولتی برای بازگشت پول مسافران، حمایت از هتل های آسیب دیده و بازآموزی نیروهای مهاجرت از این صنعت کرده است. در غیر این صورت، «روتین سفر» برای مدتها در هالهای از ابهام باقی خواهد ماند.