| کد خبر ۳۱۶۷۱۴
کپی شد
ناگفته هایی از رانندگی ماشین سنگین بانوان در جاده ها در گفت و گو با تین نیوز:

◄ احساس نابرابری با رانندگان اتوبوس مرد نداشتم!

زنان ایرانی - زنانی همچون مهرانگیز باقری راننده اتوبوس - ثابت کرده اند در همه عرصه ها دوش به دوش مردان فعالیت می کنند و به موفقیت دست می یابند. هر چه حضور در عرصه ای دشوارتر باشد، زنان با پشتکار خویش این راه های صعب العبور را پیموده اند و آن را برای دیگر هم جنسان خود هموار کرده اند.

 احساس نابرابری با رانندگان اتوبوس مرد نداشتم!
تین نیوز |

زنان در ایران با ثبات قدم و اراده توانستند دیدگاه جامعه سنتی ایرانی را نسبت به جایگاه زنان تا حد زیادی تغییر دهند و عرصه رشد را برای خود باز کنند. این را در آمار هم می توان بصورتی کاملا مشهود بررسی کرد، از تعداد بالای شرکت کنندگان دختر در کنکور، تا آمار بالای فارغ التحصیلی آنان در مدارج بالای تحصیلی و همینطور حضور در عرصه های گوناگون، صنعت، تجارت، خدمات و حتی سیاست. این حضور آنقدر پیشرفت کرده است که حتی در حرفه هایی که در گذشته در عرف و نظر جامعه به اصطلاح حرفه ای مردانه در نظر گرفته می شد هم وجود دارد. کم نیستند زنانی که برای علاقه شخصی و یا تأمین معاش خود کارهای فنی و صنعتی را مثل کار در حوزه تعمیرات و کار بر روی خودرو ها و یا ماشین های سنگین فعالیت می کنند. این حضور کم کم برای قشر گسترده ای از مردان جامعه نیز پذیرفته شده است و دیگر به صورت پدیده ای نوظهور در جامعه نیست.

بانویی با ۱۰ سال سابقه رانندگی اتوبوس در جاده ها

مهر انگیز باقری در گفتگو با تین نیوز از سالها کار و زندگی در جاده های ایران می گوید. باقری، تجربه ۱۰ سال، رانندگی با ماشین سنگین را داشته است.  از تجربیاتش در اینها سالها پرسیدیم و چالش هایی که به طور کلی یک راننده ماشین سنگین می تواند داشته باشد و جدا از آن به عنوان یک بانوی راننده ماشین سنگین  با چه مشکلاتی  مواجه بوده است.

وی در پاسخ می گوید: من راننده اتوبوس بین شهری بودم.  از سال هشتاد و یک تا نود و یک در خط بوشهر کار می کردم.  چون خانه ام در  بوشهر بود. از بوشهر می رفتم بندرعباس و از بندرعباس سرویس برگشت داشتم بوشهر. از بوشهر سرویس داشتم به کرمان و در نهایت برگشت به تهران.

10 سال رانندگی در جاده ها بدون بیمه شدن

او می افزاید: بعنوان یک زن، تجربه ای که در این حرفه داشتم، رضایت بخش بود. خوشبختانه احساس تبعیض و نابرابری نداشتم.  آن زمان من سرپرست خانواده بودم،  فرزندان خردسال داشتم،  دیدم ناچارم  برای اداره خانواده ام کار کنم و چون فقط این حرفه از دستم برمی آمد، مشغول به انجام این کار شدم. آن زمان، فقط تامین مخارج خانواده ام را در نظر می گرفتم. زمانی که مشغول کار شدم بیست و نه ساله بودم و با امید کارم را شروع کردم. من ماشین نداشتم، اگر ، داشتم میگذاشتم راننده روی ماشین کار کند و آن را اجاره می دادم.  راننده شرکت ایران پیما بودم و اصلا از مشکلاتی که راننده ها با آن مواجه بودند، درگیر نبودم.

 آن موقعی که من مشغول کار شدم فقط دوتا راننده زن بود یه خانمی بود که در تهران، ماشین ترانزیت داشت می رفت ترکیه و برمی گشت. یک کمک راننده به نام مرحوم غلام حیدری داشتم. خیلی همکاری خوبی با من داشت، بصورت ثابت دستیار من بود.

شرایط من در شرکت به گونه ای بود که نیاز نداشتم محل کارم را تغییر بدهم،  کل این ده سال را فقط در همین شرکت ایران پیما کار کردم و مشکلی نداشتم. تنها مساله ای که از آن گله مند هستم این است که من طی این 10 سال بیمه نشدم. 

تلخی و شیرینی های رانندگی در جاده ها

خانم باقری می گوید:  کار سنگین بود بعد از ۱۰ سال کار، مفاصل دستم و گردنم آسیب دید، از طرفی فرزندانم در سنین بلوغ بودند، دیگر نمیخواستم، دور از خانه باشم و این نیاز را حس کردم که باید در این سن و سال نظارت بیشتری بر فرزندانم داشته باشم. بنابراین کار روی اتوبوس را رها کردم. در این سالهایی که با اتوبوس کار کردم،  همه چیزش خاطره بود.  روزهای اول که من می نشستم پشت فرمان اتوبوس،  مسافران می گفتند،  یک زن می خواهد رانندگی کند، خدا به دادمان برسد.

همه با صلوات پشت سر من می نشستند. اما بعد از مدتی که یک مقدار در جاده می رفتیم، شرایط تغییر می کرد.  خیلی ها حتی در حین رانندگی برایم دست می زدند. درخواست می کردند، مثلا می گفتند فلان آهنگ را از ضبط اتوبوس برایمان پخش کنید. برای من در کار، زن و مرد اصلا مهم نبود، به شکل حرفه ای به کارم نگاه می کردم.

شرایط به گونه ای بود که هر سفری که من می رفتم مسافران فکر می کردند، دارند به پیک نیک می روند، انقدر خوش بودند. برای من همه اش خاطره خوش بود. فقط یک خاطره بد دارم و آن هم، روزی که مرخصی بودم و  آقای حیدری خدابیامرز  که سالها دستیار من بود، رانندگی می کرده و پسرش را با خودش برده بود در اتوبوس که بنده  خدا تصادف کرد، ماشین چپ کرد و  هر دو نفرشان به رحمت خدا رفتند.

 در رابطه با سهمیه گازوئیل هم مشکلاتی که راننده ها  دارند، ما هیچ مشکلی هم نداشتیم. این چیزها اگر هم بوده  با خود صاحب شرکت و اتوبوس بوده، یعنی جوری نبوده که ما بخواهیم درگیرش باشیم. خود حاجی منفرد خدابیامرز  که بوشهری بود، رئیس من بود، او  همه چیز را سامان می داد.

 شرایط برای من به شکلی نبود که وارد حاشیه بشوم که الان چه کمبودی داریم. فقط تمرکزم روی  رانندگی  بود که بتوانم به بهترین شکل وظیفه ام را که به سلامت رسیدن مسافران بود انجام دهم.

مصاحبه و تنظیم: مریم کاظمی زاده

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.