راه های بهبود و توسعه لجستیک و زنجیره تامین کشور با الگوی ۳P
وبلاگ تین نیوز | یکی از مدلهایی که شرکتها و سازمانها و حتی کشورها در کشورهای توسعه یافته جهت توسعه و یا احیاء و ارتقای ساختار و سیستم لجستیک و زنجیره تامین خود استفاده مینمایند مدل 3P مثلثی میباشد.
در این مدل سه اصل یا سه ضلع یا سه زاویه وجود دارد که ساختار مستلزم هر سه به صورت همزمان میباشد. در این مدل نمیتوان یک یا دو اصل را محور و دیگری را حذف یا حتی ضعیفتر حساب نمود.
براساس این مدل، در این یادداشت به بیان راهکارهای بهبود و توسعه لجستیک در کشور ایران پرداخته شده است.
معرفی مدل 3P
یکی از مدلهایی که شرکتها و سازمانها و حتی کشورها در کشورهای توسعه یافته جهت توسعه و یا احیاء و ارتقای ساختار و سیستم لجستیک و زنجیره تامین خود استفاده مینمایند مدل 3P مثلثی میباشد.
در این مدل سه اصل یا سه ضلع یا سه زاویه وجود دارد که ساختار مستلزم هر سه به صورت همزمان میباشد. در این مدل نمیتوان یک یا دو اصل را محور و دیگری را حذف یا حتی ضعیفتر حساب نمود. در این مدل قدرت و ظرفیت و توان در هر سه محور میبایست بالانس و اصطلاحا تراز باشد.
Best People: منظور افراد، پرسنل و انسانهایی است که در حوزه لجستیک و زنجیره تامین به صورت مستقیم یا غیرمستقیم دخیل بوده و فعالیت مینمایند.
Best Process: منظور روشها، فرآیند و طریق انجام کلیه امور لجستیکی و زنجیره تامین در تمام ابعاد یک سازمان و یک منطقه یا یک کشور است. لازم به ذکر است که نرم افزارها و سخت افزارها جزیی از این محور یا اصل میباشند.
Best Partner: منظور از پارتنر در اینجا کلیه شرکاء و بخشهای همکار است که زنجیره تامین یک سازمان و یا یک کشور را پشتیبانی و کمک میکنند و بدون آنها سازمان به تنهایی قادر به انجام عملیات نمی باشد. برای مثال: شرکتهای حمل و نقل، راهآهن، کشتی رانی، گمرک، بنادر، بانکها، بیمهها، شرکتهای لجستیک طرف سوم به بعد و مانند آنها در این محور قرار میگیرند.
منظور از Best در اینجا به معنی کاملترین، حرفهایترین، و بهترین استاندارد و احراز شده میباشد.
یک تجربه بینالمللی
شرکت ال جی الکترونیکس در یک بازه زمانی سه ساله تصمیم به بازسازی و نوسازی زنجیره تامین خود براساس مدل 3P میگیرد. براساس اولین محور، در یک ساختار پویا و چابک لجستیکی، نیاز به بهترین و مناسبترین افراد جهت احراز پستها و انجام فرآیندها میباشد. بازبینی سوابق افراد موجود، استخدام افراد متخصص و باهوش، برنامههای آموزشی متعدد جهت پرسنل، ایجاد آموزشگاههای اختصاصی زنجیره تامین، بازبینی چارت سازمانی همه در راستای اینکه سازمان به معنایی واقعی بهترین افراد را در حلقه زنجیره تامین خود داشته باشد.
انجام امور و فرآیندهای لجستیکی و زنجیره تامین بر اساس آخرین استاندارها و روشها و دانش فنی روز ضلع دیگر برنامه است. کلیه مدارک و روشهای فعلی دوباره آنالیز میشود. گروههای ویژه ماموریت مییابند با تحقیق و مراجعه به مراکز مهم لجستیکی و زنجیره تامین و ارتباط با مراکز علمی و دانشگاهها، آخرین دستاوردها در حوزه سیستمها و روشها، نرم افزارها، و تجهیزات و ماشینآلات را جمع آوری و در نهایت با بومیسازی و تطبیق آنها با روشهای موجود، سیستم و فرآیند فعلی را ارتقاء دهند.
در ضلع دیگر این مثلث، شرکت الجی بررسی وضعیت و کیفیت شرکا و همکاران دخیل در زنجیره تامین خود را آغاز مینماید. برای کلیه شرکتهای حمل و نقل، کشتیرانی، بیمه و بانک طرف همکاری با شرکت الجی، شناسنامه عملکرد و کیفیت تهیه میشود و شرکت تصمیم میگیرد بر اساس عملکرد آنها، شریک و همکار خود را انتخاب نماید. در هر حوزه، حداقل سه شریک در فایل همکاری قرار میگیرند و از انحصار دادن بخشی از خدمات فقط به یک شرکت پرهیز میشود.
چه بسیار سازمانهایی که در این مدل، دو اصل افراد و روشها را بهترین نموده ولی به علت ضعف شریک و همکار خود به نتیجه مطلوب نمیرسند. آنچه مهم است بالانس بودن هر سه اصل در اجرا و برنامهریزی و کنترل آن تا انتها میباشد.
شرکت الجی با ایجاد یک دفتر مرکزی در مقر اصلی خود در سئول و انتصاب فردی به عنوان معاونت لجستیک و زنجیره تامین[1] فرماندهی عملیات را آغاز مینماید و مدیرانی جهت 7 حوزه جغرافیایی (شامل: خاورمیانه و آفریقا، آمریکای مرکزی و کانادا، آمریکای جنوبی، اروپا، شرق آسیا، روسیه و سایر) منصوب نموده و توسط مقرر اصلی سئول و هفت دفتر منطقه ای در 87 کشور که در هر کشور نیز یک تیم زنجیره تامین از افراد بومی مستقر میشود موفق میشود برنامه فوق را طی سه سال عملیاتی سازد.
بکارگیری الگوی 3P برای ایران و ارایه راهکارهای بهبود و توسعه
با مبنا قرار دادن الگوی توسعه و ارتقای 3P و استفاده مفهومی از این مدل، میتوانیم حداقل بعضی موارد اصولی و استاندارد که جزء اصل و لاینفک لجستیک و زنجیره تامین (صرف نظر از محل یا کشور یا موقعیت جغرافیایی) میباشد را برای کشور عزیزمان شبیهسازی و مدلسازی نماییم.
از آنجا که شاید بر اساس نظر برخی صاحبنظران توسعه، عنوان بهترین (Best) برای کشورمان مصداق نداشته باشد و ادعا شود که ایران در حال حاضر از خیلی اصول عقب و به دور است و بنابراین نباید به دنبال بهترین Best در هر سه محور مثلث باشیم؛ میتوان بیان کرد که در این مدل مفهومی میتوانیم حداقل به کلمه نرمال و استاندارد بسنده کنیم.
راهکارهای بهبود در ضلع نخست: نیروی انسانی
بسیار واضح است که ما در زمینه افراد و پرسنل در حوزه لجستیک و زنجیره تامین به صورت فراگیر در کشور با مشکل روبرو هستیم. منظور از نظر کمی و کیفی و دانش فنی و بینش لجستیکی و زنجیره تامین میباشد.
در اینجا این سوال مطرح میشود که برای داشتن افراد و پرسنل با دانش و بینش نرمال و استاندارد و در مرحله بالاتر بهترین و حرفهای چه باید کرد؟
از نظر اینجانب، در پاسخ به این سوال نباید رویکردی از پایین به بالا داشت؛ بلکه بهتر است از بالا به پایین فکر کنیم. بسیاری از وزیران و مدیران و معاونین وزارتخانهها و شرکتها (چه دولتی چه خصوصی)، دید اولیه و ابتدایی به مقوله لجستیک ندارند. وقتی مدیران ارشد سازمانهایی چون راهآهن، کشتیرانی، گمرگ، بنادر، راه و ترابری، هواپیمایی، حمل و نقل درون شهری و برون شهری، ترمینالها، پست و .... با اصول و مفاهیم لجستیک و زنجیره تامین آشنایی چندانی نداشته باشند چگونه میتوانند افراد زیرمجموعه خود را هدایت و به ضلع اصلی مدل یعنی داشتن افراد با دانش نرمال و
استاندارد (نه بهترین و حرفهایترین) هدایت نمایند؟
بنابراین امر آموزش در سطوح مختلف از بالا به پایین به صورت اختیاری و اجباری میبایست در برنامه ششم مورد توجه ویژه قرار گرفته و برای آن برنامه داشت. برخی پیشنهادات و راهکارها در این خصوص عبارتند از:
ایجاد هنرستانهای فنی و حرفهای در حوزه لجستیک و زنجیره تامین توسط وزارت آموزش و پرورش و تخصیص بودجه مصوب برای گسترش این هنرستانها؛
ایجاد مراکز آموزش عالی تخصصی دو ساله توسط وزارت علوم و ارایه مجوز تاسیس این مراکز توسط بخش خصوصی با ارایه بسته های تشویقی مالی؛
گسترش دانشکدههای تخصصی مدیریت لجستیک و زنجیره تامین در سطح دانشگاههای کشور و گسترش مقاطع تحصیلات تکمیلی؛
ترغیب دانشگاههای کشور به مشارکت در امر آموزش در سطوح مختلف وزارتخانهها و همچنین اجرای برنامههای مشترک آموزشی و ترکیبی با دانشگاههای معتبر جهان در حوزه لجستیک و زنجیره تامین؛
الزام شرکت مسئولین و مدیرانی که سازمان آنها بهنحوی در چرخه لجستیک و زنجیره تامین کشور فعال و دخیل میباشند به شرکت در کلاسهای آموزشی مفاهیم اولیه لجستیک و زنجیره تامین؛
تدوین و تهیه تقویم سالانه آموزشی و کنفرانس بینالمللی با محوریت وزارت صنعت، معدن و تجارت و برگزاری چندین سمینار و همایش لجستیکی با دعوت از اندیشمندان و صاحبنظران برتر دنیا و تعیین ردیف بودجه برای آن؛
بررسی تهیه و تدوین مطالب و مفاهیم اصلی لجستیک و زنجیره تامین و درج آن به عنوان بخشی از کتب درسی در هنرستانها و دبیرستانها جهت آشنایی اولیه دانشآموزان با آن؛
تصویب انتخاب روزی به عنوان روز ملی لجستیک و زنجیره تامین در تقویم کشور و چاپ مقالات و یاداشتها در نشریات مختلف، بحث و گفتگو در صدا و سیما ، برگزاری سمینارهای ویژه لجستیک، برگزاری تورها و بازدیدهای مختلف از مراکز لجستیکی در همان روز که بتوان آشنایی عمومی در سطح کشور را ایجاد و بالا برد.
راهکارهای بهبود در ضلع دوم: فرایندها
در ضلع بعدی مثلث بهبود و توسعه، یعنی روشها و فرآیندها (که شامل نرمافزارها و سختافزارها هم میشود) نیز کشور ما با مشکلات عدیدهای روبرو است که موجب هزینههای زیاد و هدررفت پتانسیل موجود و کندی سرعت لجستیکی در کشور شده است. هر چند انجام برنامههای بهبود ضلع اول (آموزش نیروی انسانی) که در قسمت قبل ذکر گردید در ارتقای این مورد نیز تاثیرگذار خواهد بود؛ اما کافی نبوده و نیاز به تمهیدات بیشتری دارد.
متاسفانه در حوزه روشها و فرآیندها در هر دو بخش دولتی و خصوصی، کشور ما در سطح بسیار پایین و ضعیفی قرار دارد. هرچند تعدادی از شرکتهای خصوصی به علت واردات محصولات برند و ممتاز خارجی، دانش فنی و روشها را گاها توسط شریک تجاری خود در سازمان و فرآیند لجستیک خود اعمال مینمایند (که البته این هم بیشتر به خاطر فشار طرفهای خارجی است تا خواست شرکتهای داخلی) ولی بهطور کلی بیشتر شرکتهای خصوصی و بدتر از آن دولتی، برنامه مدونی برای آن وجود ندارد.
درحالیکه هسته اصلی لجستیک بر دو محور نگهداری کالا و توزیع و پخش استوار است؛ در این دو بخش بیشتر شرکتها از روشها و فرآیندهای سنتی استفاده میکنند. ضایعات و هزینههای هنگفتی به صاحبان کالاها در هر دو بخش خصوصی و دولتی به خاطر نداشتن یا نبود بینش و استاندارد نگهداری کالا وارد میگردد. جایگاه انبار و انبارداری تعریف مستند و قانونی و استانداردی ندارد. انبارها مانند میادین میوه و تره بار پنداشته شده و فقط جایی جهت تخلیه بار و فروش عمل مینمایند. بسیاری از واردکنندگان و حتی تولیدکنندگان کالاهای خود را در انبارهای عمومی و چند منظوره نگهداری
مینمایند. اصول ابتدایی و استاندارد چیدمان و انبارش و تخلیه و بارگیری و حمل و نقل در اکثر انبارها ناشناخته است. از کارگران ساده و بدون دانش فنی و تخصصی استفاده میشود.
آیا برای این سوالات کلیدی صنعت لجستیک پاسخ مناسبی وجود دارند: محل انبار و نگهداری کالا چگونه جایی باید باشد؟ آیا تعریف و استاندارد مدونی برای سازه و ساختمان انبار داریم؟ هر چهار دیواری مسقف را میتوان انبار دانست؟ انبار مواد شیمایی و رنگ، با کالای ساختمانی و برنج و لوازم خانگی یکسان است؟
قابل توجه است که فقط در طول سال گذشته به علت آتشسوزی در انبارهای عمومی که مواد شیمیایی نگهداری مینمودند، صاحبان سایر کالاها میلیاردها تومان ضرر کردند.
متولی کنترل و جلوگیری از موارد فوق چه سازمان و ارگانی است؟ آیا همین که سندیکای انبارداران را داریم و سکان را به دست آنها سپردهایم کافی است؟ آیا هر تاجر و تولیدکنندهای میبایست خود با هزینههای گزاف اقدام به ساخت انبار نگهداری و توزیع و پخش استاندارد نماید. آیا دولت میتواند در این زمینه کمک نماید؟
در مقوله ماشینآلات مورد استفاده در امور فوق نیز اگر هم استفاده شود عموما از ماشینآلات قدیمی و غیراستاندارد استفاده میشود. متولی اصلاح و ارتقای موارد فوق چه نهاد و سازمانی است؟ چه کسی میبایست روشها و استاندارها را تهیه و تدوین و نشر و توزیع و ابلاغ و کنترل کند؟ آیا اداره کل استاندارد وظیفهای دارد؟ چرا مثلا برای صنعت برق و مواد غذایی استاندارهای زیادی تدوین شده و درصورت تخلف واحدها جریمه و حتی تعطیل میشوند اما در حوزه لجستیک و زنجیره تامین، کارگران مجبور به جابجایی دستی محصولات با هر وزنی میباشند؛ ارتفاع مشخصی جهت چیدمان
در نظر نمی گیرند؛ روشی استاندارد برای چیدمان ندارند؛ رانندگان لیفتراک گواهینامه ندارند؛ سیستم اعلام و اطفای حریق، خطکشیها، فضاها و دهها مورد دیگر نه استاندارد مشخص دارد نه متولی و نه کنترلکنندهای.
در مقوله پخش و توزیع و حمل و نقل نیز که اساس کار و نتیجه کار زنجیره تامین میباشد، وضعیتی مشابه وضعیت نگهداری کالا را در کشور داریم. شرکتهای پخش و فروشگاههای زنجیرهای به صورت انفرادی اقداماتی را شروع نموده اند. در حوزه حمل و نقل بیشتر صاحبان کالا با شخص راننده طرف هستند تا یک شرکت حملونقل. بنگاههای حمل و نقل غیر از صدور بارنامه و اخذ وجهی جهت آن هیچ گونه مسولیتی نپذیرفته و غالب آنها با اصول مدیریتی حمل و نقل بیگانهاند. هزینه حمل و نقل و جابجایی بار متولی مشخصی ندارد و هر استان توسط اتحادیه بنگاه داران لیستی برای خود دارد. خودروهای حمل بار
استاندارد نبوده و تعریف خاصی برای نوع بار با مشخصات کامیون نداریم. راننده از جنوب بار هندوانه به تهران و پس از تخلیه بار تلویزیون ال سی دی به تبریز و از آنجا کود شیمیایی به اصفهان بار میزند. به علت عدم چیدمان صحیح بار در حامل بار، بهطور متوسط 72 درصد اتلاف فضا و افزایش هزینه و ضایعات بار را داریم.
جهت حمایت و پشتیبانی و برنامهریزی و کنترل و هدایت فرآیندها و روشها در دو محور نگهداری کالا و پخش و توزیع کالا متاسفانه هیچ منبع و مرجع و ماخذ رسمی و حرفهای و قانونی در زمینه نرم افزارها و سیستمها در هر دو بخش دولتی و خصوصی نداریم. بیش از نیمی از تمام سازمانها و شرکتهایی که در فعالیتهای لجستیکی و زنجیره تامین فعالیت مینمایند فاقد نرمافزار تخصصی زنجیره تامین و لجستیک استاندارد میباشند. غالب آنها از نرمافزارهای مالی خود برای کنترل انبار (فقط کاردکس کالا) استفاده مینمایند و در بهترین حالت اقدام به برنامهنویسی محدود
برای نیازهای خود کردهاند. بیشتر شرکتها و سازمانهای لجستیکی از نرمافزارهای معمولی (مانند اکسل و ورد) جهت ثبت و کنترل و گزارشات خود استفاده مینمایند. ضمن اینکه اکثر شرکتهای برنامه نویس و نرمافزاری داخلی به علت عدم آشنایی با مفاهیم لجستیکی و همچنین سود بیشتر بستههای نرم افزاری مالی و اداری گرایشی به برنامه نویسی نرم افزارهای تخصصی لجستیکی ندارند. شرکتهایی هم که اقدام به خرید و نصب سیستمها و نرم افزارهای لجستیکی استاندارد و به روز نموده اند، هزینههای بسیار بالایی جهت خرید به شرکتهای خارجی پرداخت نموده و از خدمات پس از فروش
نیز به علت تحریمها محرومند.
حال باید پرسید چه نهادی در داخل کشور میتواند متولی این امر باشد؟ کشوری که در غالب فنآوریها و تخصصها ورود پیدا نموده و جایگاهی ممتاز در دنیا دارد؛ چرا نباید یک سیستم و نرمافزار داخلی جهت ارایه به کاربران لجستیکی در خصوص سیستم جامع انبار و یا سیستم جامع حمل و نقل داشته باشد؟ چاره چیست؟ چگونه میتوان مسایل ذکر شده بالا را حل نمود؟
بدون شک نمیتوان انتظار داشت حل تمام مشکلات تنها بر دوش دولت یا بر دوش بخش خصوصی باشد. اولین راه حل تغییر نوع نگرش و بینش به مسئله لجستیک و زنجیره تامین در کشور است و در این راه، تنها منابع و تجهیزات و دانش فنی نمی تواند کمک کند. بلکه مسئله اصلی فرهنگسازی و پذیرش و اشاعه اصول لجستیک و زنجیره تامین میباشد.
در این خصوص وبا توجه به شکافتن مسایل در بالا، بهطور مشخص پیشنهادات زیر را مطرح مینمایم:
مشخص کردن نقش سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی در حوزه استاندارها و روشهای لجستیکی و موظف و مکلف نمودن این سازمان به تدوین استاندارها و آیین نامهها در حوزه لجستیک؛
وارد نمودن وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مقوله روشها و فرآیندها و نرمافزارها و تدوین آییننامهای خاص جهت همکاری دانشگاهها با صنعت و دولت در مقوله لجستیک و زنجیره تامین؛
تعیین متولی و بودجه مناسب جهت تدوین و نشر کتاب، مجلات، آییننامهها، استاندارها و روشها در حوزه لجستیک و زنجیره تامین؛
بازنگری در نقش نظارتی و متولی بودن سندیکاها و اتحادیهها در امور انبارداری و حمل و نقل در کشور و تخصصی نمودن واحدهای مدیریتی و نظارتی در این حوزه؛
راهکارهای بهبود در ضلع سوم: شرکا و همکاران
همانطور که ذکر شد ضلع سوم مثلث بهبود، شرکاء و بخشهای همکار هستند که زنجیره تامین یک سازمان و یا یک کشور را پشتیبانی و کمک میکنند و بدون آنها سازمان به تنهایی قادر به انجام عملیات نمی باشد.
از دید کلان و فرابنگاهی، عواملی که در ضلع سوم لجستیک و زنجیره تامین قرار میگیرند و موجب حرکت و به نتیجه رسیدن زنجیره میشوند عبارتند از:
راه و ترابری، جاده ها و کامیونها و حملو نقل جادهای؛
ریل و راهآهن، خطوط ریلی و خدمات حملونقل ریلی؛
دریا و ناوگان دریایی، شرکتهای کشتیرانی و حمل دریایی؛
بنادر، گمرکات و باراندازهای تخلیه و بارگیری؛
فرودگاهها و خدمات حمل و نقل هوایی؛
بیمه ها و مراکز خدمات و پوشش بیمه ای؛
مراکز خدمات لجستیک طرف سوم و به بالا؛
بانکها و موسسات اعتباری (خدمات اعتباری و ضمانتنامهها)؛
وزارت راه، وزارت صنعت و تجارت و وزارت ارتباطات و زیرساختهای ارتباطی شبکه؛
عواملی که در این ضلع مدل قرار میگیرند از عوامل اصلی حمایتی و پشتیبانی هر نوع لجستیک و زنجیره تامین اعم از دولتی و خصوصی، بزرگ و کوچک میباشند.
این عوامل که بعضا از آنها به عنوان زیرساختهای اصلی در لجستیک و زنجیره تامین نامبرده میشود حتما میبایست مورد توجه و بررسی در هرگونه برنامه راهبردی کلی قرار گیرند. چه بسا بسیاری از شرکتها و سازمانهای بزرگ بتوانند دو ضلع دیگر مدل را خود راسا ایجاد و مورد استفاده قرار دهند ولی قدرت قانونی و مالی آنها اجازه ورود به این ضلع را به صورت مستقیم نداده و در نهایت به سوی منابع غیر وطنی با هزینه های گزاف هدایت میشوند.
یکی از مشکلات اساسی نهادهای دولتی پشتیبان (که بدانها اشاره شد) عدم وجود سیستم یکپارچه اطلاعاتی مشترک فیمابین آنها میباشد و کاربران و مشتریان آنها جهت پیگیری روند فرآیند لجستیکی خود در این وزارتخانه ها و ارگانها میبایست یک به یک اطلاعات را استخراج و به دست ارگان دیگر سپرده و با گذاشتن پازل اطلاعاتی از چندین سیستم و چندین وزارتخانه موقعیت کالا یا روند انجام کار خود را بازخوانی نمایند. حال آنکه در اکثر کشورها، سیستمهای اطلاعاتی عوامل زیرساخت در حوزه زنجیره تامین به هم مرتبط بوده و کاربر به راحتی از یک سیستم به اطلاعات خود دسترسی پیدا مینماید.
بنابراین در برنامه راهبردی میتوان نگاهی نیز به این موضوع داشت.
موضوع رهبری و هدایت برنامه در طول یک مدت معین در کشور نیز از اهم مسایل میباشد. مالکیت لجستیک و زنجیره مختص یک ارگان یا یک وزارتخانه یا یک قوه اجرایی در کشور نیست. لجستیک و زنجیره تامین یک موضوع ملی است و حداقل پس از تدوین برنامه راهبردی آن میبایست در بالاترین سطح و مقام و مسئولیت مورد پیگیری و اجرا و کنترل شود.
پیشنهاد میشود معاونتی تحت عنوان "معاونت راهبردی لجستیک و زنجیره تامین" زیر نظر رئیسجمهور ایجاد و مسئولیت این امر را بر عهده بگیرد. توجه نمایید که ما در کشور هم اکنون معاونتهایی تحت عنوان: معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی، معاونت علمی و فناوری، معاونت رئیسجمهوری در امور زنان و خانواده، معاونت اجرایی، معاونت حقوقی ، معاونت مجلس، معاونت تدوین و انتشار قوانین و مقررات، سازمان محیط زیست و مانند اینها داریم. آیا لجستیک و زنجیره تامین هم نمی تواند با توجه به موارد فوق جایگاهی داشته باشد ؟
نکته مهم دیگری که در برنامه میبایست به آن توجه نمود این است که نفس و اصل لجستیک و زنجیره تامین یک فرآیند و اصل خدماتی است. بنابراین مانند تمام امور خدماتی میبایست بر محور مشتری مداری طراحی و اجرا شود. صدای مشتریان و کاربران لجستیک و زنجیره تامین بایستی برنامه راهبردی لحاظ گردد و تنها بر اساس نیاز و صدای مجریان آن نباشد. در حال حاضر، لجستیک جهانی اهداف و برنامهریزی آتی خود را بر اساس نیاز نوظهور مشتریان مبنا قرار داده و حتی نیازهای آتی را شبیهسازی مینمایند.
منتشر شده در ماهنامه لجستیک و زنجیره تامین (شماره 32-آبان 93)