◄ فقدان طرح آمایش سرزمین و اختلال در روند توسعه کشور
تین نیوز | در بخشی دیگر از گزارش مربوط به "نگاه شما در شبکههای اجتماعی"، موضوع زیر که توسط "مهرداد" در اتاق فکر حمل و نقل در شبکهاجتماعی " لینکدین " مطرح شدهاست به همراه دیدگاههای شما در این مورد بازنشر میشود:
مسئله دوبُنی طرحهای آمایش سرزمین و توسعه کالبدی
در گذشته و پیش از انقلاب، طرح جامع سرزمین یکبار توسط مشاور فرانسوی "ست ایران" و به سفارش سازمان برنامه وقت تهیه شد. این طرح هم برای وزارت مسکن و هم سایر وزارتخانه به عنوان طرح بالادستی مطرح بود. در ادامه و پس از انقلاب بحث عدم همخوانی سیاستهای کلی این طرح با چارچوبهای نظام مقدس جمهوری اسلامیمطرح و مقرر شد طرح مذکور بازنگری یا طرح جدیدی تهیه شود. از آنجا که سازمان برنامه و وزارت مسکن وقت در خصوص وضعیت کارفرمایی طرح مذکور مدعی بودند. موضوع به شورایعالی اداری رفت و شورایعالی اداری کشور
در سال 1371 مصوبهای به این قرار را گذراند که از نظر بسیاری از متفکرین و برنامه ریزان کلان، بدعت بود که باعث جدایی مباحث برنامه ریزی و توسعه فیزیکی در کشور شد:.
1- طرح آمایش سرزمین به معنای تعیین استراتژیهای توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در پهنه سرزمین، توسط سازمان برنامه و بودجه با همکاری دستگاههای ذیربط تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
2- دیگر وظایف و فعالیتهای کنونی وزارت مسکن و شهرسازی به قوت خود باقیمانده و بر این اساس طرح کالبدی (ملی-منطقهای) توسط وزارت مسکن و شهرسازی تهیه و به تصویب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران میرسد.
پس از این مصوبه تهیه طرح آمایش سرزمین در دستور کار قرار گرفت که تا مرحله تهیه جهت گیریهای کلی توسعه پیش رفت و متاسفانه همانند بسیاری از طرحهای برنامهای نیمه کاره رها شد. طرحهای کالبدی البته در سطح ملی یکبار ولی در سطح منطقهای و ناحیهای تا سطح طرح توسعه و عمران شهرها به طور کامل تهیه و با درنظرگیری افقهایشان به روز رسانی میشوند.
حال اینچنین است که وقتی مباحثی همچون انتقال پایتخت، توسعه شرق کشور، اهمیت راه آهن، فقر زدایی، مباحث زیست محیطی و آلودگیها و سایر موارد از این دست مطرح میشوند، یا در طرح آمایش دیده نشدهاند یا اگر دیده شده باشند چگونگی تحقق آنها (که میتوان در قالب طرحهای کالبدی که به وزارت مسکن سپرده شده در جهت تحقق آنها گام برداشت) مشخص نیست.
اگر دوستان در رابطه با موضوع مطرح شده نظراتی دارند خوشحال میشوم که مطرح فرمایند.
مجید نظر داده است:
باید مجددا در طرح آمایش بازنگری به عمل آید چنانچه وزیر محترم نیز ظاهرا به فکر احیای آن افتاده است. مهمترین مسئله در شهر تهران پایتخت و سپس در کشور اتفاق افتاده است تداخل وظایف در کلیه ارگانها در وزارت مسکن سابق، وزارت کشور، مجلس، شورای شهر، استانداری و فرمانداری،شهرداری،NOGها میباشد. به عنوان مثال در بخش مسکن یا بخش حمل و نقل و ترافیک، چند سازمان یا ارگان متولی امر میباشند. وزیر محترم در جلسه شورای شهر تهران اعلام نمود که در صورت نیاز و مطالعه و بررسی وظایفی را از وزارت به فرمانداری تهران واگذار نماید.
مجید نظر داده است:
طرح های آمایش سرزمین جزو آندسته از طرح های بالادستی است که میتواند مسیر توسعه را بر مبنای مزیت ها و قابلیت های مناطق مختلف به روشنی بیان نماید. شاید یکی از دلایلی که نتوانسته ایم توازن مناسبی در توسعه مناطق و شیوه های مختلف حمل و نقل برقرار نمائیم همین نبود چنین طرح های هدایتگری است. مثلا اینکه برخی مسئولین معتقدند که راه آهن باید به همه نقاط کشور متصل شود ناشی از دید منطقه ای و نه ملی است چرا که منابع کشور باید براساس مزیت های نسبی مناطق در حوزه های مختلف توزیع گردد. حتی وقتی طرح جامع حمل و نقل را تدوین میکنیم باید به این اصول پایبند باشیم و در غیر
اینصورت با صرف منابع در مناطق نامرتبط کمکی به توسعه نخواهیم کرد. البته ممکن است عده ای هم بگویند که این عدالت نیست که مثلا یاسوج که مرکز استان هم هست به شبکه ریلی متصل نباشد ولی در پاسخ باید گفت که در صورت اتصال چه مزیتی در اقتصاد ملی ایجاد میکند و در مقابل با صرف منابع در حوزه هایی مثل صنایع دستی ممکن است به رفاه مردم آن منطقه بیشتر از احداث شبکه ریلی کمک نماید.
سید مرتضی نظر داده است:
از مطلب آقای مهندس نجفی اینطور فهمیدم كه موضوع مطالعه و برنامهریزی آمایشی در سطح ملی به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و در سطوح استانی یا منطقه ای به وزارت مسكن و شرسازی سابق محول شده است.
اصل این تفكیك وظایف به نظرم مفید است البته مشكل اصلی از آنجاست كه مطالعات آمایش سرزمین ناقص مانده و آنچه هم انجام شده یا مصوب نیست یا در دسترس پژوهشگران در سطوح مختلف نیست.
نكته دیگری كه قابل ذكر است كه آمایش سرزمین به صورت كلی تا حدودی به ملاحظات امنیتی و دفاعی هم مرتبط است و بنابراین در نهادهای نظامی موضوع آمایش سرزیمن از ابعاد دفاعی و امنیتی مطرح و بررسی می شود كه باید به نام آمایش سرزمین دفاعی نامگذاری شود ولی در مطالعات و كتب نظامی به همین عنوان آمایش سرزمین نامیده می شود و لذا یك تداخل بحث به خاطر اشتراك لفظی پیش می آید و گاهی مقامات نظامی و دفاعی موضوع آمایش سرزمین را وظیفه خود می دانند.
معین نظر داده است:
همانطور که جناب آقای نجفی فرمودند یکی از این طرح ها، طرح توسعه محور شرق است که متاسفانه توجه آنچنانی به آن نشده است.عدم توجه به این طرح استراتژیک عقب افتادگیهای زیادی را برای 6 استان واقع در محور شرق به بار آورده که به زودی جبران نخواهد شد. خوشبختانه دولت جدید نگاه ویژه ای به این منطقه دارد و به یاری خدا و همت مسئولین توسعه این منطقه ژئوپولیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک، جابگاه کشور را متحول خواهد کرد.
مجتبی نظر داده است:
به نظر بنده موضوع آمایش سرزمین موضوعی به شدت تمرکزگرایانه و سلسله مراتبی است. بدین معنی که منشا و مبدا تبیین و بسط آمایش سرزمینی باید یک نهاد متمرکز و فراسازمانی باشد که بنده با سازمان برنامه و بودجه (و شاید هم با توجه به تحدید سازمان برنامه در شرایط فعلی و سایر تجارب مشابه مثل تدوین سند چشم انداز کشور، بتوان مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان آلترناتیو بهتر پیشنهاد کرد) کاملا موافقم؛ سلسله مراتبی نیز بدین معنی که موضوع آمایش سرزمین باید در کلیه وزارتخانه ها و نهادها موردتوجه باشد و هر بخش به فراخور حوزه فعالیتش نسبت به تدوین اسناد آمایش سرزمینی بخشی خود اقدام
نماید. البته به دلیل تمرکز باید هر سند آمایشی مطابق با سند آمایشی مافوقش باشد و نیز به تایید نهاد مافوق برسد.
به منظور توضیح شفافتر، نمونه ای را ذکر میکنم. گروه پژوهشهای لجستیک و زنجیره تامین موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی در سال 1386 به سفارش وزیر بازرگانی وقت، طرح تدوین راهبردهای آمایش سرزمین بازرگانی را در دستور کار خود قرار داد. این طرح به مدت دو سال ادامه داشت و به نتایج خوبی نیز رسید؛ اما متاسفانه به دلیل نقص در اسناد مافوق آمایشی و نیز عدم هماهنگی بین نهادی نتایج آن طرح ملی خیلی قابل استفاده نشد. نمونه دیگر آن، طرح آمایش تجاری کشور است که دو سال پیش توسط بنده در گروه پژوهشهای لجستیک و زنجیره تامین به سفارش وزارت صنعت، معدن و تجارت انجام شد و ظاهرا آن
نیز به دلیل ضعف در اسناد بالادستی آمایشی مورد مناقشه بین وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت راه و شهرسازی قرار گرفته است!
یا به قول جناب ناصریان بزرگوار، آمایش سرزمین دفاعی نیز قسمت مهم دیگری از زیربخشهای آمایش سرزمین کشور است که در آن باید ملاحظات پدافند غیرعامل مدنظر باشد و همه این زیربخشها باید در یک نهاد متمرکز (مثلا سازمان برنامه و بودجه) یکپارچه و هماهنگ شود.
در هر صورت، اولین اقدام در این راستا، تعریف مجدد ساختار سلسله مراتبی نهادی برای آمایش سرزمین کشور و دومین اقدام ضروری اصلاح و بازنگری اسناد آمایش سرزمینی و به روزرسانی آنها به عنوان بالاترین سند آمایش سرزمینی (که اسناد بخشی باید از آن تبعیت کنند) میباشد.
کامیار نظر داده است:
با تشکر از آقای نجفی به خاطر باز کردن این بحث، مایلم جنبه تکمیلی دیگری را اضافه کنم و آن بحث توسعه منطقه ای و در حالت جاری آن، مدیریت محلی و منطقه ای است.
همه ما میدانیم موضوع توسعه منطقه ای یک موضوع پویا است که با تغییرات جغرافیای سیاسی، به ویژه در مناطق مرزی، با تغییرات زیادی مواجه میشود. به عنوان مثال، منطقه جلفا پس از مناقشات ارمنستان و آذربایجان از نظر ترانزیت دچار رکود شد که اثر آن در اقتصاد منطقه مشهود است.
یا مثلاً پتانسیلهای کنونی کردستان یا خوزستان با توجه به تغییرات در عراق، قابل توجه است.
در این ارتباط میتوان به عملکرد بسیار تأثیرگذار مناطق آزاد نیز اشاره کرد.
من فکر میکنم لازم است در نظام مدیریت منطقه ای کشور، یک بازنگری و نوسازی اساسی صورت گیرد که این بازنگری نباید فقط به نظام برنامه ریزی محدود شود.
با توجه به اینکه مدتی است که بیش از نصف تولید ناخالص داخلی در جهان در مناطق شهری تولید میشود و این روند رو به رشد است، باید به توسعه شهری و زیربنایی منطقه ای با یک نگاه جامع تر نگاه کرد و ساحتار سیاسی و مدیریتی کشور را در این راستا ارتقا داد.
به عنوان مثال سهام بنادر مهمیدر شهرهای بندری دنیا مربوط به شهرداریها و نهادهای محلی است که درآمد آن صرف توسعه منطقه ای در کلیه بخشها میشود.
در این راستا نظام بودجه، و درآمد-هزینه منطقه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
سید مرتضی نظر داده است:
فقدان طرح آمایش سرزمین باعث اختلالهایی در روند توسعه كشور شده است. مثلا اینكه مسائل و روند بخش حمل و نقل با توسعه شهری هماهنگ نیست و از سوی دیگر بی توجهی یا كم توجهی مسئولین پروژه های حمل و نقل برون شهری و درون شهری به موضوع مهم هماهنگی فیمابین باعث اختلالهایی در حمل و نقل و توسعه شهری شده است و همین مشكلات امروزه مستمسك وزیر محترم شده كه دو بخش حمل و نقل و مسكن و شهرسازی در زیر یك چتر بنام وزارت راه و شهرسازی قرار گیرند كه این دلیل برای ادغام دو وزارت كفایت نمی كند و در این صورت باید بخش حمل و نقل با تمام بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی دیگر هم ادغام شود تا
هماهنگی در داخل وزارت پیش آید كه نه تنها عملی نیست بلكه باعث هماهنگی نخواهد شد. نظیر آنكه در داخل وزارت راه و ترابری سابق شاهد بودیم كه بسیاری از پروژه های موازی راه و راه آهن بدون هماهنگی تعقیب می شدند و به طور كلی چاره هماهنگی امور در ادغام كردن نهادهای مرتبط نیست.
حمیدرضا نظر داده است:
ابتدا بهتر است ضروت شکل گیری و تعریف آمایش سرزمین را بیان کنیم
بعد از جنگ جهانی دوم کشور های اروپایی با مسئله آشفتگی مناطق کلان شهری رو به رو شدند که 2 راهکار ارائه شد.
یکی توسط انگلستان که همان برنامه ریزی برای شهری های جدید بود و دیگری در فرانسه که آمایش سرزمین و راهبرد قطب رشد بود.
اما در یک تعریف عملیاتی میتوان آمایش سرزمین را این گونه بیان کرد که : تخصیص بهینه فضا به فعالیت ها بر اساس قابلیت مناطق در یک دوره زمانی معین.
در ایران سابقه آمایش سرزمین را میتوان مربوط به برنامه پنجم عمرانی دانست که هدف اصلی آن تعادل استان ها (منطقه ای) بود در این راستا شرکت ستیران ایران را به هشت کلان منطقه تقسیم کرد.
اما نکاتی در مورد نظرات دوستان به ذهنم رسید
اساسا طرح آمایش سرزمین یک دیدگاه جامع دارد به نحوی که تمام بخش ها در آن شرکت میکنند و تضادهای بین بخشی و اهداف متضاد را به یک برنامه یکپارچه و هماهنگ تبدیل میکنند و به عنوان بالا ترین سند ملی محسوب خواهد شد (پس چیزی به عنوان آمایش بارزگانی یا ریلی یا و.. نداریم) و به همین ترتیب، این اتفاق در سطوح استانی نیز رخ میدهد.
نکته دیگر در مورد ماهیت آمایش سرزمین است به این معنی که فرآیند آن حرکتی از بالا و از پایین است به واژه سلسله مراتبی صرف ختم نمیشود(تنها حرکت از بالا) به گونه ای که قابلیت ها از پایین و چشم انداز ها از بالا تعیین شده و در سطح منطقه اهداف آمایش هر استان بیان میگردد.
اما سوالاتی در مورد برنامه ریزی فعلی کشور وجود دارد:
1- مطالعات پشتیبان چشم انداز 20 ساله نظام چیست؟
2- برنامه های پنج ساله کشور سطح خرد شده کدام برنامه ی کلان کشور است؟
3- با توجه به ضرورت یکپارچگی محتوای طرح آمایش سرزمین، چرا این کار بین چند ارگان تقسیم شده است؟
4- آیا اساسا ما در ایران طرح آمایش سرزمین به معنای صحیح کلمه داریم؟
در ضمن این نکته جای امیدواری دارد که در چهار سال اخیر در دانشگاه های ایران برنامه ریزی منطقه ای آموزش داده میشود و امید است تا فارغ التحصیلان فکری بکنند.
آرش نظر داده است:
من زیاد متوجه سوال نشدم و متن آقای مهندس نجفی بیشتر به نظرم یک گلایه آمد اما یک نکته نظرم را جلب کرد که شاید به دلیل اطلاع کم بنده از موضوع باشد. من متوجه نشدم به چه دلیل وقتی هنوز طرح مادر و کلان ملی تهیه نشده طرحهای استانی تهیه که هیچ ظاهرا تا حدی اجرا هم شده اند. از نظر بنده درست مثل این میماند که هنوز قانون اساسی تعیین نشده قوانین مدنی داشته باشیم! اگر اشتباه میکنم لطفا اصلاح کنید.
موضوع دومی که از آن چندان اطلاعی ندارم جایگاه قانونی چنین طرحی هست. آیا چنین طرح هایی را قوه مقننه مصوب میکند؟ که اگر چنین نباشد تضاد عملی با قوانین جاری و بی اثر شدن این طرحها محتمل خواهد بود. اگر بخواهد تبدیل به قوانین شود باید شکل و شمایل قانون هم بخود بگیرد.
مطالبی را که سرور گرام در مورد لزوم طرح امایش سرزمین مرقوم نموده اند، همچنین اظهارنظرهای سایر سروران در مورد این مسئله، بگونه ایست که باپوزش بسیار باید گفت: بسیار «کلیشه ای» - فاقد تئوری - یعنی بدون مبنی پژوهشی، انهم تئوریزه وخصلت یابی شده ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی - جمعیتی، سیاسی وفیزیکی فضائی وضع موجود است. بگونه ایست، که گوئی پزشک پیش از معاینه بیمار تجویز دارو نماید. انچه گفته شده، هرچند ظاهری منطقی دارد، ولی توجه ندارند، که مثلا ": تمرکزی که مشکلات زیادی را بوجود اوره ومعمولا " امروزه بلافاصله جهت مقابله با ان «تکنوکرات وطنی» چاره انرا - با برداشتی کلیشه ای، بفرض امایش سرزمین - وامثالهم میداند. مسئله ای نیست که باچنین تصوراتی ودر واقع «توهماتی» بتوان راه بجائی برد!؟ طبیعی استکه چنین طرز فکری نهایتا " به دفاع ار راهکارهائی چون امایش سر زمین(انهم ستیرانی که در ُکشو ماند) ختم خواهد شد! حاصل چنین برداشتهائی که مبنی نظری پژوهش شده و بیش از ان نظریه پردازی شده ای در مورد احوال وضع موجود وقانون مندی بسیار ویژه انرا ندارد؛ کلیشه ای وحتی وارونه دیدن واقعیت پیش روخواهد بود. بعنون مثال: در مورد بفرض پدیده «تمرکز» که اغلب بهانه ای برای پیش کشیدن لزوم,, امایش سرزمین,, است. پیش از هرچیز باید توجه نمود: این پدیده بصورتی که با ان مواجه ایم فقط منحصر به کشور مانیست!؟ بلکه اکثریت قریب به اتفاق توسعه نیافته ها با ان روبروهستند. پدیده ایست که: نه بعلت نداشتن طرح!؟ فرضا " امایش سرزمین، بلکه «ذاتی» این مرحله از توسعه ماست. دیدگاه نویسنده محترم براین اساس قرار دارد که انچه پیش رو است، حساب نشده یاهرج ومرج است. در نتیچه، راه کار حساب وکتاب، انجام امور بر اساس طرح وبرنامه است. این دیدگاه نهایتا " را ه بجائی نخواهد برد. یعنی سرنوشتی جز مشکل افر ینی واختلال بیشتر در روند توسعه پرافت وخیز پیش رو نخواهد داشت! چون حاصل وتجویزش چنانکه معمول است: انواع اقدامات دستوری خواهد بود. اقداماتی که در «تقابل» کامل باروندهای جاری قرار گرفته ودرنتیجه مزید برعلت خواهند شد. همانند اکثر طرحهای جاری که، بفرض در بخش شهری کشور به اجرا در امده اند. ازانجمله: طرحهای جامع شهریء «کلیشه ای» ومشکل افرین ودر مانده ایکه در چهل سال گذشته جز مزید برعلت شدن هنر دیگری نداشته اند! و یا ایده ایجاد شهرهای جدید روی دست مانده و بسیاری ازسیاست گذاری هائی که مبتنی بر طرح مسئله ای قابل دفاع نبوده اند. این مسئله را در مقالات مفصلی، درسایت «شهرسازی وتوسعه» مطرح نموده ایم. از نقد متقابل سپاسگزار خواهیم بود.