| کد خبر ۲۰۹۲۵
کپی شد

◄ بهره‌وری؛ رمز سوددهی حمل و نقل ریلی / بخش دوم

◄ بهره‌وری؛ رمز سوددهی حمل و نقل ریلی / بخش دوم
|

تین نیوز | در بخشی دیگر از گزارش مربوط به "نگاه شما در شبکه‌های اجتماعی"، موضوع زیر که توسط "سعید" در اتاق فکر حمل و نقل در شبکه‌اجتماعی " لینکدین " مطرح شده‌است به همراه دیدگاه‌های شما در این مورد بازنشر می‌شود:

برنامه "مناظره " تلویزیون در تاریخ 17 مرداد به پرداخت‌های دولت به ورزش اختصاص داشت. اکثر مردم (از طریق نظر سنجی پیامکی ) نشان دادند که مخالف پرداخت‌های بدون برگشت هستند. اما یکی از حاضرین به نکته ظریفی اشاره کرد. لب کلام ایشان این بود که اساسا کسب و کار باشگاهداری در فوتبال ایران امکان کسب درآمد کافی ندارد و همیشه ضرر ده است. لذا اگر دولت به ان کمک نکند نمی‌تواند سر پا بماند. در این شرایط اگر باشگاه‌ها هم به بخش خصوصی واگذار شوند ضرر بالا می‌آورند و نمی‌توانند ادامه دهند.کما اینکه تیم‌هایی چون داماش و استیل آذین و استقلال اهواز( با تیم استقلال صنعتی خوزستان فرق دارد) علی رغم مالکان متمول نابود شدند.خرجشان از دخلشان بیشتر بود.
این بیان مرا به یاد کسب و کار حمل و نقل مسافری انداخت. اساسا کسب و کار مسافربری ریلی هم امکان کسب درآمد کافی ندارد و همیشه ضرر ده است. گرچه همه ما پرداخت سوبسید به بخش مسافری را عصا گذاشتن در زیر بغل یک ناتوان جسمی تلقی می‌کنیم اما واقعیت آن است که اگر دولت کمک نکند نمی‌تواند سر پا بماند. در این شرایط اگر واگن‌های مسافری هم به بخش خصوصی مستقل واگذار شوند ضرر بالا می‌آورند و نمی‌توانند ادامه دهند.کما اینکه هم اکنون بخش خصوصی واقعی در حمل مسافر حضور ندارد.دولت از طریق شرکت‌های حمل و نقل مسافری شبه دولتی به تزریق سوبسید ادامه می‌دهد. در این کاسبی خرج بیش از دخل است.
سوال من این است که چرا کسب و کار حمل و نقل مسافری درآمد زا نیست ؟ موانع درآمد زایی چه هستند؟ از چه راه هایی می‌توان برای آن درآمد دست و پا کرد تا بدون آنکه نیاز به مشوق و سوبسید باشد روی پای خود بایستد و سود بدهد؟ 

لینک نظرات قبلی 

سعید نظر داده است:
با هزینه حدود 15 دلار نفت را از زیر زمین استخراج و به کشتی می‌رسانیم تا صد دلار بفروشیم. حدود 85 دلار درآمد بی زحمت داریم به ازای هر بشکه. خداوند فرموده " لیس للانسان الا ما سعی" اما این پول با " سعی " به دست نیامده و در ازای آن کالا/ خدماتی به بازار عرضه نکرده ایم. این پول بی زحمت سیلی است که هر چه مقدارش بیشتر باشد تخریبش بیشتر. این پول وقتی وارد اقتصاد می‌شود یا به تورم دامن می‌زند یا به واردات منجر می‌شود. واردات، تولید داخلی را نابود می‌کند و تورم، قدرت خرید مردم را را از بین می‌برد. در این شرایط واردات کالا می‌صرفد و تولید نمی‌تواند با رقیب خارجی مقابله کند. صنعت از صدر تا ذیل وارداتی می‌شود. به دانشگاه و دانشمند و مهندس هم نیازی پیدا نمی‌کند.
در اقتصاد نفتی به جای اینکه دولت چشمش به دست مردم باشد که کِی و چقدر مالیات بدهند تا خرجش با دخلش بخواند، این مردم هستند که چشمشان به دست دولت است که کِی و چقدر از پول نفت کف دست آنها بگذارد تا اموراتشان بگذرد ( فعلا به کیفیت این توزیع کاری ندارم). تجربه خیلی از کشورهای نفت خیز و ایران خودمان نشان داد که تلاش برای بهره‌مندی از پول نفت توزیعی زودتر به نتیجه می‌رسد تا تلاش برای تولید. آیا در این شرایط انتظار داریم که بخش خصوصی قوی شکل بگیرد؟ این انتظار منطقی است؟ به قول شاعر" خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی". آیا قبول دارید که پول نفت "روزی ننهاده" است؟
این بخش خصوصی نحیف چگونه می‌خواهد در گردشگری سرمایه گذاری کند؟ این بخش خصوصی نحیف چگونه می‌خواهد در حمل و نقل مسافر سرمایه گذاری کند؟ این انتظار منطقی است؟

احمد نظر داده است:
عموما نمی توان داشتن منابع زیر زمینی و منابع غنی خدادادی را که از بعد دیگر"ثروت یک ملت" و بالقوه باعث"قدرت" یک ملت است را (یا فروشش را و درآمد حاصله اش را) به عنوان"روزی ننهاده" قلمداد نمود، چرا که ایالات متحده نیز چنین منابعی را (و حتی بیشتر و مرغوبترش را) دارد گرچه با قواینین اخیر مصوب این کشور دیگر آنرا به صورت"خام" نمی فروشد، همانطور که اشاره فرموده اید این نحوه "مدیریت منابع" یک کشور است که باعث می شود آن منابع نقطه ضعف آن کشور تلقی شود یا نقطه قوتشان، شرایط بسیاری از نحوه تولید و فرآوری"نفت" گرفته تا نحوه فروش و نحوه مصرف درآمد حاصله از نفت در این بین دخیلند که متاسفانه مجال پرداختن به آنها نیست ولی در مجموع نفت (و هرگونه ثروتی) می تواند شمشیر دو دمی باشد یکی برای ایجادثروت و امنیت و رفاه یک ملت_و دیگری برای آنچه اکنون به آن اشاره فرموده اید.

مجید نظر داده است:
ایکاش حداقل این چند صد میلیارد دلار به شکلی مدیریت می شد که امروز یه راه آهن پیشرفته داشتیم. کاری که کشورهای نفتی همسایه در حال انجام آن هستند. همانطور که خط هوایی شان جزو بهترین های دنیاست شک نکنید که در آینده راه آهن پیشرفته ای هم خواهند داشت. پس مشکل نبود پول و منابع نیست بلکه نحوه مدیریت منابع می تواند کلید موفقیت باشد. قبلا هم گفته ام بخش مسافری قطعا زیان ده نیست به شرطی که هم دولت و هم بخش خصوصی وظایف خود را به خوبی انجام دهند. البته شخصا فکر می کنم فضای فعلی بخش ریلی به مراتب بهتر از گذشته است و تلاش های مدیریت راه آهن امیدوارکننده است فقط نگرانی بنده این است که از این فضای مثبت بخش خصوصی نتواند بهره برداری مناسبی داشته باشد. خیلی راحت بگویم که سرعت تطبیق بخش خصوصی برای گذر از مرحله موجود چندان امیدوارکننده نیست شاید هم کمی بدبینانه نگاه کنیم برخی از شرکت های خصوصی موجود شرایط فعلی را به ورود به مرحله چالشی توسعه ترجیح می دهند.

باقر نظر داده است:
مشکل فقط مدیریت منابع آتی نیست. بلکه ارزیابی چگونگی هزینه برای پروژه های انجام شده نیز می بایست صورت پذیرد. در غیر این‌صورت اشتباهات گذشته امکان تکرار خواهند داشت.

سعید نظر داده است:
فعلا اغلب پروژه های راه و راه آهن فاقد جذابيت سرمايه گذاری هستند مگر آنكه درصد پيشرفت بالايی داشته باشند يا ترافيك انتظاری خيلی بالا باشد. این یعنی نرخ برگشت سرمایه گذاری اصلا جذاب نیست و اگر سرمایه گذار پولش را در بانک بگذارد و سود بگیرد راحت تر و امن تر است. به نظر من حتی اگر دولت در این پروژه ها دخالت کند و مثلا بخشی از سرمایه گذاری اولیه را تقبل کند با هزینه های جاری پروژه ضررده چه خواهد کرد؟ مثال اینکه راه آهن به سرمایه گذاران وعده داده که اگر ناوگان خریداری کنند ثلث قیمت آن را از راه آهن کمک بلاعوض دریافت خواهد کرد. اگر سرمایه گذار این شرایط را قبول کند با هزینه جاری نگهداری ناوگان و هزینه پرسنلی و هزینه حق دسترسی و هزینه پرداخت جریمه تاخیر مسافر و هزینه استهلاک و هزینه های مالی و هزار و یک هزینه ریز و درشت دیگر چه خواهد کرد؟ وقتی کاسبی مسافرکشی و بارکشی صرف ندارد ( درآمد کم است) سرمایه گذار بعد از مدتی ضرر می‌کند و کار را رها می‌کند و کمک بلاعوض دولت سوخت خواهد شد. به نظر من مشارکت دولت در سرمایه گذاری پروژه های فاقد توجیه اقتصادی بی نتیجه است. هم سرمایه سرمایه گذار از بین می‌رود و هم کمک دولت. این هم می‌شود چاهی برای بلعیدن سرمایه نحیف بخش خصوصی مستقل.
به نظر من دولت به جای مشارکت در سرمایه گذاری پروژه های بی توجیه باید دنبال بهبود نرخ برگشت سرمایه گذاری باشد. این یعنی افزایش درآمد در کاسبی بارکشی و مسافرکشی. اگر درآمد در این کاسبی جبران سرمایه گذاری و هزینه جاری را بکند، بخش خصوصی بدون اینکه نیازی به تشویق دولت باشد دو دو تا چهار تا می‌کند و آستین بالا می‌زند و وارد می‌شود. منظورم دقیقا برداشتن سوبسید از روی تعرفه های حمل بار و بلیت است.
وقتی این کاسبی رونق بگیرد کیفیت خدمات خوب می‌شود و مسافر راضی خواهد بود. تحقیق شرکت رجا نشان داد که مسافر و صاحب بار حاضر است برای خدمات خوب پول خوب بپردازد.
گیرم که قیمتها گران باشد. به نظر من هر انسان باید هزینه خدماتی را که از آن بهره مند می‌شود بپردازد. چرا باید دولت برای مسافرت کردن به من سوبسید بدهد؟

ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.

  • قربانعلی بیک پاسخ

    موضوع بهره وری در بخش ریلی نیز به نوعی مشابه فوتبال است. با شرایط کنونی خطوط و الگوی بهره برداری که مانند فوتبال ساحلی منجر به سیر پایین واگنهای مسافری میشود بدیهی است که بخش مسافری باید زیان بدهد در صورتی که اگر از روش دست برداریم و در زمین چمن یا به تعبیر دیگر مسیر دو خطه و … بازی کنیم نتیجه بسیار متفاوت خواهیم داشت.