| کد خبر ۳۲۰۴۷۹
کپی شد

◄ خزر کم‌ عمق‌ تر می‌ شود، بنادر شمال گران‌ تر

کاهش تراز آب دریای خزر در سال های اخیر، مسئله ای فراتر از یک هشدار زیست محیطی شده و اکنون مستقیماً بر عملیات بندری، کشتیرانی، لایروبی، هزینه حمل ونقل و آینده کریدور شمال ـ جنوب اثر می گذارد.

خزر کم‌ عمق‌ تر می‌ شود، بنادر شمال گران‌ تر
تین نیوز |

افت تراز آب دریای خزر دیگر فقط یک مسئله محیط زیستی نیست؛ این پدیده حالا خود را در شریان تجارت دریایی شمال ایران نشان می دهد؛ جایی که بنادر انزلی، نوشهر، امیرآباد و تا حدی کاسپین، با کم عمق شدن آبراهه ها، محدودیت آبخور کشتی ها، افزایش رسوب گذاری و جهش هزینه لایروبی، زیر فشار فزاینده ای قرار گرفته اند. در چنین شرایطی، مسئله فقط عقب نشینی آب نیست؛ بلکه عقب نشینی تدریجی مزیت لجستیکی ایران در خزر است.

بحران آرام، اثرات فوری

به گزارش تین نیوز، دریای خزر سال هاست رفتار نوسانی خود را حفظ کرده، اما آنچه در سال های اخیر رخ داده، از یک نوسان طبیعی فراتر رفته و به یک متغیر تعیین کننده در معادلات بندری و کشتیرانی بدل شده است. افت تراز آب، پیش از آنکه در تصاویر ساحلی دیده شود، در تردد کشتی ها و دخل وخرج بنادر خودش را نشان داده است.

مدیران فنی و دریایی در شمال کشور می گویند وقتی سطح آب پایین می آید، عمق کانال های دسترسی و حوضچه های بندری نیز کاهش پیدا می کند و همین مسئله مستقیماً آبخور مجاز کشتی ها را محدود می سازد. معنای ساده تر این وضعیت آن است که شناور یا باید با بار کمتر حرکت کند یا با ریسک بیشتر.

برای تجارت دریایی، این یک هشدار معمولی نیست. کشتی ای که نتواند با ظرفیت کامل بارگیری کند، هزینه حمل هر تن کالا را بالا می برد. در نتیجه، افت تراز آب خزر فقط یک موضوع هیدرولوژیک نیست؛ یک عامل مستقیم در افزایش هزینه لجستیک، کاهش بهره وری سفر و تضعیف رقابت پذیری بنادر شمالی کشور است.

انزلی؛ بندری میان دریا و رسوب

اگر قرار باشد یک بندر را نماد فشرده بحران خزر بدانیم، احتمالاً انزلی در صدر فهرست قرار می گیرد. این بندر نه فقط از افت تراز آب، بلکه هم زمان از فشار رسوبات تالابی نیز آسیب می بیند. همین هم پوشانی، وضعیت انزلی را پیچیده تر از بسیاری از بنادر دیگر کرده است.

برآوردهای فنی منتشرشده در ماه های گذشته نشان می دهد با هر افت جدید سطح آب، نیاز به لایروبی در این بندر به طور محسوسی افزایش پیدا می کند. در کنار آن، ورود رسوبات تالاب به حوضچه بندر، فشار مضاعفی بر بهره برداری وارد کرده است. نتیجه روشن است: بندری که باید کانون مبادلات دریایی باشد، بخش مهمی از انرژی و منابع خود را صرف حفظ حداقل شرایط عملیاتی می کند.

در محافل بندری گفته می شود که لایروبی در انزلی دیگر یک عملیات نگهداری معمول نیست، بلکه به بخشی از «هزینه بقا» تبدیل شده است. این یعنی اگر افت تراز با همین آهنگ ادامه پیدا کند، مسئله فقط افزایش هزینه نخواهد بود؛ بلکه پرسش اصلی به سمت پایداری مدل فعلی بهره برداری می رود.

کشتیرانی دریای خزر

نوشهر؛ بندری که لایروبی برایش حکم تنفس مصنوعی دارد

در نوشهر، بحران شاید بی صداتر باشد، اما کم اهمیت تر نیست. کاهش سطح آب در سال های اخیر، این بندر را بیش از گذشته به عملیات لایروبی وابسته کرده است. آن طور که مدیران محلی هشدار داده اند، بدون تداوم لایروبی، حتی حفظ تردد ایمن شناورها نیز با اما و اگر روبه رو می شود.

نوشهر به دلیل ویژگی های مورفولوژیک و محدودیت های طبیعی اش، تاب آوری بالایی در برابر افت ممتد تراز آب ندارد. هرچه عمق کمتر شود، دامنه انتخاب کشتی محدودتر می شود و امکان پذیرش شناورهای با آبخور بالاتر کاهش می یابد. در این وضعیت، بندر ناچار است یا با شناورهای کوچک تر کار کند یا به کاهش بارگیری تن بدهد؛ هر دو سناریو نیز به معنای افت بهره وری اقتصادی است.

در واقع، نوشهر امروز در نقطه ای ایستاده که لایروبی برای آن دیگر صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ یک ابزار فوری برای حفظ کارکرد بندر است. اگر این پشتیبانی فنی تداوم نداشته باشد، خطر کاهش ظرفیت عملیاتی بندر کاملاً جدی خواهد بود.

امیرآباد؛ عمق بیشتر، اما مصونیت کمتر از آنچه تصور می شود

امیرآباد در مقایسه با برخی دیگر از بنادر شمالی از نظر عمق وضعیت بهتری داشته و همین موضوع باعث شده فشار افت تراز آب در آن با تأخیر بیشتری خود را نشان دهد. با این حال، این بندر نیز خارج از دایره تهدید نیست.

در ارزیابی های منتشرشده از سوی کارشناسان دریایی، بارها تأکید شده که افت تراز آب خزر نه فقط در بنادر کم عمق، بلکه در کل شبکه حمل ونقل دریایی این پهنه اثرگذار است. حتی در امیرآباد که تا مدتی محدودیت جدی آبخور کمتر گزارش می شد، فعالان این حوزه هشدار داده اند که ادامه روند نزولی می تواند بر پروژه های توسعه ای، به ویژه در بخش اسکله های تخصصی و رو-رو، اثر بگذارد.

این بندر برای ایران فقط یک بندر معمولی نیست؛ یکی از گره های مهم اتصال تجارت دریایی خزر به پسکرانه ریلی و جاده ای کشور است. بنابراین اگر افت تراز آب، طراحی یا بهره برداری از زیرساخت های امیرآباد را تحت فشار قرار دهد، پیامد آن فراتر از یک بندر خواهد بود و می تواند بر جایگاه ایران در کریدورهای منطقه ای نیز اثر بگذارد.

کشتیرانی دریای خزر

کاسپین؛ بندری با ابهام داده، اما نه بیرون از خطر

درباره بندر کاسپین، داده های علنی و جزئی کمتر از سه بندر دیگر است و همین مسئله قضاوت قطعی را دشوار می کند. با این حال، از آنجا که این بندر نیز در منظومه بنادر جنوبی خزر تعریف می شود، منطقی نیست تصور شود از آثار افت تراز آب مصون مانده است.

کارشناسان حمل ونقل دریایی معتقدند حتی در جایی که هنوز آمار تفصیلی از محدودیت آبخور یا حجم لایروبی منتشر نشده، افت سطح آب در نهایت خود را در هزینه نگهداری، برنامه ریزی تردد، جانمایی توسعه های بعدی و مدل جذب سرمایه گذاری نشان می دهد. به بیان دیگر، سکوت آماری الزاماً به معنای نبود مسئله نیست.

آبخور کمتر، بار کمتر، کرایه بیشتر

یکی از مهم ترین حلقه های این زنجیره، رابطه مستقیم میان افت تراز آب و اقتصاد حمل ونقل دریایی است. در دریای خزر، بخش مهمی از ناوگان تجاری باید خود را با محدودیت های آبخور در بنادر و نیز در مسیرهای متصل به آن، به ویژه محور ولگا-کاسپی، تنظیم کند. وقتی این عمق مؤثر کاهش پیدا می کند، کشتی ناچار است با بار کمتر حرکت کند.

همین کاهش ظرفیت بارگیری، ساختار اقتصادی سفر را بر هم می زند. هزینه هایی که پیش تر روی حجم مشخصی از بار سرشکن می شد، حالا روی تناژ کمتری تقسیم می شود و در نتیجه، نرخ حمل بالا می رود. این مسئله برای صاحبان کالا، خطوط کشتیرانی و حتی بنادر، به یک چالش هم زمان تبدیل می شود.

برخی فعالان بازار حمل دریایی خزر می گویند فشار ناشی از افت آبخور فقط در هزینه سفر خلاصه نمی شود؛ بلکه زمان بندی عملیات، انتخاب نوع شناور، ریسک به گل نشستگی و حتی هزینه های بیمه ای را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. از این زاویه، افت تراز آب یک متغیر طبیعی نیست که در حاشیه بماند؛ به قلب اقتصاد حمل دریایی نفوذ کرده است.

بخش خصوصی چه می گوید؟

در سوی دیگر ماجرا، شرکت های فعال در حمل ونقل دریایی خزر نیز بی سروصدا اثر این تغییر را در صورت های عملیاتی خود دیده اند. در گزارش های شرکتی و تحلیل های منتشرشده از سوی بازیگران این بازار، به روشنی دیده می شود که کاهش عمق مؤثر بنادر و مسیرهای دریایی، ورود و خروج شناورها را دشوارتر کرده و ظرفیت بارگیری را پایین آورده است.

برای شرکت های کشتیرانی، این یعنی ناوگان موجود لزوماً با شرایط جدید سازگار نیست. به همین دلیل، در برخی محافل تخصصی، بحث طراحی یا به کارگیری شناورهای کم آبخور بیش از گذشته جدی شده است؛ شناورهایی که بتوانند در شرایط محدودتر نیز تردد کنند و وابستگی کمتری به عمق های پیشین داشته باشند.

در کنار این، بخش خصوصی لایروبی هم از زاویه دیگری درگیر ماجراست. هرچه افت تراز بیشتر شود، وابستگی بنادر به عملیات لایروبی افزایش پیدا می کند و این یعنی هزینه های بیشتر، برنامه ریزی پیچیده تر و فشار بالاتر بر توان فنی و تجهیزاتی کشور.

سازمان بنادر میان سه راهی دشوار

در سطح سیاست گذاری، نشانه ها حاکی از آن است که مسئله برای متولیان امر نیز صرفاً یک چالش اجرایی ساده نیست. مطالعات فنی آغاز شده تا روشن شود آیا باید با همین مدل فعلی، صرفاً بر شدت لایروبی افزود، یا لازم است الگوی فعالیت تجاری و حتی ساختار برخی بنادر در شمال بازنگری شود.

این سه راهی، بسیار تعیین کننده است:

آیا باید بنادر فعلی را با هزینه های بیشتر زنده نگه داشت؟

آیا باید به سمت تحکیم سازه ها و اصلاح جانمایی رفت؟

یا باید برای دسترسی به پهنه های عمیق تر و بازتعریف زیرساخت های دریایی برنامه ریزی کرد؟

پاسخ هر کدام از این پرسش ها، مستقیماً با آینده تجارت دریایی ایران در خزر گره خورده است. زیرا اگر راه حل صرفاً به لایروبی مداوم محدود بماند، بنادر شمالی وارد چرخه ای می شوند که در آن، هزینه نگهداری مدام بالا می رود، اما مزیت عملیاتی لزوماً به همان نسبت تقویت نمی شود.

بحران بندری یا تهدید کریدوری؟

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر روشن می شود که خزر را نه به عنوان یک پهنه منزوی، بلکه به عنوان بخشی از شبکه کریدوری ایران ببینیم. بنادر شمالی کشور تنها محل تخلیه و بارگیری نیستند؛ آن ها حلقه های اتصال ایران به روسیه، قزاقستان و شبکه بزرگ تر مبادلات اوراسیایی اند.

هر اختلال در آبخور، هر محدودیت در پهلوگیری، هر افزایش در هزینه سفر و هر وقفه در پروژه های توسعه ای، در نهایت روی جذابیت مسیر ایران اثر می گذارد. در رقابت کریدورها، مزیت ها بسیار شکننده اند. اگر بنادر شمالی ایران به دلیل افت تراز آب بخشی از کارایی خود را از دست بدهند، این خطر وجود دارد که بخشی از بار به سمت مسیرهای رقیب منحرف شود.

به همین دلیل، بحران خزر را نمی توان فقط با عینک محیط زیست یا حتی صرفاً بندری دید. این یک موضوع حمل ونقلی، اقتصادی و راهبردی است که به طور هم زمان بر ترانزیت، تجارت خارجی، سرمایه گذاری ساحلی و جایگاه منطقه ای ایران اثر می گذارد.

افت تراز آب دریای خزر اکنون در بنادر شمالی ایران از مرحله هشدار عبور کرده و وارد فاز اثرگذاری مستقیم بر عملیات شده است. انزلی با فشار توأمان افت تراز و رسوب گذاری دست وپنجه نرم می کند، نوشهر به لایروبی مداوم وابسته تر شده، امیرآباد با وجود وضعیت بهتر عمقی از تهدید دور نیست و کاسپین نیز در سایه کمبود داده، همچنان در معرض ریسک ساختاری قرار دارد.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط حفظ شناوری کشتی ها نیست؛ مسئله، حفظ شناوری مزیت دریایی ایران در خزر است. اگر این روند با سیاست گذاری تطبیقی، بازطراحی زیرساختی، تقویت ناوگان متناسب و همکاری منطقه ای همراه نشود، خزر ممکن است آرام آرام از یک فرصت لجستیکی برای ایران به یک گلوگاه پرهزینه تبدیل شود.

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.