◄ تبدیل چابهار از مزیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی و ترانزیتی
دکتر سبحان نظری مدیرعامل صندوق پس انداز کارکنان راه آهن، چابهار را فرصتی راهبردی برای تبدیل ایران به هاب ترانزیتی منطقه، توسعه صادرات، فرآوری کالاهای خام، ایجاد اشتغال و افزایش درآمدهای داخلی کشور میداند.
منطقه چابهار به عنوان منطقه ای واجد صفات بسیار مثبت راهبردی برای کشور تلقی می شود. چابهار بندر اقیانوسی ایران بوده و متصل به آب های آزاد است که می تواند ایران و کشورهای همسایه شرقی و شمالی ایران را به سایر نقاط دنیا متصل کند. به همین دلیل در کریدور شمال ـ جنوب، اسم چابهار پررنگ تر شده و توسعه چابهار در اسناد بالادستی جدی گرفته می شود و در همین راستا هم خط ریلی چابهار ـ زاهدان در دست احداث است.
الازم است متوجه مزیت جغرافیایی شهر چابهار باشیم و این موقعیت استراتژیک را باید به یک مزیت اقتصادی تبدیل کنیم. ضمن اینکه منفعت چابهار را هم نباید محدود در منافع لجستیکی آن در نظر گرفت. مزیت ترابری، کنار مزیت ترانزیتی باید مزیت فراوری را هم در نظر گرفت.
به عنوان مثال، کشورهای شمالی ایران می توانند از طریق چابهار کالاهای خود را همچون غلات به سایر نقاط دنیا، همچون چین و هند، صادر کنند؛ آیا نمی توان در چابهار یا حتی دیگر نقاط ایران این غلات کشورهای شمالی را فرآوری نمود؟ آیا به عنوان مثال گندم این کشورها در ایران نمی تواند به آرد یا ماکارونی تبدیل شود؟
در حال حاضر که تولید در ایران به جهت انرژی و نیروی کار، ارزان تر، مقرون به صرفه تر و ساده تر از بسیاری دیگر از نقاط دنیاست، بسیاری از ظرفیت های خالی صنایع هم در ایران وجود دارد که می تواند تولید و فعالیت اقتصادی در ایران را برای فعال اقتصادی خارجی بسیار سودمند کند.
بسیاری از صنایع نیمه فعال در کشورمان می توانند محصولات و کالاهای خام کشورهای همسایه را افزون بر ترابری و انتقال، فرآوری کنند و یک ارزش افزوده به آن اضافه کنند. این ایده می تواند اشتغال زیادی در کشورمان به ارمغان بیاورد، به نحوی که حتی ممکن است ناچار شویم از کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان نیروی کار مهاجر به کشورمان بیاوریم که همین امر هم موجب ارتقای امنیت پایدار در مناطق مرزی شرق کشور می شود و درآمد ناخالص داخلی کشور را هم افزایش می دهد.
مشابه این اقدام را کشور چین سال هاست انجام می دهد؛ چین منابع خام دیگر کشورها را می خرد، انرژی را هم از کشورهای دیگر خریداری می کند؛ با بکارگیری ارزان قیمت و محیط های کارگاهی متعدد خود، مواد خام کشورهای دیگر را فرآوری کرده و محصولات نهایی زیادی را به دیگر کشورها صادر می کند.
با اجرای این ایده، علاوه بر بحث اشتغال زایی چند میلیون نفری و افزایش درآمد ناخالص داخلی، کشورمان از خام فروشی و خاک فروشی نجات پیدا می کند. دیگر قرار نیست مواد معدنی و سنگ آهن با کمترین فرآوری و به صورت عمدتاً خام از کشور صادر شود.
توجه به ایده چابهار موجب می شود تا سیاستمداران و حکمرانان اقتصادی کشور صرفاً بر انتقال و ترابری مواد عمدتاً خام از کشور تمرکز نکنند، بلکه تلاش آنان، تقویت امکان فرآوری کالاهای خام وارداتی و داخلی در داخل کشور پیش از صادرات باشد.
تاریخ گذشته ایران و تجارت در جاده ابریشم هم مؤید همین مسئله است که در طول مسیر تجارت کالاها فرآوری می شدند و ارزش افزوده بیشتری ایجاد می کردند.
بنابراین، چابهار را نباید صرفاً یک بندر یا یک نقطه جغرافیایی دید؛ بلکه باید آن را بخشی از یک ایده بزرگ تر برای ایجاد پیوند میان ترانزیت، تولید، فرآوری، اشتغال و تجارت دانست. اگر بتوانیم این ظرفیت را به درستی فعال کنیم، چابهار می تواند به یکی از مهم ترین موتورهای توسعه اقتصادی و ترانزیتی ایران تبدیل شود.