| کد خبر: 260821 |

ایلاف؛ طرحی برای مواجهه هوشمندانه با نظم اقتصادی آنگلوساکسونی

در اتاق های فکر آنگلوساکسونی صراحتا گفته می شود که نگرانی اصلی ما از ایران، ناامن کردن تنگه باب المندب و دریای سرخ نیست. چون واضح است که این کار برای ایران خودزنی محسوب می شود. آنچه که ما (یعنی آنگلوساکسون ها) را نگران می کند، امن کردن مسیر زمینی از عراق به سوریه است!

تین نیوز

 جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهایی است که در سال های اخیر و در میانه تحولات بنیادین بین المللی در معرض این قرار گرفته است تا تصمیم بگیرد و جای خود را در آینده جهان تعیین نماید. در این میان، ایجاد هر رابطه جدید و ورود به هر پیمان بلندمدتی، می تواند درست مثل پیمان ها و روابط سرنوشت ساز سابق (نظیر توافق سایکس-پیکو) به معنای تثبیت کشورها در چنان رابطه هایی چه بسا به مدت یک قرن جدید باشد. این حساسیت باعث می شود تا بپرسیم تحت چه شرایطی، روابط جدید ایران می توانند بازتولید ماهوی روابط سابق نباشند. دکتر حمیدرضا فرتوک زاده استاد دانشگاه مالک اشتر، سعی دارد با طرح ایلاف به این پرسش پاسخ دهد. مقدمه ای از این طرح، در قالب سرمقاله شماره اخیر فصلنامه نوبنیاد منتشر شده است که سایت موسسه علم و سیاست اشراق، آن را بازنشر می نماید.

دیدار چرچیل و روزولت
دیدار چرچیل و روزولت در حاشیه کنفرانس آتلانتیک 1941 روی عرشه کشتی نظامی

23 فوریه ۲۰۲۲ را می توان نقطه عطف تحولات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک دوران معاصر منطقه دانست. در این روز پرحادثه، کشمکش تاریخی میان آنگلوساکسون ها با رقبای قاره ای continental خود یعنی آلمان و روسیه، از پرده بیرون افتاد و ژئواکونومی اروپای قاره ای که حاصل 16 سال مغازله سیاسی  آشکار و نهان خانم آنگلا مرکل با همتاهای کرملینی بود، زیر چرخ های ماشین جنگی آنگلوساکسون ها در حرکت ناتو به شرق از نفس افتاد و به محاق رفت. اما هنر آنگلوساکسون ها در این بود که برخلاف جنگ های اول و دوم جهانی، منطقه نزاع و گسل ژئوپلیتیک قاره سبز را یک گام دیگر از خود دور کردند و به داخل محدوده رقیب دوران جنگ سرد یعنی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بردند و اوکراین را سپر بلای خود ساختند.

روسیه اما، پس از دوران جنگ سرد با شتاب زاید الوصفی در حال ادغام در اقتصاد غرب بود؛ به این امید که با برگ برنده نورداستریم 2 بتواند عضو موثری از خانواده ثروتمند قاره سبز باشد. همین امید واهی باعث می شد که نگاه روسیه به ژئواکونومی دریای کاسپین همان نگاه اروپایی باشد و جایگاهی برای ایران در اقتصاد منطقه ای قائل نباشد. بسیاری از دولتمردان روسی مانند بسیاری از همتایان ایرانی خود، نسبت میان اقتصاد ایران و روسیه را صرفا رقابت در خام فروشی می انگاشتند و هیچ نشانی از فرصت و هم افزایی در همکاری با ایران سراغ نداشتند. ضمن اینکه چشم انداز فرصت همگرایی در ژئواکونومی اروپای قاره ای و تحکیم پیوندهای حیاتی میان اقتصاد روسیه و آلمان، آنچنان جذاب و دلفریب بود که جایی برای نگاه همسایگی در جهان ذهنی دولتمردان روس باقی نمی گذاشت. از این طرف هم سراب برجام برای همتایان ایرانی دلربایی می کرد و دو کشور روز به روز و ساعت به ساعت فرصت های منطقه ای خود را به امید ادغام در نظم اقتصادی آنگلوساکسونی می سوزاندند. البته با این تفاوت که اقتصاد روسیه با صدها میلیارد دلار ذخایر و مازاد تجاری، سر به آسمان می سایید و اقتصاد ایران در چنبره فشار حداکثری و تحریم فلج کننده آنگلوساکسون ها خاک نشین شده بود و تورم های فوق تصور را تجربه می کرد.

۲۳ فوریه ۲۰۲۲ از دیدگاه امنیت انسانی روز تلخی بود. روزی که ماشین جنگی روسیه وارد زمین هایی شد که در طول سال های طولانی پس از جنگ سرد با پیشروی ارتش هیبریدی آنگلوساکسون ها به سمت شرق مین گذاری شده بود. بحران اوکراین یک فاجعه انسانی بود؛ فاجعه ای ناشی از انفجار مین های آنگلوساکسونی زیرپای ماشین جنگی روسیه. از این نظر برای ما ایرانیان روزی تلخ و غمبار است. اما این پرونده سویه دیگری هم دارد. طلاق عاطفی روسیه و آلمان. خروج یا بهتر بگوییم اخراج روسیه از اردوگاه نظم اقتصادی آنگلوساکسونی. 

اما ایران...

در گفتارهای پیشین به تفصیل شرح داده ایم که چگونه مزیت ژئواکونومیک ایران به عنوان سرزمینی که هزاران سال چهارراه تجاری میان شرق و غرب عالم بوده است، در گیرودار کشمکش های آنگلوساکسون ها و روس ها از دست رفته و روابط تجاری میان ایرانیان و همسایگانش تضعیف و تخریب شده و نهایتا با قرارداد سایکس پیکو، مهر واگرایی بر پیشانی اقتصادهای منطقه کوبیده شده است. آنگلوساکسون ها برای مراقبت از منافع خود در کمپانی هند شرقی همواره در تضعیف ایران و نابود کردن مزیت های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک کشورمان سنگ تمام گذاشته اند. جدایی هرات، بحرین و مباشرت در جدایی شهرهای قفقاز از ایران، نمونه هایی از هزینه هایی است که آنگلوساکسون ها به ایران زمین تحمیل کرده اند. براساس ذهنیت آنگلوساکسونی، ایران سرزمینی است که مواد خام و نیمه خام می فروشد و کالاهای ساخته و نیم ساخته وارد می کند. همان طرح آنگلوساکسونی بازیابی دلار petrodollar recycling. طرحی که از دهه ۱۹۷۰ میلادی آغاز شد و در شاکله اقتصاد ایران وابستگی به مسیر خام فروشی ایجاد کرد و بیماری هلندی را تا مغز استخوان اقتصاد ایران رسوخ داد. اقتصاد ایران قریب به شش دهه است که به عنوان حاشیه نشین نظم اقتصادی آنگلوساکسونی، در چرخه معیوب صادرات مواد خام و واردات کالاهای ساخته و نیم ساخته به دام افتاده است. بخش اعظم صنایع کشور یا در کار استحصال و فرآوری مواد خام هستند (ازقبیل متانول، شمش فولاد، مس کاتد و نظایر آن) یا در کار تولید محصولاتی هستند که عمدتا منطق زنجیره ارزش بر آنها حاکم نیست (مانند یخچال، ماشین لباسشویی، خودرو، واگن برقی، کشتی سازی).

همین ساختار و آرایش صنعتی باعث شد که اقتصاد ایران در برابر تحریم های ناجوانمردانه آنگلوساکسون ها آسیب پذیر باشد و امکان خروج از چنبره هژمونی دلار پیدا نکند. سرمشق اقتصاد ایران همان است که شصت سال پیش آنگلوساکسون ها نوشته اند. حتی اگر چینی ها طرف معامله باشند، بازی همان بازی آنگلوساکسونی است. فقط هزینه مبادله افزایش پیدا می کند. چون پلتفرم معاملاتی خام فروشی ذاتا و ماهیتا پلتفرم دلاری است. ایران به هر کشور صنعتی که مواد خام بفروشد، یا باید کالای صنعتی بگیرد یا دلار. راه دیگری وجود ندارد. از این جهت چین هم برای ایران تفاوت چندانی با غرب ندارد. اقتصاد ایران به یک پلتفرم معاملاتی مستقل از دلار نیاز دارد و طرح ایلاف می تواند مسیر دستیابی به این پلتفرم را هموار کند. اما چگونه؟

طرح ایلاف و پلتفرم معاملاتی مستقل از دلار 

وقتی از پلتفرم معاملاتی مستقل از دلار سخن می گوییم یعنی به دنبال طرف های تجاری هستیم که هم آنها نیاز و تقاضای موثر برای محصولات ایرانی داشته باشند و هم شرکت های ایرانی متقاضی محصولات آنها باشند. چنین شرکای تجاری در نظم آنگلوساکسونی در دسترس شرکت های ایرانی نبودند. حتی در دوران رژیم پهلوی که هیچ گونه تحریمی بر سر راه شرکت های ایرانی نبود. ولی ما در دوران تحریم هم مدل مشابهی را با چینی ها دنبال کرده و می کنیم. چراکه چینی ها هم مانند غربی ها واردکننده مواد خام و نیمه خام و صادرکننده کالاهای صنعتی هستند. بنابراین در کارکردن با شرکت های چینی هم نمی توانیم از چرخه معیوب خام فروشی خارج شویم. البته این به معنی کارنکردن با چینی ها نیست؛ همچنان که کارکردن با آنگلوساکسون ها را هم نفی نمی کنیم، بلکه به دنبال ایجاد تعادل و کاهش وابستگی تدریجی به پلتفرم دلاری هستیم. برای این منظور باید طرف های تجاری جدیدی را بیابیم که ماهیتا مکمل اقتصاد صنعتی ایران بوده و از تعرض و دست اندازی آنگلوساکسون ها در امان نسبی باشند. اینجاست که اهمیت پنجره فرصت ایلاف معلوم می شود؛ پنجره ای که پس از بروز بحران اوکراین به روی اقتصاد ایران گشوده شده است؛ پنجره ای که ناشی از شکاف میان روسیه و شرکای تجاری اروپایی است؛ ناشی از دیوار حائلی که آنگلوساکسون ها میان روسیه و آلمان کشیدند و اروپای قاره ای را بار دیگر به دو پاره جدا از هم تقسیم کردند. نوعی بازگشت به دوران جنگ سرد. البته با این تفاوت اساسی که دیگر موجودیتی به نام بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در کار نیست. فدراسیون روسیه هست و مهم تر از آن قدرت نوظهوری به نام چین در خاور دور که رویای راه ابریشم نوین با برند کمربند و جاده Belt and Road را در سر می پروراند. اینجاست که رویداد ۲۳ فوریه ۲۰۲۲ به عنوان نقطه عطف طلاق عاطفی روسیه و آنگلوساکسون ها با همه تلخی هایی که به لحاظ انسانی در بردارد، چشم انداز فرصتی برای بازیابی مزیت های از دست رفته ژئواکونومیک ایران را هم نشان می دهد. چشم اندازی که با عضویت جمهوری اسلامی ایران در پیمان شانگهای و توافق با اتحادیه اوراسیا دست یافتنی تر می نماید.

اما چرا تجارت دوسویه ایران با اوراسیا و آسیای مرکزی شاه کلید خروج همزمان ایران و روسیه از سیطره نظم آنگلوساکسونی است؟

مهم ترین ویژگی بازارهای اوراسیا و آسیای مرکزی برای اقتصاد صنعتی ایران، مکمل بودن است. غالب این کشورها به کالاهای صنعتی شرکت های ایرانی نیاز دارند. برخلاف اروپا و چین که حتی در شرایط عدم تحریم هم نیازی به کالای صنعتی ایرانی ندارند، کشورهای اوراسیا و آسیای مرکزی به ویژه خود روسیه پس از بحران اوکراین بازار بسیار خوبی برای تولیدکنندگان ایرانی و صادرکنندگان خدمات فنی و مهندسی هستند. از سوی دیگر کشورهای اوراسیا و آسیای مرکزی، تولیدکننده محصولات کشاورزی مورد نیاز ایران و همسایگان غربی و جنوبی ایران هستند. بنابراین با کشورهای یادشده می توانیم به تراز تجاری درون منطقه ای دست پیدا کنیم.

سومین مزیت همکاری شرکت های ایرانی با شرکت های اوراسیایی و آسیای مرکزی در موضوع لجستیک و حمل ونقل است. هم کوتاهی مسیر و هم در امان بودن از تعرض مستقیم و راهزنی دزدان دریایی آنگلوساکسون از مزیت های برجسته این همکاری است. چهارمین مزیت این همکاری، ایجاد قدرت چانه زنی و کسب موقعیت برتر در مذاکره با چینی ها در ابتکار کمربند و جاده است. هر چقدر که لجستیک اوراسیایی ایران هموارتر و روان تر شود، اشتیاق طرف چینی به همکاری با ایران در ابتکار کمربند و جاده بیشتر خواهد شد. پنجمین مزیت این همکاری، تبدیل شدن ایران به هاب تجارت غلات منطقه است. تفاوت اقلیمی میان کشورهای شمالی و جنوبی، امتیاز مهمی برای سرزمین ایران به شمار می رود. در حالی که همسایه های جنوبی و حتی غربی ایران رو به خشکی و تنش آبی هستند، در شمال دریای کاسپین منابع آبی سرشاری وجود دارد که می تواند پشتوانه امنیت غذایی منطقه باشد و نزدیک ترین و هموارترین راه وصل این دو اقلیم متفاوت سرزمین ایران است.

مزیت بسیار مهم دیگر در توسعه همکاری با کشورهای اوراسیا و آسیای مرکزی، استفاده از مزیت سرزمینی ایران برای سواپ نفتی و گازی است. البته این مزیت با دو خطر اساسی روبروست که باید برای آن چاره اندیشی شود. اولین خطر به رژیم حقوقی دریای کاسپین برمی گردد که می تواند تبدیل به ابزاری برای دست اندازی آنگلوساکسون ها به منابع گازی کشورهای اوراسیا و آسیای مرکزی شود و خطر دوم هم تلاش دولت باکو برای ایجاد دالان جعلی زنگه زور و حذف ایران از کریدور شمال جنوب است که مقام معظم رهبری به آقای اردوغان درباره آن تذکر داده اند. در مورد خطر اول با توجه به اینکه رژیم حقوقی دریای کاسپین هنوز در مجلس شورای اسلامی مطرح نشده فرصت بازنگری وجود دارد. ضمن اینکه به دلیل شکاف ایجاد شده میان روسیه و غرب، قاعدتا باید روس ها هم در این بازنگری با جمهوری اسلامی ایران همراهی بیشتری داشته باشند. در مورد خطر دالان جعلی زنگه زور هم دو سناریوی تورانی و آنگلوساکسونی وجود دارد. در سناریوی تورانی، ذینفعان اصلی یعنی رژیم صهیونیستی و دولت های ترکیه و باکو به دنبال حذف ایران و کمرنگ کردن و حذف تدریجی ارمنستان هستند ولی در سناریوی آنگلوساکسونی، آمریکایی ها با همراه کردن جناح غرب گرای داخل ارمنستان به دنبال حذف ایران و ایجاد همگرایی میان آذربایجان و ارمنستان هستند. نکته حائز اهمیت این که هر دو سناریو در حذف ایران از دالان های قفقاز اتفاق نظر و اشتراک منافع دارند. بنابراین به نظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران باید با ترکیب هوشمندانه ای از ابزارهای قدرت های نرم و سخت، ابتکار عمل را در منطقه قفقاز به دست بگیرد.

و اما قفقاز...

۲۱ اوت ۲۰۱۸ را می توان روز فتح الفتوح آنگلوساکسون ها در تسخیر بدون خونریزی قفقاز و آسیای مرکزی با رویکرد ژئواکونومیک دانست. نقطه عطف جنگ هیبریدی قفقاز. روز امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین. طبلی که در تاریکی نواخته شد و صدایش در روزهای پس از ۲۳ فوریه ۲۰۲۲ در حال شنیده شدن است.

درباره دستورکار جنگ هیبریدی قفقاز سخن بسیار است. خطر بسیار مهمی که طرح ایلاف را تهدید می کند، همگرایی دو لبه قیچی قفقاز است که برای بریدن ریشه ایران به هم نزدیک می شوند. لبه تورانی و لبه آنگلوساکسونی. سفر اخیر خانم نانسی پلوسی به عنوان پرچمدار نظم آنگلوساکسونی به ارمنستان زنگ خطری است که باید در پازل رژیم حقوقی دریای کاسپین معنا شود. اینکه خانم پلوسی بالاترین مقام آمریکایی است که تاکنون به ارمنستان سفر کرده است، دلالت های مهمی دارد. این سفر را هم باید در چارچوب حرکت هیبریدی ناتو به سمت شرق تفسیر کرد. ارمنستان آخرین سنگر فتح نشده ناتو در قفقاز و در عین حال مهمترین پنجره اوراسیایی است که ایران به آن دسترسی دارد. انتخاب این زمان برای سفر مقام ارشد آمریکایی به ارمنستان نشانگر همان سیاست همیشگی آنگلوساکسون هاست. صبر و انتظار برای شکار فرصت طلایی. فرصتی که بذر آن در ۲۱ اوت ۲۰۱۸ کاشته شد، در دوران ماه عسل روسیه و غرب؛ در دوران اختلال در پنجره قفقازی ایران؛ روز آغاز معاشقه عشق آباد و باکو در برابر چشمان افسون زده امضاکنندگان روسی و ایرانی ؛ تکرار موتیف خربرفت مولانا در کاروانسرای آنگلوساکسونی کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین. 

سفر به ظاهر دیرهنگام خانم نانسی پلوسی اگرچه برای دولت غرب گرای پاشینیان، نوشداروی پس از مرگ سهراب است، اما در طرح ژئواکونومیک آنگلوساکسون ها، در بهترین زمان ممکن انجام شده است. در زمانی که ارمنستان در غایت ضعف و از پاافتادگی است. آمریکایی ها در همه این سال ها نظاره گر خونریزی از پیکر رنجور ارمنستان بودند تا از پا بیفتد. از آن طرف هم روسیه را درگیر میدان مین اوکراین کردند که قفقاز را رها کند. حالا بهترین زمان است که با کمترین هزینه، با یک تیر نرم، چند هدف سخت را شکار کنند: پنجره قفقازی ایران را ببندند، دستان بلند روسیه در قفقاز را کوتاه کنند و جریان گاز اوراسیا به غرب را تحت کنترل خود بیاورند. حالا معلوم می شود که رژیم حقوقی دریای کاسپین اسب تروای آنگلوساکسون ها بوده که با نفوذ عوامل غرب گرا وارد قفقاز و آسیای مرکزی شده است؛ پوست خربزه ای زیرپای روسیه و ایران.  احتمالا امضاکنندگان روسی و ایرانی تصور می کردند که رژیم حقوقی دریای کاسپین یک طرح ژئوپلیتیکی برای جلوگیری از ورود ناتو به دریای کاسپین است. اما مجموعه رویدادهای این چند سال نشان داد که دیپلمات های این منطقه هنوز قابلیت خواندن کلمات میان سطور را پیدا نکرده اند. آنها با عینک پیشگیری از ورود ناتوی سخت به دریای کاسپین نگاه می کردند و به همین دلیل نتوانستند ارتش هیبریدی ناتو را که در اسب تروای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین پنهان شده بود ببینند. آنها متوجه نشدند که آنگلوساکسون ها درصدد فتح قفقاز با رویکرد ژئواکونومیک هستند. این جنگ، جنگ کریدورها است. اسم رمز این جنگ هیبریدی، خط لوله گاز ترانس کاسپین بود که همزمان، ایران و روسیه را از بزرگترین کریدور گازی منطقه بیرون می انداخت و البته متعاقب آن کاهش وزن ژئوپلیتیک هر دو کشور به عنوان پیامد قهری. جنگ هیبریدی قفقاز از آنچه که امضاکنندگان روسی و ایرانی کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین تصور می کردند بسیار بسیار نزدیک تر و مهلک تر است. شاید طرف روسی به خط نورداستریم2 دل خوش کرده بود و با توجه به حضور مقتدرانه خود در قفقاز چنین می انگاشت که بازنده خط ترانس کاسپین فقط ایران است. اما برباد رفتن رویای قاره ای ِ روسیه در خط نورداستریم2 و سفر خانم نانسی پلوسی به ارمنستان در بحبوحه جنگ اوکراین، به روسیه نشان می دهد که تا اینجای کار، آنگلوساکسون ها برنده میدان بوده اند.

اینک که گردوغبار میدان تا حدودی فرونشسته و خدعه خربرفت آنگلوساکسون ها برملا شده است، جمهوری اسلامی ایران به صورت بندی تازه ای از مساله قفقاز و آسیای مرکزی نیاز دارد. طرح ایلاف، افق های این صورت بندی را به ما نشان می دهد. 

چرا بوکمال جزو جدایی ناپذیر طرح ایلاف است؟

در اتاق های فکر آنگلوساکسونی صراحتا گفته می شود که نگرانی اصلی ما از ایران، ناامن کردن تنگه باب المندب و دریای سرخ نیست. چون واضح است که این کار برای ایران خودزنی محسوب می شود. آنچه که ما (یعنی آنگلوساکسون ها) را نگران می کند، امن کردن مسیر زمینی از عراق به سوریه است!

جملات بالا جزو مفروضات پایه ای آنگلوساکسون هاست که تسجیل آن را با قرارداد سایکس پیکو در ۱۹۱۶ انجام دادند و در ویراست دوم سایکس پیکو با اسم رمز خلافت اسلامی و با حمایت عوامل نیابتی خود در سال ۲۰۱۳ درصدد به روزرسانی آن بودند. این موضوع توسط کامران متین استادیار دانشگاه ساسکس در سایت بی بی سی در همان زمان به خوبی شرح داده شده است. پرده برداری این استاد دانشگاه انگلیسی ساسکس که پای ثابت برنامه های ضد ایرانی شبکه های فارسی زبان بی بی سی و اینترنشنال است از لایه های پنهان جنگ سوریه درس آموخته های ارزشمندی برای تحلیل گران مسائل منطقه دارد. درباره اهمیت دستاورد ژئوپلیتیک سردار جاودانه مردم ایران شهید قاسم سلیمانی و سربازان رشیدش در آزادی بوکمال و پنجره فرصت ژئواکونومی ایلاف به سمت مدیترانه، در گفتارهای پیشین بسیار سخن گفته ایم و پس از این هم خواهیم گفت. جای شرمساری دارد که زمان های طلایی برای فعال سازی مسیر تجاری بوکمال از طریق تجارت مویرگی از دست رفت و آنگلوساکسون ها توانستند بخش زیادی از دستاوردهای آنان را در خیابان های بغداد و بصره بازپس بگیرند و اجازه ندهند که این پیروزی درخشان در جلوگیری از فروپاشی ژئوپلیتیک منطقه و حفظ نظم امنیتی شکننده غرب آسیا با احیای مزیت های تاریخی ژئواکونومی راه ابریشم تکمیل شود و البته بیم آن می رود که زمان طلایی فرصت اوراسیایی احیای راه ابریشم که با برند طرح ایلاف متمایز و بازسازی Rebranding شده است سپری شود و ما در افسون شعبده آنگلوساکسونی معلق باشیم؛ روزشماری که از ۲۳ فوریه ۲۰۲۲ آغاز شده و لحظه های تکرارنشدنی اش به سرعت برق و باد در حال عبورند. شرح این گزاره که وصل کردن اوراسیا و قفقاز و آسیای مرکزی به مدیترانه و شاخ آفریقا، چه فرصت های ژئواکونومیک شگرفی برای ساکنان این سرزمین های کهنسال در بردارد نیازمند فرصت بیشتر است.

 

* دانشیار گروه مدیریت دانشگاه صنعتی مالک اشتر

منبع: نوبنیاد

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید

اخبار مرتبط

خواندنی ها

ارسال نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تین نیوز در وب منتشر خواهد شد.

  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.

  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.

  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.

  • ناشناس 0 0

    نقش آفرینی دست های پنهان تبدیل شده به فکر های پنهان مخدوش و درگیر شدن با تفکیک خلاصی می یابد و با مهندسی معکوس راهکار.

نظرسنجی
آیا جلسات اخیر مدیرعامل راه آهن با مدیران شرکت‌های مالک لوکوموتیو و واگن و تأکید ایشان بر حمایت از بخش خصوصی، تا کنون در بهبود وضعیت این شرکت ها مؤثر بوده است؟