◄ حمله به شریان های حمل ونقل جنوب/ هرمزگان در آزمون تاب آوری زیرساختی
آسیب به چند محور، پل و تونل در هرمزگان، بار دیگر جایگاه راهبردی زیرساخت های حمل ونقل جنوب کشور را در زنجیره تامین، ترانزیت و اتصال بنادر به پسکرانه ملی برجسته کرد؛ رخدادی که نشان می دهد اختلال در چند نقطه کلیدی، می تواند جریان جابه جایی کالا و تردد در یکی از مهم ترین کریدورهای کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
حملات شب گذشته به برخی زیرساخت های استان هرمزگان، اگرچه در ظاهر چند نقطه محدود از شبکه ارتباطی جنوب کشور را هدف قرار داده، اما از منظر حمل ونقلی، ابعاد این رخداد فراتر از تخریب چند سازه عمرانی است. آنچه در این میان اهمیت دارد، تاثیرپذیری شریان هایی است که نقش اتصال بنادر جنوبی، به ویژه بندرعباس و بندر شهید رجایی، به شبکه جاده ای و ریلی کشور را بر عهده دارند.
به گزارش سرویس زیربنایی تین نیوز، بر اساس گزارش های منتشرشده، در این حملات چند نقطه از محورهای ارتباطی هرمزگان دچار خسارت شده اند؛ از جمله تونل شهید میرزایی در مسیر رفت و برگشت، پل رودخانه شور در محور بندرعباس-سیرجان و دو پل در محور سه راه میناب به سمت رودان. همچنین در برخی گزارش ها به آسیب دیدگی چند پل دیگر در محدوده شهرستان خمیر و نیز هدف قرار گرفتن برخی تاسیسات مرتبط با شبکه ریلی و دریایی اشاره شده است. با وجود تفاوت در جزئیات گزارش ها، نقطه مشترک همه آنها، هدف قرار گرفتن گره های حساس شبکه حمل ونقل جنوب است.
اهمیت این محورها از آنجا ناشی می شود که هرمزگان صرفا یک استان عبوری نیست، بلکه محل استقرار مهم ترین دروازه های تجاری و دریایی کشور است. هرگونه اختلال در مسیرهای خروجی بندرعباس به سمت فارس، کرمان و دیگر استان های مرکزی، می تواند بر جریان حمل کالا، توزیع نهاده ها، ترانزیت داخلی و حتی زمان بندی زنجیره تامین تاثیر مستقیم بگذارد. در واقع، این محورهای جاده ای و پل های بین راهی، حلقه اتصال بنادر به مراکز مصرف و تولید کشور هستند و آسیب به آنها، بیش از هر چیز، کارکرد لجستیکی شبکه را مختل می کند.
از منظر فنی و عملیاتی، اهمیت تونل ها و پل های هدف قرارگرفته در آن است که این سازه ها معمولا نقاطی غیرقابل جایگزین یا کم جایگزین در مسیر به شمار می روند. اگر یک مقطع عادی از جاده دچار آسیب شود، امکان ایجاد انحراف مسیر یا ترمیم سریع تر فراهم است، اما در مورد تونل ها، پل های اصلی و تقاطع های کلیدی، بازگرداندن ظرفیت عبور به شرایط عادی زمان برتر و پرهزینه تر خواهد بود. به همین دلیل، حتی بازگشایی یک لاین عبور نیز لزوما به معنای بازگشت کامل عملکرد شبکه نیست.
در ساعات پس از این رخداد، نیروهای راهداری، امدادی و دستگاه های اجرایی در محل حاضر شدند و عملیات ایمن سازی، ارزیابی خسارت، بازگشایی مسیرها و تعریف راه های جایگزین را آغاز کردند. این واکنش سریع، اگرچه برای جلوگیری از انسداد کامل شبکه ضروری است، اما واقعیت آن است که مسیرهای جایگزین در چنین شرایطی معمولا با محدودیت ظرفیت، افزایش زمان سفر، کاهش سرعت جابه جایی و بالا رفتن هزینه حمل همراه هستند؛ موضوعی که برای ناوگان باری و حمل ونقل جاده ای اهمیت دوچندان دارد.
یکی از مهم ترین پیامدهای چنین رخدادهایی، اختلال در اتصال پسکرانه ای بنادر است. بنادر زمانی کارکرد موثر دارند که دسترسی جاده ای و ریلی آنها پایدار، ایمن و پیوسته باشد. اگر دروازه های زمینی خروج کالا از بندر دچار اختلال شوند، حتی در صورت سالم بودن تاسیسات بندری، بخشی از کارآمدی لجستیکی آن بندر کاهش پیدا می کند. در این میان، بندر شهید رجایی به عنوان بزرگ ترین بندر تجاری کشور، بیش از هر نقطه دیگری به پایداری شبکه حمل ونقل پیرامونی وابسته است.
از سوی دیگر، گزارش وزارت خارجه هند مبنی بر آسیب ندیدن پایانه شهید بهشتی چابهار، از یک منظر حمل ونقلی حائز اهمیت است. این موضوع نشان می دهد که دست کم در بخش چابهار، ظرفیت بندری به طور مستقیم دچار خسارت نشده و این بندر فعلا می تواند به فعالیت خود ادامه دهد. با این حال، تجربه چنین حوادثی نشان می دهد که در ارزیابی تاب آوری زیرساختی، تنها بنادر و پایانه ها مهم نیستند، بلکه کریدورهای دسترسی، شبکه برق، سامانه های پشتیبان، محورهای مواصلاتی و نقاط تبادل بار نیز باید هم زمان در کانون توجه قرار گیرند.
آنچه این رخداد را برای بخش حمل ونقل مهم تر می کند، آشکار شدن سطح آسیب پذیری گلوگاه های زیرساختی است. در شبکه لجستیکی کشور، برخی پل ها، تونل ها و تقاطع ها نقشی فراتر از یک سازه محلی دارند؛ آنها در عمل، نقاط حیاتی عبور بار و مسافر هستند و هرگونه وقفه در عملکردشان، می تواند آثار زنجیره ای بر حمل ونقل منطقه ای و ملی بر جای بگذارد. این مسئله به ویژه در استان هایی مانند هرمزگان که همزمان نقش بندری، ترانزیتی و پشتیبانی اقتصاد ملی را بر عهده دارند، جدی تر است.
کارشناسان حوزه حمل ونقل معتقدند این رخداد، بار دیگر لزوم بازتعریف مفهوم «تاب آوری زیرساختی» در ایران را یادآور می شود. تاب آوری فقط به معنای بازسازی سریع پس از حادثه نیست، بلکه شامل طراحی مسیرهای پشتیبان، افزایش ظرفیت محورهای جایگزین، توزیع متوازن بار ترافیکی، تقویت حفاظت از گلوگاه ها، پیش بینی سناریوهای بحران و ایجاد امکان بازیابی سریع شبکه در شرایط اختلال است. در واقع، شبکه حمل ونقل زمانی تاب آور تلقی می شود که حذف یا آسیب دیدن چند نقطه حساس، کل سامانه را از کار نیندازد.
در این چارچوب، هرمزگان و به طور کلی نوار جنوبی کشور، بیش از گذشته نیازمند نگاه یکپارچه به امنیت و پایداری زیرساخت های حمل ونقل است؛ نگاهی که در آن جاده، پل، تونل، ریل، بندر، برق، سامانه های کنترلی و مسیرهای جایگزین، اجزای یک منظومه واحد دیده شوند. رخداد اخیر نشان داد که آسیب به چند نقطه محدود، می تواند تردد، ترانزیت و دسترسی لجستیکی را در سطحی فراتر از محدوده جغرافیایی حادثه تحت تاثیر قرار دهد.
جمع بندی حمل ونقلی این ماجرا روشن است: مسئله اصلی فقط تخریب چند سازه نیست، بلکه حفظ پیوستگی جریان حمل ونقل در یکی از مهم ترین کریدورهای جنوبی کشور است. اکنون علاوه بر بازسازی و بازگشایی سریع مسیرها، آنچه اهمیت دارد، بازنگری در نقشه آسیب پذیری شریان های اصلی و تقویت ظرفیت واکنش شبکه در برابر اختلالات ناگهانی است؛ زیرا در اقتصاد متکی به جابه جایی، پایداری مسیر، بخشی از امنیت ملی حمل ونقل به شمار می رود.