◄ ریشه اصلی مشکلات اقتصادی ایران؛ ضعف مزمن مدیریت و حکمرانی
نسرین برزین، کارشناس اقتصادی، با بررسی مشکلات ساختاری اقتصاد ایران، ضعف نظام های مدیریتی پایدار، نبود شایسته سالاری، فقدان حافظه مدیریتی و تصمیم گیری های کوتاه مدت را از مهمترین موانع توسعه کشور عنوان کرد.
یک کارشناس اقتصادی معتقد است : اقتصاد بدون قواعد شفاف و نبود تنظیم گری کارآمد با مشکلات متعددی روبه رو می شود. اما در این میان یک پرسش اساسی مطرح است، چه کسی باید این قواعد را طراحی، اجرا و بر آن ها نظارت کند؟
به گزارش تین نیوز، نسرین برزین در جمع کارشناسان اقتصادی در شبکه های اجتماعی، گفت: پاسخ این پرسش روشن است، مدیریت. بنابراین حتی اگر بپذیریم اقتصاد ایران با نوعی نظم پنهان، رانت ساختاری یا ضعف نهادهای تنظیم گر مواجه است، باز هم باید پرسید چرا این وضعیت بیش از چهار دهه ادامه داشته است؟ پاسخ را باید در ضعف مزمن مدیریت و حکمرانی جست وجو کرد.
برزین با تاکید بر اهمیت شایسته سالاری در مسیر توسعه، عنوان کرد: توسعه را نمی توان با چند مدیر توانمند مقطعی ساخت. کشورهای موفق دارای کارخانه تولید مدیران کارآمد، موفق و بهره ور هستند. به این معنا که سیستم به طور مستمر مدیر تربیت می کند، آن ها را ارزیابی می کند و فرآیند جایگزین پروری را به صورت دائمی دنبال می کند.
وی خاطرنشان کرد: این تفاوت بسیار مهم و غیرقابل اغماض است و یکی از ضعف های اساسی در ساختار مدیریتی کشور به شمار می رود.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: یکی از عجیب ترین پدیده هایی که هر روز تجربه می کنیم، تکرار مداوم اشتباهات تاریخی است. در مدیریت پیشرفته، سازمان از اشتباهات خود یاد می گیرد، اما در بسیاری از ساختارهای مدیریتی ایران با تغییر مدیر، برنامه ها و اولویت ها نیز تغییر می کنند، اما اشتباهات باقی می مانند.
برزین افزود: گویی حافظه سازمانی هر چند سال یک بار ریست می شود. در حالی که اگر چنین پدیده ای در لجستیک جهانی رخ دهد، یک بندر یا شرکت ظرف چند سال از عرصه رقابت حذف خواهد شد.
وی با تشریح ابعاد عمیق تر مشکلات مدیریتی کشور گفت: از منظر علم مدیریت، مشکل اصلی ایران را می توان در چند لایه مشاهده کرد که نخستین آن، غلبه مدیریت روزمره بر مدیریت توسعه است.
به گفته برزین، بخش قابل توجهی از مدیران کشور درگیر اداره امروز هستند نه ساختن فردا. کشوری که دائماً در حال خاموش کردن آتش های روزمره باشد، فرصتی برای طراحی سناریوهای آینده نخواهد داشت.
وی افزود: نتیجه چنین رویکردی، تکرار مداوم بحران هایی مانند بحران ارز، بحران انرژی، بحران حمل ونقل و بحران آب است، به گونه ای که هر نسل بار دیگر همان مشکلات نسل های قبل را تجربه می کند.
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: اگر مدیریت کارآمد، داده محور، پاسخگو و بلندمدت وجود داشته باشد، قواعد شفاف شکل می گیرد، نهادهای تنظیم گر تقویت می شوند، رانت محدود خواهد شد، سرمایه گذاری افزایش می یابد و بنگاه های بزرگ و رقابت پذیر رشد می کنند.
برزین اظهار کرد: ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی ایران را می توان در یک جمله خلاصه کرد، بحران اصلی کمبود منابع یا حتی کمبود قوانین نبوده و نیست، بلکه ناتوانی در ساختن و حفظ نظام های مدیریتی پایدار است.
وی ادامه داد: شاید مهمترین ضعف مدیریتی چهار دهه اخیر، تداوم چرخه تصمیمات کوتاه مدت باشد. بسیاری از کشورها برنامه های ۲۰ تا ۵۰ ساله دارند، اما در ایران اغلب برنامه ها کوتاه مدت هستند، مدیران کوتاه مدت فکر می کنند و پروژه ها نیز کوتاه مدت ارزیابی می شوند.
به گفته برزین، در حالی که توسعه در حوزه هایی مانند لجستیک، انرژی، آموزش و صنعت ذاتا پروژه هایی چنددهه ای هستند، نگاه کوتاه مدت مانع از تحقق اهداف توسعه ای می شود.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به مشکلات موجود در حوزه لجستیک کشور گفت: مشکل لجستیک ایران نمونه ای روشن از غلبه نگاه بخشی بر نگاه سیستمی است. وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادهای مختلف اغلب اهداف خود را دنبال می کنند، نه یک هدف مشترک ملی را.
وی افزود: در مدیریت زنجیره تامین، موفقیت زمانی حاصل می شود که همه حلقه ها در کنار یکدیگر و در مسیر یک هدف واحد حرکت کنند.
برزین تاکید کرد: این زنجیره مشکلات صرفا به یک دولت یا یک دوره خاص محدود نمی شود، بلکه از ابتدای انقلاب تاکنون به اشکال مختلف تداوم یافته و آثار آن در اقتصاد، صنعت، لجستیک، انرژی، آموزش و حتی مدیریت شهری قابل مشاهده است.
وی خاطرنشان کرد: در ادبیات مدیریت، این وضعیت «گچرخه بازتولید ضعف نهادی نامیده می شود، چرخه ای که تا زمانی که شکسته نشود، حتی بهترین سیاست ها نیز نمی توانند اثر کامل خود را در توسعه کشور نشان دهند.