◄ جنگ چقدر به فرودگاه ها خسارت زد؟
در جریان حملات اخیر اسرائیل و آمریکا به خاک ایران، بخشی از زیرساخت های حمل ونقل هوایی کشور، شامل فرودگاه های مهم و ناوگان هواپیمایی، با خسارات قابل توجهی مواجه شد.
این حملات که حوزه های غیرنظامی و زیرساختی را نیز تحت تأثیر قرار داد، موجب توقف ظرفیت بخشی از ناوگان، وارد آمدن آسیب های فیزیکی به تعدادی از فرودگاه ها، و ایجاد اختلال در چرخه عملیات پروازی شد.
به گزارش تین نیوز، در طول جنگ، هفت فرودگاه کشور مورد هدف یا در معرض آسیب قرار گرفتند. از میان آن ها، سه فرودگاه مهرآباد تهران، تبریز و کاشان بیشترین آسیب را تجربه کرده اند. اهمیت این سه فرودگاه از دو منظر قابل بررسی است: نخست، نقش عملیاتی و ترافیک پروازی آن ها در شبکه هوانوردی داخلی؛ دوم، جایگاه آن ها در مدیریت ناوبری هوایی، پشتیبانی فنی و خدمات زمینی.
فرودگاه مهرآباد که یکی از شلوغ ترین فرودگاه های کشور و اصلی ترین مرکز پروازهای داخلی است، به دلیل تراکم ترافیک و حضور تعداد زیادی از ناوگان در رمپ ها، همواره جزو زیرساخت های حساس محسوب می شود. وارد آمدن آسیب به این فرودگاه، حتی در حد محدود، آثار گسترده ای بر برنامه ریزی پروازها، جابه جایی مسافران و مدیریت خطوط هوایی بر جای می گذارد. فرودگاه تبریز نیز به عنوان مرکز پروازی شمال غرب کشور و فرودگاه کاشان به عنوان نقطه پشتیبانی و عملیاتی مهم در مرکز کشور، نقش مهمی در اتصال شبکه هوایی دارند.
آسیب های واردشده به این سه فرودگاه، در برخی موارد شامل تخریب سازه ای، آسیب به بخش هایی از باندها یا تاکسی وی ها، اختلال در سامانه های ناوبری و سامانه های الکترونیکی، و توقف بخشی از خدمات زمینی گزارش شده است. این نوع خسارات، حتی اگر سریعاً برطرف شوند، باعث ایجاد تأخیرهای گسترده، لغو پروازها و افزایش هزینه های عملیاتی برای شرکت های هواپیمایی می شوند.
خروج ۶۰ فروند هواپیما از چرخه پرواز
به گفته دبیر انجمن شرکت های هواپیمایی، در جریان حملات اخیر حدود ۶۰ فروند از هواپیماهای مسافربری کشور از چرخه پرواز خارج شدند. خروج هواپیما از چرخه، بسته به میزان آسیب، می تواند شامل مواردی از قبیل توقف موقت برای بررسی فنی، نیاز به تعمیرات اساسی، یا عدم امکان بازگشت به خدمت در کوتاه مدت باشد.
این رقم با توجه به اندازه ناوگان کشور ــ که حدود ۱۶۰ تا ۱۸۰ هواپیما در شرایط عملیاتی دارد ــ به معنای از دست رفتن بخش قابل ملاحظه ای از ظرفیت هوایی کشور است. این وضعیت نه تنها توان عملیاتی خطوط هوایی را کاهش می دهد، بلکه موجب فشار بر برنامه ریزی پروازی و افزایش هزینه های نگه داری و جایگزینی می شود.
برآورد ۳۰ هزار میلیارد تومان خسارت عدم النفع
طبق اعلام رسمی، خسارت عدم النفع ناشی از خروج این ۶۰ هواپیما رقمی در حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. عدم النفع در صنعت هوایی، به معنای درآمدی است که شرکت ها در صورت تداوم فعالیت ناوگان می توانستند کسب کنند اما به دلیل توقف پروازها یا کاهش ظرفیت از دست رفته است.
این خسارت شامل مواردی مانند:
- کاهش فروش بلیت،
- لغو یا تعویق پروازها،
- کاهش عملیات بار و پست هوایی،
- تأثیر بر خدمات جانبی مانند کیترینگ، هندلینگ و خدمات فرودگاهی،
- و هزینه های اضافی ناشی از جابه جایی مسافران در مسیرهای جایگزین است.
مجموع این عوامل باعث شده که خطوط هوایی کشور، به ویژه شرکت هایی مانند ماهان، ایران ایر و زاگرس که سهم بزرگی از ناوگان را در اختیار دارند، بیشترین آسیب مالی را تحمل کنند. این شرکت ها با توجه به حجم ناوگان و تعداد پروازهای روزانه، بیشترین مواجهه را با خطرات ناشی از حملات و اختلالات عملیاتی داشته اند.
پیامدهای تخریب زیرساخت های ناوبری و فرودگاهی
حملات انجام شده تنها به تجهیزات فیزیکی فرودگاه ها محدود نبوده و زیرساخت های ناوبری، سامانه های راداری، روشنایی باند، ارتباطات هوا – زمین و سامانه های کمک ناوبری نیز در برخی نقاط تحت تأثیر قرار گرفته اند. هرگونه آسیب یا اختلال در این سامانه ها، می تواند ایمنی پروازها را کاهش دهد و منجر به تعطیلی یا محدودیت عملیاتی فرودگاه ها شود.
بازسازی و تعمیر تجهیزات ناوبری، به دلیل تخصصی بودن و محدودیت در واردات قطعات، می تواند زمان بر و پرهزینه باشد. بسیاری از این تجهیزات تحت محدودیت های تأمین بین المللی قرار دارند و نصب، کالیبراسیون و بازآزمایی آن ها نیازمند تیم های فنی متخصص است.
در صورت آسیب دیدن تجهیزات ناوبری اصلی مانند ILS، VOR، رادارهای تقرب و برج مراقبت پرواز، فرودگاه ها ممکن است مجبور به اجرای رویه های پروازی موقت یا کاهش ظرفیت پذیرش پرواز شوند. این محدودیت ها، به خصوص در فرودگاه هایی با ترافیک زیاد مثل مهرآباد، می تواند منجر به ازدحام، تأخیرهای زنجیره ای و افزایش مصرف سوخت شود.
تأثیرات بلندمدت بر صنعت گردشگری و برنامه توسعه ناوگان
با توجه به برنامه کشور برای جذب ۱۵ میلیون گردشگر، وجود ناوگانی با ظرفیت حدود ۵۰۰ هواپیما ضروری عنوان شده است. در چنین شرایطی، کاهش ناگهانـی ظرفیت ناوگان به دلیل حملات اخیر، فاصله موجود میان وضع فعلی و نیازهای آینده را افزایش داده است.
در حال حاضر، حتی پیش از وقوع این خسارات، کمبود هواپیما، محدودیت در نوسازی ناوگان و مشکلات تأمین قطعات، چالش های اصلی صنعت هوایی ایران محسوب می شد. رخداد اخیر، این مشکل را تشدید کرده و بازگشت به سطح ظرفیت پیشین نیز ممکن است ماه ها زمان ببرد.
اگرچه بخشی از هواپیماهای خارج شده از چرخه ممکن است دوباره به خدمت بازگردند، اما تخریب برخی هواپیماها یا آسیب های جدی واردشده می تواند موجب خروج دائمی بخشی از ناوگان شود. با توجه به محدودیت ها در خرید هواپیماهای جدید، این امر فشار بیشتری بر خطوط هوایی و برنامه های توسعه گردشگری کشور وارد می کند.