| کد خبر ۳۱۷۳۱۷
کپی شد

◄ دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

وضعیتی که در آن به سر می بریم، در عین حال که دستاوردهای پیدا و پنهانی برای کشور داشته است، اما کم وبیش، خسارت ها و مصیبت های پیدا و پنهانی هم به دنبال خود آورده است.

دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
تین نیوز |

اصطلاح نخ نما و به تعبیری تهوع آور «شرایط حساس کنونی»، چندین دهه است که دامن «ایران جان» را گرفته است و هر بار که صاحبان قلم و اندیشه خواستند شکوه‎ای کنند، یا راه برون رفتی را در میان بگذارند، یا به نوازش زبان دلسوزان و یا نوازش صاحبان دار و درفش و گزمه، زبانشان در دهانشان خشکید و مدام به خود نهیب زدند که؛

شرح این هجران و این خون جگر           این زمان بگذار تا وقت دگر

آن وضعیت نه تنها تمام نشده است، بلکه به دلایل متعدد ادامه دارد و همچنان مصلحت اندیشی ها و زخم های نو و کهنه ای که بر پیکر «ایران جان» فرود آمده است، از بیم چند صدایی و ایجاد شبهه و نوازش های اطرافیان، سکوت ... سکوت ... و همچنان سکوت توأم با خشم وکینه از مهاجمان بی شخصیت و بی هویت امریکایی و اسرائیلی و فرو خوردن بغض بی تدبیری های حداقل دو دهه اخیر، تنها نسخه قابل مشاهده همه گروه ها و جریان های سیاسی شده است.

اما نیک می دانید و می دانیم که خروج ایران از بن بستی که سالیان متمادی به آن دچار شده است، هیچ گونه نسخه و سازوکار خارجی ندارد. حداقل طی جنگ های اخیر، برخی افراد که دچار بدبینی و ناامیدی افراطی و یا اعوجاج در واقع بینی شدند، تصور می کردند دادن بوریا و بیدق خویش به قالی و فرزین بیگانه ممکن و تنها راهکار برون رفت از این وضعیت است.

بوریای خود به قالینش مده        بیدق خود را به فرزینش مده

متأسفانه قریب یک سال است که کشور ما (خصوصاً) و دنیا (عموماً)، درگیر دو جنگ خانمان سوز و در عین حال عبرت آموز با قدرت مندترین اقتصادها و تجهیزات نظامی برتر جهان شده است. این بحران، از 23 خرداد 1404، با جنگ 12 روزه و عملیات نابخردانه اسرائیل علیه ایران آغاز شد و با یک وقفه و البته بلاتکلیفی طرف های درگیر، در 9 اسفند 1404، با عملیات گسترده نظامی امریکا و اسرائیل، بر علیه ایران تداوم یافت.

هر دوره با خیال های خام و محاسبات غلط، آمدند تا طومار حکومت را کم تر ازیک هفته در هم بپیچند و دست نشانده ای از خودشان را بر ایران حاکم کنند. فارغ از این که اغلب ایرانیان، با هر دین، گرایش و تفکر سیاسی، برای حل دعوای داخلی خویش، دست نیاز به سمت بیگانه دراز نمی کنند و قائل به رفع و رجوع معضلات خویش با تکیه بر قابلیت ها و توان افراد و گروه های داخلی هستند. ولو این که خار مغیلان سرزنش ها می کند و درها بسته است و فعلاً گوش شنوایی برای احقاق حقوق خود نیافته است.

هجمه های قریب یک سال، هیچ دستاوردی برای مهاجمان و در عین حال سخت تر شدن زندگی روزمره مردم نداشته است. جا دارد کمی واقع بینانه تر به این دوران تلخ تر از زهر بنگریم و بدانیم؛ کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

آیا از این هجمه و فتنه قدرت های بزرگ می شد پیش گیری کرد؟ معتقدم موضوع قابل تأملی است که امید دارم روزی با حضور صاحبان تفکر و اندیشه های خیرخواهانه دوست دار ملک و مملکت، از طریق رسانه های وطنی، به اطلاع عموم مردم برسد.

وضعیتی که در آن به سر می بریم، در عین حال که دستاوردهای پیدا و پنهانی برای کشور داشته است، اما کم وبیش، خسارت ها و مصیبت های پیدا و پنهانی هم به دنبال خود آورده است. طبق جدول سلسله نیازهای انسانی که در هرم معروف مازلو از آن یاد شده است، اگر امور فرهنگی و نیازهای رسانه ای را در مرحله «خودشکوفایی» تعریف کنیم، می بینیم عملاً جزو آخرین نیازهای اولیه یک انسان و زندگی معمول دسته بندی می شود.

به زبان ساده تر، در شرایط بحران اقتصادی، نخستین کالایی که از سبد خانوار حذف می شود، تئاتر، سینما و کنسرت است. اگر کمی فشار اقتصادی بیشتر شود (که شد!)، خرید کتاب، روزنامه و مجله قطع می شود. متعاقب آن، نیاز به اطلاع رسانی و تبلیغات از طریق شبکه های اجتماعی، به حاشیه رفته و غیرضرور می نماید. این در حالی است که فرضاً هیچ محدودیتی در دسترسی به شبکه های اجتماعی و سایت های اطلاع رسانی از سوی حکومت بر عموم تحمیل نشده باشد. ناگفته پیداست که بنا به دلیل «شرایط خاص کنونی»، دسترسی به اینترنت معمول (و نه پرسرعت)، طی این دوران قریب یک ساله، عملاً ناممکن شده است.

برای این محدودیت ممکن است دلایل متعدد امنیتی وجود داشته باشد که درک و ضرورت آن حداقل از عهده نگارنده بر نمی آید. اما کیست که نداند خسارت های هنگفت و سرسام آوری در این هنگامه بر کسب وکارهای اینترنتی وارد آمده که فعالیت های فرهنگی و رسانه ای در رأس این هرم شکننده قرار دارند. بسیار بعید می دانم با هیچ معیار و سنجه ای این حجم از تخریب ساختارهای مطبوعاتی و رسانه ای قابل محاسبه و جبران باشد.

به عنوان یک شهروند و کسی که الفبای رسانه را می شناسد، معتقدم کفه کلیات برآیند این یک ساله به نفع ایران بوده و دستاورد زیادی نصیب دشمن نشده است. اما ساده لوحانه است که نپذیریم این موفقیت به قیمت بسیار گزافی عاید این ملک و مملکت شده و هزینه های طاقت فرسایی برای این پیروزی پرداخت شده است. تصورم این است که بیگانگان هربار به این مملکت چشم طمع داشته باشند، ملت ایران تمام قد در مقابل زیاده خواهی آن ها خواهد ایستاد. اما بپذیریم که اگر یک بار دیگر با این هزینه پیروز شویم، خدا می داند که چه اتفاقی برای «ایران جان» خواهد افتاد!

اکنون خار در چشم و استخوان در گلو، چاره ای جز انزجار از مهاجمان وحشی خارجی و همراهی و همدلی داخلی نداریم. ولی همچنان امید داریم روزی فرا رسد که اجماع عقل، منطق، تدبیر، مصلحت، اقتدار، دیدگاه جهان شمول و آسایش و آرامش روحی و روانی و اقتصادی تمامی اندیشه هایی که دل در گرو آبادی و آبادانی این مرزوبوم دارند را شاهد باشیم.

تا باد چنین بادا ...

*کارشناس رسانه

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.