| کد خبر ۳۲۰۳۸۱
کپی شد
یادداشت سردبیر:

◄ تشکل‌ های بخش خصوصی در چنبره جاماندن از راه باریکِ توسعه حمل و نقل

سال هاست بسیاری از تشکل ها به جای آنکه موتور تولید فکر، مطالبه گری و دفاع از منافع صنفی خود باشند، به باشگاه های بسته ای تبدیل شده اند که بیشتر انرژی خود را صرف رقابت های شخصی و حفظ کرسی های مدیریتی برای افراد انگشت شمار همیشگی می کنند.

تشکل‌ های بخش خصوصی در چنبره جاماندن از راه باریکِ توسعه حمل و نقل
تین نیوز |

فعالان بخش خصوصی سال هاست از قدرت گسترده وزارت راه و شهرسازی و سازمان های تابعه آن از راه آهن و سازمان بنادر گرفته تا سازمان راهداری، سازمان هواپیمایی کشوری و دیگر نهادهای تنظیم گر گلایه می کنند. آنها از مقررات متغیر، تصمیم های یک جانبه، تصدی گری دولت و دشواری سرمایه گذاری سخن می گویند. این انتقادها قطعا بی راه نیست، اما یک پرسش اساسی کمتر مطرح می شود و آن این که اگر دولت بیش از اندازه قدرتمند شده است، بخش خصوصی دقیقاً کجای این معادله ایستاده و برای تغییر آن چه اقدامی کرده است؟

واقعیت تلخ آن است که بخش مهمی از این عدم توازن، محصول ضعف خود تشکل های حمل ونقل است. سال هاست بسیاری از انجمن ها و اتحادیه ها به جای آنکه موتور تولید فکر، مطالبه گری و دفاع از منافع صنفی خود باشند، به باشگاه های بسته ای تبدیل شده اند که بیشتر انرژی خود را صرف انتخابات داخلی، رقابت های شخصی و حفظ کرسی های مدیریتی برای افراد انگشت شمار همیشگی می کنند.

روئسای تشکل های حمل و نقلی بزرگ و با سابقه کشور از یک سو توجه بی حد و حصر رسانه ها به مدیران دولتی را مورد انتقاد قرار می دهند اما به راحتی به این نقطه ضعف خود چشم می بندند که حتی از برگزاری منظم چند نشست خبری در طول سال برای ارائه گزارش عملکرد، بی میل یا ناتوانند!

سوال اینجاست که تشکل حمل و نقلی که نام و عنوان آن را چند کشنده و کشتی باید بار کنند! اما اعضایش از نحوه تصمیم گیری و خرج کرد منابع مالی آن اطلاع روشنی ندارند، تشکلی که گزارش عملکرد منظم منتشر نمی کند، تشکلی که در رسانه ها صدای مؤثری ندارد و در میان دانشگاهیان، پژوهشگران و افکار عمومی مرجعیت پیدا نکرده است، چگونه می تواند انتظار داشته باشد دولت او را شریک سیاست گذاری بداند؟

دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب دالان باریک آزادی توضیح می دهند که توسعه زمانی شکل می گیرد که میان قدرت دولت و قدرت جامعه تعادل برقرار باشد. به زعم آنها دولت باید مقتدراما مقید باشد و جامعه نیز باید آن قدر قوی و از طریق نهادها و تشکل ها، سازمان یافته باشد که بتواند این قدرت را مهار کند. هرگاه یکی از این دو ضعیف شود، دیگری ناگزیر میدان را در اختیار می گیرد. این دقیقاً همان اتفاقی است که در حکمرانی حمل ونقل ایران رخ داده است، به این معنی که تشکل های ضعیف راه را برای قدرت گیری بی مرز دولت باز گذاشته اند.

بی شک وزارت راه و شهرسازی و سازمان های تابعه آن باید مقتدر باشند چرا که اداره شبکه ای عظیم از راه ها، بنادر، فرودگاه ها و خطوط ریلی، با ده ها هزار پرسنل و میلیون ها مخاطب و شرح وظایف متنوع و سنگین بدون دولت توانمند ممکن نیست اما اقتدار زمانی به توسعه منجر می شود که با پاسخگویی، شفافیت و پذیرش مشارکت بخش خصوصی همراه باشد. بدیهی است که هنگامی که یک دستگاه هم زمان سیاست گذار، تنظیم گر، ناظر، مجری و گاه بازیگر اقتصادی است، رقابت به تدریج رنگ می بازد و سرمایه گذار احساس امنیت نمی کند اما آیا بخش خصوصی، طرف قدرتمند این معادله است؟ پاسخ این پرسش قطعا، منفی است.

تشکل های حمل ونقلی در سال های اخیر نتوانسته اند قدرت تولید کنند. آنها نه قدرت رسانه ای، نه قدرت کارشناسی، نه قدرت اقناع افکار عمومی و نه حتی قدرت بسیج اعضای خود را به نمایش نگذاشته اند و یا کمتر به نمایش گذاشته اند. بسیاری از آنها هنوز تصور می کنند قدرت از جلسات پشت درهای بسته با مدیران دولتی به دست می آید و این در حالیست که در حکمرانی مدرن، قدرت از شفافیت، دانش، رسانه، داده، افکار عمومی و اعتماد اعضا سرچشمه می گیرد.

چند تشکل حمل ونقل را می توان نام برد که به طور منظم گزارش تحلیلی منتشر کنند یا دست کم سایت به روزی داشته باشند که نسبت به رویدادهای حوزه واکنش به موقع نشان دهند؟ چند انجمن دارای مرکز پژوهشی فعال، بانک داده تخصصی یا رسانه ای اثرگذار است؟ چند تشکل توانسته است با تولید روایت کارشناسی، دستور کار رسانه ها و تصمیم گیران را تغییر دهد؟ واقعیت این است که اغلب تشکل ها، به جای آنکه بازیگر باشند، به تماشاگر تصمیم های دولت تبدیل شده اند و پس از هر تصمیم، شاید بیانیه ای منتشر کنند و چند روز بعد همه چیز به روال سابق بازمی گردد.

تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، انتقاد از قدرت دولت، به جایی نمی رسد. دولت زمانی مقید می شود که در برابر خود بخش خصوصی مقتدر، منسجم، شفاف و برخوردار از مشروعیت ببیند. اگر چنین نیرویی وجود نداشته باشد، طبیعی است که دامنه مداخله دولت هر روز گسترده تر شود.

امروز به همان اندازه که به اصلاح ساختارهای دولتی نیاز داشته باشیم، به بازسازی نهادهای بخش خصوصی هم نیازمندیم. تشکل های حمل ونقل باید از بنگاه های خدماتی برای مدیران خود، به نهادهای تولید قدرت اجتماعی تبدیل شوند. قدرتی که نه از رابطه، که از شفافیت، دانش، رسانه، مشارکت اعضا و اعتبار عمومی به دست آید.

درس بزرگ دالان باریک آزادی برای حکمرانی حمل ونقل ایران این است که توسعه روی یک ریل حرکت نمی کند. یک ریل این توسعه دولت مقتدر اما مقید است و ریل دیگر، بخش خصوصی مقتدر، شفاف و سازمان یافته. سرانجام سخن این که مشکل امروز حمل ونقل ایران فقط دولت بزرگ نیست که بخش خصوصی کوچک هم هست. تا زمانی که تشکل ها قدرت تولید نکنند، دولت نیز دلیلی برای تقسیم قدرت نخواهد دید.

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.