شاهکار پیمانکار شهرداری
وبلاگ تین نیوز، بهروز مدرسی | بیتردید یکی از معضلات جدیدی که در کلانشهر تهران مدتی است چهره بروز داده است، رفتارهای مجرمانه و غیر انسانی برخی از پیمانکاران فاقد صلاحیت شهرداری های تهران است که با خیالی کاملاً آسوده علیه شهروندان تهرانی قد علم کرده اند! حمله با پنجه بوکس و قتل دستفروشی بی گناه در مقابل دیدگان فرزند نوجوانش آغاز اقتدار گرایی قلدرهای شهرداری بود!
هنوز خون مرد دستفروش خشک نشده بود که لشگر قوم مغول { ببخشید کارگران شهرداری } برای تخریب پارکینگی در منطقه ۹ به یک واحد مسکونی حمله ور شده و با مضروب کردن به اصطلاح مقصران با اقتدار محله را ترک کردند! بدون این که آب از آب تکان بخورد! نکته تأسف بار در این ماجراها واکنش سردار کاپیتان دکتر محمد باقر قالیباف شهردار پایتخت است که نه تنها به خاطر وقوع جنایتی که عوامل تحت امرش انجام داده بودند از مردم عذر خواهی نکرد بلکه در کمال خونسردی و آرامش مسئولیت اتفاقات را به گردن پیمانکاران شهرداری می اندازد !!
حادثه اول
ساعت ده صبح روز 16 مرداد بود که " علی چراغی " برای بردن نخاله های ساختمانی دوستش به محله تهرانپارس رفت. کارگران شرکت " تلاش گران سرزمین طلایی " شرکت پیمانکاری جمع آوری پسماند شهرداری تهران خودروی وی را حوالی اتوبان باقری نبش خیابان 196 غربی متوقف کرده و با او درگیرشدند و در نهایت ضربه هولناک " پنجه بکس " یکی از کارگران به سر مرد اصابت کرد. ابوالفضل چراغی پسر 14 ساله علی چراغی در باره روز حادثه گفته است .. " من و پدرم سوار وانت کنار خیابان در حال حرکت بودیم که ناگهان یک وانت مقابل ماشین ما پیچید و راه را بست. چهار کارگر از ماشین بیرون
پریده و از پدرم خواستند که پیاده شود. من به در خواست پدرم داخل وانت ماندم و از داخل خودرو مکالمه آن ها را می شنیدم. کارگری به پدرم گفت که وانت شما توقیف است و .. باقی قضایا را همه می دانید. کارگر بیچاره بعد از مدتی که در حالت کما بود، جان داد !
واکنش سردار دکتر کاپیتان محمد باقر قالیباف شهردار محترم تهران در باره این اتفاق خیلی جالب بود. او در این باره افزود: ( مامورانی که با مقتول درگیر شده اند کارمند شهرداری نبوده بلکه در استخدام یک شرکت پیمانکار بوده اند! او این گونه حوادث " عادی " دانست و گفت: این درگیری ها همیشه میان ماموران شهرداری و کسانی که سد معبر می کنند وجود دارد و در سال چند نفر هم از ماموران شهرداری طی درگیری با کسانی که سد معبر می کنند، نقص عضو می شوند .. !! )
یکی باید سوال کند مگر گزینش، انتخاب، قرارداد، نظارت، پرداخت حق و حقوق پیمانکاران با شهرداری نیست .. !؟ یعنی اگر تعدادی مجرم با سوابق کیفری به عنوان پیمانکار به شما مراجعه کنند، فوری قرارداد می بندید !!؟؟ واقعآ نمی دانم یک عذرخواهی ساده یا به قول مشهدی ها حتی { مصلحتی } برای آرامش خانواده داغدار، آیا ذره ای از مقام های شامخ آقایان کم میکند!!؟؟ واقعاً جای تأسف دارد.
حادثه بعدی ..
برخورد پیمانکاران منتخب شهرداری تهران با یک پیرمرد شهرستانی به قدری تأسف بار و دردناک است که دل هر انسانی رو به درد می آورد. در این حادثه وقتی یک سرهنگ بازنشسته پلیس { کلانتر نمونه سال های قبل } وقتی به عمل خشونت بار و غیر انسانی کارگران قلدر اعتراض می کند، با حمله شش مرد گردن کلفت مواجه شده و تا یک قدمی مرگ به پیش می رود! این ماجرا را پایگاه تحلیلی خبری " اعتدال " شرح داده است. باز هم دریغ از یک همدردی خشک و خالی از سوی شهردار محترم و معاونانش !!"
خلاصه می گویم در مملکتی که به حفظ کرامت انسان ها تاکید شده است بروز چنین اتفاقاتی واقعآ غیر قابل تحمل است. در هر جای دنیا اگر چنین اتفاقاتی رخ می داد، قبل از هر اقدامی شهردار ضمن عذرخواهی از مردم سریعآ استعفای خودش را رسماً اعلام می کرد ! و اما شاهکار دیگری که رسانه ای شد، پرسش رئیس کمیته محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر از شهردار پایتخت درباره آلوده کردن آب شرب مردم توسط پیمانکاران شهرداری بود ! که در پایگاه اطلاع رسانی و خبری " جماران " با تیتر " شهردار درباره آلوده کردن شبکه آب شرب تهران توضیح دهد" منتشر شد.
البته تخلفات جورواجور در شهرداری تهران سبب شد تا نمایندگان محترم مجلس دست به کار شده و شهرداری را به مجلس فرا بخوانند. به گفته " دخیل عباس زارعزاده "، سخنگوی کمیسیون " شوراها و امور داخلی "مجلس شهردار برای تمام مسایل و اتفاقاتی که در شهرداری رخ داده است باید به نمایندگان توضیح دهد. با سپاس از نمایندگان محترم مجلس امیدوارم با قاطعیت جلوی خودسری های پیمانکاران شهرداری و تمام تخلفات رنگارنگی که در حوزه شهرداری های پایتخت اتفاق می افتد را بگیرند و اجازه ندهند با لابی گری و سفارش های سیاسی این بار هم مسایل به فراموشی سپرده شود.
و اما آخرین شاهکار پیمانکار شهرداری !
راستش را بخواهید تمام فجایع و اتفاقاتی که در بالا اشاره شد، همه از طریق رسانه های رسمی کشور به اطلاع من و شما رسیده اند. به عبارتی ممکن است تحریف هایی در اطلاع رسانی صورت گرفته باشد. اما ماجرایی که قصد بیانش را دارم دقیقاً با چشمان خود دیده و با گوش های خودم شنیدم و باور کنید پاسخ همه پرسش هایی که در پست های گذشته درباره شهرداری منطقه هفت ناحیه سه با دلیل و مدرک مطرح کرده بودم را گرفتم ! اگر یادتان باشد نخستین بار با دلیل و مدرک و تصویر درباره اجاره محیطی آلوده برای تولید مواد غذایی اشاره کردم. دو ماه بعد درباره حضور افراد مشکوک در محل یاد شده هشدار دادم و تعجب می
کردم با وجود گسترش وسیع خبر یاد شده در سطح جامعه هیچ اتفاقی رخ نداده است! اما چندی قبل با شنیدن دیالوگ پیمانکار ناحیه سه با باغبان فضای سبز محله مان، دقیقاً متوجه شدم اوضاع از چه قرار است!
پیمانکاری با افکار آلوده !
قبلاً عرض کرده ام که مدت هاست صبح های زود برای پیاده روی به پارک کوچک سر کوچه مان میروم. معمولاً با بر تابیدن آفتاب دقایقی برای استراحت روی یکی از نیمکت های کنار حوض آب نشسته و به پرواز و تلاش گنجشک ها، کلاغ ها و زنبورها که در پی روزی هستند، نگاه می کنم. گاهی دقایقی به زیبایی گل ها و چمن ها خیره می شوم و برای خلق همه زیبایی ها شکر به درگاه پروردگار قادر و توانا به جای می آورم. در این راستا هر روز شاهد زحمات باغبان پارک، رفتگران محترم و سایر افراد پا به سن گذاشته ای که برای ورزش به این مکان می آیند هستم.
" هادی رمرودی " باغبان جوان و بدون حاشیه پارک همچون یک " ربات " از طلوع آفتاب کارش را با جمع آوری ته سیگار ها و پسماندهایی که اهالی محل بر جای گذاشته اند، آغاز می کند. هر از گاهی شاهد حضور دو ناظر شهرداری می شوم که به سراغ هادی آمده و ضمن بررسی کار او سراغ مشکلات و کاستی ها را می گیرند. از حق نباید گذشت بسیار انسان های شریف و خوش برخوردی هستند. ضمن این که بسیار انتقاد پذیر هم هستند.
چندی پیش که طبق معمول سرگرم استراحت بوده و باغبان هم در حال آبیاری فضای سبز بود ناگهان شخصی میان سال با چهره ای بر افروخته سوار بر موتور سیکلت در حالی که جوانکی هم بر ترک موتورش نشسته بود با صدای بلند و بسیار تحکم آمیز باغبان را صدا زد. من که میان این دو با فاصله اندکی قرار داشتم به وضوح چهره هر دو را می دیدم.
" هادی " با شنیدن صدا سراسیمه به سوی آن دو نفر دوید. طفلک بد جوری رنگ و رویش را باخته بود! همین امر سبب شد تا حس کنجکاوی و ژورنالیستی ام به اصطلاح گل کرده و با دقت رفتار و سخنان آنان را رصد کنم ! با کمال تعجب شنیدم خطاب به باغبان گفت " چرا کیسه زباله های نو را در سطل های آشغال قرار می دهی !؟؟ تو باید بعد از تخلیه آشغال ها دوباره از همان کیسه ها به دفعات استفاده کنی !! " راستش را بخواهید ابتدا آن چه را که شنیدم اصلاً باورم نشد و به حساب اشتباه شنیداری گذاشتم ! مرد عصبی همچنان اوامر خود را با صدای بلند به باغبان پارک گوشزد می کرد ! رهگذران اندکی که از محل عبور می
کردند به موتور سوار و حرکات نمایشی او با تعجب نگاه میکردند .. بعد از دقایقی که آن دو نفر محل را ترک کردند " هادی " را به سوی خود فراخواندم . اولین پرسش ام درباره آن شخص بود. باغبان جوان سعی می کرد از جواب دادن پرهیز کند. من ترس پنهانی را در چهره اش به وضوح می دیدم. گفتم پسر جان بگو آن مرد کی بود که به تو دستور می داد؟ گفت: رئیس فضای سبز ناحیه سه است اما شما بی خیال او بشوید چون قرار است برود! گفتم اسمش چیست؟ بعد از کلی این پا و اون پا کردن گفت آقای "... "
اما باز هم خاطرنشان کرد که بی خیال ماجرای او بشوم ! جالب این که همین باغبان در مصاحبه های قبلی به راحتی از مسئولان شهرداری هفت و شورایاری محله و همه دست اندرکاران بی پروا انتقاد کرده و کاستی ها را بیان می کرد پس چه دلیلی داشت این بار حاضر به پاسخ نبود !؟ خیلی زود پی بردم که حق و حقوق او در دست پیمانکار منطقه سه است و از آن جایی که آدم غیر منصف و قلدری است زیر دستانش از ارائه هر نوع اطلاعاتی طفره می روند! از این رو بحث را سریع عوض کرده و پرسیدم .. قضیه پلاستیک ها چیست!؟ باغبان که فهمید من گفت و گوی آنها را شنیده ام گفت: هیچی، آقا می گوید از کیسه زباله ها قبلی برای قرار
دادن در سطل های زباله استفاده کرده و از مصرف کیسه های پلاستیکی نو حتی المکان پرهیز نمایم !! متوجه شدم من درست شنیده بودم. ای کاش به گوش های خود اعتماد می کردم و یقه پیمانکار متقلب را همان لحظه گرفته و به او میگفتم: مگر قیمت چند عدد کیسه پلاستیک نازک چقدر است که تو از درآمد آن هم نمی گذری !؟ همه میدانند کیسه زباله های پارک مملو از میکروب های خطرناک به خاطر پسماند غذاهای فاسد، دستمال کاغذی های آلوده به آب بینی و ده ها زباله غیر بهداشتی است که به دلیل خیس بودن آن ها، اغلب به اطراف کیسه ها می چسبند !
آخر این پیمانکار بی وجدان روی چه حسابی این چنین با سلامت اهالی یک منطقه یا بهتر بگویم یک جامعه بازی می کند. افرادی مثل او با افکاری آلوده را چه کسانی سر کار آورده و از آنها حمایت میکنند !؟ مگر یک کیلو کیسه زباله - از نوعی که شهرداری ها در سطل های پارک قرار می دهند- چقدر قیمت دارد که این پیمانکاران چشم طمع به درآمد آن دارند.
من از باغبان پارک خواهش کردم هزینه کیسه زباله ها را ما می دهیم لطفآ هرگز این کار را نکند. بچه های کم سن و سال در این فضای سبز مرتب بازی می کنند. هادی برای آرام کردن من و تعدادی از اهالی محل که متوجه قضیه شده بودند گفت: من هرگز به حرف او گوش نداده و هر روز از کیسه های تمیز استفاده می کنم. او قرار است به زودی از شهرداری برود. بعد از گذشت دقایقی جواب پرسش های قبلی ام درباره استفاده از فضای آلوده برای مواد غذایی که در تارنمایم منتشر کرده بودم را گرفتم ! بله به برکت حضور چنین افراد قلدر، طمع کار در شهرداری ها که به عنوان پیمانکار قرارداد منعقد می کنند و حمایت برخی مدیران مورد
دار، با خیال آسوده هر کاری که دلشان می خواهد انجام داده و به ریش مردم جامعه می خندند.
انتقادات تاثر گزار بود دختره اون فرد با خرید سیسمونی در .... دروغ می گفت شاهکار پیمانکاری شهرداری باعث تاسف لیت بدون عذرخواهی . نوشت جواب گرفت ....بهروز مدرسی دخترش الانه امریکاست با شوهرش دو تا دخترش زن بهروز مدرسی هم پیش دخترش است فقط پسرش ارش ایران است هاااا زمانیکه زنش ایران بود نگران خانه اجاره بود مدرسی همسرش افسردگی گرفته بود حتما حقوق ایشون گرفته ارش هم کار عالی داره باد وبلاگ دلنسته های یک کهنه سرباز بخیر که الان ه فیل تره با ابن وضع اینترنت اما انتقادات بهروز مدرسی به ندانستن امکانات تبعیض بازنشستگان را هم بزارین درباره بنگاه مسکن نامرد هم نوشته بود لطفا بزارین