| کد خبر ۳۱۲۵۲
کپی شد

مراحل احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی

مراحل احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی
|

تین نیوز |  سرانجام پس از هفت سال فقدان نظام برنامه ریزی متمركز در كشور، رییس دولت یازدهم در روزهای پایانی آبان ماه، احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی را كلید زد: سازمانی كه به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران اقتصادی، آغاز فعالیت آن به شیوه منسجم و همراه با بدنه كارشناسی كارآمد، می تواند به معنای بازگشت عقلانیت به نظام برنامه ریزی كشور تعبیر شود.

در همین راستا، در جلسه اخیر شورای عالی اداری، پس از بحث و تبادل نظر در خصوص احیا و تشكیل سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور، اعضای شورا با كلیات این موضوع موافقت كردند. در این میان، دولت در حالی تصمیم به احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی گرفته كه كارشناسان معتقدند جدا شدن ساختار سازمان مدیریت از ساختار قبلی و ادغام معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و معاونت توسعه مدیریت منابع انسانی رییس جمهور، الزامات و چالش های متعددی دارد كه باعث می شود احیای سازمان در كوتاه مدت امكان پذیر نباشد و این موضوع نیازمند برنامه ریزی دقیق است.

در همین رابطه، محمد عسگری آزاد، عضو شورای عالی اداری و جانشین معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور  توضیح می دهد: «به طور معمول وقتی كه قرار باشد یك سازمانی چابك شود، یك سری مقاومت ها و حساسیت ها به وجود می آید و منابع یكسری افراد تغییر می كند.»
به اعتقاد وی، «اینها مسائلی است كه در هر نوع تغییرات سازمانی به وجود می آید، ولی مهم این جاست كه چه فوایدی عاید كشور می شود و اگر چالشی به وجود آید، آن زمان بتوانیم با آن مقابله كنیم: وگرنه اگر بخواهیم بدون هیچ گونه تغییری از مسائل عبور كنیم و كشور متضرر از نداشتن یك سازمان مقتدر، توانمند، خوش فكر، مبتكر و خلاق شود، آنجا یك ضرر بزرگ تر خواهیم كرد. »
آنچه در پی می آید، مشروح گفت وگوی «اعتماد» با محمود عسگری آزاد است.
    
 آقای دكتر نوبخت در شهریورماه اعلام كرد كه چند سناریو برای احیای سازمان وجود دارد و در نهایت یكی از این سناریوها انتخاب خواهد شد. در صحبت آخری هم كه درباره احیای سازمان كرد، فقط از دستور رییس جمهور برای احیای سازمان خبر داد و عنوان كرد این سازمان چابك تر خواهد شد. می شود كمی در این رابطه توضیح می دهید؟
 هر سازمانی وقتی می خواهد شكل بگیرد و ماموریت خود را انجام دهد، سه گام اساسی باید بردارد. گام اول این است كه در رابطه با شرح وظایف و ماموریت هایی كه سازمان برعهده می گیرد، ساختار كلان، عنوان و شكل خارجی اش تعیین شود. در واقع ما یك سری ماموریت هایی داریم كه شامل برنامه ریزی، نظارت، مسائل مدیریتی و طراحی یك سری زیرساخت های نرم افزاری برای اداره كشور است و باید ببینیم چگونه این ماموریت ها را باید انجام دهیم.
در حال حاضر گام اول برداشته و قرار شد تمام ماموریت ها و وظایف در یك سازمان تحت عنوان سازمان مدیریت و برنامه ریزی تجمیع شود: همان طور كه سازمان در دوره قبل از دولت احمدی نژاد بود. همان طور كه مطلع هستید، سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ١٣٧٨ از ادغام سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری و استخدامی ایجاد شده بود، اما در سال ١٣٨٦ به دستور آقای احمدی نژاد به دو معاونت تفكیك شد. در حال حاضر دوباره شكل كلی سازمان مدیریت و برنامه ریزی به تصویب رسیده است.
در رابطه با سناریوهای مختلفی هم كه دكتر نوبخت صحبت كرده بودند، مربوط به قالب اولیه اش بود، اما به هرحال بنا به تشخیص رییس جمهور و تصویب شورای عالی اداری، شكل سازمان مدیریت و برنامه ریزی تصویب شد. مساله دیگر در احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و در رابطه با وظایفی كه باید انجام دهد، بحث قوانین و مقرراتی است كه بر این سازمان حاكم می شود.
ما دو قانون مهم و اساسی داریم كه نحوه انجام وظایف و تعامل دستگاه های اجرایی و انجام خدمات مدیریتی را مشخص می كند. یكی، قانون برنامه و بودجه و دیگری، قانون مدیریت و خدمات كشوری است. قانون برنامه و بودجه، نظام برنامه ریزی، بودجه ریزی و نظارت را مشخص می كند و قانون مدیریت و خدمات كشوری، مباحث مربوط به نظام مدیریتی كشور، نحوه انجام وظایف دولت، شكل گیری سازمان های دولتی، انواع سازمان های دولتی، نحوه سازماندهی سازمان ها، نحوه جذب نیروی انسانی، نحوه آموزش نیروی انسانی، مسائل حقوق و مزایا و... را مطرح می كند.
این دو قانون در نحوه انجام فعالیت های این سازمان بسیار موثر هستند. پس ركن دوم احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی این است كه براساس چه قوانینی كار می كند. خوشبختانه در حوزه مدیریت، قانونی تحت عنوان قانون مدیریت و خدمات كشوری در سال ١٣٨٦ با رویكردهای جدید تصویب شد. بر این اساس، می توانیم بگوییم ما یك قانون جدید، پیشرفته و نو داریم و بهره مند از فناوری ها و مطالب جدید، تجربی و علمی دنیاست. در حال حاضر لایحه تمدید این قانون را هم به دولت دادیم و در شرف بررسی است تا برای دایمی شدن به مجلس برود. از سوی دیگر، قانون برنامه و بودجه، قانون دوم حاكم بر این سازمان است.
این قانون مربوط به سال ١٣٥٣ است و از آن زمان تاكنون تغییر نكرده است. هم اكنون سازمان پیش نویس این لایحه را در دست بررسی دارد كه ان شاءالله به دولت و بعد به مجلس تقدیم می كند كه براساس آن، نظام برنامه ریزی، بودجه ریزی و نظارت كشور شكل گیرد: چه در بخش هزینه های جاری، چه در بخش هزینه های عمرانی و چه در زمینه برنامه های بلندمدت، میان مدت و كوتاه مدت. خوشبختانه پیش نویس این لایحه تهیه و آماده شده و الان مورد بحث است.
اگر در مجلس تصویب و نهایی شود، ما قواعد و قوانین و مقررات حاكم بر این سازمان را نهایی خواهیم كرد. ركن سومی كه در شكل گیری و نحوه انجام وظایف سازمان مدیریت و برنامه ریزی موثر است، مباحث مربوط به نحوه اداره سازمان است: به مفهوم اینكه سازمان چه ساختاری باید داشته باشد، از چه منابع انسانی ای برخوردار باشد، از چه فناوری ها و تكنولوژی ها و روش هایی استفاده كند و قواعد داخلی اش چگونه باید باشد. اعتراض هایی كه تاكنون شنیده می شد، بعضا در این موارد بوده است.
معترضان معتقدند چرا سازمان در یك امری دخالت زیادی می كند و در یك كاری كه لازم است انجام دهد، دخالت نمی كند؟! بر این اساس، بعد از تصمیمی كه برای احیای سازمان گرفته شد و با آن نیتی كه تصویب كنندگان داشتند، قرار شد سازمان را چابك و منعطف كنیم كه نقش خود را به خوبی بازی كند. یعنی اگر این سازمان بخواهد نقش واقعی خود را -راهبری توسعه و هدایتگری دستگاه های اجرایی به سمت توسعه- ایفا كند، باید خود را تجهیز كند. در حال حاضر این ضرورت حس شده است كه آن سازمانی كه راهبری توسعه كشور را می خواهد انجام دهد، كجاست؟ یعنی كسی دنبال این نیست كه یك سازمانی ایجاد و در كار اجرایی كشور سهیم شود. زمانی كه سازمان مدیریت و برنامه ریزی در زمان آقای احمدی نژاد منحل شد، نگرانی مردم و صاحب نظران از این بابت بود كه مغز متفكر كشور نابود شد و از بین رفت.
 با این اوصاف، سازمان مدیریت و برنامه ریزی زمانی می تواند انتظارات واقعی جامعه را پاسخ دهد كه بتواند در جایگاه واقعی خود كه جایگاه راهبری توسعه و هدایتگری است، ایفای نقش كند.
    
برای اینكه سازمان بتواند نقش واقعی خود را ایفا كند و به انحراف نرود، چه باید كرد؟
 برای این منظور باید براساس قوانینی كه اشاره كردم و ساختار كلانی كه وجود دارد، ساختار داخلی سازمان شكل دهیم و به سمت چابك سازی و انتخاب و استفاده از نخبگان برویم. سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید نیروی انسانی مناسبی داشته باشد و در واقع بهترین نیروی انسانی كشور در اینجا حضور داشته باشد: چراكه سازمان یك مركزی خواهد بود كه فكر می كند، طراحی می كند، پیشنهاد می دهد و راهبردهای كلی اداره كشور را مشخص می كند، بنابراین نمی شود افراد ضعیفی در سازمان حضور داشته باشند.
این بخش، كار اصلی سازمان است و دكتر نوبخت هم روی این مساله تاكید دارند كه بعد از انجام مقدمات كار، با اتكا به منابع انسانی پیشرفته و با این ساختار جدید و استفاده از فناوری های نوین و براساس قوانین، سازمان ماموریت های خود را انجام دهد. اینها اگر دست به دست هم دهد، می توانیم بگوییم سازمان هم از نظر شكلی و هم از جهت محتوایی احیا شده است.
بعد از انحلال سازمان مدیریت و بحث هایی كه پیش آمد، تقریبا نیروی انسانی خوب این سازمان رفتند. تعدادی از آنها به دستگاه های اجرایی رفتند، یك تعدادی به بخش خصوصی رفتند و تعدادی بازنشسته شدند. به هرحال نخبگان سازمان نسبت به خیلی از رفتارهایی كه انجام شد، دلزده شدند.
حالاما نمی گوییم همه این افراد باید برگردند، اما فرهنگ فكر كردن، تدبیر كردن، برنامه ریزی كردن و هدایتگری باید در سازمان رشد كند.
در واقع سازمان باید بتواند به جای فعالیت های روزمره و جاری مثل درگیر شدن در یك موافقتنامه یا تخصیص منابع و یك كار عمرانی خیلی ساده، روی نقش واقعی خود كه تنظیم بودجه عملیاتی، تنظیم پیش نویس برنامه های بلندمدت و میان مدت و تنظیم پیش نویس چشم انداز كشور است، تمركز كند.
از سوی دیگر، سازمان باید نظام نظارتی را قاعده مند كند، نظارت هم نه فقط از بعد نظارت های روزمره و جاری باشد، بلكه باید نظارت بر شاخص های مهم، برنامه های بلندمدت، میان مدت و كوتاه مدت و نیز فرآیندها صورت گیرد. این اتفاق كه بیفتد، آن زمان می شود گفت سازمان از دو جهت شكلی و محتوایی شكل گرفته است.
    
دولت هم اكنون به طور همزمان در حال تدوین برنامه ششم توسعه و تهیه بودجه سنواتی كشور است. در همین راستا، دولت زمان زیادی تا ١٥آذرماه، موعد مقرر تحویل لایحه بودجه ٩٤ به مجلس، ندارد و سال ٩٤ هم در عین حال، سال پایانی برنامه پنجم توسعه است و در ماه های آتی باید تكلیف برنامه ششم توسعه مشخص شود. بر این اساس، انتظارات نسبت به كارایی و اثربخشی سازمان مدیریت و برنامه ریزی بالارفته است. به همین دلیل، نگرانی ای كه تحلیلگران مطرح می كنند، این است كه با وجود خلاهای بسیاری كه ایجاد شده، شاید سازمان نتواند نقش واقعی خود را در كوتاه مدت ایفا كند. نظر شما در این رابطه چیست؟
كار كشور كه متوقف نمی شود. یعنی موظف هستیم بودجه و برنامه كشور را تنظیم كنیم و سایر كارها را انجام دهیم. خوشبختانه نخستین بودجه یی كه در دولت یازدهم به مجلس رفت، هم از نظر زمان بندی به موقع به مجلس ارایه شد و هم از نظر محتوایی یك سری اصلاحاتی در آن صورت گرفت. ستاد برنامه ششم هم مدت هاست تشكیل شده و جلسات مفصلی با ریاست دكتر نوبخت داشته است.
گزارش ها به دولت و شورای اقتصاد نیز رفته است. اینها كارهایی است كه نمی شود متوقف كرد، اما اصلاحات داخلی و ارتقای كیفیت مسائل درونی سازمان مدیریت و برنامه ریزی به طور همزمان باید انجام شود. در این یك سال و سه، چهار ماهی كه دولت یازدهم روی كار آمده است، خود ما در معاونت توسعه مدیریت منابع انسانی ضمن اینكه كارهای بیرونی را انجام می دادیم، هم در معاونت ساختارها را اصلاح می كردیم و هم در جذب نیروی انسانی متخصص دریغ نكردیم. البته بعد از ادغام، دوباره اینها یك تغییراتی خواهند كرد.
    
برخی از اعضای شورای عالی اداری عنوان می كنند كه با ادغام معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و معاونت توسعه مدیریت منابع انسانی، تغییرات خاصی در معاونت ها ایجاد نمی شود و تغییرات خیلی جزیی است، ولی شرح وظایف تغییر می كند. این موضوع درست است؟
 اتفاقا برعكس به نظر می رسد. چون شرح وظایف كه كم و زیاد نمی شود. ما یك سری وظایفی در ارتباط با بحث برنامه ریزی داریم و یك سری وظایف در امر بودجه ریزی داریم و یك سری وظایف هم در امر مسائل مدیریتی داریم: مثل نظارت بر بحث های ساختاری و منابع انسانی. یكسری هم وظایف نیز در رابطه با مسائل نظارت و عملكرد داریم. بخشی از این وظایف در معاونت توسعه مدیریت منابع انسانی و بخشی هم در معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی انجام می شود.
هیچ كدام از این وظایف كم نمی شود یا فعلاچیزی به آن اضافه نمی شود. این دو معاونت فقط از نظر سازمانی در یك سازمان تجمیع می شوند. البته ما قصد داریم فعالیت هایی را كه قابل واگذاری به دستگاه ها و استان ها و یك سری تشكل های غیردولتی است، واگذار كنیم تا در كارهای ساده تر درگیر نباشیم و با اختیارات واگذار شود.
پس وظیفه و ماموریت كم و زیاد نمی شود، آنچه تغییر می كند، سازماندهی این دو معاونت است. یك تغییراتی هم به تناسب در استان ها اتفاق خواهد افتاد و احیای سازمان های مدیریت استان هاست. چون زمانی كه سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل و دو معاونت ایجاد شد، سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استان ها در استانداری ها ادغام شدند.
یعنی قبلا٣ ، ٣١ سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان داشتیم كه اینها همه در استانداری ها ادغام شد. در واقع در هیچ كدام از استان ها، سازمان مستقل نداشتیم.
    
حالاتفكیك می شوند؟
 بله، علی القاعده تفكیك می شوند. البته در نحوه تفكیك، شرح وظایف و سازماندهی آنها هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است و قرار شده در جلسه بعدی شورای عالی اداری، براساس تصمیم مشترك سازمان مدیریت و وزارت كشور، جمع بندی ها صورت گیرد. حالانحوه تشكیل به هر صورتی باشد، ولی اصل تشكیل سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان ها قطعی است.
    
به نظر شما در حال حاضر چه چالش هایی پیش روی احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی قرار دارد؟
 چالشی در شكل ظاهری تشكیل سازمان وجود ندارد. چون بعد از اینكه طرحی را مجلس در رابطه با سازمان مدیریت و برنامه ریزی تصویب كرد، شورای نگهبان اعلام كرد این كار از اختیارات رییس جمهور است و رییس جمهور باید تصمیم گیری كند. بر این اساس، رییس جمهور تصمیم گیری و نظر خود را اعلام كردند. از طرفی، احیای سازمان در شورای عالی اداری فرآیند قانونی را طی كرده و به زودی در رابطه با مسائل و جزییاتش تعیین تكلیف می شود و چالشی در این زمینه وجود ندارد.
ولی آنچه مهم است، بخش های بعدی است. یعنی آنجایی كه ما باید بتوانیم این سازمان را از نظر محتوایی، نیروی انسانی، فناوری و چابك سازی تغییر دهیم و قوانین لازم را اصلاح كنیم تا بتوانیم به سازمانی ایده آل كه مورد نظر است، برسیم. وگرنه از نظر گام اول كه ایجاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی است، خوشبختانه چالش خاصی نداریم.
    
چالشی كه از نظر محتوایی و نیروی انسانی وجود دارد، چیست؟
 این چالشی است كه برای هر نوع تغییراتی وجود دارد. بالاخره وقتی می خواهید یك سازمان را چابك كنید، یكسری مقاومت ها و حساسیت ها وجود دارد و منابع یكسری افراد تغییر می كند. اینها مسائلی است كه در هر نوع تغییرات سازمانی به وجود می آید، ولی مهم اینجاست كه چه فوایدی عاید كشور می شود و اگر چالشی به وجود آید، آن زمان بتوانیم با آن مقابله كنیم: وگرنه اگر بخواهیم بدون هیچ گونه تغییری از مسائل عبور كنیم و كشور متضرر از نداشتن یك سازمان مقتدر، توانمند، خوشفكر، مبتكر و خلاق شود، آنجا یك ضرر بزرگ تر خواهیم كرد.
البته فرهنگ و روحیه یی كه بر این سازمان حاكم است، این است كه در این تغییرات، چالشی برای افراد به وجود نیاید، یعنی كسی بیكار نشود و از مكانیزم هایی استفاده شود كه اینگونه مسائل را بتوان حل و فصل كرد. اما به هرحال اینها كارهای خیلی ساده یی نیست، یعنی كارهایی است كه هم فكر و عقل و تدبیر می خواهد و هم جسارت تصمیم گیری.
    
 یكسری انتقادات در دوره قبل نسبت به سازمان مدیریت و برنامه ریزی وجود داشت. برای اینكه این انتقادات دوباره مطرح نشود، چه خواهید كرد؟
 یك بخشی از انتقادات، انتقادات بحقی بود و یك بخشی هم بحق نبود. در رابطه با انتقادات بحق، خیلی از افراد، مقامات و مسوولان می گفتند شما چرا كارهای اساسی و مهم و كلیدی مربوط به این سازمان را انجام نمی دهید و به كارهای خرده ریز می پردازید؟! و همچنین چرا به كارهای ما زیاد دخالت می كنید و برای مثال، اختیارات لازم را به ما نمی دهید و هر كاری كه می خواهیم انجام دهیم، باید از شما اجازه بگیریم؟! حتی عنوان می شد آب هم می خواهیم بخوریم، باید از شما اجازه بگیریم.
خب بعضی از همكارهای ما هم به این نوع كارها علاقه مند بودند كه بگویند بكن و نكن. من خودم شاهد بودم كه بعضا در موافقت نامه یی كه با دستگاه ها مبادله می شد، در اینكه مثلاخودرو بخرد، چه نوع خودرویی بخرد و چه تعدادی بخرد، نظر می دادند و دستگاه باید تاییدیه را از كارشناس مربوطه می گرفت كه این كار را انجام دهد یا ندهد.
خب وزارتخانه می گفت من هم بالاخره مسوولیتی دارم و توانمندی هایی دارم و وزیری دارم و نمی شود اینقدر به جزییات كار من دخالت كنید. یا مثلادر فرآیند تخصیص ها و اخذ موافقت ها، یا یك پست سازمانی را می خواستند تغییر عنوان دهند، حتما اجازه گرفته می شود.
اینها انتقادات درستی بود كه اصولانسبت به سازمان مدیریت و برنامه ریزی مطرح می شد، ولی یك سری انتقادات هم نادرست بود. برای مثال، می گفتند چرا سازمان در مورد تخصیص منابع، یا سیاست های برنامه و اولویت سنجی امور دخالت می كند. خب این به نظر من حرف درستی نبود. بالاخره یك مرجع كارشناسی در كشور باید برای منابع محدود براساس چارچوب سیاست ها و جهت گیری ها نظر دهد.
برای مثال، ما اگر ١ پروژه نیمه تمام داریم و پولی هم برای تكمیل آنها نداریم، باید اولویت سنجی كنیم. به هرحال این پروژه ها در همه كشور است و هیچ وزیری به تنهایی نمی تواند در مورد بقیه قضاوت كند. چون هر كسی اطلاع از خودش دارد و فقط سازمان مدیریت است كه اشراف به همه كشور دارد.
این اتفاق، شان این سازمان است. ما در مورد اشكال اول كه اشكال واردی است، حداقل در معاونت خودمان در یك سال اخیر، خیلی از این اشكال ها را برطرف كردیم. برای مثال، یك بخشنامه به همه وزارتخانه ها دادیم و گفتیم كه اگر می خواهید در ساختارتان تغییر ایجاد كنید، به شرط اینكه توسعه یی نباشد، می توانید انجام دهید.
مثلااگر می خواستند دو واحد را با یكدیگر ادغام كنند، یا تغییر عنوان دهند یا شكل پستی را تغییر دهند، این مسائل را به خودشان تفویض كردیم و اینكه یك كمیته هایی بگذارند و تصمیم گیری و برنامه ریزی كنند. مسائل آموزشی را نیز به خودشان تفویض كردیم.

از سوی دیگر، در بخش برنامه و بودجه كاری كردیم كه تا آنجایی امكان دارد، فعالیت های عملیاتی روزمره جاری كه مربوط به اختیارات دستگاه است، خودشان تصمیم بگیرند و برنامه ریزی كنند.
من از دو جهت با این موضوع موافق هستم: یكی اینكه دخالت اضافه در كار دستگاه ها نكنیم و دوم اینكه وقتی این كار را نكنیم، می توانیم به كار اصلی مان بپردازیم. وقتی كه كارشناس ما درگیر مثلایك موافقت نامه است كه چه نوع خودرویی را بخرند یا چه نوع پست سازمانی را تغییر بدهد، دیگر به كار اصلی اش نمی تواند برسد و وقتش پر می شود.
حالایك بخشی از این كارها انجام شده و یك بخشی اش هم باید در آینده انجام شود.
اگر غیر از این عمل كنیم، باز هم موفق نخواهیم بود. سازمان هایی كه مشابه ما در سطح جهان هستند، سازمان هایی در حد ٣ ، ٤ نفر هستند. بعد در این سازمان ها، نخبه ترین افراد كشور قرار دارند.
این طور نیست كه ما بگوییم نخبه هایمان در دانشگاه باشند و افراد درجه چهار و پنج بیایند این جا مدیریت كشور را هدایت كنند. حالااگر ما قرار باشد به آن چالش هایی كه بوده و مشكلاتی كه هست، پاسخ مثبت دهیم، هم باید خودمان را در واگذاری فعالیت ها بسیج و آماده كنیم و هم اینكه خودمان را در همان شان قرار دهیم.
یعنی یك كارشناسی كه می خواهد در آن شان قرار بگیرد، دیگر یك كارشناس مبتدی عادی نیست كه بخواهد در سطح كلان كشور فكر كند و ایده دهد. چون در بحث های اقتصادی باید نظر دهیم، حرف بزنیم، پیشنهاد دهیم و در بحث های اجتماعی و فرهنگی باید كار كنیم. بالاخره وقتی كه تقسیم منابع و برنامه ریزی می كنید، نمی توانید بگویید من فقط در اقتصاد دخالت می كنم و به بقیه كاری ندارم.
به همین خاطر ما مجبوریم كه خودمان را در آن شان قرار دهیم. با این اوصاف، اگر ما آن كار اساسی كه باید انجام دهیم را انجام ندهیم و خودمان را اصلاح نكنیم و تغییر ندهیم، باز یك روز دیگر ممكن است این اتفاق بیفتد.
    
 الان یك مساله یی كه مطرح است، اینكه اگر در احیای سازمان اشتباه شود و به خطا رویم، احیای سازمان حتی از انحلال آن خطرناك است. در این رابطه توضیح دهید كه برای این خطا فكری شده است؟
این قسمت اولی كه انجام شد، خطا نیست و به هرحال یك كاری است كه باید انجام شود. در رابطه با بخش دوم، اگر ما با خودمان بگوییم كه سازمان احیا شد و سراغ همان وضع قدیم برویم، همان اتفاقی كه می گویید، می افتد.
ما باید بگوییم حالاكه كشور به ما اعتماد كرده و حالاكه مجموعه خواست جامعه نخبگان و صاحب نظران كشور و حاكمیت محقق شده، ما نباید فكر كنیم كار تمام شد و دوباره همان كارهای قدیم را انجام دهیم. خوشبختانه الان این تفكر در سازمان موجود است كه این تغییرات باید انجام شود.
خیلی از كارها هم انجام شده، یعنی ما ساختار جدید را آماده كردیم كه بعد از ابلاغ مصوبه، بتوانیم تصمیمات نهایی بگیریم و كارها را انجام دهیم. ولی اگر این كار را نكنیم، همین چیزی كه شما گفتید، اتفاق می افتد.
    
گزارشی یا برآوردی یا تحقیقی وجود دارد در رابطه با اینكه انحلال سازمان مدیریت و نبود آن در هفت سال چقدر به اقتصاد كشور ضربه زد؟
 شما در سال های گذشته در كل كشور یك سری نارسایی ها را دیدید، برای مثال رشد اقتصادی منفی، اشتغال پایین، بیكاری بالا، مشكلات اجتماعی بسیار، درآمد نفتی هدر رفته، طرح های نیمه تمام بر جای مانده و نواقصی كه در این روزها و ماه ها و سال ها زیاد از آن صحبت شده است. در واقع مركزی نبوده كه اینها را هدایت كند و فكر و تصمیم گیری جامع داشته باشد.
من به یكی از استان ها برای بازدید رفته بودم. استاندار آن می گفت كل پروژه های نیمه تمام مان را برآورد كردیم و دیدیم برای تكمیل آنها به ٣ هزار میلیارد تومان منابع نیاز داریم، در صورتی كه بودجه مصوب سال مان ٣ میلیارد تومان است. این نشان می دهد یك مرجعی نبوده كه برای اینها تدبیر و فكر كند.
همین طور براساس یك تشخیصی تصمیم گرفتیم و مصاحبه كردیم كه یك كار را انجام دهیم. مثل بچه یی كه در خیابان می رود و دوست دارد همه چیز داشته باشد، ولی پدرش می تواند فكر كند كه پول دارد یا خیر و صلاح هست یا نیست كه این كار را انجام دهد.
حالااین مقایسه، مقایسه مع الفارق است، ولی وقتی كه تصمیم می گیریم و با ذوق و شوق در یك جلسه ٧ ، ٨ مصوبه تصویب می كنیم، در نهایت این اتفاقات می افتد. یك دفعه می بینیم ٣ هزار میلیارد تومان پروژه نیمه تمام در یك استان با ٣ هزار میلیارد تومان پول باید انجام شود. خب یكی از انتقادات به ادغام این سازمان ها در استانداری ها، همین بود.
چون خود استانداری در معرض فشارهای مختلف برای انجام یك سری كارها هست: هم توسط مردم و هم مجلس و هم بخش های دیگر. حالاوقتی كه همه اختیارات سازمان در اختیار خودش است، خودش به خودش دستور می دهد و خودش هم موافقت می كند. یعنی مرجع دیگری نیست كه بتواند تحلیل كند و نظر دهد و به استاندار گزارش دهد.
 این ها اتفاقاتی است كه افتاده و محصول آن را هم می بینیم. ما با درآمد سالانه به طور متوسط ١ میلیارد دلار در هشت سال گذشته، به رشد منفی اقتصادی رسیدیم. این غیر از این است كه سوء برنامه ریزی و سوء مدیریت اتفاق افتاده است.
البته من همه این را خلاصه نمی كنم در شكل این سازمان، مشكل در تفكر حاكم بوده است. مهم اسم این سازمان نیست، مهم تفكری است كه ما نظام برنامه ریزی را می خواهیم یا نمی خواهیم. نظام فكر كردن و تدبیر كردن و محاسبه كردن را می خواهیم یا نمی خواهیم. این سازمان اگر بر این اساس شكل بگیرد، به درد می خورد.
وگرنه ممكن است شما یك سازمان هم داشته باشید و به آن م‑حل نگذارید و هر كاری خودتان دوست دارید، انجام دهید. این مشكلی را حل نمی كند. خوشبختانه دولت یازدهم براساس عقل و تدبیر عمل می كند و معتقد است یك مرجع و بدنه كارشناسی باید وجود داشته باشد كه مسائل را ببیند و نظر دهد.
   

ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.