| کد خبر: 165913 |

یادداشت وزیر راه درباره انتخاب شهردار تهران

با نزدیک شدن زمان انتخاب شهردار تهران، عباس آخوندی در کانال تلگرامی خود یادداشتی درباره شهردار تهران نوشت.

تین‌نیوز | 

با نزدیک شدن زمان انتخاب شهردار تهران، عباس آخوندی در کانال تلگرامی خود یادداشتی درباره شهردار تهران نوشت.

به گزارش تین‌نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است.

انتخاب شهردار تهران موضوعی است که مدتی است نقل محفل‌هاست. در تهران، این انتخاب فراتر از تعیین یک شهردار برای یک شهر است چراکه این انتخاب در تنظیم نگاهی ملی به آینده توسعه‌ی شهری در ایران تأثیر فراوانی دارد؛ بنابراین، سؤال بنیادین این است که انتظار داریم شهردار چه مسئله‌ای را حل کند؟ و یا بهتر بگوییم شهردار در کنار شورای شهر و در هماهنگی با دولت مرکزی چه مسئله‌ای را می‌خواند حل کنند؟

قاعدتاً این انتخاب باید معطوف به پاسخ به این سؤال باید باشد. تهرآن‌همانند سایر کلان‌شهرهای ایران دچار دو چالش بنیادین؛ زیست‌پذیری شهری و جابجایی و حرکت در شهر است. عملاً، انگاره غالب در مدیریت شهری در ایران فدا کردن زیست‌پذیری شهری برای تأمین سهولت امکان حرکت خودرو از مجرای شهرفروشی و آینده‌ی شهر بوده است. شگفت آنکه آنچه در این رهگذر مهم نبوده است، کیفیت زیست شهروند و حرکت پیاده‌ است.

سال گذشته که داستان انتخاب شهردار تهران در دستورکار شورای منتخب بود، تعدادی از اعضای شورا با من ملاقات داشتند و دراین‌باره مشورت کردند. من به دوستان گفتم از شهردارتان چه می‌خواهید؟ در ابتدا از شدت وضوح و سادگی این سؤال موجب جاخوردن دوستان شد. بلافاصله به دوستان گفتم بیش از ۳۰ سال است که به همین سؤال ساده پاسخ داده نشده است. اگر شهر تبدیل به جنگل ساختمانی و بی‌هویت شده، اگر تمام خاطرات مردم شهر و بافت‌های باارزش آن ویران‌شده، اگر باغ‌‌های شهر نابودشده، اگر از شدت آلودگی شهر دچار تنگی نفس شده، اگر سرعت حرکت ماشین در ساعات اوج در آزادراه‌ها و بزرگ‌راه‌های شهری به کمتر از ۷ کیلومتر در ساعت رسیده و اگر در عمل عابران پیاده به‌ویژه زنان، کودکان، سالخوردگان و معلولان حقی بر شهر ندارند، اگر اسکان غیررسمی برابر با ۵۰ درصد اسکان رسمی شده و مشکلات ساختاری دیگر همه‌ی این‌ها به دلیل پاسخ ندادن به همین سؤال بسیار ساده ‌است. نشان آن‌هم نوع شهردارانی است که تاکنون انتخاب‌شده‌اند.

انتظار از شهردار به تلقی ما از شهر بازمی‌گردد. یک‌وقت است که ما شهر را یک سازمان اجتماعی که کوچک‌ترین سلول تشکیل‌دهنده‌ی آن شهروندان هستند قلمداد می‌کنیم و کالبد شهر را ظرفی برای تأمین امنیت، ایمنی، رفاه، سرزندگی و مبادلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم می‌دانیم، در این صورت در پی شهرداری که شهر و روح شهر را بفهمد و از توسعه‌ی شهری تلقی ارتقای کیفیت زندگی داشته باشد، خواهیم رفت. در مقابل، دیدگاهی وجود دارد که شهر را یک بافت کالبدی می‌داند و برترین تصویری که برای مدیریت شهرداری ارائه می‌نماید، یک کارگاه بزرگ عمرانی است، در این صورت شهردار باید یک مدیر پروژه‌ عمرانی باشد.

اینک که شورا یک‌بار دیگر می‌خواهد اقدام به انتخاب شهردار کند، شایسته است که از خود بپرسد از شهردار چه می‌خواهد و برای خودش چه نقشی قائل است. من به‌عنوان وزیر راه و شهرسازی و مسئول سیاست‌گذاری توسعه شهری در ایران خواسته‌های مشخصی دارم.

من اول می‌خواهم شهردار، تهران را تهران کند. البته این کار سخت و درازمدت است و در پاره‌ای از موارد هم بازگشت به اصالت تهران غیرممکن. لیکن، بااین‌وجود کارهای زیادی می‌توان انجام داد. خیلی مهم است که شهردار یک تصویری از هویت شهر تهران داشته باشد. شهر را بفهمد. حسی هم از روح شهر داشته باشد. برنامه بازآفرینی شهر تهران را در مفهوم کامل خود در دستورکار خود قرار دهد. در کنار محیط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران قاعدتاً شهردار باید توجهی هم به محیط طبیعی تهران داشته باشد. این شهر یک باغ‌شهر بوده که بخش وسیعی از باغ‌های آن ویران‌شده است. فضاهای باغی باقیمانده و یا پادگان‌های درون شهر تنها نفس‌کش‌های تهران هستند. بجای هزینه میلیارد دلاری ساخت پل صدر می‌شد، تمام باغ‌های پیرامونی کن، به‌جز فضای سکونت‌گاهی آنان و یا بخش وسیعی از پادگان‌ها خریداری و تبدیل به پارک‌های عمومی می‌شد. تا این فضاها هم از مخاطره بورس بازان زمین خارج و هم حق مردم و مالکان به آن‌ها داده می‌شد.

پیشنهاد من ملی کردن باغ‌های باقیمانده و پادگان‌های تهران با حفظ حقوق مالکان آن‌هاست. البته دولت باید دراین‌ارتباط به کمک شهرداری بیاید.

دوم اینکه شهر حتماً نیاز به عمران و آبادانی دارد لیکن، شهر کارگاه نیست. شهر یک سازمان اجتماعی است؛ بنابراین، شهردار باید حق مردم به شهر را تأمین کند. اولین حق شهروندان، حاکمیت قانون، انضباط شهری و دسترسی آزاد به اطلاعات است. شهردار قانون فروش اگر از هر پنجه‌اش هنر ببارد به کار شهر نمی‌آید. فساد در زیر چتر اتخاذ تصمیم سریع و انقلابی، بنام خدمت به مردم و بی‌اعتنایی به قانون نهفته است. شهردار تهران باید برنامه‌ی روشنی برای  مبارزه با فساد و ایجاد شفافیت اطلاعاتی داشته باشد.

سوم خواسته من از شهردار این است که به شهروندان، سلامتشان، کیفیت زندگی‌شان و حقوقشان بیش از ساختمان‌ها اهمیت دهد. شهروندان باید دیده شوند و حرفشان شنیده شود. این‌یک شعار نیست، شهرداری که این کار را بخواهد انجام دهد باید ایجاد فضاهای عمومی برای زندگی جمعی مردم و جوانان را در اولویت قرار  دهد. زنان، مردان، جوانان، دختران و پسران نهایتاً جایی برای زندگی اجتماعی و تجربه‌ی اجتماعی، اعم از فرهنگی، هنری، شادی، بازی، خرید، تفریح، سینما، نماز، عزاداری، گفت‌وگو و... می‌خواهند.

این تصور که همه‌چیز را می‌توان در مراکز تجاری مجلل و یا بنجل خلاصه کرد بدترین تصور است. نهایتاً از این مراکز شادمانی و حس رضایت برنمی‌آید. بلکه برعکس پرسه و بی‌هدفی حاصل آن است. شهر نیازمند فضاهای عمومی است که مردم به آن‌ها حس تعلق داشته باشند و با آن‌ها خود را معرفی کنند. جایی که در آن‌ها خانواده‌ها به‌ویژه زنان و دختران احساس ایمنی کنند.

چهارم شهردار باید باور داشته باشد که شهرداری نهاد حکمروایی شهری است و نه ابزار اعمال اراده‌ی سوداگران. به‌نظر می‌رسد دریکی دو دهه‌ی گذشته این سوداگران بودند که شهر را برنامه‌‌ریزی و مدیریت می‌کنند. شهرداران در عمل مجری خواسته‌های سوداگرانه و زودگذر آنان بودند و این شد تهران که دیگر تهران نیست.

پنجم آنکه شهری که در آن نمی‌شود نفس کشید بجای اجرای پل‌های متعدد در آن باید به فکر توسعه‌ی حمل‌ونقل عمومی ریل‌پایه بود. حال این می‌تواند توسعه مترو باشد و یا ریل سبک مانند تراموا. قاعدتاً در بخش حمل‌ونقل خودرو محور نیز حمل‌ونقل اتوبوس‌های عمومی باید اولویت داشته باشد.

ششم شهری که هرروز بیش از پانصد هزار خودرو وارد آن می‌شود و از آن خارج می‌گردد نیازمند مدیریت یک‌پارچه مرکز-حومه ازجمله حمل‌ونقل یکپارچه درون‌شهری و حومه‌ای است. در چنین شهری زندگی حومه‌نشینان مستقل از مرکز نیست. شهردار تهران باید فهم روشنی از مجموعه‌ی شهری تهران؛ یعنی نحوه‌ی زندگی حدود نه میلیون ساکن تهران و ۴/۵ میلیون ساکن پیرامونِ آن و تأثیر و تأثر این سکونت‌گاه‌ها بر یکدیگر داشته باشد. شهر طبقاتی موجود تهران که دقیقه به محله‌های فقیرنشین و غنی نشین تقسیم‌شده، محصول بی‌توجهی به همین مطلب است. شهردار و شورای شهر تهران باید نگران بی‌عدالتی شهری که در تهران موج می‌زند باشند.

هفتم توسعه در این شهر باید مبتنی بر توسعه‌ی حمل‌ونقل عمومی با تأکید بر ریل (TOD) باشد. به‌عبارت‌دیگر توسعه‌ی شهر باید ریل‌پایه باشد تا در آن هوای پاک، سلامت، ارزانی، ایمنی و شادی و رضایتمندی عمومی قابل استحصال باشد.

هشتم آنکه امکان انتقال مراکز لجستیکی، انبارها و خدماتی ازاین‌دست به بیرون شهر وجود دارد. با این اقدام هم می‌توان ورود ترابری سنگین به شهر را کاهش داد و هم با استفاده از اراضی‌ای که از این رهگذر آزاد می‌شوند سطوح خدماتی شهر را که تهران از فقر آن در رنج است تأمین کرد.

نهم نهایتاً هزینه شهر از جیب مردم پرداخت می‌شود. شهردار باید شهر را اقتصادی اداره کند. ازیک‌طرف باید هزینه شهرداری را تا حد ممکن کاهش دهد و از طرف دیگر هر که بامش بیش برفش بیشتر. گفته می‌شود که تعداد کارکنان شهرداری چندین برابر سازمان مصوب آن هست. قاعدتاً باید چاره‌ای برای این موضوع داشت. در همین ارتباط، شهردار وظیفه‌ی ارتقای دانش بدنه‌ی مدیریتی شهرداری و ظرفیت‌سازی در حوزه‌ی منابع انسانی برای پذیرش مأموریت‌ها توسط نسل جوان است.

دهم آنکه شهر تهران در برابر سوانح به‌ویژه زلزله آسیب‌پذیر است. بحث داشتن اندیشه‌ای برای مدیریت بحران در کلان‌شهر تهران غیرقابل فراموشی است.

البته می‌توان به این سیاهه افزود. لیکن به‌هرروی، من به‌عنوان وزیر راه‌وشهرسازی از شهردار آینده‌ی تهران مشروط بر آن‌که این فهم را از شهر داشته باشد و نخواهد شهرفروشی کند و این سیاست‌ها را پیاده کند حمایت خواهم کرد. بامید اینکه شاهد اصلاح مسیر مدیریت شهرداری به جاده اصلی و افتادن بر روی ریل درست باشیم.

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تین نیوز در وب منتشر خواهد شد.

  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.

  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.

  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.

آخرین عناوین پربازدیدترین پربحث ترین
معرفی کتاب معرفی نشریه حمل ونقل روزنامه تین