◄ روز بدون خودرو؛ از بخشنامه تا واقعیت / شرط موفقیت روز بدون خودرو چیست؟
حسین قاسمی نژاد در تحلیل سیاست کاهش استفاده از خودروهای شخصی، بر ضرورت الگوسازی رفتاری در مدیران و محدود کردن تردد خودروهای دولتی تأکید کرد. وی افزود که هدف باید کاهش سفرهای تکسرنشین و سفرهای غیرضروری باشد.
ابلاغ دستور رئیس جمهور محترم برای کاهش استفاده کارکنان دستگاه های اجرایی از خودروهای شخصی و اختصاص یک روز در هفته به عنوان «روز بدون خودرو»، در نگاه نخست اقدامی مثبت و قابل دفاع است؛ اقدامی که اگر درست اجرا شود، می تواند علاوه بر کاهش ترافیک و آلودگی هوا، به ترویج فرهنگ استفاده از حمل ونقل عمومی و مدیریت سفرهای درون شهری کمک کند.
اما یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا صرفا با ابلاغ یک بخشنامه می توان رفتار سفر میلیون ها شهروند را تغییر داد؟ تجربه نشان داده است که پاسخ این پرسش منفی است. فرهنگ از بالا آغاز می شود اولین و مهم ترین مسئله، الگو بودن مدیران و مسئولان است. نمی توان از کارکنان انتظار داشت که خودروهای شخصی خود را کنار بگذارند، اما در همان مجموعه، مدیران و مسئولان به این سیاست پایبند نباشند. فرهنگ سازمانی از بالا شکل می گیرد. وقتی کارمند، اجرای یک دستور را در رفتار مدیر خود مشاهده نکند، طبیعی است که انگیزه و باور لازم برای اجرای آن در سطح کارکنان نیز کاهش پیدا کند.
اگر قرار است «روز بدون خودرو» جدی باشد، باید از مدیران آغاز شود؛ نه اینکه صرفا نام کارکنان در فهرست اجرای طرح قرار گیرد. موضوع فقط خودروهای شخصی نیست. خودروهای دولتی نیز باید مشمول سیاست مدیریت تردد باشند. نمی توان از کارمند خواست با خودروی شخصی به محل کار نیاید، اما خودروهای دولتی بدون ضرورت ماموریتی، بعد از ساعات اداری در سطح شهر تردد داشته باشند. ضروری است تردد خودروهای دولتی پس از پایان ساعات اداری به موارد ضروری، مأموریتی و عملیاتی محدود و تردد آنها قابل ثبت و نظارت باشد. این اقدام علاوه بر کنترل هزینه ها، پیام روشنی درباره جدی بودن سیاست مدیریت سفر در دستگاه های اجرایی خواهد داشت.
نگاه تخصصی در حمل و نقل شهری سال هاست از «ممنوعیت خودرو» فراتر رفته و به سمت مدیریت تقاضای سفر حرکت کرده است. هدف اصلی نباید فقط این باشد که یک روز خودروها را از خیابان حذف کنیم؛ هدف باید این باشد که سفرهای غیرضروری و سفرهای تک سرنشین کاهش پیدا کند، سفرها در زمان مناسب توزیع شوند و شهروندان برای انتخاب شیوه های حمل ونقل عمومی انگیزه و امکان واقعی داشته باشند.
از این منظر، «روز بدون خودرو» تنها یکی از ابزارهاست، نه تمام راه حل. حتی در بسیاری از موارد، یک سیاست هوشمندانه تر مانند دورکاری، شناورسازی ساعت ورود و خروج کارکنان، تجمیع سفرهای کاری و استفاده از سرویس های سازمانی می تواند بیش از یک روز نمادین، در کاهش سفرهای روزانه و به ویژه سفرهای ساعات اوج اثرگذار باشد. روز بدون خودرو زمانی معنا پیدا می کند که شهروند گزینه مناسبی برای جایگزین کردن خودروی شخصی داشته باشد. اتوبوس و مترو باید در دسترس، منظم، ایمن، سریع و متناسب با حجم سفرهای روزانه باشند. نمی توان بدون فراهم کردن بستر مناسب، از مردم خواست خودروی شخصی را کنار بگذارند و انتظار داشت سیاست مورد نظر به نتیجه برسد.
اگر کارمند برای رسیدن به محل کار مجبور باشد چند وسیله نقلیه را با فاصله زمانی زیاد تعویض کند، زمان قابل توجهی در مسیر صرف کند یا با ازدحام شدید مواجه شود، «روز بدون خودرو» برای او به یک انتخاب منطقی تبدیل نخواهد شد. از این رو، توسعه حمل ونقل عمومی باید همراه با اتصال مناسب مترو، اتوبوس، تاکسی، پیاده روی و سایر شیوه های حمل ونقل دنبال شود. حتی دسترسی مناسب از محل سکونت تا ایستگاه مترو یا اتوبوس می تواند در تصمیم فرد برای کنار گذاشتن خودروی شخصی تعیین کننده باشد. هدف سیاست حمل ونقل باید کاهش سفرهای غیرضروری، کاهش سفرهای تک سرنشین و افزایش سهم حمل ونقل عمومی باشد، اگر روز بدون خودرو صرفاً به یک روز مشخص، چند عکس، چند خبر و چند پیام مناسبتی محدود شود، نمی توان انتظار داشت تأثیر پایداری بر الگوی سفر شهروندان داشته باشد.
چنین رویکردی، طرح را از یک سیاست واقعی مدیریت ترافیک به یک اقدام نمادین و نمایشی تبدیل می کند. روز بدون خودرو باید قابل اندازه گیری و ارزیابی باشد. باید مشخص شود چه میزان از سفرهای خودروی شخصی کارکنان کاهش یافته، چه تعداد از کارکنان از حمل ونقل عمومی استفاده کرده اند، میزان سفرهای تک سرنشین چقدر کاهش یافته و آیا در نتیجه اجرای طرح، تغییری در ترافیک، مصرف سوخت و آلودگی هوا ایجاد شده است یا خیر.
بخشنامه کافی نیست در نهایت، اگر هدف، تغییر رفتار سفر است، باید به جای تمرکز صرف بر «بخشنامه»، مجموعه ای از اقدامات همزمان دنبال شود: مدیران خود پیشگام باشند، تردد خودروهای دولتی مدیریت شود، حمل ونقل عمومی تقویت شود، امکان دورکاری و ساعت کاری شناور مورد استفاده قرار گیرد، سفرهای تک سرنشین کاهش یابد و اجرای طرح نیز با شاخص های مشخص مورد ارزیابی قرار گیرد. «روز بدون خودرو» اگر به یک اقدام واقعی، مستمر و قابل ارزیابی تبدیل شود، می تواند آغاز یک تغییر فرهنگی مهم باشد؛ اما اگر تنها در حد یک ابلاغیه و اجرای مناسبتی باقی بماند، تجربه نشان داده است که خیلی زود به همان چیزی تبدیل خواهد شد که جامعه از بسیاری از طرح های مشابه به یاد دارد: یک روز بدون خودرو روی کاغذ، و خودروهای بیشتر در خیابان های شهر.
حسین قاسمی نژاد -کارشناس ارشد ایمنی و ترافیک