◄ تاسیس شرکت قطارهای حومهای ماموریتی پیچیدهتر از راهاندازی رجا
دکتر مهرداد تقیزاده کارشناس حمل و نقل با تأکید بر ضرورت راهاندازی شرکت قطارهای حومهای، معتقد است این مأموریت به دلیل حساسیت زمانی بالا، ضرورت حرکت منظم قطارها و همزمانی با تردد قطارهای باری و بینشهری، از راهاندازی شرکت رجا نیز پیچیدهتر است. به گفته او، موفقیت این طرح مستلزم طراحی ساختار عملیاتی دقیق و انتخاب مدیرانی توانمند و توسعهگراست.
راهاندازی شرکت قطارهای حومهای، ایدهای درست و ضروری برای توسعه حملونقل ریلی کشور است؛ ایدهای که با وجود تصویب در سالهای گذشته، هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. به اعتقاد من، تأخیر در راهاندازی این شرکت را باید جدی گرفت، اما مهمتر از اصل تأخیر، درک پیچیدگیهای مدیریتی و عملیاتی این مأموریت است. ایجاد یک شرکت جدید بهتنهایی مسئله را حل نمیکند؛ موفقیت این ساختار به انتخاب مدیران توانمند، طراحی مدل بهرهبرداری و شناخت دقیق الزامات قطارهای حومهای وابسته است.
دکتر مهرداد تقی زاده افزود: در حدود سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، موضوع ایجاد شرکتی برای ساماندهی قطارهای حومهای در مجموعه راهآهن مطرح و تصویب شد. این تصمیم بر مبنای بررسی تجربه چند کشور اتخاذ شده بود؛ بررسیهایی که نشان میداد در بسیاری از کشورها، مسئولیت اصلی قطارهای حومهای بر عهده ساختاری وابسته به راهآهن است، هرچند شهرداریها و نهادهای محلی نیز میتوانند در تأمین مالی، سرمایهگذاری و تصمیمگیری مشارکت داشته باشند.
با این حال، تا امروز این شرکت عملاً شکل نگرفته است؛ نه ساختار اجرایی آن مستقر شده، نه مدیرعامل و هیئتمدیرهای برای آن تعیین شده و نه فعالیت عملیاتی مشخصی آغاز شده است. البته این تأخیر نباید بهانهای برای کنار گذاشتن ایده باشد. برعکس، باید پذیرفت که راهاندازی چنین شرکتی به بررسی دقیقتر و آمادگی بیشتری نیاز دارد.
قطار حومهای؛ ترکیبی از دقت مترو و پیچیدگی شبکه راهآهن
معاون اسبق حمل و نقل وزارت راه و شهرسازی ادامه داد: نخستین ویژگی قطارهای حومهای، حساسیت بسیار بالای آنها به زمان است. مسافر قطار حومهای معمولاً برای رسیدن به محل کار، دانشگاه یا سایر فعالیتهای روزمره خود برنامهریزی میکند. در سفرهای طولانی، گاهی تأخیر یک یا دو ساعته، هرچند نامطلوب، ممکن است با توجه به طول مسیر قابلتحمل باشد؛ اما در قطار حومهای، حتی چند دقیقه تأخیر میتواند برنامه روزانه مسافر را مختل کند.
وی افزود: از این منظر، عملکرد قطار حومهای باید به مترو نزدیک باشد: حرکت منظم، فاصله زمانی کوتاه میان قطارها، توقفهای کنترلشده و امکان جابهجایی مسافر از ساعات ابتدایی صبح تا ساعات پایانی شب. البته با کاهش تقاضا در ساعات کمتردد، میتوان فاصله حرکت قطارها را افزایش داد؛ اما استمرار خدمترسانی تا ساعات دیرهنگام، برای جلب اعتماد مسافران ضروری است.
این سطح از دقت، بدون نیروی انسانی آموزشدیده، نظام بهرهبرداری منسجم و انضباط عملیاتی امکانپذیر نیست. اگر مسافران چند بار به دلیل تأخیر یا بینظمی از قطار حومهای جا بمانند یا بهموقع به مقصد نرسند، بهتدریج به استفاده از خودروی شخصی بازمیگردند. در نتیجه، حتی سرمایهگذاری سنگین در ناوگان و زیرساخت نیز لزوماً به جذب مسافر منجر نخواهد شد.
پیچیدگی دوم به ماهیت شبکه ریلی کشور بازمیگردد. بسیاری از قطارهای حومهای باید از خطوطی استفاده کنند که قطارهای باری و مسافری بینشهری نیز در آنها تردد دارند. بنابراین، شرکت قطارهای حومهای باید بتواند برنامه حرکت خود را با برنامه سیر قطارهای راهآهن هماهنگ کند؛ بهگونهای که نه حرکت قطارهای حومهای مختل شود و نه برنامه قطارهای بینشهری و باری به هم بریزد.
این مسئله، مدیریت قطارهای حومهای را حتی از برخی جهات پیچیدهتر از مترو میکند؛ زیرا مترو عمدتاً در شبکهای مستقل فعالیت میکند، اما قطار حومهای در بسیاری از مسیرها با محدودیتها و الزامات شبکه مشترک روبهرو است.
در برخی کشورها، برای حل این مسئله، مراکز فرماندهی و کنترل حرکت قطارهای حومهای از قطارهای بینشهری تفکیک شدهاند؛ بهطوریکه هر مجموعه اختیار عملیاتی مشخصی بر قطارهای تحت مسئولیت خود دارد، اما دو سامانه همچنان با یکدیگر هماهنگ هستند. بررسی چنین الگوهایی میتواند برای طراحی ساختار بهرهبرداری در ایران مفید باشد.
تقی زاده تصریح کرد: در مقابل، یکی از مزیتهای قطار حومهای، کوتاه بودن زمان سفر است. در بسیاری از مسیرها، نیازی به ارائه خدمات گستردهای مانند پذیرایی یا امکانات موردنیاز سفرهای طولانی وجود ندارد. بنابراین، میتوان با تمرکز بر سرعت، نظم، ظرفیت و کیفیت جابهجایی، ساختاری متناسب با ماهیت این خدمات طراحی کرد.
تجربه رجا و ضرورت انتخاب مدیران توسعهگرا
وی افزود: برای درک اهمیت مدیریت در این پروژه، میتوان به تجربه راهاندازی شرکت رجا اشاره کرد. من بهعنوان نخستین مدیرعامل و از بنیانگذاران این شرکت، از نزدیک با دشواریهای شکلدادن به یک ساختار جدید در صنعت ریلی آشنا هستم. در آن زمان، راهاندازی رجا از چنان اهمیتی برخوردار بود که انتخاب مدیرعامل آن با حساسیت ویژهای دنبال شد و حدود دو سال طول کشید تا این مسئولیت به من سپرده شود.
تقی زاده عنوان کرد: پس از آن نیز مدیرانی مانند دکتر پورسیدآقایی در توسعه این مجموعه نقش داشتند. تجربه رجا نشان داد که شکلگیری یک شرکت حملونقلی، تنها با تصویب ساختار سازمانی و تعیین مسئولان به نتیجه نمیرسد؛ بلکه به تیمی نیاز دارد که بتواند سازمان را از مرحله طراحی و تأسیس به مرحله بهرهبرداری پایدار برساند، فرایندها را توسعه دهد و کیفیت خدمات را ارتقا بخشد.
با این حال، معتقدم راهاندازی و اداره شرکت قطارهای حومهای از راهاندازی شرکت رجا نیز دشوارتر است. در رجا، بخش مهمی از مأموریت بر سازماندهی خدمات مسافری و توسعه فعالیتهای مرتبط متمرکز بود؛ اما در قطارهای حومهای، علاوه بر مدیریت مسافر و برنامه حرکت، باید هماهنگی پیچیده با شبکه مشترک ریلی، تردد پرتعداد، فاصله زمانی کوتاه حرکت قطارها و حساسیت بالای مسافران به تأخیر نیز مدیریت شود.
از این رو، نمیتوان مسئولیت چنین شرکتی را به مدیری سپرد که صرفاً سابقه اجرایی در راهآهن دارد. این مأموریت به مدیرانی توسعهگرا، دارای قدرت طراحی سازمان، شناخت بهرهبرداری ریلی، توان هماهنگی میان دستگاهها و درک دقیق از نیازهای مسافران احتیاج دارد. حتی باید در انتخاب مدیران این شرکت، به سراغ افرادی رفت که از نظر توان راهاندازی و توسعه کسبوکار، تجربه و ظرفیت بیشتری از مدیران موفق پروژههای مشابه داشته باشند.
جمعبندی من این است که قطارهای حومهای را نباید پروژهای ساده و اداری تلقی کرد. راهاندازی این شرکت باید با شناخت پیچیدگیهای فنی و مدیریتی، طراحی ساختار عملیاتی متناسب و انتخاب یک تیم حرفهای آغاز شود. نخستین تجربه موفق یا ناموفق این شرکت، بر نگاه مدیران و افکار عمومی به آینده قطارهای حومهای اثر خواهد گذاشت. اگر این ساختار از ابتدا با تیمی توانمند و برنامهای واقعبینانه شکل بگیرد، میتواند به توسعه حملونقل ریلی حومهای کمک کند؛ اما شروع شتابزده و بدون توجه به الزامات آن، خطر بیاعتمادی مسافران و تضعیف ایدهای را به همراه دارد که برای آینده حملونقل شهری و منطقهای کشور اهمیت فراوانی دارد.