| کد خبر ۳۲۵۰۵۷
کپی شد

◄ دیکامیشنینگ چیست و چرا آینده دریایی ایران به آن وابسته است؟

دی کامیشنینگ یا برچیدن تأسیسات فراساحلی دیگر صرفاً به معنای خاموش کردن و اتمام فعالیت یک سکو نیست؛ بلکه یک پروژه کامل مهندسی است که از ارزیابی سازه، ایمنی و محیط زیست شروع می شود و تا قطع اتصالات، جداسازی تجهیزات، آزادسازی جکت از شمع ها، برداشتن در زیرآب، حمل، بازیافت یا تعیین تکلیف اجزا تشکیل دهنده ادامه پیدا می کند.

دیکامیشنینگ چیست و چرا آینده دریایی ایران به آن وابسته است؟
تین نیوز |

بحث برچیدن سازه های فراساحلی در ایران را نباید فقط از این زاویه دید که «یک میدان تمام شده و حالا باید سکو را جمع کنیم». موضوع خیلی بزرگ تر از این است. بخشی از سکوهای نفت و گاز خلیج فارس سال هاست در دریا کار می کنند و با افزایش سن سازه، خوردگی، خستگی، فرسودگی تجهیزات و محدود شدن عمر اقتصادی میدان، بالاخره باید درباره آینده آن ها تصمیم گرفته شود. این تصمیم می تواند ادامه بهره برداری و افزایش عمر باشد، می تواند مقاوم سازی باشد، می تواند برداشت کامل یا جزئی باشد و حتی می تواند تغییر کاربری و استفاده مجدد باشد.

از طرف دیگر، برای ایران فقط بحث پایان عمر اقتصادی مطرح نیست؛ بحث ایمنی، ریسک و امنیت زیرساخت های دریایی هم اهمیت دارد. تجربه تاریخی خلیج فارس نشان داده که سکوهای نفتی صرفاً سازه های صنعتی معمولی نیستند و در شرایط بحران و درگیری می توانند در معرض آسیب قرار بگیرند. بنابراین وقتی یک سازه قدیمی دیگر ارزش اقتصادی قابل توجهی ندارد اما همچنان یک جرم بزرگ فولادی، تجهیزات، خطوط و تأسیسات زیرآبی را در دریا نگه داشته است، باید از سال ها قبل برای آینده آن تصمیم گیری شود. در نتیجه، برچیدن را باید بخشی از مدیریت چرخه عمر، ریسک، ایمنی و محیط زیست زیرساخت های فراساحلی کشور دانست، نه صرفاً پروژه ای برای جمع کردن یک سکوی قدیمی که الزام به برداشت آن داریم.

شروع بهتر است از اینجا باشد! خود عملیات برداشت چگونه انجام می شود؟

از دید یک عملیات و پروسه مهندسی، برداشت یک جکت تقریباً یک نصب معکوس یا فرایند نصب ولی از انتها به ابتدا است است؛ یعنی همان فرآیند نصب، اما این بار در جهت معکوس.

ابتدا وضعیت سازه بررسی می شود؛ میزان خوردگی، خستگی و چرخه های آن، وزن واقعی، ظرفیت و قابلیت انتقال یا تحمل بار اعضا، چگونگی اتصال شمع به جکت ، شرایط بستر و رفتار خاک یا برهم کنش بین خاک - سازه باید مشخص شود. بعد تجهیزات بالای سکو و بخش های لازم جدا می شوند و عملیات زیرآبی شامل بررسی با استفاده از ROV و نیز برش با تجهیزات انجام می شود.

در مرحله بعد، اتصال جکت به شمع ها باید  آزاد شود. با توجه به ابعاد، وزن و ظرفیت تجهیزات دریایی، چند سناریو قابل بررسی است. اگر وزن و شرایط اجازه بدهد، جکت می تواند به صورت یکپارچه یا لیفت مجزا توسط شناورهای مجهز به جرثقیل های سنگین برداشته شود. در شرایطی که وزن یا محدودیت جرثقیل اجازه ندهد، سازه به چند بخش تقسیم شده و به صورت تکه تکه خارج می شود و قطعات روی بارج منتقل می شوند.

بعد از انتقال به ساحل، اجزا می توانند برای بازیافت، استفاده مجدد یا تعیین تکلیف شوند و در پایان نیز وضعیت شمع ها، قطعات باقی مانده و بستر دریا باید بررسی و پاکسازی شود.

نکته مهم اینجاست که برداشت کامل همیشه بهترین گزینه نیست. متناسب با هر سازه و سکو باید ، افزایش طول عمر مقاوم سازی، برچیدن بخشی از سازه ، استفاده مجدد و تغییر کاربری دادن با هدف کاربری جدید نیز در کنار فرایند و تصمیم برچیدن کامل بررسی شوند. یعنی قبل از اینکه بگوییم «این سکو باید برداشته شود»، باید بپرسیم کدام گزینه از نظر فنی، اقتصادی، محیط زیستی و HSE منطقی تر است؟

سوال و کنش و منطق مهندسی بعدی آن است آیا بعد از پایان عمر، فقط باید سکو را برداریم؟

چرا وقتی عمر تولیدی یک سکو تمام شد، اولین سؤال ما این باشد که:

«چطور آن را از دریا خارج کنیم؟»

شاید سؤال مهم تر این باشد:

«آیا می توانیم به آن یک عمر دوم بدهیم؟»

امروز در مطالعات مختلف، استفاده مجدد از زیرساخت های قدیمی نفت و گاز برای کاربری های جدید مورد توجه قرار گرفته است؛ از انرژی های تجدیدپذیر گرفته تا تحقیقات دریایی، آبزی پروری، پایش محیط زیست

برای ایران هم می توان به صورت مفهومی و در افق دید ایده آل گرایانه به یک جکت قدیمی، به عنوان پایگاه تحقیقاتی دریایی، ایستگاه جمع آوری اطلاعات موج، باد و جریان، مرکز پایش محیط زیست دریایی، ایستگاه مخابرات و رادیویی، پایگاه لجستیکی و در شرایط مناسب حتی یک مرکز گردشگری دریایی یا هتل فراساحلی فکر کرد.

البته این به آن معنا نیست که هر سکوی قدیمی را می توان مستقیماً تبدیل به هتل یا مرکز تحقیقاتی کرد. ابتدا باید ازامات سازه ای و فنی و مهندسی چند وجهی مانند بررسی ظرفیت سازه، خوردگی، خستگی، وضعیت شمع - سازه، چگونگی دسترسی، بارهای . بارگذاری های جدید، ایمنی، هزینه بازسازی و شرایط محیطی با هدف و دید چند معیاره بررسی شود.

کنش بعدی اینجاست ترند تقاضای جهانی توربین های باد فراساحلی و کارایی جکت های دریایی چیست؟ چرا Decommissioning در آینده مهم تر می شود؟ آن هم در ایرانتا اینجا درباره برچیدن سکوهای نفت و گاز و این صحبت کردیم که پایان عمر تولیدی یک سازه الزاماً به معنی پایان عمر خود سازه نیست. اما یک سؤال دیگر وجود دارد: آیا این مسئله فقط مختص صنعت نفت و گاز است؟

خیر. صنعت توربین های بادی فراساحلی هم با همین موضوع روبه روست. امروزه در بسیاری از مزارع بادی فراساحلی، توربین ها روی سازه های ثابت متصل به بستر دریا نصب می شوند که یکی از انواع مهم آن ها، سازه های جکت است. بنابراین با توسعه این صنعت، موضوع پایان عمر توربین ها، ارزیابی فونداسیون ها، برداشت تجهیزات و تصمیم گیری درباره آینده زیرساخت ها نیز اهمیت پیدا می کند.

تاسیسات فراساحل

به دلایل مختلفی ممکن است یک مزرعه بادی فراساحلی به مرحله Decommissioning برسد؛ برای مثال:

۱_ پایان عمر طراحی: عمر طراحی بسیاری از توربین های بادی فراساحلی حدود ۲۰ تا ۲۵ سال است؛ اما ممکن است عمر توربین و فونداسیون آن یکسان نباشد و هرکدام به ارزیابی جداگانه نیاز داشته باشند.

۲_ پیشرفت فناوری و نوسازی: با بزرگ تر شدن توربین ها و افزایش ظرفیت آن ها، ممکن است تعویض یا نوسازی توربین های قدیمی مطرح شود؛ اما سازه و فونداسیون موجود لزوماً برای توربین جدید مناسب نیستند.

۳_ آسیب و فرسودگی سازه: خوردگی، خستگی ناشی از بارهای تکراری باد و موج و آب شستگی اطراف فونداسیون می توانند هزینه تعمیر و نگهداری را افزایش دهند و ادامه بهره برداری را با چالش مواجه کنند.

۴_ تغییر شرایط اقتصادی و قانونی: پایان مجوز بهره برداری، افزایش هزینه های نگهداری یا تغییر شرایط اقتصادی و محیط زیستی نیز ممکن است تصمیم به ادامه کار، نوسازی یا برچیدن سازه را تحت تأثیر قرار دهد.

در نتیجه، پایان عمر یک مزرعه بادی الزاماً به معنی برداشت فوری تمام سازه ها نیست. سه مسیر اصلی پیش روی بهره بردار قرار دارد: افزایش عمر، نوسازی و جایگزینی تجهیزات، یا برچیدن و جمع آوری.

به طور عادی، جابه جایی یک مزرعه بادی فراساحلی به صورت یک مجموعه کامل، پروسه معمولی صنعت نیست و شرایط ویژه ای به شمار می رود. آنچه بیشتر مطرح است، برداشت توربین ها و اجزای سازه ای، انتقال آن ها به ساحل یا محل دیگری، نوسازی در همان محدوده دریایی یا در برخی موارد کنار گذاشتن سایت و توسعه پروژه ای جدید است.

البته برداشت توربین، برداشت فونداسیون و جابه جایی تجهیزات سه عملیات یکسان نیستند. ممکن است توربین از برج جدا شود، اما جکت و شمع ها در بستر باقی بمانند؛ یا در یک پروژه، برداشت کامل فونداسیون نیز لازم باشد. انتخاب روش به شرایط سازه، مقررات، بستر دریا، تجهیزات دریایی و هزینه عملیات بستگی دارد

اما موضوع پایان عمر در صنعت باد فراساحلی دیگر صرفاً یک مسئله آینده و دوردست نیست. در سال های اخیر، نهادهای تخصصی بین المللی نیز بر ضرورت برنامه ریزی برای کل چرخه عمر این زیرساخت ها تأکید کرده اند؛ از افزایش عمر و نوسازی گرفته تا برچیدن ایمن، بازیافت مواد و استفاده مجدد از اجزا.

برای نمونه، مجمع جهانی باد فراساحلی کمیته تخصصی پایان عمر را با هدف توسعه رویکردهای ایمن تر و پایدارتر برای مدیریت پایان عمر زیرساخت های این صنعت ایجاد کرده است. این موضوع نشان می دهد که برنامه ریزی برای پایان عمر باید از مراحل طراحی و توسعه پروژه در نظر گرفته شود، نه اینکه پس از فرسوده شدن سازه تازه به فکر آن بیفتیم.

سوال و کنش آخر اینجاست که این بحث برای ایران چه اهمیتی دارد؟

در ایران نیز مطالعات علمی، ظرفیت باد فراساحلی در خلیج فارس و اطراف برخی جزایر ایرانی را بررسی کرده اند؛ هرچند این موضوع به معنی توسعه گسترده و عملیاتی مزارع بادی فراساحلی در کشور نیست

اما اگر قرار است این صنعت در آینده توسعه پیدا کند، منطقی است که از همان ابتدا فقط به انتخاب محل، طراحی جکت، نصب توربین و تولید برق فکر نکنیم. باید از ابتدا بپرسیم: ین سازه چند سال کار خواهد کرد؟ چگونه بازرسی و تعمیر می شود؟ در صورت نوسازی چه اجزایی قابلیت استفاده مجدد دارند؟ و در پایان عمر، برداشت و تعیین تکلیف آن ها با چه هزینه و روشی انجام خواهد شد؟

اهمیت Decommissioning دقیقاً همین جاست: این موضوع صرفاً یک عملیات در انتهای عمر پروژه نیست؛ بخشی از مهندسی چرخه عمر سازه های فراساحلی است که باید از ابتدای طراحی و برنامه ریزی مورد توجه قرار بگیرد.

در نهایت، چه به دلیل پایان ذخایر یک میدان نفت و گاز، چه به دلیل نیاز به نصب سکوی فشارافزا، جایگزینی یا ارتقای تأسیسات، پایان عمر مفید سازه، آسیب دیدگی بر اثر خوردگی و خستگی یا حتی حوادثی مانند انفجار و حملات موشکی و پهپادی، ممکن است ادامه بهره برداری از یک سکو دیگر امکان پذیر یا از نظر اقتصادی توجیه پذیر نباشد. در چنین شرایطی، باید درباره آینده آن تصمیم گرفت؛ تصمیمی که لزوماً به معنی برچیدن کامل سکو نیست و می تواند بررسی امکان تعمیر، تغییر کاربری و استفاده مجدد از آن برای اهدافی مانند پایگاه جمع آوری داده های دریایی، ایستگاه پایش محیط زیست یا حتی گردشگری دریایی را نیز دربر بگیرد.

از سوی دیگر، اگر در آینده توسعه انرژی های تجدیدپذیر و به ویژه انرژی باد فراساحلی با فونداسیون های جکتی به یکی از مسیرهای بهره برداری از ظرفیت های دریایی ایران تبدیل شود، موضوع دیکامیشنینگ اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. در آن صورت، همان طور که نصب سکوهای فشارافزا و توسعه تأسیسات دریایی می توانند زمینه ساز پروژه های مهندسی باشند، برچیدن، ارزیابی عمر باقیمانده و تغییر کاربری سازه های فراساحلی نیز می تواند به حوزه ای جدی برای تحقیق و پژوهش، تعریف پروژه های تخصصی و شکل گیری فرصت های جدید در بازار مهندسی دریایی کشور تبدیل شود.

5924784574997139479(1)

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.