◄ طنز | کرایه کامیون؛ نوسانی که از جاده نمی آید، از دلار و بخشنامه می آید
کرایه کامیون نه بر اساس یک بازار پایدار، بلکه بر اساس مسابقه ای بین تورم، بخشنامه و دلالی تعیین می شود. در این مسابقه همه برنده اند؛ به جز کسی که پشت فرمان نشسته و باید با کرایه دیروز، لاستیک امروز بخرد.
کرایه حمل بار در ایران مثل دماسنجی است که به جای دما، اعصاب راننده را نشان می دهد: یک روز روی عدد «صبر کن»، یک روز روی «ببخشید، اشتباه شد» و روز بعد یک دفعه می پرد روی «یا الله!»
ماجرا ساده است. از یک طرف، هزینه سوخت و تعمیرات و لاستیک و قطعات یدکی با دلار مسابقه دو می دهند؛ از طرف دیگر، کرایه با متانت یک کارمند بازنشسته، روی صندلی خودش نشسته و می گوید: «من که کاری ندارم، بقیه جلو بروند.» بعد که همه فکر می کنند اوضاع آرام است، کرایه یک باره از جا می پرد و همه می پرسند: «چه شد؟» جواب: هیچ چیز؛ فقط هزینه ها رفته بودند قهوه بخورند و کرایه تازه داشت خودش را به آن ها می رساند.
دولت هم تن کیلومتر را دستوری تعیین می کند، انگار کامیون با «اراده معطوف به قیمت» حرکت می کند، نه با گازوئیل. در همین حال، مازاد ناوگان باعث می شود سه کامیون برای یک بار صف بکشند و دلال بار با لبخند پدرانه بگوید:
«داداش، نوبتت می شود؛ فقط کرایه را خودت می دانی!»
راننده هم چون قسط، تعمیرگاه و لاستیک منتظرند، می گوید:
«باشد؛ فقط زودتر بار بده، من تا شب باید همه کرایه را خرج کنم، هم ماشین را، هم آینده خانواده ام را ! »
فرسودگی ناوگان هم داستان خودش را دارد: بیش از ۸۰ درصد کامیون های نیمه سنگین تهران فرسوده اند؛ یعنی هر سفر هم یک سفر کاری است و هم یک آزمون عملی مکانیک. کمبود گازوئیل و محدودیت جایگاه ها هم اضافه شده، تا راننده هم مسیر را حساب کند، هم سوخت را، هم قسط را، هم کرایه ای که هنوز معلوم نیست امروز ثابت می ماند یا فردا جهش می کند.
و نتیجه؟
کرایه کامیون نه بر اساس یک بازار پایدار، بلکه بر اساس مسابقه ای بین تورم، بخشنامه و دلالی تعیین می شود. در این مسابقه همه برنده اند؛ به جز کسی که پشت فرمان نشسته و باید با کرایه دیروز، لاستیک امروز بخرد.
خلاصه اینکه، اگر روزی کرایه کامیون ثبات پیدا کرد، اول باید از خودمان بپرسیم: «نکند دلار خوابش برده؟»