تنگه هرمز: از انسداد لجستیکی تا آتش در بازار جهانی فلزات
صنعت فولاد جهان از بحران مصون نمانده است. هند به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان، با کاهش ۵۰ درصدی تولید در برخی کارخانه های کوچک مواجه شده است..
در حالی که قیمت پایه آلومینیوم در LME به حدود ۳۴۵۰ دلار در هر تن رسیده است، پریمیوم بازار فیزیکی در اروپا به ۴۲۰ دلار در هر تن و در بازار غرب میانه آمریکا به رکورد ۲۴۰۰ دلار در هر تن (۱.۰۹ دلار به ازای هر پوند) نزدیک شده است.
این جهش نشان دهنده «گرانی کالای موجود در دسترس» است. خریداران حاضرند تا ۲۴۰۰ دلار اضافه بپردازند تا کالا را همین الان در کارخانه خود ببینند، چون به محموله های خلیج فارس اعتماد ندارند. این وضعیت باعث شکاف بین بازار نقدی و آتی شده و هزینه های نهایی تولیدکنندگان را به شدت افزایش می دهد.
فشار بر بازار روی و تغییر الگوهای تامین کنسانتره
فلز روی، به عنوان چهارمین فلز پرکاربرد صنعتی جهان، نیز درگیر این گرداب شده است. چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده، سالانه حدود ۲۸۰ هزار تن کنسانتره روی از ایران و عمان وارد می کرد. با افزایش ریسک های حمل و نقل از تنگه هرمز، کارخانه های ذوب چین مجبور به تغییر منابع تأمین خود به سمت پرو، قزاقستان و استرالیا شده اند. این تغییر ناگهانی منبع تأمین، به دلیل تفاوت در عیار (درصد خلوص فلز در سنگ معدن) و ناخالصی ها، فرآیند تولید را مختل کرده و تحلیلگران پیش بینی می کنند که این امر می تواند باعث افزایش ۱۵ تا ۲۵ درصدی قیمت ها در کوتاه مدت و ایجاد یک پریمیوم ریسک پایدار ۸ تا ۱۲ درصدی شود.
شوک به بازار فولاد و زغال سنگ
صنعت فولاد جهان نیز از این بحران مصون نمانده است. هند به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان، با کاهش ۵۰ درصدی تولید در برخی کارخانه های کوچک مواجه شده است.همچنین در هند نیز شرکت «هندالکو» فروش محصولات اکسترود شده را متوقف کرده است، زیرا تأمین گاز مورد نیاز برای فرآوری نهایی با مشکل مواجه شده است. علاوه بر این، افزایش قیمت زغال سنگ حرارتی به بالاترین سطح در دو سال گذشته (۱۳۳ دلار در هر تن در اروپا و ۱۲۹.۶۲ دلار در بندر نیوکاسل استرالیا) هزینه های تولید را به شدت افزایش داده است. این افزایش قیمت ناشی از جایگزینی گاز با زغال سنگ در نیروگاه های اروپایی و آسیایی است که خود تأثیری ثانویه از بحران انرژی خاورمیانه محسوب می شود.
از اختلال لجستیکی تا تخریب زیرساخت؛ ورود جنگ به فاز فیزیکی
اگر فاز اول بحران، چالشی در «انتقال» کالاها بود، فاز دوم با هدف قرار گرفتن زیرساخت های تولیدی، به تخریب «خودِ تولید» منجر شده است. حملات اخیر به تأسیسات صنعتی، پارادایم جنگ های اقتصادی را تغییر داده و ضربات را از زنجیره تأمین به قلب کارخانه ها منتقل کرده است.
فرسایش ظرفیت تولید در خلیج فارس
در روز های اخیر حملات به زیرساخت های صنایع معدنی و فلزی ایران صورت گرفته است و ایران در پاسخ به حملات صورت گرفته صنایعی در کشور های امارات و بحرین را هدف قرار داده است. در ادامه به طور خلاصه به جایگاه جهانی کارخانجات مورد اصابت توسط ایران خواهیم پرداخت.
بحرین استیل (Bahrain Steel): این شرکت بزرگ ترین تولیدکننده مستقل گندله آهن در جهان است. گندله (Pellet) محصولی فرآوری شده از سنگ معدن است که به عنوان خوراک اصلی کارخانه های فولادسازی عمل می کند. اختلال در این واحد، تأمین خوراک فولادسازان بزرگ جهان را با خطر جدی مواجه می کند.
بحرین آلومینیوم (ALBA): این مجتمع یکی از سه تولیدکننده بزرگ تک سایتی آلومینیوم در جهان است و حجم تولید آن ۳ برابر کل تولید آلومینیوم ایران می باشد. هدف قرار گرفتن این مجتمع که دارای نیروگاه و بندر اختصاصی است، می تواند عرضه جهانی آلومینیوم را برای ماه ها مختل کند.
امارات استیل (Emirates Steel): این شرکت در کنار فولاد مبارکه اصفهان، یکی از سه ضلع اصلی تولید فولاد در غرب آسیا محسوب به می رود و ستون فقرات صنعت ساختمان منطقه است.
اعلام وضعیت فورس ماژور و توقف تولید
پس از این حملات، شرکت های بزرگ منطقه از جمله «قطالوم قطر» و «آلومینیوم بحرین» وضعیت «فورس ماژور» (Force Majeure) اعلام کرده اند. در حقوق تجارت بین الملل، فورس ماژور به شرایطی گفته می شود که در آن یک طرف قرارداد به دلیل وقوع حوادث غیرقابل پیش بینی (مانند جنگ یا بلایای طبیعی) از انجام تعهدات خود معاف می شود. این اعلامیه به معنای توقف عملی فروش و صادرات است.
پیامدهای راهبردی برای زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی
تخریب زیرساخت ها نشان می دهد که دیگر صرفا مسیرهای دریایی ناامن نیستند، بلکه خود نقاط تولید نیز در معرض خطر هستند. این امر باعث شده است که شرکت های بزرگ جهانی مانند «کره زینک» برای استخراج عناصر خاکی کمیاب از ضایعات مراکز داده با شرکت های فناوری آمریکا مذاکره کنند. این تغییر استراتژی نشان دهنده یک «گریز به جلو» (Forward Escape) است؛ جایی که صنایع برای کاهش وابستگی به معادن و بنادر آسیب پذیر، به سمت بازیافت شهری و زنجیره های تأمین داخلی روی می آورند.
جمع بندی: آینده ای با هزینه های ترانسفورماتیو بالا
داده های بازار و تحولات میدانی نشان می دهند که اقتصاد معدنی جهان وارد یک دوره تلاطم بی سابقه شده است. از یک سو، «اثر شلاقی» ناشی از انسداد تنگه هرمز باعث جهش پریمیوم ها در بورس فلزات لندن و خروج ذخایر استراتژیک از انبارها شده است؛ و از سوی دیگر، آسیب ها و حملات متقابل به زیرساخت ها، ظرفیت مادی تولید را هدف قرار داده است که بازار ها را دچار بحران طولانی تری خواهد کرد.