تین نیوز: همین پارسال پیرارسال بود. به محض اینکه سوار تاکسی میشدیم، زیاد شدن کرایهها گل سر سبد بحثها بود. بعضی وقتها بحث و اختلافنظر بین مسافر و راننده بالا میگرفت و منجربه برخوردهای فیزیکی هم میشد.
مسافرها از افزایش دم عید قیمت کرایهها در سالهای قبل شکایت میکردند و رانندههای ناراضی هم دو دو تا چهارتا نشدن دخلوخرج زندگیشان را با آب وتاب تعریف میکردند. هر مسافری سعی میکرد با کمک بغل دستیاش کرایه فلان مسیر را حدس بزند و برنامهریزی کند سال بعد کدام مسیر را با تاکسی برود و برای صرفهجویی در کدام ایستگاه، سوار اتوبوس شود.
رانندهها هم یک ماه قبل از عید، بدون توجه به اخطارهای مکرر بازرسان تاکسیرانی، یواشکی 25 تومان، 25 تومان قیمتها را زیاد میکردند تا مسافران کمکم به اضافه شدن کرایهها عادت کنند و دعوا نشود اما امسال، افزایش قیمت کرایهها خرق عادت کرد و یقه اتوبوسها را هم گرفت. تهرانیها چند روزی است که بهتزده خبر گران شدن قیمت بلیت اتوبوسها را میشنوند و به همدیگر اطلاع میدهند. خبر دارید قیمت بلیت اتوبوس 50 تومان شده؟ ما هم به میان مردم رفتیم تا بپرسیم و ببینیم با وجود اینکه شورای اسلامی شهر تهران افزایش نرخ بلیت اتوبوسها را تصویب کرده و قرار است از سال بعد اجرا شود اما تهرانیها چه موضعی در برابر این تصمیم بزرگ که دربارهشان گرفته شده دارند؟
خبر دارید قیمت بلیت اتوبوس
50 تومان شده؟
بنفشه.م.ح، 51 ساله خانهدار است. از گران شدن بلیت اتوبوسها خبر ندارد. با شنیدن این سوال چشمهایش گردش غمگینی میکنند و آه بلندی میکشد: «ای بابا ما که خبر نداشتیم. از کی گران شد؟ آخه چرا! مگر ایرادی داشت همه میتوانستند با 20 تومان به مقصدشان برسند.»
وقتی از این خانم خانهدار نظرش را درباره این افزایش قیمت کرایه میپرسم، میگوید: چه نظری میتوانم داشته باشم. وقتی مسئولان قیمتها را زیاد میکنند، مردم مجبورند که بپردازند چون میخواهند زندگی کنند. اگر کرایه را هم نپردازند، مجبورند که پیاده مسیرشان را بروند و این نشدنی است.
از خط ولیعصر- انقلاب پیاده میشوم و سوار خط انقلاب- ولیعصر میشوم. دختر جوانی هم همزمان با من سوار میشود. دوباره میپرسم. خبر دارید قیمت بلیت اتوبوس 50 تومان شده؟»
پانتهآ علیمردانی، دانشجوی سال دوم رشته ادبیات در دانشگاه پیامنور است. از گران شدن قیمت بلیت اتوبوس در سال آینده خبر دارد و این افزایش قیمت را درست و منطقی میداند: «بلیت اتوبوس خیلی ارزان بود. اینقدر ناچیز که پرداخت شدن یا نشدنش فرقی نداشت و خیلی مهم نبود.
برای همین خیلی وقتها رانندهها حتی برای گرفتن بلیت اتوبوس از مسافرانی که در ایستگاههای بین راهی پیاده میشدند، صبر نمیکردند. با افزایش قیمت بلیت اتوبوسها و پرداخت الکترونیکی بهطور قطع وضعیت اتوبوسرانی بهتر میشود. حداقل مسئولان بودجه خوبی برای راهاندازی خطوط پرسرعت در تمام خیابانها بهدست میآورند و میتوانند شهروندان را در انتخاب حملونقل عمومی به خودروهای شخصی تشویق کنند.»
زن مسنی که کنار من و پانتهآ ایستاده پاورچین پاورچین به بحث وارد میشود. خودش را پریوش. ق یکی از فامیلهای دکتر قریب معرفی میکند و چند دقیقه به تعریف از خانوادهاش میپردازد. 65 سال دارد و بازنشسته وزارت
آموزش وپرورش است.
از صحبتهای ما فهمیده که قرار است از سال بعد قیمت بلیت اتوبوس 50 تومان شود: «به نظرم مردم کمی بیانصاف هستند. به هیچ وجه حاضر نیستند کوچکترین هزینهای در قبال دریافت خدمات بپردازند. بعضی وقتها در همین اتوبوس، آدمهایی را میبینم که از سر و وضعشان مشخص است مشکل مالی ندارند اما حاضر نیستند برای سوار شدن در ایستگاهی و پیاده شدن در ایستگاه بعد حتی یک بلیت بدهند. در مقابل آدمهای با وجدانی را هم میبینم که برای فاصله یک ایستگاه دو بلیت میدهند و کلی از راننده تشکر میکنند. درست است زیاد شدن یک شبه قیمت بلیت اتوبوسها آن هم
30 تومان ناگهانی بوده و خیلیها را متعجب کرده اما مردم نمیتوانند در مقابل پرداخت هزینه اندک، توقع دریافت امکانات خوب داشته باشند. این منصفانه نیست. اگر مسئولان شهرداری پول بلیتهای
50 تومانی را کامل بگیرند و وضعیت اتوبوسها را چه از نظر سرعت رفتوآمد و چه از نظر کیفیت، مطلوبتر کنند، مردم اعتراضی نخواهند کرد اما عکس این موضوع چیزی جز بدگمانی و اعتراض به همراه ندارد.» اینبار خط را عوض میکنم و سوار اتوبوس تندرو شرکت واحد میشوم. از مرد جوانی که نزدیک در خروج ایستاده میپرسم، خبر دارید قیمت بلیت اتوبوس 50 تومان شده؟
حسین اسکندری 31 ساله، فارغالتحصیل مقطع کارشناسیارشد رشته صنایع از دانشگاه آزاد اسلامی از گران شدن قیمت بلیت اتوبوسها خبر دارد و با حالت متفکرانهای میگوید: «هزینه سفری که شهرداری تهران در قبال هر سفر اتوبوس میدهد خیلی بیشتر از بلیتهایی است که مردم میخرند و به رانندهها
میدهند.
نرخ تمام شده هر سفر اتوبوسی حدود
300 تومان است در حالی که هر مسافر تنها 20 تومان پرداخت میکند. به نظرم 50 تومان شدن بلیتها هم کارساز نیست. مسئولان شهرداری باید نرخ بلیتها را کیلومتری حساب کنند. بهطور مثال مسافری که یک ایستگاه را با اتوبوس سفر میکند باید یک قیمت پرداخت کند و مسافری که از پایانه شرق تا آزادی میرود هم یک قیمت.
اگر سیستم بلیتهای الکترونیک در خطوط اتوبوسرانی راهاندازی شود، مسئولان شهرداری میتوانند براساس کیلومتر، بهای بلیت را از کارت هر مسافر کم کنند. من به شخصه حاضرم در هر بار سفر اتوبوسیام هزینه جابهجایی را بهطور کامل پرداخت کنم چون میدانم مسئولان با دریافت همین پول بلیتها میتوانند ایستگاههای بیشتری را راهاندازی کنند، بر تعداد خطوط اتوبوس تندرو بیفزایند و کیفیت ارائه خدمات را ارتقا دهند.»
زهرا کبیری، 34 سال دارد اما چهرهاش خیلی شکستهتر است. کارگر خانهای در شمال شهر است. هر روز صبح چهار خط اتوبوس عوض میکند تا خودش را به بالای شهر برساند و دوباره شب سوار چهار خط اتوبوس میشود تا به خانهاش که خارج از شهر است برسد.
شوهرش هم کارگر یکی از کارخانههای نوشابهسازی در اطراف کرج است. به محض اینکه میپرسم خبر داری بلیت اتوبوس 50 تومان شده، چادرش را روی صورتش میکشد و شروع میکند به گریه کردن: «اگر کرایه اتوبوس 50 تومان شود من باید روزی 400 تومان بلیت بخرم. آخر پولم کجا بود. چرا هیچ کدام از مسئولان خودشان را جای اقشار آسیبپذیری مثل من نمیگذارند و بعد تصمیم نمیگیرند. من و شوهرم ماهی 400 هزار تومان درآمد داریم. 150 هزار تومان برای کرایه خانه پول میدهیم.
چهار تا پسر و یک دختر داریم. پولخرد وخوراک و پوشاک هم که خودتان میدانید. سر به فلک میگذارد. دیگر چه پولی باقی میماند تا امثال من برای خرید بلیت 50 تومانی بدهند؟ از قدیم گفتن هر سال دریغ از پارسال.» این نکته باید گفته شود که جعفر تشكری هاشمی، معاون حمل و نقل و ترافیك شهرداری تهران پس از تصویب لایحه افزایش قیمت بلیت اتوبوس در شورای اسلامی درباره شناسایی اقشار آسیبپذیر جامعه برای پرداخت هوشمند بلیتها اعلام کرد که شهرداری قصد دارد با کمک دولت، فشار خرید بلیت را برای خانوادههای کم بضاعت و بیبضاعت از بین ببرد البته با بهره از برنامهریزیهایی که در دست بررسی است.
مسعود.ص.م که متوجه گریههای زن جوان شده زهرا را دلداری میدهد که خدا بزرگ است.
66 ساله است و استاد بازنشسته دانشگاه تربیت معلم. روزی چهار مرتبه سوار اتوبوس میشود. وی معتقد است، پرداخت نشدن یارانهها از سوی دولت علت اصلی گران شدن بلیت اتوبوسهاست: «تصور کنید پدر خانوادهای هزینههای جاری را نپردازد. مادر هم در حد وسعش پول تو جیبی بچهها را تامین کند. مسلما فرزندان این خانواده برای تامین نیاز مالیشان دست به جیب میشوند. این مثال درباره وضعیت اتوبوسرانی شهر تهران نیز صدق
میکند.
وقتی دولت که نقش پدر را برای تامین بودجه خدمات شهری ایفا میکند از زیر بار وظایف مالیاش شانه خالی کند، مسئولان شهرداری هم در حد توان بودجه شرکت واحد را پرداخت کنند، پس اتوبوسرانی پول مورد نیازش را از جیب مسافران تامین میکند.
البته این را هم بگویم در سالهای گذشته هزینه سفر شهروندان تهرانی با اتوبوس تقریبا مجانی بوده است. بد نیست که شهروندان هزینه مختصری برای سفرشان بپردازند تا توسعه اتوبوسرانی جان تازهای بگیرد.» از اتوبوس پیاده میشوم. سوالی که از ابتدا تا انتهای سفر در سرم چرخیده و بارها نهیبم زده از خودم میپرسم.آیا از سال آینده شاهد گمانهزنیهای مشتریان پر و پا قرص خطوط اتوبوسرانی در شب عید برای تعیین قیمت بلیتها در سال بعد خواهیم بود و بحث و جدلهای افزایش بهای بلیت به جروبحثهای گران شدن کرایه تاکسیها اضافه خواهد شد؟