سرمقاله/ نقش سرمایه‌گذاری خارجی در مدیریت واردات
مهدی نصرتی
سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۳
Share/Save/Bookmark
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
تین نیوز: ثابت بودن نرخ ارز در چند سال اخیر در مقایسه با تورم دو رقمی ‌این سال‌ها،‌ موجب شده ‌است كه قدرت تولیدكنندگان داخلی در رقابت با كالاهای وارداتی رسمی ‌و غیررسمی‌ كاهش یابد و حجم عظیمی ‌از واردات به كشور سرازیر شود.
درباره نقش نرخ ارز در این باره سخن بسیار گفته شده است و باید بر آن نیز تاكید شود؛ اما علاوه بر اصلاح نرخ ارز چه تدابیر دیگری در خصوص مدیریت واردات می‌توان اندیشید؟
در واقع دغدغه اصلی این است كه چه می‌توان كرد كه همزمان تولید ملی افزایش یابد و در عین حال، كیفیت كالاهای داخلی نیز بهبود یابد. به نظر می‌رسد حمایت و تشویق سرمایه‌گذاری خارجی یكی از راهكارهایی است كه می‌تواند دستیابی به دو هدف یاد شده را تسهیل كند.
در مورد مزایای سرمایه‌گذاری خارجی معمولا مواردی چون دستیابی به منابع مالی جدید، ایجاد اشتغال، انتقال دانش مدیریت و فناوری و دستیابی به بازارهای جدید ذكر می‌شود؛ اما علاوه بر همه این موارد، سرمایه‌گذاری خارجی در فضای داخلی كشور می‌تواند دو نقش منحصر به فرد ایجاد كند؛ اول بهبود فضای كسب و كار داخلی و دوم پیوند بیشتر با اقتصاد جهانی.
همه كسانی كه دستی در تولید دارند- البته به استثنای آنهایی كه از موقعیتی انحصاری برخوردارند- اذعان دارند كه با وجود محدودیت‌های خود ساخته و بوروكراسی سنگین حاكم بر فضای تولید و انواع و اقسام موانع، فضای كشور فضای مناسبی برای كسب‌وكار نیست. طبیعی است كه این فضا جذابیتی برای جلب سرمایه‌گذاران خارجی نداشته باشد. از آنجایی كه در حال حاضر حجم سرمایه‌گذاری خارجی در كشور به نسبت كل GDP عدد قابل ملاحظه‌ای نیست، می‌توان ابتدا برای حذف این موانع از پیش پای سرمایه‌گذاران خارجی- كه بخش كوچكی از اقتصاد كشور را تشكیل می‌دهند- اقدام نمود و سپس این تجربه را به كل اقتصاد تعمیم داد. اما به خاطر داشته باشیم بهبود كیفیت نه با خواهش و درخواست محقق می‌شود، نه حتی با دستورالعمل و بخشنامه و نظارت. بهبود كیفیت نیازمند نظارت است؛ اما نه نظارت چند نفر و چند ارگان، بلكه نظارت میلیون‌ها مصرف‌كننده‌ای كه به دقت كیفیت و قیمت تولیدات را ارزیابی می‌كنند و به سرعت هم ابزار حاكمیتی خود را با عدم خرید كالا و خدمات بی‌كیفیت به كار می‌برند.
بنابراین باید مشتریان حق انتخاب داشته باشند و از این رو است كه باید به رقابت تن داد. تجربه دنیا به ویژه تجربه چندین دهه كشورهای آمریكای لاتین پیش‌روی ما است و نیازی به تكرار آن با همه هزینه‌ها و ناكامی‌هایش نیست. سیاست‌های جایگزینی واردات در این كشورها به سختی شكست خورده‌اند. سیاست‌های توسعه صادرات نیز كه چندین سال الگویی موفق به شمار می‌رود در اقتصاد امروز دنیا به تنهایی كارساز نیستند. جهانی شدن، گفتمان غالب در اقتصاد روز جهان است و سرمایه‌گذاری خارجی یكی از مولفه‌ها و ابزارهای جهانی شدن به شمار می‌رود. از سویی در محافل اقتصادی به درستی اشاره شده‌است كه تولیدات كشوری نظیر چین به دلیل عدم رعایت استانداردهای تولید و همچنین عدم اعمال استانداردهای محیط كار (شامل دستمزد پایین به نیروی كار، بی‌اعتنایی به محیط زیست) قیمت تمام شده پایین‌تری دارند و در یك فضای رقابتی منصفانه قرار ندارند. مزیت سرمایه‌گذاری خارجی این است كه سرمایه‌گذار خارجی ملزم است این استانداردها را رعایت كند و در فضایی منصفانه‌تر رقابت كند.
علاوه بر این، سرمایه‌گذاری خارجی نقش مهم دیگری نیز دارد: برای كشوری كه ارتباطات كمتری با اقتصاد جهانی دارد، راحت‌تر می‌توان قبای تحریم برید و دوخت! اما آیا در مورد كشوری كه دیگران در منافع اقتصادی آن و در كامیابی و ناكامی‌اش شریك هستند نیز چنین است؟ مصداق عینی این موضوع نیز كشور چین است كه با همه اختلافات بنیادی‌اش با غرب، امروز چشم امید اقتصاد جهانی برای خروج از بحران به آن است.
nosrati81@yahoo.com
مرجع : روزنامه دنیای اقتصاد
کد مطلب : 22660