◄◄ اختصاصی/ طبیبی: استعفا دادم تا در تصمیم گیری های نادرست نقشی نداشته باشم
◄◄ اختصاصی/ طبیبی: استعفا دادم تا در تصمیم گیری های نادرست نقشی نداشته باشم
سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۲
Share/Save/Bookmark
۱۲ نظر
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
تین نیوز: مدیر مرکز مدیریت راه های کشور عدم گرایش به تخصص و درک نامفهوم از آی تی اس(ITS) در مجموعه سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای را مهمترین علت استعفای خود ذکر کرد.
مسعود طبیبی در گفت و گو با تین نیوز اظهار داشت: در مجموعه ما به جای این که  کار به افراد متخصص در زمینه آی تی اس سپرده شود با جمع کردن گروه های غیرمتخصص در قالب کمیته آی تی اس و استفاده از افراد غیر متخصص مرتبط در این کمیته در قالب رای یکسان با افراد متخصص، کارها انجام می شد. 
وی با ذکر مثالی در این زمینه اظهار داشت: این کار دقیقا مانند آن است که بیماری را به یک بیمارستان که پزشک متخصص در زمینه بیماری او را دارد ببرند ولی به جای این که کار را به پزشک متخصص بسپارند در جهت تمایل جمع، تعدادی از افراد از جمله پزشک عمومی، مسئول امور اداری و ... درکنار فرد متخصص در مورد آن بیمار به طور دسته جمعی تصمیم گیری کنند.
وی تاکید کرد: در مجموعه ما هم تصمیم گیری در مورد آی تی اس بر اساس همفکری به این شکل معنا شده بود در صورتی که معتقدم این همفکری باید در راهبرد ها انجام صورت می گرفت نه در اقدامات اجرایی.

وی در پاسخ به درخواست خبرنگار ما برای ذکر نمونه ای از این گونه تصمیم گیری های غیر تخصصی، اظهارداشت: به طور قطع ترافیک شمارها حسگرهایی هوشمند هستند که اساس همه سامانه های هوشمند بوده و دیگر سامانه های هوشمند به آنها وابستگی دارند.
طبیبی اظهارداشت: اما تصمیمی که در این زمینه گرفته شد محدود کردن توسعه ترافیک شمارها و به عکس توسعه دیگر سامانه های هوشمند با هزینه های زیاد بود که با مفاهیم آی تی اس در تضاد بود.
طبیبی تاکید کرد: با توجه به این که نمی خواستم در این نوع تصمیم گیری های نادرست نقشی داشته باشم از کارم استعفا دادم.

وی در پاسخ به این که از نظرشما چه کسی در این گونه تصمیم گیری ها از جمله ایجاد کمیته ای متشکل از افراد غیر متخصص در زمینه آی تی اس نقش داشته است، گفت: نظر شخصی بنده بر اساس مشاهداتم این است که رئیس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای در این موارد بی نقش نبوده است.
وی افزود: معتقدم از سوی مدیر بالا دستی ام آن طور که باید و شاید مورد حمایت کافی قرار نگرفتم تا بتوانم با اقتدار تصمیم گیری کنم.
وی در خصوص تصمیمات گروهی که کمیته آی تی اس اتخاذ می شد، گفت: به نظرم تصمیم گیری گروهی در زمینه مسایل تخصصی لزوما بیانگر تصمیمی بر اساس خرد جمعی نیست بلکه  می تواند مبتنی بر احتیاط بیش از حد و عدم اعتماد کافی به اعضا و اجزای زیر مجموعه هم  باشد.
مرجع : سايت خبری شبكه خبری تحلیلی صنعت حمل و نقل (تین نیوز)
کد مطلب : 76256
۱۳۹۰-۱۰-۲۸ ۱۱:۱۳:۳۲
با سلام
من از کارمندان آقاي دکتر طبيبي هستم خواهشا با اين مطالب خام و خارج از شئون افراد فرهيخته قلم نزنيم، چرا مثل برخي افراد که هيچ بهره اي از علم و ادب ندارند به انتقاد بي منطق از يکديگر مي پردازيد و رتبه سازمان دولتي را تا حد يک قهوه خانه پايين آورده و آنچه در شان يکديگر نيست به هم روا مي داريد.
عملکرد دکتر طبيبي خوب يا بد نبايد وجه المصالحه ي برخي مديران محافظه کار که از ترس مبتلا شدن به سرنوشت دکتر طبيبي و از دست دادن اين نردبان دنيا که عاقبت افتادنيست قرار مي گرفت.
ايشان شخصي دلسوز، فعال ، متخصص و مبتکر و خوش فکر بودند. اين حقير با وجود اينکه بارها در محيط کار مورد عتاب و قهر ايشان قرار گرفتم از همکاري با ايشان لذت ميبردم و استفاده ميکردم. هيچ انساني جز اوليائ کامل الهي بي عيب و نقص نيست. دليل تند روي و عجول بودن دکتر و بر نتافتن ايشان در برخي موارد که توسط برخي در اين پيام ها مطرح شده، کاملا مبرهن و واضح بود. ايشان با توجه به عدم ثبات مسئوليت ها در اين کشور و امکان کوتاه بودن دوران مسئوليت خويش، بنا بر استفاده حداکثري از زمان، جهت پيش بردن طرح هاي کاريردي و برخي پروژه هاي بي سابقه که خود مبدع و بنيانگذار آنها بودند را داشتند تا در صورت اتمام دوران تصدي ايشان موردي ابتر نماند و اين دغدغه خاطر به تمامي عيوب ايشان برتري داشت و اين در حاليست که بسياري از مديران نيز همين حالت را در جهت عکس دارند و کسي منتقد اين طرز تفکر زشت آنان نيست. مديراني که به تازگي کوس رسوائي آنان در اختلاس بزرگ مالي کشور سر به فلک زده و از همين وزارتخانه سال ها پست مهم مديريتي داشتند نيز با همين روحيه، يعني نگران بودن از کوتاه بودن دوران تصدي پستشان، عجولانه به پر نمودن انبان دنيا و تهي نمودن انبان آخرت و بدهکار شدن به ميليون ها نفوس مردم امين و زحمتکش و صدها هزار خون شهيد مشغول بودند و هم اکنون نيز هستند .
چرا از بي تحرکي برخي مديراني که از ترس سنگ خوردن به سکون خويش عاکف و حقوق و پاداش بناحق را گواراي جيب خود مي دانند کسي خورده نمي گيرد؟ ليکن از دکتر طبيبي که پرسنل حراست فيزيکي سازمان از خروج پس از نيمه شب ايشان از محل کار بدليل پرکار بودن و علاقه مند بودن به خدمت بستوه آمده بودند هزاران نقد صورت مي پذيرد آن هم نقدهاي بي ريشه اي که دلايلش سايه ي شب پره ي کور در دل تاريکي شب است. کاش کمي به سيره ي بزرگان دين در اخلاق متمسک مي شديم تا با اين جبهه گيري هاي نابخردانه که از انانيت ها و منيت هاي خويش سرچشمه دارند رها مي گشتيم و آخرت را به ثمن بخس پست وموقعيت 2 روزه ي مبايعه نمي کرديم.
فَبَشِّرْ عِبَادِ( )الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ‏
(الزمر17و18)
شیرزادگان
۱۳۹۰-۱۰-۲۰ ۱۲:۴۲:۱۷
" خدائیش منتشر کردن اخبار یک مدیر درجه چندم به خاطر برخوردهای شخصی ایشان هم جرات میخواهد و هم سنگ ایشون را به سیته زدته."
این عین جمله ای است که فردی به نام ستاره در کامنت خود نوشته است.
در جواب خانم یا اقای ستاره باید گفت در همه جای دنیا مدیران میانی یا درجه چندم به قول ایشان به دلیل این که مسئولیت اجرا را به عهده دارند از ارزش و احترام خاصی برخوردارند. اما گویا در سازمان آقای یا خانم ستاره مدیر درجه چندم محسوب می شوند که حتی اجازه حرف زدن هم ندارند و اگر هم کسی نقل قولی از آنها منتشر کرد به قول ایشان هم جرات داشته و هم سنگ او را به سینه زده است. واقعا برای چنین تفکراتی باید تاسف خورد. قطعا اگر فردی با چنین تفکری به مدیریت برسدنوع برخوردش با کارکنانش هم تابع همین نظر است. در چنین شرایطی جز دلزدگی چه چیز برای کارکنان یک مجموعه می ماند.
طبیبی
۱۳۹۰-۱۰-۱۰ ۲۲:۱۴:۴۲
خدمت خبرگزاری محترم تین
با سلام و احترام،
خواهشمندم با توجه به مطالبی که با عنوان اختصار "ستاره" در نقد اینجانب نوشته می شود فرصتی را آن خبرگزاری محترم بوجود اورند تا مسائل برشمرده و اتهامات وارده در قالب گفتگوی حضوری میان یک نماینده آقای افندی زاده (ترجیحا آقای متولی که یگانه نماینده ایشان محسوب می شود) و اینجانب گذاشته شود تا ادعاها و اتهام پشتیبانی های آن خبرگزاری محترم از اینجانب قابل واکاوی و صحت سنحی باشد. به مصداق مثل: آن را که پاک است از محاسبه چه باک است، اینجانب که آماده هستم و حداقل این جسارت را داشته ام که مطالب را به نام ارسال کرده ام، شاید بهنر باشد نماینده رسمی سازمان نیز با عنوان رسمی مطالب خود را منتشر سازد، اگر تمایل نداشتند خواهشم این است که خبرگزاری (اگر قرار است متعلق به بخش خصوصی نیز باشد که تا اینجا بوده است) شرایط لازم برای دفاع از حقوق را برای اینجانب بوجود آورد. اینجانب اطمینان دارم مجموعه مطالب علیه اینجانب از یک سری IP آدرس که به یک نقطه وصل هستند تغذیه می شوند! بهرحال، اگر این امکان میسر نشد، تردیدی وجود ندارد که زمان خیلی از واقعیت ها را روشن خواهد ساخت. پس باز هم چند روزی باید صیر کرد.
بقول مرحوم قیصر امین پور:
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم
..
دلی سربلند و سری سربزیر از این دست عمری بسر برده ایم.

با امید موفقیت-طبیبی 10/10/90

تین نیوز: اگر تین نیوز مطلبی را در سایت منتشر کرده برای این است که تین نیوز خود را شبکه ای تخصصی می داند و معتقد است باید مسایل "تخصصی" و "صنفی" حمل و نقل غالب مطالب آن را تشکیل دهد. البته همواره مدیران تصور می کنند هر عزل و نصبی و تصمیمی نباید طرح و نقد شود. اگر اینطور باشد باید همه رسانه ها هیچ نقدی نسبت به نظرات هیچ یک از مسئولین کشور نداشته باشند؟
البته عزل و نصب حق مدیران است و از طرف ملت این حق به ایشان واگذار شده ولی رسانه ها هم از طرف ملت مسایل را دنبال و سوال می کنند.

خوبست نگاعی کوتاه داشته باشیم به دیدگاه های امام خمینی در پاسخ وزیر امورخارجه کشور:
"نباید ما ها گمان کنیم که هر چه می گوییم و می کنیم، کسی را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهی است برای رشد انسان ها."

و یا به مدیران نظام سفارش می کند:
"شما و دوستانمان در وزارت امور خارجه، باید تحمل انتقاد را ـ چه حق و چه ناحق ـ داشته باشیم."

یا آنجا که نپذیرفتن نقد و انتقاد را، نشانه کم فروغ بودن چراغ تهذیب در درون جان می داند و پذیرش نقد را، نشانه بزرگی روح و شرح صدر، آنجا که می فرماید:
"اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمی آمد که یک رعیتی هم به او اشکال کند و از انتقاد بدش نمی آمد."

یا آنجا که می فرماید:
"… اگر يك چيزي را ديديد كه واقعاً خلاف كرديد، اعتراف كنيد و اين اعتراف شما را در نظر ملتها بزرگ مي كند، نه اين كه اعتراف به خطا شما را كوچك مي كند."

کاش آنان که مسئولیت ها را به نام او بر عهده می گیرند نگاهی به بیانات آن مرد بزرگ نیز داشته باشند. انشاءلله
۱۳۹۰-۱۰-۱۱ ۱۳:۰۳:۱۴
درجواب دوست عزيزي كه گفتند "its را دکتر طبیبی وارد ایران کرد و از همان روز اول نیز همه مخالف بوده اند " بايد عرض كنم فرمايش ايشان كاملاً درسته ولي متاسفانه آقاي دكتر its را وارد ايران كردند نه ITS
ستاره
۱۳۹۰-۱۰-۰۹ ۲۰:۳۸:۱۰
سلام

آقای .....

خدائیش منتشر کردن اخبار یک مدیر درجه چندم به خاطر برخوردهای شخصی ایشان هم جرات میخواهد و هم سنگ ایشون را به سیته زدته.

شما که حتما خودتون را دلسوز تر از ساختار و مشروعیت یک سازمان دولتی نمی دانید؟ اگه دنبال روشن ساختن افکار عمومی هستید آن هم دریک حوزه فنی مثل حمل ونقل که ظرفیت کار سیاست زدگی را ندارد اینهمه موضوعات کشور را رها کردید و فردای روزی که ایشون از محل کار به دلیل عدم تمکین مقررات حاکم براین کشور که هم قانون آن را گفته و هم شرع - شدید معرکه بگیر ایشون که بیائید و جواب ایشون را بدهید. این بعنی چی؟

در هر صورت انشالله ایشون برای شما همکار خوبی باشند و شما هم بعد یه مدت همکاری با ایشون به نتیجه ما که البته قابل نوشتار در این صفحه الکترونیکی نیست- نرسید.

یا علی
دانشجوی سابق
۱۳۹۰-۱۰-۰۵ ۰۰:۳۴:۱۳
دکتر استاد تز فوق لیسانس بنده بودند. به جرات میتونم بگم ایشون یکی از دلسوزترین ، باسوادترین و باسوادترین( عمدا تاکید شده است) مدیران این مملکت بودند که حاضر به فدا کردن فاکتورها، استانداردها و ضابطه های علمی و اساسی ITS ، علمی که اگر یک نفر تو این مملکت اول و آخرش رو بدونه دکتر طبیبی است، در برابر رابطه ها و ظاهرسازی های سازمان راهداری نشد و نمیشود.
يكي از همكاران آقاي طبيبي
۱۳۹۰-۱۰-۰۴ ۱۰:۳۸:۲۲
دلائلي كه ايشان براي استعفا برشمرده اند صحيح مي باشد روحيه خودمحوري و تندروي ايشان نيز بايد به موارد فوق افزود.
ايشان فرد باسوادي هستند ليكن متاسفانه نظر خود را هميشه مطلق پنداشته و در برابر نظر هيچ كس تمكين نمي كند.
رهرو آن نيست گهي تند و گهي خسته رود
رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
آقاي دكتر اينجا ايرانه، گاهي بايد كوتاه آمد(هر چند شما برحق و ديگران بر باطل) دنبال اهداف متعالي بودي ولي متاسفانه راهي كه انتخاب كردي اشتباه بود.
اين فقط مشكل شما نيست از مشروطه تا كنون تا بوده همين بوده.
۱۳۹۰-۰۹-۳۰ ۲۱:۰۱:۴۰
با سلام ما لیاقت چنین مدیرانی را که از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند را نداریم.لازم بذکر است که بدانیم its را دکتر طبیبی وارد ایران کرد و از همان روز اول نیز همه مخالف بوده اند دکتر واقعا صبر ایوب داشت تا به حال آنها را تحمل میکرد
۱۳۹۰-۰۹-۲۹ ۱۸:۰۳:۴۱
چند وقت پیش از قول یکی از مدیران نظام در یکی از روزنامه ها مطلبی چاپ شده بود که سه معضل اول ما در مملکت شامل اول مدیریت، دوم مدیریت و سوم مدیریت می باشد. وقتی مدیران بی کفایتی مانند آقای ..... که یک کارنامه موفق در این چند سال مدیریتش در سازمان راهداری وجود نداره و برای حفظ پست و مقامش به هر لابی متوسل شده و با انتصاب یک ..... که به نظر بسیاری از کارشناسان و دست اندرکاران حمل و نقل به هیچ وجه شایستگی مدیریت یک اداره کوچک چند نفره را هم نداره، نمیشه انتظار شایسته سالاری را داشت. این.... فقط به یک عده افراد بی مایه مجیزگو احتیاج دارند.
ستاره
۱۳۹۰-۰۹-۲۹ ۲۳:۲۵:۴۷
سلام

به شما توصیه میکنم که اگر با این دستاویز در حال فرافکنی بر علیه سیستم مدیریتی هستید لااقل کمی مطالعه کنید که دارید تریبون کی میشید و سنگ کی را به سینه میزیند.

برای درک بهتر حال و احوال ایشون بد نیست سری به همکارهای ایشون و شرکتهای طرف قراردادش بزنید تا کمی با رفتار عجیب و غریب مشارلیه آشنا بشید و .....بگذریم که پرونده ایشون هتوز در.....بازه .....

خدائیش جرات کنید و این مطلب را بگذارید همه ببینند.


زاهدی: اذهان مردم ما از پرونده سازی ها گوناگون برای کنار گذاشتن و تخریب کردن افراد پراست. این حربه دیگر قدیمی شده است. اما در این که سنگ کسی را به سینه می زنیم چرا چنین برداشتی شده است؟
حرف زدن و عنوان کردن دلیل کاری که صورت گرفته سنگ کسی را به سینه زدن است؟ چرا کسانی که مخالف ایشان هستند و یا نظرات ایشان را قبول ندارند جوابیه و ادله واقعی و نه ساختگی ارایه نمی کنند؟ اگر انتشار خبری در همین حد این قدر بعضی ها را برآشفته می کند پس باید به حال فرهنگ رسانه ای خود تاسف بخوریم.
یک بار دیگر از ابتدا تا انتهای خبر ار بخوانید و ببنید سنگ کسی به سینه زده شده است یا شرح یک واقعه ارایه شده است؟ کسی کار ایشان را تایید یا تکذیب کرده است؟ فقط و فقط اطلاع رسانی شده است. تا کی باید فریادها را درسینه ها خفه کرد؟
۱۳۹۰-۰۹-۲۷ ۱۰:۳۱:۵۵
واقعاً براي همچون سازماني متاسفم كه روزي مديراني همچون مسعود خوانساري و محمد بخارائي داشت حال دست مديراني كه فقط از مديريت بله چشم قربان را ياد گرفته اند!!!!
واقعاً براي همچون سازماني به اين وسعت متاسفم.
علیرضا خنجری
۱۳۹۰-۰۹-۲۵ ۱۹:۵۴:۳۴
واقعا باعث تاسف و تاثر است که افراد متخصص و خدوم ما، یکی پس از دیگری از گردونه خدمت گذاری خارج می شوند، متاسفانه شخصا با توجه به جایگاهی که دارم(به عنوان یک ژورنالیست علمی) طی یک سال گذشته افراد متعددی را مانند دکتر طبیبی دیده ام که به دلیل عدم حمایت مدیران ارشد دچار انزوا شده اند. چرا در زمانه ای که بیش از هر روز دیگری به تخصص بیشتر احتیاج داریم متخصصین را منزوی می کنیم!