| کد خبر: 12307 |

وبلاگ تین نیوز، بهروز مدرسی |  ابتدا به خاطر تاخیر نسبتآ زیاد در به روز رسانی تارنمایم از یکایک شما دوستان و خوانندگان محترم پوزش می خواهم.‌
دوم این که..‌صادقانه تاکید می کنم مطلقآ اهل سیاه نمایی نیستم خصوصآ در شرایط حساس فعلی که کشور نیاز به اتحاد و همدلی بیشتری دارد.‌ اما گاهی انسان با مسایلی مواجه می شود که سکوت و گذشت از آن ها خیانت به مردم جامعه به حساب می آید.‌ به عنوان مثال اعضای شورایاری محله بهار با انتقال باغبان پر تلاش پارک به اتاقکی بسیار کوچک ( بدون هیچ گونه امکاناتی ) اتاق او را در ازای دریافت ماهیانه دویست هزار تومان به یکی از نورچشمی های خودشون اجاره داده اند !!
جالبه است بدانید این مکان که بین دو سرویس بهداشتی آلوده عمومی قرار دارد به تهیه و تولید کیک و کلوچه اختصاص دارد ! شرم آور این که محصولات آلوده این قناد علاوه بر فروش در مدرسه ای جنب پارک، در بسته بندی های شکیل به یک کارخانه منتقل شده و در سطح کشور پخش می شود !!‌ همچنین در سایه لطف و درایت مسئولان فهیم شورایاری محله کولری هم برای قناد عزیزمان از محل بودجه بیت المال خریداری شده است ! این در حالی است که باغبان پارک به سختی در اتاقک کوچک جای می گیرد..‌!! و برای خوابیدن باید قسمتی از پاهایش را از اتاق بیرون بگذارد ! ضمنآ شب ها هم نگهبان چاه آب خیابان بهار هم برای خواب اضافه می شود..‌!

نکته بعدی این که عده ای از دوستان در باره اقدامات و تهدیدهای گروه تروریستی داعش ابراز نگرانی کرده و پرسش هایی در باره توان دفاعی ما مطرح کرده اند.‌ در پاسخ این عزیزان یادآور می شوم در سایه شجاعت و درایت نیروهای مسلح کشور به ویژه دلاور مردان ارتش به همراه غیرت و شرف مردم شریف هرگز اجازه تعرض به هیچ ابر قدرتی داده نمی شود.‌ گروهک داعش که رقمی نیست! ضمن این که نیروهای آموزش دیده ما به همراه رزمندگان جان برکف قدیمی در مرزها مستقر شده اند و ما کهنه سربازان هم تا زنده ایم از وجب به وجب خاک مقدس ایران عزیزمون محافظت می کنیم.‌

اصل قضیه چی است..‌؟

در نزدیکی محله ما ( خیابان بهار شیراز ) فضای سبزی وجود دارد که به نام " پارک لرزاده " معروف است و مثل اغلب پارک ها دارای دو سرویس بهداشتی است.‌ میان این دو سرویس اتاقی قرار گرفته که تا همین دو سال قبل باغبان پیری در آن ساکن بود.‌ اما یک روز صبح که اهالی محله از خواب بیدار شدند در کنج پارک کانکس کوچکی را دیدند که باغبان سالخورده با ناراحتی که در چهره اش مشهود بود در حال انتقال جل پلاس اش به درون آن بود ! او در پاسخ به اهالی کنجکاوی که در باره تبعید ناگهانی اش سوال می کردند می گفت " اتاق ام را اجاره داده اند " ! یادم است تا مدت ها خالی بود.‌ شاید هم من خوب دقت نکردم.‌ تا این که با آغاز بهار امسال به توصیه پزشکان برای کنترل دیابت ام تصمیم گرفتم صبح های زود در این فضای تقریبآ کوچک پیاده روی کنم.‌ راستش را بخواهید مدتی بود هر گاه از آن جا عبور می کردم بوی وانیل و کیک و شیرینی به مشامم می خورد ! اوایل زیاد اهمیت نمی دادم چون فکر می کردم همسایه ها در حال کیک پزی هستند ! اما در ادامه متوجه شدم به محض عبور از جلوی توالت آقایان که بوی نامطبوع آن بخشی از فضا را آلوده کرده بود ، بلافاصله بوی کیک یزدی و کلوچه آغاز می شود ! از این رو آنتن های حسی ام فعال شده و برای پاسخ به کنجکاوی های ژورنالیستی ام تصمیم گرفتم در طول روز خصوصآ غروب ها به این پارک سر بزنم.

در ادامه سرک کشیدن های گاه و بی گاه ام متوجه حضور افرادی درون ساختمان فوق شده اما به دلیل بسته بودن دایم در ورودی و پوشش تنها پنجره اتاق ( با روزنامه ) چیزی مشخص نبود.‌ فقط صداهایی چون کار کردن با ماشین تایپ های قدیمی به گوش می رسید ! و هر از گاهی ده ها شانه تخم مرغ خالی جلوی در انباشته می شد ! بعضی وقت ها هم زن و بچه ای را می دیدم که به درون ساختمان فوق وارد شده و بلافاصله در را پشت سر خود می بستند ! و صدای تلق و تلوق همراه با بوی کیک همچنان می امد..‌! از شما چه پنهان اوایل با خودم فکر می کردم آن ها در حال تکثیر سی دی یا اسکن کردن هستند.‌ راز این معما همچنان برایم پنهان بود تا این که یک روز غروب برای نخستین بار مستاجر ساختمان یاد شده را دیدم که به اتفاق دو جوان ( ظاهرآ کارگرانش بودند ) در حال انتقال چندین کارتن به خودروی پرایدی که کنار خیابان پارک شده بود، هستند ! دیگر هرگز آن ها را ندیدم.‌
اما در پیاده روی های روزانه ام شاهد قرار گرفتن وسایلی چون یخچال بزرگ ویترینی، کولر آبی آکبند و غیره در جلوی ساختمان می شدم..‌! کم کم قضیه برایم عادی شده بود تا این که مدتی قبل در حال گپ با پیرمردهای هم سن و سال خودم در پارک بودم که سخن از محل یاد شده به میان آمد و دوستان گفتند که آن جا قنادی است ! به قول مشهدی ها ( آب تو سرم یخ بست ! ) و چیزی نمونده بود که دو تا شاخ از تعجب روی کله ام سبز بشه..‌! آخر چطور چنین چیزی امکان دارد..‌!!؟؟

دستپخت مسئولان محترم شورای محله ما..‌!!
اول گناه مدیران شهردای را شسته و تصمیم نا بخردانه اختصاص فضای بین دو توالت عمومی به قنادی را به حساب آن ها گذاشته و تصمیم گرفتم قبل از رسانه ای کردن با مدیران و ناظران شهرداری منطقه هفت ( ناحیه ۳ ) که صبح های زود برای بازدید و سرکشی به پارک می آیند قضیه را مطرح کرده و انتقاد نمایم.
دو روز پیش این فرصت به دست آمده و اعتراض ام را به آقایان بیان کردم ! آن ها با متانت اعلام کردند که این کار دستپخت مسئولان فهیم شورایاری محله بهار است و هیچ ربطی به شهرداری ندارد ! دیگر درنگ جایز نبود.‌
غروب همان روز دوربین ام را برداشته و برای تحقیق بیشتر در این زمینه راهی پارک محله مان شدم.‌ شاید باورتان نشه اغلب اهالی از این موضوع ناراحت بودند و مصرانه از من خواستند حتمآ پیگیر موضوع باشم..
یکی از اهالی که سن و سالی ازش گذشته بود با اشاره به مدرسه جنب پارک افزود. این از خدا بی خبر گاهی کیک هایش را جلوی مدرسه به دانش آموزان معصوم می فروخت!
آخر چگونه و با چه منطقی مسئولان شورا یاری این فضای کاملآ آلوده که انواع سوسک ها و جانواران موذی در حضور مردم آزادانه رژه می روند را به یک قناد از خدا بی خبر اجاره داده اند!؟؟ بی اختیار یاد سخن { رحمت الله حافظی } رئیس کمیسیون بهداشت شورای شهر افتادم که در میزگردی به " خبر آنلاین " گفت...‌{نانوایی هایی هم که در کنار پمپ بنزین قرار دارند بسیار خطرناک هستند }..! حال چگونه شورای محله ای زیر گوش آن ها دست به چنین تخلفی زده است !؟


آن روی سکه تصمیمات انسانی شورایاری محله مون !
فعلآ موضوع تهیه و تولید کیک های آلوده را کنار گذاشته و به قضیه اسکان اجباری باغبان زحمتکش پارک می‌پردازم.‌( لازم به یاد آوری است از ابتدای سال جاری محل کانکس یا همان اتاقک باغبان از روبروی توالت آقایان به گوشه ای دیگر از پارک منتقل شده و پیر مرده هم جای خود را به جوانی محجوب داده است ).‌ اواسط هفته گذشته وقتی از سوپر مارکت سر کوچه مان بر می گشتم دیدم جماعتی بر روی چمن های پارک جمع شده اند ! ناخواسته برای پی بردن موضوع راهم را کج کرده و سری به محل تجمع زدم.‌ اما چشمتان روز بد نبیند دیدم باغبان جوان از شدت گرما در وسط چمن ها از حال رفته است ! طبق معمول مردم هم با اظهار نظرهای خود قصد کمک به او را داشتند.‌ تا این که دیدم نگهبان ساختمان خانه هنرمندان آقای " بابک احمدی " که جوان رشید و تحصیلکرده ای است به کمک باغبان شتافته و او را برای مداوا به بیمارستان برد! باور کنید با دیدن صحنه فوق خیلی ناراحت شدم. و از آن جا که انتقال اجباری محل سکونت باغبان ها سر منشآء تمام سختی ها به حساب می آمد، تصمیم گرفتم برای کشف حقایق خصوصآ در مورد قنادی کذایی گفت و گویی با باغبان جوان انجام دهم.‌ بنده خدا به خاطر ترس از بیکار شدن ابتدا حاضر به مصاحبه نبود.‌ اما وقتی به او گفتم با انتشار تصاویر محل استراحت اش توجه مسئولان مربوطه جلب شده و امکان بازگشت به محل اصلی وجود دارد طفلک قبول کرد که سفره دلش را برایم بازکند!



از او می خواهم ضمن معرفی اش در مورد وضعیت خود توضیح دهد.‌می گوید : " هادی رمرودی " فوق دیپلم اهل گرگان ، متآهل و دارای سه فرزند هستم.‌ کارمند پیمانکاری فضای سبز شهرداری می باشم.‌ او در باره امکاناتی که در اختیارش است، می افزاید: جز یک کانکس کوچک که فکر می کنم ابعادش ۵/۱ در ۱ متر باشد چیز دیگری در اختیارم نیست.‌ با وجودی که لوله گاز از بالای اتاقک ام می گذرد اما از آن بی بهره ام ! محل استراحت ام به قدری تنگ و کوچک است که برای خواب یا باید پاهایم از اتاقک بیرون بماند یا مچاله شوم..‌! جالب است بدانید شب ها هم نگهبان چاه آب خیابان بهار هم برای خواب به این اتاقک می آید ! و فضا برای غلت زدن هم نیست ! از کولر یا پنکه و حتی حمام هم خبری نیست ! راستش را بخواهید قرار بود بیایند آبگرمکن خورشیدی نصب کنند اما ظاهرآ آن هم به فراموشی سپرده شد..‌! در ایام عید از سوی مقامات مسئول بازدیدی صورت گرفت اما تا این لحظه هیچ خبری نشده است ! از هادی درباره علت غش کردنش می پرسم، آهی کشیده و می گوید: ظهر در محوطه سرگرم کار بودم که به خاطر گرمای بیش از حد و نداشتن امکانات سرمازا سرم گیج رفت و از حال رفتم.‌ شما شاهد بودی که نگهبان خانه هنرمندان " بابک احمدی " من را به بیمارستان خانواده برده و با زدن سرم و دریافت دارو به محل کارم برگشتم!

درباره اسکان اجباری باغبان های فضای سبز از محل فعلی قنادی! می پرسم، می گوید: تا یکی دو سال قبل که مدیریت این پارک در اختیار شهرداری منطقه هفت ناحیه سه بود و زیر نظر فضای سبز پارک شهید آوینی در تقاطع خیابان شریعتی - مطهری اداره می شد، مکان اسکان باغبان ها در همین اتاقی که تبدیل به قنادی شده قرار داشت.‌ اما بعدش شورایاری محله بهار این امکان را از شهرداری گرفته و آن را به یک شیرینی پزی که کارمند اداره برق هم است به ازای ماهیانه دویست هزار تومان اجاره می دهند و همان گونه که شاهد هستید در این مکان غیر بهداشتی به تهیه و پخت کیک و شیرینی اقدام می کند ضمن این که با همان اجاره دویست هزار تومنی از تسهیلات شهرداری مثل کولر و گاز به راحتی استفاده می کند ! از باغبان سرای محله می پرسم آیا در این مدت کسی به کار غیر بهداشتی این بابا اعتراضی نکرده است !؟ در حالی که پوزخندی بر لب دارد می افزاید: دو مرتبه بازرس اداره بهداشت به این محل سر زد اما ظاهرآ آقا قناده سبیلش را حسابی چرب کرد که هیچ خبری نشد ! از او می پرسم تا حالا محصولات تولیدی این قنادی را دیده است ؟ می گوید : یک نوع کلوچه خاص ( کیک ) به اسم یک کارخانه می زند و سپس محصولش را تحویل همان کارخانه داده و در سطح کشور پخش می شود !

آقا هادی در ادامه توضیحاتش می افزاید: گاهی اوقات قناد یاد شده هفته ای سه چهار روز می آید و در ایام بسته بودن قنادی کلی سوسک و حشرات موذی وارد آن جا می شوند و بارها شاهد بوده ام که به محض ورود، کلی سوسک و حشره مرده رو با خاک انداز بیرون می ریزد !! در همین هنگام یکی از اهالی مسن و قدیمی محله که شاهد گفت و گوی ما است می افزاید..‌بارها دیده ام که کیک هایش را همین بغل پارک به دانش آموزان می فروشد..‌!



یک پارانتز تقریبآ بی جا..‌!!

بیایید فرض بگیریم که یک درصد، بله تنها یک درصد سخن آقای { رحمت الله حافظی } رئیس کمیسیون بهداشت شورای شهر شعار انتخاباتی و سیاسی نبوده و بر پایه مطالعه و تحقیقات علمی بیان کرده باشد.‌ حال به من بگویید خدا وکیلی چه کسی دیده نانوایی نزدیک پمپ بنزین قرار گرفته باشد !؟ ( لااقل من که ندیده ام ) و به جرات می توانم ادعا کنم که حداقل صدها متر از پمپ بنزین ها فاصله دارند.‌ خب اگر بر مبنای همان یک درصد هوای آلوده بر خمیر نانوایی ها اثر منفی داشته باشد، چگونه می توان قبول کرد که هوای آلوده و تعفن آمیز سرویس های بهداشتی که در دو طرف این شیرینی پزی قرار دارد، جذب خمیر شیرین نمی شود !!؟؟ مگر نه این که محل های تهیه و تولید مواد غذایی باید بهداشتی بوده تا سلامتی مردم به خطر نیفتد..‌!؟؟ آیا در این مدت یکی از اعضای محترم شورای محله ( که واقعآ نمی دانم کارشان چیست و چه دردی از دوش مردم جامعه بر می دارند !! ) با خودش فکر نکرده است که این تصمیم آن ها خیانت به سلامت جامعه است...‌!؟ بگذریم .

واقعآ شرم آوره..‌

من واقعآ تعجب می کنم کسانی که در مقام مسئول چنین تصمیماتی را گرفته اند هرگز فکر نکرده اند که یک انسان که از طلوع تا غروب آفتاب کار سخت بدنی انجام می دهد چگونه برای استراحت و خواب در یک کانکس کوچک بسیار داغ ( در تابستان ) و خیلی سرد ( در زمستان ) به سر برد..‌!؟ آیا شورایاری محله واقعآ محتاج دویست هزار تومان اجاره بهای محل اسکان این بندگان خدا است که محل سکونت آن ها را برای تخلف های بهداشتی و سود جویی و تقلب آشنایان خویش غصب کرده اند !؟ آیا هر یک از حضرات فهیم یاد شده حاضر است فقط یک روز مثل باغبان سرای محله زیر آفتاب سوزان کار کرده و شب در یک فضای بسیار تنگ و کوچک بدون هیچ امکاناتی به سر برد..‌!!؟ حضرات فهیم و اندیشمند شورای محله ما حتی از خرید یک یخدان چوب پنبه ای برای این بنده خدا مضایقه کرده اند !! واقعآ برای من غیر قابل تصور است که چگونه شب بر بالین می گذارند..‌!؟ آیا خرید یک یخچال کوچک با کولر و کشیدن یک شعله گاز چقدر هزینه دارد که مضایقه شده است..‌!؟؟ جالب است بدانید آقا هادی ما با وجودی که فرد متوسط الجثه ای است به درستی در اتاقک جا نمی شود ! اگر باغبان قد بلند تری باشد دوستان شورای محله چه تدبیر و اندیشه بکری می کنند..‌!!؟؟ واقعآ شرم بر شما.‌



پرسشی دیگر...
آیا هیچ یک از منتخبین شورای محله فکر نکرده اند که مکان تعین شده برای قنادی بهداشتی نیست !؟ بر فرض نمی دانستند که طرف چه می کند ( که آن را هم بعید می دانم چون بوی کیک و وانیل کل محوطه را پر کرده است ) آیا یکی از حضرات با خود فکر نکرده است که چرا تنها پنجره اتاق با روزنامه پوشانیده شده است..‌!؟ آن بازرس بهداشت که بر حکم وظیفه برای بازدید آمده بود، با خود فکر نکرده که فردا بچه های خودش ممکن است از آن کیک های آلوده مصرف کند..‌!؟

من از تمام همکاران روزنامه نگارم و اهالی رسانه استدعا می کنم به هر نحوی که می دانند اطلاع رسانی فرمایند تا به گوش مسئولان شهرداری و شورای شهر تهران و ادارات بهداشت برسد. آن ها وظیفه دارند وسایل ابتدایی کارگران زحمتکش را تهیه نمایند.‌ وظیفه دارند جلوی تهیه و تولید مواد غذایی آلوده را بگیرند. سازمان های نظارتی وظیفه دارند اعضای شورای محله بهار را مواخذه و در صورت اثبات تصمیمات غلط، آن ها را دادگاهی نمایند.‌ تصاویر گویای واقعیت است.

ارسال نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تین نیوز در وب منتشر خواهد شد.

  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.

  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.

نظرسنجی
به نظر شما اولویت استفاده از سرمایه‌های جذب شده خارجی از سوی وزارت راه و شهرسازی در کدام بخش است
نتایج
آخرین عناوین پربازدیدترین پربحث ترین
معرفی کتاب معرفی نشریه هفته نامه حمل ونقل