| کد خبر: 3490 |

وبلاگ تین نیوز، بهروز مدرسی | بیش از بیست روز از زمان گم شدن هواپیمای مالزیایی می گذرد.* سانحه ای که دل همه مردم جهان را به درد آورد‌. طبق روال، متخصصان و کارشناسان پرواز از اقصی نقاط دنیا نظرات تخصصی خودشان را بیان کردند‌. اما از همان ابتدا عدم دریافت سیگنال های ماهواره ای قضیه را مشکوک کرده بود‌. هر روز در کنار جستجوهای گسترده اظهار نظر های متفاوتی از سوی مسوولان و دست اندرکاران مربوطه منتشر می شد که زیاد منطقی به نظر نمی رسید‌.. ! یک روز خلاف منکراتی کمک خلبان را در بوق کردند و روز دیگر پاسپورت جعلی دو ایرانی را‌.. ! و به قول مشهدی ها انواع و اقسام فرضیه های { یک من صد غاز } را به کمک رسانه های فراگیر خود به خورد مردم دادند ! با گذشت زمان و تغیر تدریجی مواضع آقایون دم خروس بد جوری بیرون زد ! این ها بهانه ای شد تا در این پست با اشاره به تعدادی از این تئوری ها‌، آن ها را با منطق اصول پروازی تطبیق داده و با بررسی تکه های پازل های رو شده‌، به حل معما نزدیک شوم‌. یاد آوری می کنم‌.. ان چه بیان می کنم صرفآ نظر شخصی ام است‌. قضاوت نهایی را به عهده شما و دوستان با تجربه و آگاه واگذار می کنم‌.

گره های کور یک پرواز ( از شایعات تا واقعیت )
فکر کنم کم تر کسی است که ماجرای پرواز شماره " ام اچ - ۳۷۰ " خطوط هواپیمایی مالزی را نشنیده باشد‌. این هواپیما هشتم مارس ساعت دوازده و بیست و یک دقیقه به وقت مالزی ( شانزده و بیست و یک دقیقه راز جمعه به وقت گرینویچ ) از فرادگاه کوالالامپور به پرواز در آمده و قرار بود ساعت هیجده و سی دقیقه بامداد راز بعد در فرادگاه پکن به زمین بنشیند‌. اما حدود یک ساعت بعد از پرواز ناگهان ارتباط اش را با تیم کنترل پرواز از دست داده و از صفحه رادار ناپدید می شود ! این هواپیما از نوع بوئینگ " ۷۷۷ - ۲۰۰ " بود که با ۲۳۹ سرنشین به پرواز در آمده بود‌. بلافاصله بعد از اعلام گم شدن جت مسافربری کشورهای چین‌، ویتنام‌، مالزی و فیلیپین جستجوهای همه جانبه خود را برای پیدا کردن هواپیما آغاز کردند‌. اما متاسفانه تا به امروز هیچ اطلاعاتی از وضعیت هواپیما و مسافران بی گناه آن به دست نیامده است ! با طولانی شدن روند جستجو چند کشور دیگر با تجهیزات کامل تری به چرخه جستجو پیوستند‌. ولی همچنان هیچ رد و نشانی به دست نیامده است‌. از ان جایی که همه هواپیماهای مسافربری دارای سیستم های هشدار دهنده قوی ماهواره ای هستند و در صورت بروز هر گونه سانحه سیگنال هایی را جهت شناسایی محل سقوط ارسال می کنند‌، معمای پرواز " ام اچ - ۳۷۰ " کلید خورد‌.
طبیعی است اولین حدس و گمان ها به سانحه ختم می شود‌. اما بر اساس داده های ثبت شده از سوانح هواپیمایی اغلب خلبانان قبل از سقوط هواپیما اعلام وضعیت اضطراری می کنند‌. اما این اتفاق برای پرواز یاد شده نیفتاده بود‌.. ! معنی و مفهوم آن چنین است که اتفاق خیلی سریع رخ داده است به طوری که گروه پروازی حتی فرصت اطلاع رسانی هم پیدا نکرده اند ! با پذیرش فرضیه سقوط ناگهانی ( با هر دلیل و منطقی )‌، انتظار دریافت سیگنال های ماهواره ای است‌. اما در کمال ناباوری همه شاهد بودیم این اتفاق هم نیفتاد ! و هیچ پالسی از جعبه سیاه هواپیمای مالزیایی دریافت نشد ! فراموش نکنیم جعبه سیاه هواپیما ها که در برگیرنده آخرین مکالمات داخل کابین و داده های پروازی است در صورت بروز سانحه حتی از اعماق اقیانوس ها هم قادر به ارسال سیگنال های ماهواره ای هستند‌. و طبق گفته متخصصان مربوطه تا یک ماه { در سیستم های مدرن حتی بیشتر } در هر شرایطی پالس های شناسایی ارسال می شوند‌. بنابر این از همان ابتدا با دو معمای عجیب روبرو شدیم‌. 

دیدگاه های متفاوت از مقامات رسمی تا صاحبنظران !
همزمان با آغاز همه جانبه جستجو ها انواع و اقسام دیدگاه ها از سوی مقامات‌، کارشناسان و صاحبنظران مطرح شد‌ که برخی به واقعیت ها نزدیک بود‌. خود من بعد از گذشت دو روز‌، انفجار خواسته یا ناخواسته دم هواپیما ( محل جعبه سیاه ) توسط گروه های تروریستی را دلیل عدم فرصت کافی خلبانان برای اطلاع رسانی و ارسال نشدن سیگنال ها از اعماق اقیانوس دانستم ( اینجا ) فرضیه دیگری هم به ذهن ام خطور کرد و آن " بلعیده شدن هواپیما توسط امواج بلند سونامی " بود‌. البته این دیدگاه ام خالی از اشکال نبود چون اگر چنین اتفاقی هم رخ داده باشد باید به یاری سیستم های رد یابی مجهز ماهواره ها محل سانحه مشخص شود‌. که دیدیم عملآ چنین نشد ! آخرین حدس و گمان را در صفحه فیس بوک ام چنین عنوان کردم‌.. " ممکنه این هواپیما را وادار به فرود در یکی از فرودگاه های مناطق دور دست آسیایی کرده باشند !‌ " ( با هر هدف و انگیزه سیاسی یا باج خواهی ! ) که پاسخ تقریبآ منطقی به دو معمای مطرح شده نخست بود !
در حالی که فشار خانواده های نگران مسافران پرواز هواپیمای گم شده به مسئولان کشور مالزی افزوده می شد از سوی مقامات این کشور " نقش ربایش توسط تروریست ها " به صورت جدی مطرح شد ! و در ادامه در کمال ناباوری حضور دو مسافر ایرانی با پاسپورت های جعلی ( که سال قبل از دو مسافر اروپایی دزدیده شده بود ) را عامل اصلی در ربوده شدن هواپیمای مالزیایی اعلام کردند !! که اتهامی غیر واقعی با اهداف سیاسی از سوی غربی ها بود‌. طولی نکشید که انواع و اقسام نظریه ها در این رابطه مطرح شد ! و رسانه ها با درج تصاویر دستکاری شده از دو هموطن ما سعی در انحراف افکار عمومی را داشتند‌. اما از ان جا که این جنجال ها بر پایه دروغ و تهمت بنا شده بود‌، عاقبت در هفتم فروردین ماه وزرات کشور مالزی با ارایه آخرین جزئیات مربوط به ورود دو مسافر ایرانی به پرواز " ام اچ - ۳۷۰ "‌، اقدام این دو را بدون انگیزه های سیاسی ارزیابی کرد‌. خبرگزاری ایرنا از قول " احمد زاهد حمیدی " وزیر کشور مالزی افزود: این دو مسافر مجرم‌، تروریست و یا پناهجو نبوده اند‌. و فقط قصد داشتند از گذرنامه های اتریشی و ایتالیایی که ان ها را مجاز به سفر به اروپا می کرد‌، در ان جا اقامت کنند‌.

فرضیه سقوط در اقیانوس هند‌.. !
بعد از گذشت مدتی از جستجوهای همه جانبه نیروهای چند ملیتی برای آرام کردن افکار عمومی ادعا کردند که جت مسافربری مالزیایی در آب های اقیانوس هند سقوط کرده است ! و مدتی روی این سناریو کارکردند ! در ادامه این پروسه رازگونه افزودند‌.. در عملیات چند ملیتی چند شئی شناور پیدا شده و جست و جوها روی این منطقه متمرکز شده است‌. در همین رابطه رسانه های استرالیا به نقل از مقامات تآکید کردند که اجسام یافت شده باید مورد بررسی قرار گیرد و اکنون کشتی هایی از چین و استرالیا به منطقه جست و جو اعزام شده اند‌.. ! صرفنظر از اطلاعیه های گوناگون " سازمان ایمنی دریایی استرالیا " و خبرگزاری " شین هوا " و اعزام چهار فروند شناور چینی به محل مشاهده اجسام شناور‌، این بار مقام های نیوزلندی مشارکت کننده در طرح جست و جو اعلام کردند‌.. دوریین های یک هواپیما یازده شئی پنجاه تا صد سانتی متری را که بسیاری از آن ها مستطیل شکل بوده اند در دریا ثبت کرده اند ! اما همان مقامات بر این باور بودند تا زمانی که این اشیاء شناور از آب گرفته نشوند و مورد بررسی فیزیکی قرار نگیرند‌، نمی توان گفت که مربوط به هواپیمای مالزیایی است‌. در عین حال عملیات حستجو با ده فروند هواپیما از شش کشور استرالیا‌، چین‌، ژاپن‌، نیوزلند کره جنوبی و امریکا در حدود یک هزار و صد کیلومتری شمال این کشور ادامه داشت‌.. ! سازمان ایمنی دریایی استرالیا هم بر اساس تجزیه و تحلیل داده های راداری بین دریای چین جنوبی و تنگه " مالاکا " قبل از ناپدید شدن هواپیما‌، در مورد جست و جوی منطقه تجدید نظر کردند !

یک توضیح ضروری
در فیلم های خبری جستجو های نیروهای چند ملیتی من شاهد حضور هواپیماهای مدرن " اوریون " یا همان " پی تری - اف " بودم‌. از آن جایی که پیش از انقلاب مدتی افتخار پرواز با این هواپیماهای مجهز دریایی را داشتم‌، مطمئن بودم با تجهیزات منحصر به فردی که دارا هستند { خصوصآ مدل های جدید } قطعآ به راحتی قادرند وجب به وجب منطقه جستجو را به درستی رصد کنند‌. و هر آن منتظر کشف لاشه منهدم شده بدنه بوئینگ ۷۷۷ توسط این پرنده ها بودم‌. ضمن این که شناورهای اعزام شده و سایر هواپیماهای جستجو گر هم هر یک از امکانات خارق العاده ای برای جستجو و رصد کف اعماق اقیانوس ها برخوردار هستند‌. اما متآسفانه چنین نشد ! همین مسئله و عدم دریافت سیگنال های شناسایی باعث شد که به این قضیه مشکوک شوم‌. و از زوایای دیگری به ماجرا نگاه کنم ! به قول مشهدی ها‌.. احساس کردم " کاسه ای باید زیر نیم کاسه " بوده باشد ! در ادامه داستان سرایی ها‌، مقامات مربوطه به این نتیجه رسیدند که سرعت هواپیما در طول مسیر بیشتر از میزان تخمین زده شده بوده است و این مسئله قطعآ باعث افزایش مصرف سوخت شده و فاصله پیمودن هواپیما به جنوب اقیانوس هند نیز کاهش می یابد ! آقایان واقعآ زحمت کشیدند ! جالب است بدانید عاقبت یازدهم فراردین ماه پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین در یاداشتی تحت عنوان " امید ها نا امید شد " به نقل از مسئولان امنیت دریایی استرالیا نوشت‌.. بررسی ها نشان می دهد هیچ کدام از این اشیاء مربوط به هواپیمای از دست رفته مالزیایی نبوده است !

داستان سرایی مقامات امریکایی‌... !
با اجازه دوستان از بیان سناریوهای مختلف از جمله ثبت فرکانس موتور های جت یاد شده توسط زیمنس و تحقیقات گسترده درباره صلاحیت اخلاقی خلبانان و حتی سوابق مسافران و سایر ادعاها و نظریه هایی که همگی کم و بیش آگاهید می گذرم‌. واقعیت این است که بعد از سپری شدن دو هفته چرخش آشکار و مهندسی شده مقامات آمریکایی آغاز شد ! زیرا برای خیلی ها روشن شد که رسانه های آمریکایی تعمدآ به فضای غبار آلود این حادثه ادامه می دهند ! تا همچنان فرصت فکر کردن و پیگیری عادی ماجرا را از مردم‌، رسانه ها و مقامات مالزیایی بگیرند و تنها مظنونان حادثه راه گریز داشته باشند !‌ کافی است گشت و گذری در رسانه های مستقل و صفحات اجتماعی غربی بیندازیم تا به واقعیت های پنهان معمای سقوط پی ببریم‌. ابتدا نظریه یک خلبان اهل ایالت فلوریدا به بهانه دفاع از همکاران مالزیایی اش در " ایندیا تو دی " منتشر شد‌. اگر چه تحلیل این خلبان با تجربه به منطق پروازی خیلی نزدیک است‌. و توجیه قابل قبولی در سناریوی گردش به چپ هواپیما مالزیایی از مسیر اصلی پرواز می باشد‌، اما جستجوهای وبگردی من راز های جدیدی را برایم آشکار کرد‌.. اما ابتدا به گزیده ای از مطلب خلبان یاد شده می پردازم :
او با نام بردن از " زهاری احمد شاه " و " فریق عبدالحمید " خلبانان هواپیمای گم شده به وضعیت پرواز شماره ۳۷۰ مالزیایی پرداخته و درباره انحراف به چپ هواپیما از مسیر اصلی می افزاید " این هواپیما تعمدآ به سمت تنگه " مالاک کا " تغیر مسیر داده است " به اعتقاد او کاپیتان زهاری با آتش سوزی ناخواسته در کابین مواجه شده و از روی تفکر صحیح که حاصل هیجده هزار سابقه پروازی اش بوده‌، ترجیج داده به جای بازگشت به مالزی‌، مستقیمآ از سمت دریا به نزدیک ترین فرودگاه یعنی " پولائو لنکاوی " که دارای باندی به طول سیزده هزار پا است‌، برود‌. زیرا در صورت ادامه به سوی کوالالامپور با کوه هایی با ارتفاع هشت هزار پایی مواجه می شده است‌. وی در مورد خاموش بودن " ترانسپاندر ها " می گوید‌.. " به احتمال فراوان هواپیما دچار آتش سوزی الکترانیکی شده که طبق چک لیست های اضطراری می بایست ابتدا فیوزهای منابع الکترانیکی { باس ها } را قطع کرده و سپس مدارها یکی یکی وصل شوند تا مدار خراب پیدا شود " از این رو با خاموش شدن منبع تغذیه الکترونیکی { باس ها } هواپیما دیگر قابل ردیابی نبوده است‌. و این امر در شرایطی رخ می دهد که خلبانان سرگرم خاموش کردن آتش سوزی آن هم از نوع الکتریکی بودند که معمولآ دودهای مسموم کننده و خطرناکی متصاعد می شود‌. او احتمال گرم شدن بیش از حد سیستم یکی از چرخ های هواپیما { شاید ترکیدگی به هنگام برخاستن از باند } به خاطر وزن سنگین و طولانی بودن زمان حرکت بر رای باند آن هم در هوای بسیار گرم فرادگاه را عامل آتش سوزی تدریجی دانسته که بعد از یک ساعت پرواز بر فراز اقیانوس برای آن ها دردسر آفرین شده است‌.

او در ادامه چنین نتیجه گرفته است که ممکن است خلبانان بر اثر تنفس دودهای مسموم دچار خفگی شده باشند و چون هواپیما در حالت پرواز خودکار { اتو پایلوت } بوده‌، همچنان به مسیرش ادامه داده تا سوخت اش پایان یافته و به دریا سقوط کرده است‌. شاید هم کل سطح کنترل داخل کابین به خاطر اتش سوزی از بین رفته و سبب افتادن هواپیما شده است‌.. ! خلبان آمریکایی هر گونه شایعه در مورد هواپیما ربایی یا خودکشی انتخاری از جمله حضور یک مهندس پرواز در جمع سرنشینان پرواز فوق را غیر قابل باور دانسته و ثبت پرواز در ارتفاع بالا توسط رادارهای نظامی را غیر دقیق اعلام کرد‌. وی با احتمال پذیرش فرضیه پرواز در ارتفاع چهل و پنج هزار پایی را ترفندی برای مهار آتش سوزی به خاطر کمبود اکسیژن در آن سقف از سوی خلبان متصور شده و معتقد بود کنترل هواپیما در ارتفاع فوق مشکل است و معمولآ باعث واماندگی هواپیما می شود‌...
همان طور که عرض کردم اگر چه این نظریه با منطق پروازی جور در می آید اما برخی از کارشناسان مستقل در رسانه های آزاد و صفحات اجتماعی خود دیدگاه های دیگری ارایه داده اند‌. که به نظر من دست هایی در پشت پرده به کمک رسانه های غربی سعی در پنهان کردن واقعیت دارند‌. فراموش نکنیم مدت هاست کارخانه بوئینگ به دلیل تحمیل سیاست های نظامی - سیاسی‌، بخش اعظم بودجه تولیدات خود را در صنایع نظامی وزارت دفاع هزینه کرده و قابلیت رقابت با سازندگانی چون ایرباس را خیلی وقت است که از دست داده ! من در جایی خواندم بوئینگ های مدل ۷۷۷ دارای نواقص فنی در شرایط اضطراری هستند‌. که فعلآ وارد این بحث نمی شوم‌. اما شواهدی در دست است که آمریکایی ها مانع از کشف واقعیت ها هستند‌.. !‌. آن قدر کشش می‌دهند تا در نهایت در کمال تآسف اعلام کنند که‌.. چون عمر باطری های جعبه سیاه یک ماه بیشتر دوام ندارد‌، از این را ضمن همدردی با خانواده قربانیان حادثه عملیات اکتشاف را ناخواسته تعطیل می کنیم‌.. !! دلیل ادعایم چنین است : سناریوی جدید رسانه های غربی‌ !
ابتدا نظر کارشناس رازنامه " نیویورک تایمز " را مطرح می کنم‌. این رسانه با اشاره به حضور بیست نفر از کارکنان شرکت صنعتی " فری اسکیل " در میان هواپیمای ناپدید شده مالزیایی مدعی شد این حادثه به رقابت و جنگ پنهان شرکت های فعال در صنایع الکترونیکی ربط دارد ! شرکت یاد شده تولید کننده انحصاری نیمه رسانایی با همین نام تجاری است که با گذشت مدت کوتاهی از آغاز فعالیت‌، رشد اقتصادی خیره کننده ای داشته و پیش بینی می شود در آینده نزدیک به یکی از غول های صنعت الکترونیک تبدیل خواهد شد‌.. ! " فری اسکیل " ماده ای نیمه رسانا ساخته شده از مواد طبیعی و سازگار با محیط رسیت است که در صنایع الکترونیکی‌، خودروسازی‌، رایانه‌، مخابراتی‌، زیر ساخت های بی سیم نسل آینده‌، مدیریت انرژی هوشمند‌، تجهیزات پزشکی قابل حمل‌، لوازم مصرفی تلفن همراه هوشمند کاربرد دارد‌. امتیاز اختراع و تولید این ماده و مالکیت شرکت در اختیار پنج دانشمند و سرمایه گذار چینی است که چهار نفر از ان ها در حادثه پرواز " ام اچ ۳۷۰ " سر به نیست شده اند !
جالب است بدانید که شرکت " فری اسکیل " ضمن تآئید حضور بیست نفر از کارمندانش در این پرواز‌، گزارش تایمز و سایر شایعات رسانه های آمریکایی در این باره را تکذیب و از رفتار ان ها اظهار تآسف کرده است ! گفتنی است از این بیست نفر‌، دوازد نفر اهل مالزیی و هشت نفر چینی بودند که چهار نفر از آن ها‌، از مالکان اصلی اختراع و نام تجاری فری اسکیل هستند‌. در ادامه این سناریو تایمز با گنجاندن انبوهی سند‌، مطلب‌، آمار و اظهار نظر در باره اهمیت این ماده و جایگاه آن در صنایع الکترونیک و ذکر داستان ها و مطالبی درباره رقابت شدید میان شرکت های بزرگ تلاش کرده است ادعای خود را مستند جلوه داده و جای هیچ گونه شک و تردیدی برای مخاطب نگذارد که انفجار هواپیما کار آخرین بازمانده از پنج نفر صاحب اختراع بوده است یا این که شرکت های رقیب در صنعت نیمه هادی ها هواپیما را نابود کرده اند! اما باز هم حدس و تحلیل اصلی ترین عامل ربط دادن حادثه هواپیما به این بیست مسافر و میزان صحت این داستان نیز به اندازه سایر فرضیه های رسانه های آمریکایی از قبیل دست داشتن اجنه‌، ارواح‌، موجودات فضایی‌، سیاه چاله های زمینی‌، جادوگران و پسر نوزده ساله ایرانی است‌... ! 

روایتی دیگر اما متفاوت‌.. !
روایت " رازنامه خراسان " که یازدهم فراردین منتشر شد به نکته در خور توجه ای اشاره داشت‌. که خلاصه آن چنین است :
چندی پیش طی یک معامله بین بعضی گروه ها تروریستی و دولت چین چند قطعه مهم و پیچیده ای که از ارتش آمریکا به دست تروریست ها افتاده بود و برای چینی ها ارزشمند بود به ارتش چین فراخته می شود! این محموله ( که می تواند قطعات بسیار پیشرفته ای از هواپیماهای پهباد باشد که در افغانستان به دست طالبان افتاده باشد ) طی یک برنامه پیچیده و با طی مسیرهای انحرافی از خاورمیانه به مالزی می رسد‌. و پرواز شماره ۳۷۰ به عنوان آخرین بخش این نقل و انتقال انتخاب می شود! سیستم های اطلاعاتی اسرائیل رد این محموله را به دست آورده و به سیستم های امنیتی آمریکا خبر می‌دهند‌. در نهایت نیروهای امنیتی اسرائیل و امریکا وارد عمل شده و طی برنامه ای دقیق و با همراه کردن چند دولت دیگر از جمله استرالیا و انگلستان مانع انتقال پر ارزش به چین می شوند! طبق نقشه جمعآ شش تا نه مامور بسیار مجرب امنیتی با هویت های جعلی و پاسپورت های تقلبی به عنوان مسافر سوار هواپیمای یاد شده می شوند‌. حتی این دو جوان ایرانی که با پاسپورت های دزدی و با هویت جعلی سوار هواپیما شده اند را باید به عنوان بخشی از نقشه دانست که ممکن است بعدآ به درد این سناریو بخورد مانند درگیر کردن ایران یا فشار به مالزی جهت کوتاهی امنیتی در پروازها و غیره‌..
دقیقآ در نقطه تحویل راداری هواپیما از سیستم ناوبری مالزی به ویتنام ارتباط به طور ناگهانی و کامل قطع می شود! هواپیما با تغیر سطح پروازی و احتمالآ تمهیدات الکترونیکی از راه دور‌، به کل از دید و ردیابی رادارهای زمینی مصون می‌ماند ! ربایندگان با کنترل کامل هواپیما آن را از شمال مالزی و تایلند به سمت اقیانوس هند و به طرف پایگاه دریایی مرکزی آمریکا در جنوب جزایر مالدیو حرکت می دهند‌. گفتنی است چند شاهد عینی در مالزی و مالدیو گزارش هایی مبنی بر پرواز یک هواپیما در ارتفاع پائین داده اند‌. دقیقآ معلوم نیست که هواپیما چه مدت در آن جا مستقر بوده ولی این که گوشی های موبایل بعضی مسافران تا چند روز زنگ می خورده نشان می دهد احتمالآ مرحله بعدی عملیات مدتی بعد صورت گرفته است‌. سپس برای از بین بردن شواهد مسافران و هواپیما را منفجر می کنند !
زاستش را بخواهید این تئوری از نظر منطقی صحیح به نظر نمی آید! خصوصآ در مورد زنگ خوردن گوشی ها مگر می شود ماموران حرفه ای که چنین نقشه ای را به اصطلاح طراحی کرده باشند عقلشان به گرفتن گوشی های همراه مسافران نرسد !؟؟ 

در جستجوی واقعیت‌..
با جمع بندی دیدگاه های کارشناسان و سازمان ها و مقامات رسمی مرتبط با صنعت هواپیمایی به این نتیجه اصلی می رسیم که‌ هواپیما بدون نقص فنی و در شرایط آب و هوایی خوب ناگهان در فراز اقیانوس با حادثه ای مواجه شده است‌. که به گفته مدیر دایره سوانح شرکت بوئینگ‌، به قدری ناگهانی و سریع بوده که خلبان حتی فرصت غافلگیر شدن نیز نداشته است‌. او و بسیاری دیگر از متخصصان بر این باورند که هواپیما منفجر شده است { همان حدسی که من از همان ابتدا زده بودم } و از آن جایی که قطعات آن یافت نشده‌، مشخص است که انفجار با مواد پر قدرتی صورت گرفته که تمام حجم هواپیما را متلاشی کرده است‌. آن ها همچنین به صورت تلویحی شلیک موشک به هواپیما را تائید می کنند‌. اما این که به چنین احتمال منطقی و معقولانه فرصت مطرح شدن داده نمی شود و داستان های جن و پری با آب و تاب توسط رسانه ها تولید و منتشر می شوند به همین امر مربوط است ! زیرا مطرح شدن این فرضیه کاملآ منطقی‌، افکار عمومی جهان را وا می دارد که به دنبال منبع موشک شلیک شده باشند ! پر واضح است که نیروهای نظامی کشورهایی چون اندونزی‌، مالزی‌، ویتنام و کامبوج حتی اگر بخواهند هم نمی توانند یک هواپیما را در ارتفاع سی و پنج هزار پایی هدف موشک قرار دهند و خیلی زود تبرئه می شوند‌.. پس حقیقت در جایی دیگر نهفته است‌.. !!
واقعیت این است که در آن منطقه فقط یک یگان نظامی حضور داشته که قابلیت و توان شلیک موشک به هواپیما را داشت ! از قضا این یگان " یو اس اس پینکنی دی دی جی " بود ناوشکن فوق وابسته به ناوگان هفتم نیروی دریایی آمریکاست و از معدود شناورهای نظامی جهان است که به طور ویژه برای حمله به هواپیما طراحی و تجهیز شده است و در صنایع تسلیحاتی آمریکا موشک های قدرتمندی فقط برای این ناوشکن ها تولید می شود‌. ناو شکن پینکنی مجهز به سامانه شناسایی و ردیابی قدرتمند و موشک های هدایت شونده به اهداف پروازی می تواند هرگونه هدفی را در محدوده بسیار طولانی با استفاده از سیستم پرتاپ عمودی نابود کند‌. اتفاقآ این ناوشکن روز جمعه و در زمان ناپدید شدن هواپیما سرگرم تمرین نظامی و انجام رزمایش در همان منطقه بود و نزدیک ترین شناور به نقطه ناپدید شدن هواپیما به شمار می رفت‌. به قدری نزدیک که کاربران آمریکایی پس از اطلاع از سانحه هوایی در صفحه اینترنتی ناوشکن کامنت گذاشته و از آن ها خواسته اند این منطقه را جستجو کنند ! جالب این که در میان سکوت ناگهانی این ناوشکن و کارکنان آن در فیس بوک‌، یکی از کاربران به آن ها اطلاع می دهد که یک هواپیما درست در نقطه ای که شما هستید ناپدید شده است‌. سعی کنید به آن ها کمک کنید! کارکنان و فرماندهی ناو امریکایی که در صفحه فیس بوک خود از مانور و تمرین هایشان خبر داده و روز جمعه محل استقرار خود را به اطلاع دوستانشان رسانده بودند‌، در ساعات نخستین مانور خود را متوقف کرده و سکوت اختیار می کند! این در حالی است که ناوگان ویتنام که بسیار دورتر از آن ها قرار داشتند از دریافت آخرین سیگنال های هواپیما خبر داده بود! اما این ناوشکن مجهز به رادارهای پیشرفته از هواپیمای بوئینگی که از بالای سرش پرواز می کرده اظهار بی اطلاعی کرده است! این موضوع حتی دوستداران این ناوشکن و کاربران سایت آن را نیز متعجب کرده بود‌. به طوری که یک تفگندار سابق نیروی دریایی آمریکا در صفحه اینترنتی خود از فرماندهان ناوگان هفتم انتقاد کرد که چرا حضور ناوشکن پینکنی بزرگ ترین ناو مجهز به انواع موشک های ضد هوایی‌، ضد سطحی و ضد زیر دریایی مستقر در جنوب شرقی آسیا را در چند مایلی نقطه ناپدید شدن هواپیما پنهان کرده و سپس ناوچه دیگری را ( پس از درخواست های مقامات مالزی و فشار افکار عمومی ) برای جستجوی هواپیما اعزام کرده است !؟؟ در دومین روز جستجوها به ناوشکن فوق دستور داده می شود که به گروه جستجو و امداد ملحق شوند و در اوج خبرسازی رسانه های بزرگ آمریکایی‌، تنها یک سایت خبری مستقل بر اساس شواهد و تحلیل های خود نتیجه گیری کرد که ماموریت اصلی ناوشکن پنهان ساختن آثار جرم است !!
با این حال رسانه های خبر ساز امریکایی که هر احتمال بی ربط و هر خبر منحرف کننده ای درباره حادثه را پوشش داده و حتی خبر ادعای پیشگویی جادوگر نیجریه ای را با تصویر بازتاب می دادند‌، این فرضیه را کتمان کرده و اجازه گسترش آن را ندادند‌. این رسانه ها حتی پس از انتشار تمام مکالمات خلبان با برج کوالالامپور که در تمام پنجاه و چهار دقیقه آن همه چیز طبق روال و عادی است و در آخرین دقیقه نیز خلبان اعلام می کند " اوضاع خوب و عالی است " تلاش می کنند رویکرد خود را دنبال کرده و در شرایطی که آخرین اطلاعات نیز بر انفجار شدید و ناگهانی هواپیما دلالت دارد‌، فرضیه موجودات فضایی و نیروهای ماورایی را در ذهن مخاطب زنده کنند ! روشن است که چه در مرحله نخست و فضای پر هیجان روزهای اول و چه در مرحله دوم که هیجان ها فراکش کرده و ماجرا برای مخاطبان عام تکراری و کهنه شده‌، رویکرد ثابت رسانه های جریان ساز آمریکایی ارائه اطلاعات پر شمار و غلط درباره حادثه است تا ذهن ها همچنان از توجه به واقعیت و مضنون اصلی دور بمانند ! با این رویکرد حتی اگر در آینده نیز واقعیت آشکار شود با انبوهی از اطلاعات غلط و خبرهای راست و دروغ‌، امکان خدشه دار کردن آن فراهم خواهد بود‌. 

من معتقدم هواپیما هرگز پیدا نخواهد شد‌... !
با کنار هم قرار دادن همه این پازل ها یک امر مسلم و بدیهی است که هواپیمای مالزیایی به طور ناگهانی منفجر و نابود شده است ! چون اگر غیر از این بود با تجهیزات مدرن راز و ماهواره ها می شد محل دقیق جعبه سیاه را پیدا کرد‌. مهم نیست که انفجار به دست تروریست ها‌، ماموران امنیتی‌، شرکای تجاری‌، ناوشکن آمریکای یا هر موردی دیگر صورت گرفته باشد‌، مهم انفجار ناگهانی و نابودی هواپیما با تمام سرنشینان است‌ که با شیطنت های رسانه های غربی و بیان تحلیل های آبکی و انحرافی و نادیده گرفتن شواهد و ادعای صاحبنظران و متخصصان همچنان افکار جهانی را فریب داده و همه را بازی داده است ! هنوز مردم شلیک ناجوانمردانه ناو وینسنس آمریکایی به ایرباس پرواز ۶۵۵ را از یاد نبرده اند که چگونه با ظاهر سازی و ادعاهای پوشالی عمل خود را توجیه کردند ! دوشنبه همین هفته عمر باتری بوئینگ به اتمام خواهد رسید‌. و به همین راحتی جان بی گناه مسافران پایمال می شود‌. به هر حال باید این چند روز را هم با گربه رقصانی رسانه های غربی به سر کنیم !! به امید روزی که در صلح و امنیت جهانی به سر بریم‌.
* این مطلب در تاریخ 16 فروردین در وبلاگ " دلنوشته‌های یک کهنه سرباز" منتشر شده است

ارسال نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تین نیوز در وب منتشر خواهد شد.

  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.

  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.

نظرسنجی
آیا با افزایش قیمت سوخت موافقید؟
نتایج
آخرین عناوین پربازدیدترین پربحث ترین
معرفی کتاب معرفی نشریه هفته نامه حمل ونقل