| کد خبر: 37349 |

وبلاگ تین نیوز، محسن رنانی |  آخرین تحول ایجاد شده در فضای اقتصادی و بین المللی جهان کاهش قیمت نفت بوده است، این تغییر بخش بزرگی از معادلات سیاست داخلی و خارجی را بر هم زده است. سیاست اصلی دولت اوباما در قبال خلیج فارس جلوگیری از واردات حتی یک قطره نفت تا سال 2020 بود.

 پس از حمله آمریکا به عراق ناامنی در مناطق نفتی این کشور ایجاد و به دنبال آن شوک قیمتی این محصول نیز آغاز شد به طوری که قیمت نفت از 23 دلار به ازای هر بشکه نفت خام در سال 2003 ، ظرف مدت دوسال به50 دلار رسید، اما قیمت نفت از دید آمریکا باز هم نیازمند افزایش قیمت تا مرز 100 دلار بود و سیاست ایالات متحده بر این اصل استوار بود که به مدت هفت تا 10 سال قیمت نفت را ثابت نگاه داشته و پس از آن تغییراتی در آن ایجاد کند.
مناقشه هسته‌ای ایران دستاویز غرب برای سرعت بخشیدن به سیر صعودی قیمت نفت در بازارهای جهانی بود. قیمت نفت به شدت به پارامترهای سیاسی و تحولات منطقه خلیج فارس وابسته است به طوری که بروز حتی یک تغییر کوچک در این منطقه می‌تواند در نوع شیب قیمت نفت در بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
  مساله هسته‌ای ایران به شکلی آرام و بی هزینه آمریکا را به اهداف اقتصادی خود در خاورمیانه نزدیک کرد، در شرایطی که سیاستمداران ایران از قیمت 100 دلاری هر بشکه نفت خام در بازارهای جهانی خرسند بودند آمریکا و روسیه به بیشترین سود ممکن از افزایش قیمت نفت دست یافتند. روسیه به این خاطرکه بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان محسوب می‌شود و آمریکا نیز از این بابت به دنبال تغییر الگوی انرژی در جهان بود.
به استناد کتاب "پایان نفت" و بر اساس این کتاب جهان در نهایت مجبور به تبعیت از سیاست‌های اقتصادی آمریکا در قبال نفت است به عنوان نمونه اگر آمریکا اعلام کند که ظرف 10 سال آینده تمام خودروهای این کشور ملزم به استفاده از سوخت سبز هستند از این پس همه شرکت‌های خودرو ساز جهانی که قصد صادرات محصولات خود به آمریکا را دارند ناچار به تولید خودروهایی با ویژگی‌های مورد نظر کشور قدرتمند مقصد هستند.

با توجه به اظهار نظر سال 2008 اوباما مبنی بر پایان بخشیدن به اعتیاد نفت تا سال 2020 به نظر می‌رسد این پیش بینی دو سال زودتر از تاریخ مورد نظر رییس جمهور وقت آمریکا یعنی در سال 2018 به تحقق خواهد پیوست. جهان غرب در قرن بیستم با درایت و به سادگی از چهار بحران بزرگ پیش روی خود از جمله بحران‌های مربوط به جنگ‌های جهانی، بحران‌های اقتصادی، انقلاب‌های کمونیستی و شوک‌های نفتی گذشت.
 غرب با تشکیل سازمان ملل متحد از ورود کشورها به عرصه جنگ و خون ریزی جلوگیری کرده و با بحران جنگ‌های جهانی مقابله کرد و بحران‌های اقتصادی نیز اگر چه برای نخستین بار در سال 1929 از یک سو به سقوط بورس‌های آمریکایی و غربی و از سوی دیگر به خودکشی چهار هزار نفر در جهان به خاطر استیصال از وضعیت اقتصادی کشورهای خود شد، اما این مشکل نیز پس از انعقاد توافقنامه‌های پولی و مالی، ایجاد پیوندهای تجاری، تاسیس صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و ... نیز از سوی غرب مدیریت شد.

با وجود اینکه با انقلاب‌های کمونیستی تمام تمدن غرب زیر سوال برده شد، اما در ادامه بخشی از این مشکل به علت خطای سیستم‌های کمونسیتی و بخشی دیگر نیز به دنبال درایت غرب برطرف شد. غرب در عمل شوروی را در یک مسابقه هسته‌ای کانالیزه و متعهد کرد تا 30درصد درآمد ملی خود را به منظور ریشه کن کردن فقر در تجهیزات نظامی به مصرف برساند و از این طریق تمام انرژی مازاد مورد نیاز برای پیشی گرفتن سیستم کمونیست در یک مسابقه تسلیحاتی در بخش نظامی کانالیزه شد.

در خصوص بحران شوک‌های نفتی و عدم توانایی غرب برای مقابله با این شوک اقتصادی و مدیریت آن، نیز نخستین شوک نفتی در سال 1973 در جنگ عراق و اسراییل و دومین شوک نفتی نیز در جریان انقلاب ایران برای غرب رخ داد به همین دلیل نیز می‌توان گفت که شوک نفتی تمام برنامه ریزی‌های صنایع غربی را تاکنون به هم ریخته است.
 اگر روند عرضه و تقاضای نفت در بازارهای جهانی تابع الگوهای رو به رشد خود در دهه 90 میلادی باقی می‌ماند بدون شک در خلال سال‌های 2020 تا 2025 شاهد پیشی گرفتن تقاضای نفت از عرضه آن بودیم و به دنبال این اتفاق نیز قیمت نفت به چند صد دلار برای هر بشکه می‌رسید مساله‌ای که در نهایت باعث ایجاد خسارت‌های جبران ناپذیری بر پیکر اقتصاد غرب می‌شد با این تفسیر آمریکا و غرب تمام تلاش خود را در جهت استفاده کمتر از نفت و جایگزینی انرژی‌های نو به جای آن به کار گرفته‌اند.
 محاسبات انجام شده در اوایل قرن بیست و یکم نشان می‌دهد که روند جایگزینی انرژی‌های نو به جای نفت 100 سال به طول می‌انجامد این در حالی است که مهمترین عامل گرمایش و آلودگی زمین استفاده از نفت و مشتقات حاصل از آن است و اگر این آلودگی‌ها تا سال 2050 میلادی ادامه یابند آب دریاها و اقیانوس‌ها بالا آمده و خسارت‌های جبران ناپذیری به 50 درصد اقتصاد ایجاد شده غرب در حاشیه دریاها و اقیانوس‌ها وارد می‌شود.
بهترین راه عدم استفاده مردم از نفت افزایش قیمت این محصول است اگر در سال 2005 قیمت نفت به بالاتر از 40 دلار می‌رسید، تولید انرژی هسته‌ای در جهان شکل اقتصادی به خود می‌گرفت چرا که افزایش قیمت نفت نه تنها باعث افزایش انگیزه سرمایه گذاری در بخش انرژی‌های تجدید پذیر می‌شود، بلکه گرایش کشورها به استفاده از انرژی‌های پاک مانند انرژی هسته‌ای را نیز افزایش می‌دهد.

 در سال 2012، رشد سرمایه‌گذاری برای انرژی‌های نو به 70 درصد رسیده است این به آن معنی است که دیگر برای جایگزینی انرژی‌های نو با نفت نیاز به 100 سال زمان و به عنوان مثال کشوری مانند آمریکا که بزرگترین وارد کننده نفت دنیا است تا سال 2018 دیگر نفتی به کشور خود وارد نخواهد کرد. 

به علت ارزش اقتصادی نفت شیل در مقابل سوخت های تجدید پذیر سقوط قیمت نفت از هم اکنون در بازارهای جهانی آغاز شده است و این مساله طلیعه ای از یک سقوط بزرگتر را نوید می دهد. در حال حاضر رشد تقاضای نفت متوقف شده و صنایع بزرگ و کوچک جهانی نیز در حال حرکت به سمت استفاده از انرزی های نو و تجدید پذیر هستند، بنابراین کشورهای خاورمیانه و جهان باید بدانند که قیمت جهانی نفت دیگر هرگز به 100 دلار نخواهد رسید.

 نزول قیمت نفت تا مرز بالاترین هزینه تولید آن یعنی 35 دلار در دریای شمال به معنای غیر اقتصادی بودن تولید نفت است، اصلی ترین هدف عربستان برای پایین نگه داشتن قیمت نفت مقابله با نفت شیل است. اگر قیمت نفت به 50 دلار برسد شرکت های آمریکایی دیگر قادر به تولید نفت شیل نخواهند بود.
با توجه به سقوط قیمت نفت تا مرز 50 دلار جهان امروز در آغاز یک سقوط بزرگ قرار گرفته است، با این وجود بروز تحولات سیاسی پیش بینی نشده می تواند منجر به افزایش قیمت نفت شود. به عنوان نمونه اگر داعش در منطقه ایجاد ناامنی کند، طوفانی در سواحل آمریکا اتفاق بیفتد و پالایشگاه ها و صنایع را نابود کند و ... باعث افزایش قیمت نفت خواهد شد اما این موارد نیز در عمل افزایش های مقطعی در قیمت خواهند بود. سقوط قیمت نفت می تواند تهدیدی فرصت آفرین برای ایران باشد، ایران باید بپذیرد که در آغاز یک دوره سقوط قیمت نفت قرار گرفته است. یک دوره طلایی برای اقتصاد ایران که در آن دولت وظیفه دارد از بخش خصوصی درخواست کمک کند. سقوط قیمت نفت ممکن است باعث بروز برخی مشکلات در جامعه ایران شود، اما توجه نظام تدبیر به بخش خصوصی می تواند باعث بروز یک نقطه عطف و طلایی برای کشور باشد.
 بخش خصوصی در ایران نه تنها آمادگی لازم برای حمایت از دولت ندارد، بلکه همواره در انتظار برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های دولت نیز هست. مجلس قانون هدف مندی یارانه ها را تصویب کرده و بر طبق این قانون 20 درصد از درآمد یارانه ها به بخش خصوصی واگذار شده است، چرا بخش خصوصی از نگرفتن سهم خود شکایتی نکرد؟ بخش خصوصی قدرت تصمیم گیری، قانون گذاری و تبلیغات دارد، اما از این قدرت خود استفاده ای نمی کند. بخش خصوصی در این دوران که دوران سقوط بزرگ نفت است، باید برای آینده فکر کند، باید به دولت بسته پیشنهادی برای نرخ ارز پس از تحریم ارائه دهد.

 توافق هسته‌ای هیچ مشکلی از اقتصاد جامعه را حل نمی کند. تحولات اخیر خاورمیانه منجر به ایجاد مجموعه ای از دولت های ورشکستگی شده است. دولت هایی که در تامین امنیت خود به عنوان نخستین وظیفه اساسی ناتوان هستند به عنوان مثال اکنون کنترل بیش از 50 درصد کشورهای پاکستان، افغانستان، عراق، سوریه و ... از دست دولت های خود خارج شده است و در صورت نبود کشورهای با ثباتی مانند ایران و عربستان در منطقه، خاور میانه با فروپاشی بزرگی رو به رو خواهد شد.
 ثبات خاورمیانه برای صادرات نفت آمریکا از منطقه مورد نیاز است، آمریکا برای رسیدن به اهداف اقتصادی خود به یک ایران و عربستان با ثبات و نه ورشکسته نیازمند است. با این وجود اگر چه استراتژی غرب در حال حاضر بر حفظ اعتدال ایران استوار است. اما اگر ایران در مسیری تهدید آمیز برای رژیم صیهونیستی و یا غرب حرکت کند بدون شک با واکنش سریع طرف های غربی مواجه خواهد شد.

 رابطه آمریکا با ایران را دستاورد مهم سیاست خارجی آمریکا است. اگر چه اوباما و هم حزبان او به دنبال استفاده سیاسی از روابط خود با ایران هستند، اما در عین حال برای گریز از نوسانات ایجاد یک رابطه سریع به دنبال مصالحه ای تدریجی هستند. غرب برای بحران‌سازی در خاورمیانه به داعش نیازمند است، بر این اساس گروه تروریستی داعش ظرف یک یا دو سال آینده از کره زمین محو نخواهد شد، بلکه فعالیت آن محدود می شود.

 در شرایط کنونی هم غرب و هم ایران تمایل به مصالحه دارند. ایران به دلیل حجم مشکلات موجود که از یک سو ناشی از ساختارهای ناکارآمد اداری و اقتصادی و یا بی تدبیری های سال های اخیر است و از سوی دیگر نیز به دلیل تحریم ها وغرب و به طور خاص آمریکا نیز به علت نیازمندی به یک دستاورد سیاست خارجی تمایل به مصالحه دارد.
 طول کشیدن روند مذاکرات به ضرر ایران است. کاهش قیمت نفت در ماه های پیش رو قدرت چانه زنی ایران را از بین می برد و مذاکره کنندگان ایرانی را وادار می کند تا با شدت بیشتری طالب مذاکرات باشند با این وجود طولانی شدن زمان مذاکرات ممکن است به ضرر رییس جمهور آمریکا نیز تمام شود. چرا که قدرت علنی جمهوری خواهان در کنگره و سنا از سال جاری میلادی ممکن است راه اوباما برای انجام مذاکرات با ایران را با مشکلاتی رو به رو کند.

 ایران برای حفظ پشتوانه‌های نفتی خود باید تا پیش از نوروز و حتی تا قبل از عید نوروز به توافق جامع به 1+5 دست یابد. تنها فایده به درازا کشیده شدن مذاکرات برای ایران کم رنگ شدن صدای اعتراض مخالفان توافق هسته ای است. در اواخر دولت یازدهم بحران جدی اقتصادی و کاهش شدید ذخایر کنجاله و گندم باعث آماده تر شدن فضا برای توافق هسته ای با غرب شد، اما پس از برداشته شدن اندکی از تحریم ها در آن مقطع دوباره صدای اعتراض برخی به چرایی انجام مذاکرات بالا رفت و برخی گروه ها دوباره به تردید و یا تشکیک افتادند.

دولت وزن زیادی برای مذاکرات ایجاد کرده و این موضوع به جامعه نیز منتقل شده است به طوری که مردم اکنون توافق هسته ای ایران با گروه 1+5 را به معنای تمام شدن همه مشکلات می دانند. این مساله باعث سر پوش گذاشتن بر سایر مسائل نیز هست اکنون کشور با هزار و یک چالش دیگر رو به رو است که نیازمند بررسی و واکاوی هستند.

 ایران در مذاکرات هسته ای خود با گروه 1+5 وارد یک لوله یک طرفه ای شده که امکان بازگشتی برای آن نیست، تنها کار ممکن در این مسیر کنیم گاهی ناز کردن و گاهی آهسته تر و یا تند رفتن است. هیچ برگشتی در مذاکرات هسته ای ایران وجود ندارد این مذاکرات تنها ممکن است تمدید شود و یا به طول بینجامد.
این یک طرفه بودن مسیر مذاکرات هسته ای ایران نقطه اطمینانی برای بخش خصوصی است، چرا که اگر کشور عقب گرد کند با فشارهای عظیمی رو به رو می شود.مذاکرات با احتمال فراوان دوباره تمدید خواهد شد و این موضوع به پارامترهایی مانند قیمت نفت، وضعیت داعش، روسیه، سوریه، سیاست های داخلی ایران بستگی دارد.

 فرض حصول نتیجه برای مذاکرات هسته ای ایران هیچ دستاوردی به جز کاهش 500 تومانی مقطعی قیمت ارز برای کشور به دنبال نخواهد داشت. به همین دلیل نیز لازم است بخش خصوصی مستقل از مذاکرات استراتژی خود را بچیند. اگر توافق هسته ای صورت بگیرد واردات نیز انجام گرفته و قیمت ارز افزایش می یابد. اما اگر توافقی میان ایران و طرف غربی انجام نشود، شوک ناشی از عدم توافق، قیمت ارز را افزایش می دهد. با این تفاوت که در صورت انجام توافق، قیمت ارز با چند ماه تاخیر افزایش خواهد یافت.

اما اگر توافق در مذاکرات هسته ای انجام شود چه تحریم هایی برداشته می شود؟ 28 تحریم با محوریت آمریکا وجود دارد که بخشی از آن را کنگره و بخشی را نیز رییس جمهور وضع کرده، هفت مورد از 28 تحریم به سرعت با توافقنامه لغو می شود و باقی آن یک پروسه قانونی تاریخی دارد که زمان بر است. یک سری از تحریم ها مستقیم مربوط به بحث هسته ای است و باقی به حقوق بشر، تروریست، پولشویی، فساد و ... ربط دارند.

 تحریم هایی که وضع شده اند و احتمالا بلافاصله پس از توافق هسته ای لغو می شوند، پنج مورد است.  فرمان اجرایی 13382جرج بوش در سال 2005 یکی از تحریم ها است که طبق این فرمان معامله با افراد و نهادهایی که در صنعت هسته ای ایران نقش و فعالیت دارند منع شده و اموال این نهادها در آمریکا مسدود خواهد شد. این تحریم پس از توافق رفع می شود اما رفع آن در اقتصاد کشور اثری نمی گذارد و تنها ممکن است بر روی فعالیت های حاشیه ای هسته ای تاثیر مثبت داشته باشد.
 تحریم بعدی فرمان اجرایی 13622 است. این تحریم علیه شرکت های مرتبط با پتروشیمی تعریف شده که منابع مالی بخش پتروشیمی که دومین منبع درآمد ایران است را محدود می کند. با برداشتن تحریم در این حوزه، بخش پتروشیمی تحول پیدا خواهد کرد.  یکی دیگر از تحریم ها، فرمان اجرایی 13599 است که به طور مشخص بانک مرکزی را تحریم کرده، با توافق هسته ای این تحریم برداشته می شود. از مجموعه تاثیراتی که حذف تحریم ها بر جای می گذارد، همین یک مورد اهمیت زیادی دارد که این آن را هم اکنون یاد گرفته ایم که چگونه دور بزنیم.

 تحریم دیگر، فرمان 13608 است که طبق آن افراد غیر آمریکایی که تحریم های ایران و سوریه را نقض کردند، تحت پیگرد قرار گیرند. این تحریم هم برای اقتصاد کشور اثری نخواهد گذاشت.

 دو تحریم هم کنگره آمریکا وضع کرده و پس از تحریم احتمالا لغو می شود . قانونی که تحت عنوان اختیارات دفاع ملی در کنگره تصویب شده و بخش مالی ایران و بانک های خارجی که با بخش نفت ایران ارتباط دارند را تحریم کرده است. با توجه به کنگره جمهوری خواه بعید است که این تحریم پس از توافق نیز رفع شود.

 همچنین قانون منع گسترش تسلیحات هسته ای توسط ایران و قانون منع دستیابی ایران، کره شمالی و سوریه به تسلیحات کشتارجمعی است که این موضوع هم بر اقتصاد، اثری نخواهد گذاشت. البته همین که توافق صورت بگیرد آثار روانی بر شرکای تجاری و اقتصاد ایران می گذارد و امید و نشاطی که ایجاد می کند، تحرک به وجود خواهد آورد. شرکای تجاری فعال می شوند اما باید بتوان صادرات انجام داد، باید استانداردهای صادرات وجود داشته باشد، باید نظام گمرکی فعال و کارآمد باشد تا بتوان فعالیت تجاری انجام داد.

ظرفیت تولید کشور بیش از دو برابر مصرف داخلی است، بنابراین در داخل برای تولیدات مشتری وجود ندارد و باید درها باز شود و صادرات انجام شود، برای این مهم، همکاری های منطقه ای باید وجود داشته باشد که متاسفانه وجود ندارد.
 اگر رونق وجود داشته باشد، تورم مشکل ساز نخواهد بود، تورم زمانی نامناسب است که رکود باشد. بنابراین مشکل، تورم نیست بلکه رکود است و در رکود مساله اول حل بدهی های معوقه است. 

دولت باید دو فعالیت را هر چه سریع تر انجام دهد یکی اینکه تکلیف قیمت انرژی سال آینده از الان روشن کند تا اگر قیمت انرژی در سال آینده بالا رفت، شوک ایجاد نکند و از همین الان همه در برنامه هایشان این موضع را ببینند و دوم اینکه پلان با ثبات برای ارز ارایه شود؛ نباید منتظر ماند تا تحریم برداشته شود و اتفاقات دیگر بیفتد. 
همچنین نگرانی از اینکه پس از لغو تحریم ها، کشور وارد موج آشوب سیاست گذاری و همچنین مواجهه با آشفتگی در واردات شود، وجود دارد. بسیاری از حوزه ها کمبود دارند و همه می خواهند در این شرایط گشایش پس از تحریم، کمبودهای خود را جبران کنند و متعاقب آن یک جهش عظیم قیمت ارز بوجود می آید و در نهایت یک شوک تورمی داخلی ایجاد می شود. 

دولت باید یکبار برای همیشه بند ناف بودجه اش را از قیمت ارز بچیند. اینجاست که باید بخش خصوصی به دولت یک نسخه عملیاتی بدهد. وی با بیان اینکه 25 سال خصوصی سازی در کشور در حال انجام است، نسبت بودجه دولت به کل اقتصاد ایران در سال 1368، 40 درصد بود، اکنون این میزان به 80 درصد رسیده است.
 
یک سری اشکالات غیر ساختاری در اقتصاد کشور وجود دارند که در کوتاه مدت یا میان مدت قابل حل هستند مانند تنش هسته ای و سردی روابط با کشورهای عربی که با یک سفر قابل رفع است، بی ثباتی در فضای سرمایه گذاری و همچنین شکاف در وفاق ملی. بالاخره باید مناقشه سال 88 یک نقطه پایان داشته باشد، این قضیه بی ثباتی سیاسی می آورد. باید یک آشتی ملی ایجاد شود. نمی توان موتور توسعه را با نیمی از جامعه روشن کرد. یک ملت باید از تمام ظرفیت های خود در جهت توسعه استفاده کند. مناقشه 88 به مراتب بدتر از مناقشه هسته ای، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. توافق هسته ای نا اطمینانی های حوزه خارجی را حل می کند، اما نا اطمینانی های حوزه داخلی با توافق حل نمی شود.

 توافق هسته ای شرط لازم است، شرط کافی نیست. پس از لغو تحریم احتمال دارد، برخوردهای سیاسی دولت به ویژه چون به انتخابات مجلس نزدیک می شویم، شدت می گیرد. پس از لغو تحریم، ممکن است عده ای توافق کننده ها را متهم کنند و به آن ها حمله کنند، عده ای بخواهند متقابلا جواب دهند، این موارد در آستانه برگزاری انتخابات مجلس انجام گیرد، بحث مناقشات 88 نیز در آن زمان داغ شود و در نهایت یک شکاف سیاسی در سطح ملی رخ بدهد. 

البته سرمایه گذاری های پراکنده ممکن است پس از لغو تحریم شروع شود، در کشور سرمایه گذاری های ناتمام بسیاری وجود دارد که این نگرانی وجود دارد که پس از لغو تحریم، بخواهند تمام این سرمایه گذاری‌ها را تکمیل کنند. باید قانون گذاشته شود که سرمایه گذاری روی بخشی از پروژه ها ممنوع باشد. وگرنه رها شدگی پس از تحریم باعث می شود در بسیاری از پروژه ها، پول اختصاص یابد، تورم ایجاد شود اما تولیدی از قبل آن حاصل نشود.
 تنها باید در پروژه ای سرمایه گذاری انجام شود که در همان سال به تولید برسد وگرنه تورم ایجاد خواهد کرد.
همچنین بسیاری از نهادها و وزرات خانه ها آماده اند که پس از لغو تحریم قراردادهای خارجی منعقد کنند. تمام قراردادهای خارجی باید معطوف به از زمین بلند کردن بخش خصوصی باشد بخش خصوصی و اتاق بازرگانی حتما باید تا قبل از عید بسته پساتحریم آماده کند و در اختیار دولت قرار دهد. اکنون یک دوره طلایی اقتصادی برای بخش خصوصی است، بخش خصوصی باید به تولید تئوری در شرایط پساتحریم مطابق نیازها بپردازد. اکنون بخش خصوصی باید به دولت کمک کند.

ارسال نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تین نیوز در وب منتشر خواهد شد.

  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.

  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.

نظرسنجی
به نظر شما اولویت استفاده از سرمایه‌های جذب شده خارجی از سوی وزارت راه و شهرسازی در کدام بخش است
نتایج
آخرین عناوین پربازدیدترین پربحث ترین
معرفی کتاب معرفی نشریه هفته نامه حمل ونقل